ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند


ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند 

بازیگران و ستاره هایي که سال جاری شاید برای اسکار نامزد خواهند شد را به شما معرفی میکنیم که بسیار پیروز ظاهر شده اند. با همه شدن جشنواره هاي تورنتو و ونیز اکنون منتقدان شمار بیشتری از مدعیان فصل جوایز را دیده اند.

 

تحلیلگران گاردین یک لیست هفت تایی از برجسته ترین آدم هاي سینما از ابتدای سال ۲۰۱۷ تا امروز تدارک دیده اند. افرادی که به حدس انها دستاوردهای شان در فصل جوایز نادیده گرفته نمی‌شود.

 

گری اولدمن: نامزد برترین بازیگر نقش اول مرد/ تاریک ترین ساعت

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

نقش هاي بیوگرافیک به ویژه آنهایی که تصویرگر سیاستمداران میباشند، همۀ وقت} بین منتقدان و اعضای آکادمی طرفدار دارند.

 

وینستون چرچیل هم از آن سیاستمدارانی هست که به دلیل نقش تاثیرگذراش در جنگ جهانی و سیاست ورزی اش همه ي وقت مورد دقت بوده.

 

اکنون جو رایت در فیلم «تاریک ترین ساعت» روزهای آغاز جنگ جهانی دوم را به عکس میکشد. یعنی پرشورترین روزهای زندگی چرچیل که باید تصمیم بگیرد با هیتلر مذاکره کند یا روی اصولش بجنگد. شعار تبلیغاتی فیلم یکی از جمله هاي مشهور سخنرانی چرچیل هست: «هیچ وقت، هیچ وقت تسلیم نوشید.»

 

منتقدان به کلیت فیلم رایت امتیاز خوبی داده اند اما بیش از هر چیز از بازی گری اولدمن تعریف کرده اند و وی را یکی از بزرگ ترین بازیگران این دوران لقب داده اند.

 

سالی هاوکینز، نامزد برترین بازیگر نقش اول زن/ شکل آب

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

فیلم «شکل آب» گیلرمو دل تورو تا اینجای کار با دقت به امتیاز منتقدان مهمترین فیلم سال هست.سال ۱۹۶۲ یک سرایدار گنگ و همکارش متوجه یک موجود عجیب‌وغریب در تانک آب میشوند. سرایدار که همه ي زندگی اش تنها بوده با این موجود ارتباط دوستانه اي برقرار میکند.

 

سالی هاوکینز نقش زن سرایدار را بازی میکند. از آن نقش هاي پیچیده که هم محملی برای درونیات بازیگر هست و هم فضای فانتزی اش فرصت را برای کارهای عجیب‌وغریب فراهم می‌کند.

 

جسیکا چستین: نامزد برترین بازیگر نقش اول زن/ بازی مولی

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

درام جنایی که نخستین ساخته آرون سورکین، فیلمنامه نویس بزرگ معاصر در مقام کارگردان هست. این اقتباسی از یک حکایت حقیقی هست. مولی بلوم ورزشکار و قهرمان المپیک در ۲۶ سالگی توسط اف.بی.آی مورد بازجویی قرار می‌گیرد چون برای سلبریتی هاي هالیوودی به صورت پنهان و زیرزمینی امپراطوری قمار فراهم کرده بود.

 

منتقدان نوشته اند که چستین بیشترین استعداد بازیگری خودش را در این فیلم نشان داده هست. این فیلم سومین نامزدی اسکار را برای چستین به ارمغان می آورد.

 

کریستوفر نولان: نامزد برترین کارگردانی/ دانکرک

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

خب این یکی انتخابی هست که همۀ پیش بینی اش می‌کنند. «دانکرک» فیلم جنگی کریستوفر نولان مهم‌ترین فیلم تابستان سال جاری بود. اگرچه نولان باوجود جاه طلبی هاي بصری اش اکثر بخاطر فیلمنامه هایش مورد دقت آکادمی اسکار قرار گرفته اما درام جنگی دقیقا همان چیزی هست که باید قابلیت هاي وی را بعنوان کارگردان هم نشان می داد، فیلمی که منتقدان توافق دارند از نظر بصری شگفت آور هست.

 

آرون سورکین: نامزد برترین فیلمنامه اقتباسی/ بازی مولی

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

این سومین نامزدی اسکار برای سورکین در بخش فیلمنامه میشود. طبیعی هست که در نخستین فیلم هنوز نشود با اطمینان روی پاداش کارگردانی اش حساب کرد اما ممکن هست بعد از «مانی بال» دومین پاداش اسکار را برایش به ارمغان بیاورد.

 

پایه فیلم «بازی مولی» یک حکایت حقیقی هست اما سورکین معمولاً نکات دراماتیک تیزهوشانه اي به فیلمنامه اش اضافه می‌کند که از ماجرای اصلی هم زیبا تر میشود. این جا هم با یک هوش برتر سر و کار داریم. قرار هست فیلمنامه «بازی مولی» تداعی کننده موفقیت فیلمنامه «شبکه اجتماعی» باشد؟

 

ویلم دافو: نامزد برترین بازیگر نقش مکمل مرد/ پروژه فلوریدا

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

فیلم مستقلی که دل منتقدان را به دست آورد. یکی از نقاط قوتش بازی ویلم دافوست. قهرمان فیلم شان بیکر یک دختر شش ساله هست و دافو نقش صاحب مهربان متلی را بازی می‌کند که دخترک و مادرش مهمانش می‌شوند.

 

جیک جیلنهال: نامزد برترین بازیگر نقش اول مرد/ قوی تر

ستاره هایی که نامزد احتمالی اسکار هستند

دیوید گوردون گرین تا اکنون فیلمهای مهمی نساخته ولی همه ي وقت در بازی با بازیگران آدم موفقی بوده هست. او در فیلم «مگلهون» بعد از مدت ها آل پاچینو را به روزهای اوجش بازگرداند. این فیلم هم اقتباس از یک حکایت حقیقی هست.

 

جف بومن که جیک جیلنهال نقش اش را بازی می‌کند زندگی الهام بخشی دارد. وی را مظهر امید شهر بوستون میدانند چون بعد از بمب گذاری در المپیک بوستون پاهایش را از دست داد ولی هم چنان به ورزش قهرمانی ادامه داد.هالیوود همۀ وقت} عاشق چنین نقش هایي بوده هست و برای جیلنهال هم بحران خوبی هست بعد از چند نقش پیچیده روانی اکنون یک نقش پیچیده فیزیکی را بازی کند.

 

 


مشاهده کلیپ

اعتراض شدید مینا وحید به آرایش بازیگران زن


اعتراض شدید مینا وحید به آرایش بازیگران زن 

مینا وحید بازیگر ایرانی که در فیلم شهرزاد نیز نقش آفرینی کرده هست به آرایش و لباس بازیگران وقتی به دیدار کودکان مریض و بی سرپرست میروند به شدت انتقاد کرد. انتقاد مینا وحید از بازیگران در محک , مینا وحید نسبت به رفتارهای برخی از بازیگران در موسسه خیریه محک واکنش نشان داد.

اعتراض شدید مینا وحید به آرایش بازیگران زن

واقعاً برخی کارهای همکارانم بسیار زننده و ناجوانمردانه هست.مثلا در جشن موسسه خیریه‌ي محک که به کودکان سرطانی کمک میکند،آن هم کار هنرمند من با شیک‌ترین و گران ترین خودرو، همچنین لباس و آرایش مو به این جشن می آید.

 

در محک! جاییکه بچه‌ها مو ندارند تا آرایش کنند. پولی ندارند که خرج‌ي درمان خود را بدهندو …آن هنرمند فقط دارد با موبایلش برای صفحه‌هاي مجازی‌اش فالوئر اکثر جمع می کند و تصویر میگیرد!

 

 


مشاهده کلیپ

ازدواج زوج بازیگر سریال بازی تاج و تخت +عکس


ازدواج زوج بازیگر سریال بازی تاج و تخت +عکس 

دو بازیگر سریال بازی تاج و تخت با هم در دنیای حقیقی هم ازدواج کردند تا این سریال عاملی باشد برای نخست زندگی مشترک آنها. دو بازیگر سریال سرشناس گیم آف ترونز، نامزدی خود را رسما اعلام کردند.روز قبل کیت هرینگتون و رز لزلی، بازیگران سریال گیم آف ترونز، به طور رسمی در روزنامه تایم لندن، نامزدی خود را اعلام کردند.

 

گفته میشود این دو هنرمند، حدود چهار سال پیش سر صحنه گیم آف ترونز باهم آشنا شدند و در طی این سال ها کوشش داشتند ارتباط خود را خصوصی و به دور از چشم مردم و خبرنگاران نگاه دارند که حتی یکبار کیت هرینگتون، بازیگر نقش جان اسنو، در گفت و گو اي به صراحت ارتباط عاشقانه با رز لزلی را انکار کرده بود.

 

اما پس از انتشار تصویر هایي از یک قرار شام رومانتیک، این دو بازیگر تدریجی ارتباط خود را پدیدار کردند و حتی در مراسم فرش قرمز یک فیلم باهم حضور یافتند. و اکنون خبر نامزدیشان را به طور رسمی اعلام کرده اند.

ازدواج زوج بازیگر سریال بازی تاج و تخت +عکس

ازدواج زوج بازیگر سریال بازی تاج و تخت +عکس

 

 

 


مشاهده کلیپ

خانم بازیگر مشهور به سرطان سینه مبتلا شد


خانم بازیگر مشهور به سرطان سینه مبتلا شد 

جولیا لوییس بازیگر مشهور آمریکایی در اینستاگرام عکسی منتشر کرد و از ابتلای خود به مریضی سرطان سینه خبر داد. جولیا لوییس درایفوس بازیگر سریال محبوب «معاون رییس جمهور» خبر ابتلا به مریضی سرطان سینه را در شبکه هاي مجازی منتشر کرد.

 

او در این خصوص نوشت:«از هر هشت زن یکی به سرطان سینه مبتلا میشود. من یکی از مبتلایان هستم. خبر مفید این هست که خانواده و دوستانم در راه مبارزه با مریضی کنار من میباشند و گرچه بیمه اي بسیار مفید دارم.»یکی از نکات قابل دقت در نوشته درایفوس پافشاری او بر داشتن بیمه برای مبارزه با این مریضی هست

 

که از جانب انجمن بازیگران ایالات امریکا فراهم می‌شود. او با اشاره به بیمه خود به زنانی اشاره کرد که شانس برخورداری از چنین بیمه اي را ندارند:«خبر بد این هست که تمام زنان به خوش شانسی من نیستند. بیایید با سرطان مبارزه کنیم و پوشش همگانی سلامت را به حقیقت تبدیل کنیم.»

 

این سخنان کنایه اي به دونالد ترامپ و تلاش او برای تغییر سیستم بیمه درمانی کشور آمریکا هست. او پیش از این نیز از سیاست هاي دیگر ترامپ انتقاد کرده و گفته بود:«من دختر یک مهاجر هستم. پدر من از دست نازی ها فرار کرد. من بعنوان یک آمریکایی که کشور را دوست دارد می‌گویم دستور ممنوعیت ورود مهاجران ضدآمریکایی هست.»بازیگر زن مشهور

خانم بازیگر مشهور به سرطان سینه مبتلا شد

خبر سرطان گرفتن بازیگر سریال معاون رئیس جمهور

 

 به گزارش پارس ناز درایفوس چندی پیش در مراسم اهدای جوایز امی برای ششمین بار پاداش برترین بازیگر زن در یک سریال کمدی را از آن خود کرد. او در سریال «معاون رییس جمهور» نقش معاون رییس جمهوری را بازی می‌کند که تلاش هاي برای تاثیرگذار بودند با موانع بسیاری رو به رو میشود.

 

اعلام این خبر در رسانه ها با واکنش شمار زیادی از چهره هاي معروف از جمله تونی هیل همبازی درایفوس در سریال «معاون رییس جمهور» و کریستینا اپلگیت بازیگر «مادران بد» و جو بایدن معاون اول باراک اوباما رییس جمهور پیشین ایالات امریکا همراه شد.بایدن در پشتیبانی از درایفوس نوشت:«ما معاونان رییس جمهور هوای همدیگر را داریم. من و خانواده ام کنار تو هستیم.»

 

بیوگرافی جولیا لوییس درایفوس

جولیا لوئی-درایفوس هنرپیشه و تهیه کننده اهل ایالات متحده ایالات امریکا هست. وی از سال ۱۹۸۲ میلادی تا به حال مشغول فعالیت بوده هست. از فیلم هایي که وی در آن نقش داشته هست میتوان به ساختارشکنی هری اشاره کرد.

 

 


مشاهده کلیپ

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ


صحبت با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ 

سحر قریشی اخیرا در سینما کم کار شده هست و اکثر به سوی مدلینگ روی آورده هست، درمورد فعالیت هاي کنونی با این بازیگر گفتگوی کوتاهی انجام شده هست. سحر قریشی در گفت و گویی اظهار داشته هست: از نود درصد کارهایش در قبل ناراضی بوده هست.نود‌درصد فیلم‌هایي که نقش بازی کرده‌ام سلیقه خودم نبوده هست!

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

با سحر قریشی که این روزها “من و شارمین”، ” کارگر ساده نیازمندیم” و “پا تو کفش من نکن” را روی پرده سینما دارد، گفت‌وگوی کوتاهی انجام شده که در با هم میخوانیم.

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

نظر شما در مورد حرفه مدلینگ چیست؟ آیا پیشنهادی در این اساس داشته‌اید؟

 

با این حرفه خیلی غریبه نیستم، قبل از این‌که بخواهم بیایم و در حرفه بازیگری تست بدهم و از صفر شروع کنم، علاقه زیادی به مدلینگ داشتم و با این محیط آشنا هستم، سینما باعث شد که یک مقدار دور باشم از این فضا ولی در‌حال‌آماده نگاه من دیگر تغییر کرده و یک نگاه حرفه‌اي‌تر و حمایتی‌تر شده هست،

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

به‌دلیل این‌که جوان‌ها و هم نسل‌هاي ما دارند شروع میکنند به برند‌‌سازی، به کار کردن و معرفی شدن در کشور خودشان و به این‌که بتوانیم تولیدات ملی خود ما را پشتیبانی کنیم. هم اکنون در این جایگاه برای من خیلی جذاب هست که بخواهم از رفقا و هم نسل‌هاي خودم و عزیزانی که همۀ جوان میباشند و فکر گذاشته‌اند، وقت گذاشته‌اند و دارند فعالیتی می کنند که خیلی به آن بزرگ نگاه میکنند، پشتیبانی کنم.

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

چقدر تمایل دارید به‌صورت حرفه‌اي اینکار را انجام بدهید؟

 

نمیتوانم بگویم من همین اکنون در مدلینگ کاری انجام نمی‌‌دهم، مدل نیستم اما می توانم چهره پرطرفدار یک برند باشم و بتوانم از آن برند پشتیبانی کنم یا تبلیغ‌شان را بکنم، اکثر به این حس پشتیبانی اهمیت میدهم تا بخواهم بگویم که بروم و مدل بشوم.

 

در سینمای کشور ایران “چهره” چقدر در گرفتن نقش کارساز هست؟

 

صورت خوشگل!؟ نمی‌‌توانم بگویم که کارساز نیست، مانند پول می ماند، پولی که می گویند سعادت نمی‌‌آورد ولی به سعادت کمک می کند، نمی‌‌توانم بگویم برای کار کردن در سینما یا تلویزیون چهره مفید صفر تا صد حرف اول را می زند اما چهره مفید می تواند به ترقی یک بازیگر یا یک هنرمند کمک کند.

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

باندبازی چقدر در سینمای کشور ایران وجود دارد؟

 

من خودم اهل هیچ باندی‌ نیستم، نمی‌‌شود گفت باند چون باندها تبدیل به “تیم” شده‌اند و سینما همین اکنون در دو تیم قرار گرفته، یک تیم شامل فروش آنچنانی و تجاری که این فیلم‌ها درجه کیفی از الف تا جیم دارند و تیم دیگر، فیلم‌هاي هنری که آن‌ها هم از الف تا جیم درجه کیفی دارند. نمی‌‌توانم بگویم باندبازی هست،

 

جوان‌ها که شروع می کنند معمولاً از تجاری شروع می کنند، مشهور میشوند، کیفیت و حتی بعضی‌ها محبوبیت به‌دست می‌آورند، بعد می خواهند مسیر را تغییر بدهند چون یا سنشان تغییر میکند یا این‌که تفکر و تجربه شان در سینما عوض می شود و سلیقه‌شان تغییر میکند، مانند خود من که همین‌طور که سنم بالا می رود،

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

تجربه‌ام زیادتر می شود، سلیقه‌ام تغییر میکند و می رود در بعد هنری، من می توانم بگویم هنوز فیلمی که سلیقه خودم باشد و به من بچسبد را بازی نکرده‌ام. در نقش‌هاي کوتاه فیلم‌هایي که سلیقه خودم بوده هست را نقش بازی کرده‌ام، مانند “کارگر ساده نیازمندیم”، “دربست آزادی” یا همین “دلنوازان” که معرف من بود، به‌عنوان یک فیلم اجتماعی و ملودرام سلیقه‌ام بود؛

 

منتها مسیر حرفه‌اي، حتی شده شما را به اشتباه به جایی می برد که نباید! ولی از دور که نگاه میکنید می بینید که اکثر بازیگرهایی که همین اکنون در بخش هنری و فیلم‌هایي که جزو سلیقه من هست و دوست دارم بازی کنم حضور دارند، یک روزی در فیلم‌هاي تجاری فعالیت داشته‌اند. مسیری که “اپیدمی” شده و همۀ این مسیر را می روند،

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

اکنون تعدادی زودتر این مسیر را میروند و به آن مسیر کشیده می شوند و بعضی‌ها اصلا دوست ندارند و این فیلم‌ها سلیقه خودشان هست و همان جاییکه میباشند خوشنود‌اند.

 

این روزها خیلی از ستاره‌هاي سینما بدشان نمی‌‌آید تئاتر را هم تجربه کنند، شما وسوسه نشده‌اید؟

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

چرا، توصیه تئاتر خیلی چندان داشتم ولی دوست داشتم تئاتر را با کسی شروع کنم که کار کردن با او برای من یک دانشگاه باشد، یعنی نمی‌‌خواهم با کسی کار کنم که مبتدی را نخست کرده یا خودش هم مانند من تجربه اولش هست و حضور در آن تئاتر چیزی به دانش من اضافه نکند، دلم می خواهد با کسی کار کنم که از صفر تا صد حضور من تعلیم باشد.

 

مدتی قبل خوانندگی را در کاری مشترک تجربه کردید، موسیقی کجای زندگی شما قرار دارد؟

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

موسیقی که حرف اول زندگی من را میزند و خیلی به موسیقی علاقه‌مند هستم، آن تجربه مربوط به سه‌سال پیش بود و بعد از سه سال منتشر شد.

 

خوانندگی را اکنون حتی به‌صورت دکلمه ادامه میدهید؟

 

خیلی علاقه آنچنانی ندارم که دکلمه کنم، آن ترانه هم یک بعد احساسی داشت که من در آن زمان از آن کاری که انجام دادم خوشنود بودم و همین اکنون هم از آن رخداد غمگین نیستم، احتمالاً هم تکرار شود و علاقه‌مند هستم که تکرار شود.

 

نظرات مخاطباتان مخصوصا در دنیای مجازی چقدر برای شما اهمیت دارد؟

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

نمی توانیم بگوییم همۀ دوست، طرفدار و آدم‌هاي خوشدلی میباشند و از ترقی تو شاد می شوند، مخاطب‌هایي که هم اکنون وجود دارد دسته‌‌بندی دارند، بعضی‌ها اصلا برای ویرانی می آیند تا تو را ببینند، من آدمی هستم که بهره گیری میکنم، هم بدها را میخوانم و هم مفید‌ها را، در مورد هر دو فکر می کنم،

 

چون بعضی از حرف‌هاي مفید کاذب هست، فقط در تعارف‌هاي ایرانی بودن ما هست، بعضی از حرف‌هاي بد هم به‌دلیل عقده‌ها، حال بد و افسردگی‌هایي هست که خیلی‌ها دارند و در‌حال‌آماده نتوانسته‌اند به جایی برسند و خودشان را تخلیه می کنند. در مورد این موضوع بارها همکاران من صحبت کرده‌اند، در مورد آن‌ها دقت و فکر می کنم اما این‌که بخواهد روی من چنان تاثیری بگذارد که در مورد حرف‌هاي بد خیلی غمگین شوم یا با حرف‌هاي مفید خیلی شاد بشوم، نه!

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

دوست دارید چه نقش‌هایي را تجربه کنید که تا امروز پیش نیامده هست؟

 

نقش را نمی‌‌توانم به شما بگویم ولی فضای فیلم‌هایي را دوست داشته‌ام تجربه کنم که خیلی کمتر تجربه‌‌اش کرده‌ام، سال جاری کلا کار نکردم. به دلیل این‌که دارم مسیرم را تغییر می دهم و تصمیم گرفته‌ام از این به بعد فیلم‌هایي را بازی کنم که سلیقه من هست و خودم دوست دارم، نه به این دلیل که بخواهم بگویم من کار داشته باشم،

 

قبلا به دلیل کارهای بد و بدتری که پیش می‌آمد ما موظف بودیم انتخاب کنیم به دلیل این‌که با این حرفه زندگی را می‌گذرانیم و شغل دیگری هم نداریم.

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

در اتمام، از فعالیت‌هاي پیش‌رو صحبت می کنید؟

 

در حال آماده در سینما کار نمی‌‌کنم، نه این‌که دارم استراحت میکنم، دارم یک فاصله‌اي را می گذارم برای اینکه انتخاب‌هاي درست‌تری داشته باشم بر طبق سلیقه خودم؛ نه مانند هفت‌، هشت سالی که گذشت و خیلی از فیلم‌هایي که دوست داشتم را بازی نکردم و نود‌درصد فیلم‌هایي که نقش بازی کرده‌ام سلیقه خودم نبوده هست،

گفتگو با سحر قریشی درباره فعالیت های مدلینگ

اکنون بنا به شرایط زندگی یا هر علت دیگری کار کرده‌ام، حتی به دلیل تجربه کسب کردن کار کرده‌ام. از سال آینده کارهای تازه را شروع می کنم با رخداد‌هاي مفید.

 

 


مشاهده کلیپ

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش


گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش 

بهنوش طباطبایی اخیرا در دو تئاتر بسیار پر سر و صدا نقش آفرینی نموده هست، درمورد این نقش ها و زندگی هنری اش با وی گفت و گو اي انجام داده ایم. «آینه هاي روبرو» یکی از مهم ترین نقش آفرینی هاي بهنوش طباطبایی هست که اجرای آن پس از دو ماه، هفته پیش به اتمام رسید. با این بازیگر درمورد مسیری که طی شد

 

تا نزهت فیلمنامه بهرام بیضایی به او برسد، فرایند خلق شخصیت و سختیهای فرمت فیلم- نمایش گفت و گو کرده ایم. «زیر سقف دودی»، «سیانور» و علت گزیده کاری طباطبایی بخش دیگر گفت و گو هست.وقتی قرار گفت و گوی مان با بهنوش طباطبایی فیکس شد، تصمیم داشتیم درمورد موضوعات گوناگون با او حرف بزنیم.

 

با این حال گپ و گفت درمورد فیلم- نمایش آینه هاي رو به رو» آن قدر مفصل شد که مباحث دیگر را به فرصتی دیگر واگذار کردیم. از بانو طباطبایی پیش از این، بازی هاي درخشانی روی صحنه دیده بودیم اما فیلم- نمایش «آینه هاي رو به رو» جایگاهی ویژه دارد. او راوی چند وجه متناقض از شخصیت نزهت هست؛ زنی که زندگی باشکوهی داشته و به دلیل مسائل سیاسی پیش آمده برای خانواده اش از بحبوحه به حضیض می‌رسد.

 

کار طباطبایی برای نمایش بحبوحه و فرود کاراکتر وقتی سخت تر میشود که باید درونیات نزهت را در قالب نمایش- فیلم منتقل کند. در بخش فیلم، جوانی نزهت را میبینیم که دختری هست معصوم و در بخش نمایش شاهد روزگار تلخی هستیم که بر او قبل. اندازه نگه داشتن حس و تمهیدی

 

که بازیگر برای به بار نشاندن کامل و دقیق شخصیت به کار بسته، از مهم ترین نکاتی هست که تلاش طباطبایی را واجد تحسین میکند. مسیری که برای خلق شخصیت نزهت طی شد محور اصلی گفت و گو هست و در ادامه نقبی به «زیر سقف دودی» و «سیانور» زده ایم.

 

اولی سال جاری توزیع شد و دومی سال پیش و هر دو جزو نقش هاي ویژه طباطبایی میباشند. احتمالا می‌دانید فیلمنامه «آینه هاي روبرو» سال ۱۳۵۹ توسط بهرام بیضایی نوشته شد اما هیچوقت امکان ساخته شدن این فیلم فراهم نشد. این فیلمنامه دو بار توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده و بعد از ۳۷ سال محمد رحمانیان آن را با فرمت فیلم- نمایش «آینه هاي رو به رو» در تالار همبستگی به روی صحنه برد.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

بحران با نزهت و تسلیمی

در این چند سال جدید شما با نقش هایي به روی صحنه هاي تئاتر رفته اید که نمی‌شود برایشان تا قبل از آن مشابهی را مثال زد. تئاتر «فصل شکار بادبادک ها» یکی از همان کارها هست. کاری خاص و جسورانه برای یک بازیگر، مونولگی در حدود ۸۰ دقیقه تک نفره در سالن اصلی تئاتر شهر با آن شیوه سخت اجرایی و همچنین نمایش «سیندرلا».

 

این حرکت و مسیر رو به جلو با سرعت برای شما در تئاتر رخداد افتاد تا به امروز که محمد رحمانیان شاه نقشی از بهرام بیضایی را به شما می سپارد. نخستین مواجه تان با فیلمنامه «آینه هاي رو به رو» چگونه بود؟

 

مروری بر کارهایی از من داشتید که با جلال تهرانی انجام داده ام. اما پاسخ شما و این بازبینی را به دو بخش تقسیم می‌کنم. یک پیش از مشارکت با آقای رحمانیان و دوم پس از آن. پیش از مشارکت با ایشان تصمیم گرفتم نقش هایي را بازی کنم که نیاز به تمرکز، وقت و جسارت چندان داشت که در مشارکت با جلال تهرانی در نمایش «سیندرلا» و به ویژه «فصل شکار بادبادک ها» این فرمایش میسر شد.

 

بعد از آن شروع مشارکت ام با محمد رحمانیان بود. این مشارکت از آن جهت برایم خوشایند بود که نویسنده و کارگردانی که بی حدس از ستون هاي اصلی تئاتر امروز ایران هست، نقش هایي را به من می سپرد که برای خود من مینوشت. مثل نمایش «سینماهای من» و «آدامس خوانی» که برایم بسیار نقش هاي خوشگل و عزیزی میباشند.

 

اما در «آینه هاي رو به رو» که نخستین نقشی هست که به کارگردانی ایشان از نویسنده اي دیگر به من توصیه میشود، بسیار هیجان زده شدم و بی درنگ با اشتیاق در ذهنم «نزهت» را بازبینی کردم و همان لحظه ترس تمام وجودم را فراگرفت. بازی در نقشی که آرزوی هر بازیگری می‌تواند باشد. من به خوبی می‌دانستم که بهرام بیضایی تا چه حد دلبسته «آینه هاي رو به رو» هست و محمد رحمانیان تا چقدر متعهد به بهرام بیضایی هست.

 

قرار بود بهرام بیضایی نقش «نزهت حق نظر» را به سوسن تسلیمی بسپارد و اکنون شما جایگزین او برای این نقش شدید، چه احساسی دارید؟

 

با دقت به جزییات فراوان نقش نزهت که حتی تا همین روزهای پایانی اجرا جزییات تازه اي از آن برایم کشف می‌شود، طبیعی هست که هر بازیگری بازی در این نقش را برای خود یک شانس بزرگ و بحران زیبا بداند. با دقت به اینکه همۀ می‌دانیم این نقش برای سوسن تسلیمی و بازیگر کاملی چون او نوشته شده؛

 

کار از این نظر برایم سخت تر می شد که خود را در معرض سنجش با ایشان قرار می دادم و اینکه به نظرم هر بازیگری براساس تفاوت هاي فردی اش برای رسیدن به نقش و بر مبنای درونیات تجربه ها شخصیت و شرایط زمان خود به نقش جان میدهد و گرچه که باید به یاد داشته باشیم شیوه کارگردانان در هدایت بازیگرانشان متفاوت هست.

 

در مقدمه فیلمنامه «آینه هاي رو به رو» بهرام بیضایی حق انتشار، اقتباس و برگردان به فیلم و نمایش صحنه اي و رادیویی و… را تا همۀ وقت} منحصر به خود می‌داند. چگونه و بعد از این همۀ سال برای نخستین بار محمد رحمانیان توانست آن را به روی صحنه ببرد؟

 

بعد از اینکه آقای رحمانیان تصمیم گرفتند این فیلمنامه را به روی صحنه ببرند و این موضوع را با آقای بیضایی مطرح کردند، مدتی چشم براه ماندیم تا جوابی از ایشان رسید. استاد بیضایی در پاسخ گفته بودند «خیلی سخت بود برایم فیلمنامه اي راکه آن طور از جان برآمده بود، به کس دیگری واگذار کنم. اما به شما نه نمیگویم.»

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

مصاف تان با شخصیت نزهت حق نظر و نگرش تان به این کاراکتر چگونه بود؟

 

بازبینی بیست و دو سال زندگی زنی که پر از فراز و نشیب هست و سقوط خودخواسته اي که سمبل سقوط شمار زیادی از ارزش هاي فرهنگی و اجتماعی هست، در قالب نقش نزهت برای هر بازیگری یک نبرد حقیقی هست. آن هم زمانی که هم زمان و در آن واحد، هم روی پرده سینما و هم روی صحنه با عظمتی مثل تالار همبستگی باید احساسات تماشاگر را با خود همراه کنید

 

اما آن چه پشت گرمی من در این نبرد بود، به جز حضور و هدایت آقای محمد رحمانیان، پرداخت کامل به جزییات شخصیت نزهت حق نظر در متن بی مثل بهرام بیضایی بود.

 

مسئله اي به اسم فیلم- نمایش

مواجه تان بعنوان بازیگر اصلی این فیلمنامه با فرمت اجرایی که محمد رحمانیان برای این اثر گزینه کرده، یعنی قالب «فیلم- نمایش چگونه بود؟ نقشی که از دوران نوجوانی تا میانسالی بازی می‌کنید و در مدیوم سینما و تئاتر هست و به طور هم زمان تماشاگران را حدود دو ساعت همراه میکنید. این ظرافت اجرایی در نقش چه چالی برای تان داشت؟

 

فیلمنامه اي که قرار باشد به روی صحنه نمایش برود باید به نمایشنامه تغییر پیدا کند. مهم ترین علت انتخاب این فرم از اجرا از جانب محمد رحمانیان تعهد به متن آقای بیضایی بود که گرچه سختی کار بازیگران اصلی را دوچندان میکرد. چرا که باید به لحاظ حسی راکورد و مدیوم متفاوت همسنگ هم حفظ شوند.

 

برداشت آغاز این هست که بخش عکس به رغم ظرافت ها برای ترسیم و باورپذیری تغییر ماهیت کاراکتر، برای بازیگر راحت تر هست و کار سخت جایی هست که بازیگر باید روی صحنه شخصیت را طوری بازی کند که تداوم حس، ساری و جاری باشد.

 

اگر قرار باشد به لحاظ حسی نه تکنیکی، تفکیکی بین صحنه و پرده نمایش قائل شدم کارم را درست انجام نداده ام. من همان جزییات ظریف بازی جلوی دوربین را باید متناسب با تالار همبستگی و تماشاگر روی صحنه ادامه می‌دهند که ارتباط تماشاگر با پرده یا صحنه حتی لحظه اي گسسته نشود و دشواری کار دقیقا این جا بود.

 

نزهت را روی صحنه با گریم اغراق شده میبینیم، در حالیکه در بخش فیلم از این اغراق خبری نیست. حتی در مرحله زوال نهایی، این گریم و ماهیت اجرای صحنه اي در اغراق آمیز شدن حس بازیگر روی صحنه چقدر تاثیرگذار بود؟

 

این هم مثل همان جنس بازی متفاوت جلوی لنز دوربین و روی صحنه هست، چرا که جزییاتش راکه لنز دوربین با فاصله کم از شما میبیند اکنون باید تماشاگر تئاتر با فاصله چندان ببیند و این هنر و دقت طراح گریم بانو سودابه خسروی و مجری کاربلد ایشان بانو لیدا ایرانی بود که از نقاط قوت کار به شمار میرود.

 

در بخش نمایش، نزهتی را میبینیم که تمام زندگی اش را از دست داده، هویت، خانواده حتی اسمش را به دلیل ندارد. عاجز هست و صدمه دیده. از طرفی در بحبوحه شکستن هست و از طرفی دیگر هنوز قدرتی برای ادامه و تغییر در او میبینیم. حفظ این مرز باریک آن هم برای مدت طولانی حدود دو ماه هر شب روی صحنه سخت نبود؟

 

این بخش او همان نبرد هست که به آن اشاره کردم. سختی و دشواری شیرینی هست؛ تا همۀ وقت} میتوانم با این مزه شیرین کیف کنم.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

امضای رحمانیان پای متن بیضایی

در اتمام نمایش نزهتی را در صحنه میبینیم که کم کم و در طول نمایش ذره ذره به آن رسیده. تغییر لحن می‌دهد و طوری رفتار میکند که مخاطب شعف و امیدواری را درون خود حس میکند. این لحظه خاص و ناب چگونه ساخته شد؟

 

وظیفه من بعنوان بازیگر درک صحیح و بهتر درآوردن موقعیت خلق شده توسط نویسنده هست. بنابراین من فارغ از هر انچه در دنیا پیرامونم رخداد افتاده همۀ خرد و احساساتم را معطوف به حضور در همان لحظه نمایش میکنم و تمام من در آن لحظه حضور دارد.

 

فیلم تئاتر «آینه هاي رو به رو» به رغم برخورداری از علامت هاي پررنگ بهرام بیضایی امضای محمد رحمانیان را دارد. بعنوان بازیگر اصلی این اثر بگویید رحمانیان برای ایجاد این تفاوت ها چه کرده؟
به هر حال تفاوت ها ناشی از تجربیات و نگرش شخصی ایشان نسبت به تئاتر، سینما و اجتماع خود هست. این تفاوت ها از دنیا بینی هاي متفاوت می‌آید.

 

نزهت در راستای شخصیت هاي زنان آثار بیضایی هست. این کاراکتر را به کدامیک نزدیک می‌بینید؟

 

تا اندازه ای به گلرخ کمالی در «سگ کشی». با این تفاوت که گلرخ زخم میخورد اما به زانو در نمی‌آید ولی نزهت در مقابل ناعدالتی هایي که در حقش شده قربانی شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود میشود. او روح یک دوران را به عکس میکشد.

 

این تئاتر در قیاس با مشارکت هاي قبلی تان با رحمانیان چه جایگاهی دارد؟

 

تمام کارهایم با آقای رحمانیان جایگاه ویژه اي در کارنامه حرفه اي ام دارد اما اینکار به علت متن بهرام بیضایی متفاوت از سایر مشارکت هایم با ایشان هست.

 

اگر رحمانیان یکراست سراغ فرآوری فیلم سینمایی این اثر می رفت و «آینه هاي رو به رو» را به طور کامل جلوی دوربین می‌برد فکر می‌کنید شخصیت نزهت چه رنگ و لعابی میگرفت؟

 

مسلمان این فیلمنامه اگر تبدیل به نسخه سینمایی شود از جمله آثار ماندگار سینمای کشور ایران خواهدشد. پس در این صورت نزهت هم جزو کاراکترهای ماندگار سینما خواهدشد

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

فرار از کلیشه زیر سقف دودی

سال جاری فقط فیلم «زیر سقف دودی» ساخته پوران درخشنده را در توزیع داشتید. بعد از درخشش تان در فیلم «سیانور» پیش بینی می شد سال پرکاری در پیش داشته باشید این کم کاری ناشی از وسواس هست یا پیشنهادهای ضعیف؟

 

در سال قبل با دقت به شرایطی که داشتم و همچنین به علت جدایی از همسر سابقم تصمیم گرفتم زمان بیشتری را به خودم اختصاص بدهم. بنابراین فقط یک فیلم را پذیرفتم. اما سال جاری قصد دارم پیشنهادهای سینمایی را جدی تر بگیرم.

 

فیلمنامه «زیر سقف دودی» چه جذابیتی برای شما داشت که پذیرفتید در آن بازی کنید؟

 

جدای از فیلمنامه که به روابط انسانی در چارچوب خانواده می‌پردازد و معضل جدی آن را در ارتباط با خانواده مطرح می‌کند، من هم به علت رشته تحصیلی ام که روانشناسی هست بسیار علاقه مند به در میان گذاشتن و نشان دادن این معضلات هستم. از طرفی سینمای بانو درخشنده برایم حس نوستالژی دارد. از کودکی با فیلم «پرنده کوچک سعادت» سینمای ایشان را دنبال کردم. همچنین برایم کارکردن با بانوی فیلمساز دغدغه مند دلچسب بود.

 

پیش از این کاراکترهای عشق دوم را در سینما دیده بودیم که بازیگرانشان برای جان بخشیدن به آنها از الگوهای شبیه هم بهره گیری می‌کردند. شما با این بحران چگونه برخورد کردید که در دام کلیشه ها نیفتادید؟

 

نخستین موضوعی که با بانو درخشنده بر سر آن به توافق رسیدیم این بود که رعنا مثل همه ي زن هاي دوم سینما اغواگر و دارای سوءنیت نباشد و ما عشق و علاقه حقیقی وی را به بهرام ببینیم. علاقه به داشتن عشق و محبت در زندگی؛ علاقه به داشتن فرزند و داشتن محیطی گرم و تندرست برای زندگی. این علایق در وجود یک زن طبیعی هست ولی احتمالا وی را به انتخاب اشتباه بکشاند که حتماً هم انتخاب اشتباه تاوان دارد.

 

احساسات زنانه برای نقشی چریکی

روایت طباطبایی از مهم ترین نقش سینمایی اش که در «سیانور» رقم خورد.

 

در بین فیلمهای بهنوش طباطبایی «سیانور» جایگاهی ویژه تر دارد. بهروز شعیبی برای معادل سازی لیلا زمردیان، سراغ طباطبایی رفت. لیلا یکی از چریک ها و مهره هاي اصلی منافقین هست که در ماجرای انشعاب سازمان در مسیر دوراهی عشق و وظیفه گیر میکند. روایت او از این نقش و «سیانور» را بخوانید.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

چگونه به لیلا رسیدم

با حساسیتی که میگویید، کاملا موافقم. مخصوصا در مورد این کاراکتر که اطلاعات ضد و نقیضی در هنگام تحقیق و تحقیقات می‌دانی و بررسی مستندات به دست آوردم. بهروز شعیبی بعد از اینکه متوجه شناخت و علاقه بسیار چندان من به وقایع آن دوره شد، با اعتماد بیشتری بخش تحلیل نقش را به من سپرد.

 

همه ي وقت بررسی مبارزان آن دوره چه در ایران و چه هر جای دیگر برایم خوشگل بوده و هست. اینکه خطر می کرده اند، انتخاب هاي جسورانه اي داشتند و نخواستند روزمره باشند. آرمان و اعتقاداتی داشتند و بابتش حرکت کردند. اکنون درست یا نادرست بماند. بحث ارزشی ندارم، نفس ایستادگی شخصیت پای اینکار برایم مهم هست.

 

درمورد شخصیت لیلا زمردیان مستنداتی که من دیدم و می شنیدم برایم راهگشا نبود تا جاییکه دست نوشته هاي لیلا را خواندم. احساسات زنانه ام در کشف شخصیت او کمکم کرد و مسیر روشن شد؛ یقین نکردم که او عاشق مجید شریف واقفی بوده و اکنون چرا نباید در ایفای نقش آن را لحاظ میکردم.

 

لذت بازی را از خودم نمی‌گیرم

کار هنرمند به نظر من تاریخ نگاری صرف نیست. اینکار را مورخین میکنند. ما حتی اگر بخواهیم هم نمیتوانیم عین به عین شخصیت هاي تاریخی را بازی کنیم. من استنباطم از لیلا را بازی کردم. وقتی پازل هاي معماگونه این حادثه را کنار هم گذاشتم، با همراهی بهروز شعیبی به این ساختمان شخصیتی برای لیلا زمردیان رسیدم.

 

پیش تر ها راجع به ریزه کاری هاي رفتاری و گفتاری نقش خیلی وسواس داشتم، با چیدمان خاصی طراحی و اجرا میکردم ولی این شگرد صرف هم حالم را خوش نمیکرد.

 

فقط فکر و ذهن و احساسم را به نقش سوق می‌دهم و آن وقت هر رفتار یا میمیک یا فراز و فرود صدایی راکه ازم سر میزند با اعتماد اجرا می‌کنم و گرچه که طی این سال ها مختصات چهره و توانایی هاي عضلانی صورتم را شناخته ام؛ آن قدر بیراهه نمیرود؛ دست کم تلاش میکنم نرود. اگر هم رفت که بعداً حرفش را میخورم. ولی لذت بازی را از خودم نمیگیرم.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

لزومی به کاریکاتور ساختن نیست

من کاری به سازمان منافقین یا چریک هاي فدایی و هیچ تفکر خاصی ندارم… وقتی راجع به روند شکل گیری اینگونه سازمان ها در طول تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم لزومی به کاریکاتور ساختن نیست. انسان ها مثل خود ما بودند؛ کمی اکثر یا کمتر… قضاوت ما را به کاریکاتور نهایی سوق می‌دهد…

 

توصیه می‌کنم کتاب «شورشیان آرمانخواه» را بخوانید؛ متوجه می‌شوید همۀ این تحرک ها به خودشان باختند. سرنوشت محتوم شان این بوده که از نقطه اي باید رسما به فکر فراهم سازی مالی سازمان هاي شان باشند و این آنها را در ورطه مراودات اقتصادی می اندازد و این شروع فساد هست؛ به ویژه که پس از مدتی پای ابرسیاستمداران هم به طور نامحسوس در این شورش ها باز میشود.

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

گفتگوی خواندنی با بهنوش طباطبایی درباره زندگی اش

بهنوش طباطبایی،صحبت با بهنوش طباطبایی،تصاویر جدید بهنوش طباطبایی،بهنوش طباطبایی تئاتر

 

 


مشاهده کلیپ

خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند


خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند 

شمار زیادی از افراد مشهور به خرافات بسیار پایبند میباشند و در طول روز و انجام کارهایشان این باورها را پیاده سازی می‌کنند. خرافات چیزی هست که حتی گاهی بدون آنکه بدانیم به آن مبتلا هستیم. مثلاً گاهی در زمین فوتبال بازیکنانی را می‌بینیم که هنگام ورود به زمین حرکات عجیبی مثل لي لي کردن انجام میدهند

 

و یا پس از این که با شوتی محکم دروازه حریف را باز کردند توپ را می بوسند « این به دلیل علاقه شان به توپ نیست بلکه نوعی دلجویی از توپ هست به دلیل ضربه محکمی که به آن زده اند». مثلاً خود من « اکنون نمیخوام بگم معروفم غر نزنید » وقتی هوا ابری بود و امتحانی داشتم مطمئن بودم وضعیت مفید پیش نمی‌رود و واقعا هم چنین چیزی میشد.

 

کامرون دیاز عاشق علامت خوش شانسی خود هست

خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

کامرون دیابز برای جلوگیري از پیری گردنبندی را بهره گیری می‌کند که علامت شانسش هست اما این بازیگر مشهور آنقدرها هم که فکر می‌کنید خرافاتی نیست. در گفت و گو اي کوشش کرد این شایعه درمورد خود را کمرنگ کند. او گفت: من یک روز کامل مرتب به چوب می زدم « زدن به چوب برای جذب خوش شانسی بهره گیری می‌شود »

 

اما جمعه ۱۳ ام « یک روز که آن را روز بدشانسی می‌دانند » در حالیکه یک گربه سیاه روی دامنم بود با هواپیما پرواز کرده ام، من آنقدرها هم خرافاتی نیستم.

 

کریس مارتین گذشته از رفتن روی استیج دندان هایش را مسواک میزند
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

مردِ اوله گروه Coldplay برای روبراه پیش رفتن کنسرتش همه ي وقت گذشته از این که روی استیج برود به نظافت دهان و دندان خود می‌پردازد. او میگوید: من گذشته از این که برای اجرا روی صحنه بروم باید ۱۸ کار را انجام دهم – گفتن خیلی از انها مسخره هست! اما یکی از این کارها مسواک زدن دندان هایم گذشته از رفتن روی اسیتج هست. اگر اینکار را نکنم حس میکنم به اندازه کافی هوشمندی ندارم.

 

مراسم خاص جنیفر آنیستون گذشته از پرواز با هواپیما
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

جنیفر آنیستون به سادگی درگیر ترس هاي غیر منطقی نمی‌شود اما یک عرف خرافاتی گذشته از پروازهایش دارد که حتماً باید انجامش دهد. این بازیگر ۴۰ ساله می‌گوید: اگر بخواهم سوار یک هواپیما بشوم حتماً باید با پای راست وارد شوم و به بیرون آن ضربه بزنم اینکار برایم شانس می آورد.

 

مایکل جوردن و شورت ورزشی خوش شانسی اش
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

احتمالاً فکر کنید یکی از بزرگ ترین بازیکنان تمام ادوار NBA بودن نیازی به الهام برای تقویت اعتماد بنفس نداشته باشد. اما این ستاره نیز برای افزایش اعتماد بنفس خود خرافاتی را یقین داشت. این ستاره زمانی که در کارولینای جنوبی بازی می‌کرد و هنوز به شیکاگو بولز نیامده بود یک شورت ورزشی آبی داشت که حتی در زمان بازی در شیکاگو بولز نیز زیر لباسهای خود می‌پوشید چون معتقد بود برایش شانس به همراه می آورد.

 

دست بند خوش شانسی جسیکا آلبا
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

جسیکا آلبا در مراسم شستشوی فرزندش به میهمان ها یک دستبند چرم داده هست و از انها خواسته هنگام خواندن نیایش آن را به دست کنند. گرچه این موضوع بعنوان یک شایعه اکران شده و ما مطئن نیستیم ولی اگر جسیکا آلبا به من یک دستبند چرم بدهد مطمئنا قبولش خواهم کرد و نیایش گو نیز هستم!

 

تایگر وود و لباس مخصوص فینالش
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

تایگر وود گلف باز اسطوره اي ایالات امریکا همۀ وقت} برای دور پایانی بازی هایش از لباسی بهره گیری میکند که قرمز و مشکی هست. او معتقد هست این نوع لباس پوشیدن برایش شانس می آورد و موجب پیروزی اش میشود.

 

مگان فاکس در پروازها بریتنی اسپیرز گوش میدهد
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

مگان فاکس در طول پروازهایش با هواپیما یه اعتقاد عجیب‌وغریب دارد که با شنیدنش ممکن هست خنده تان بگیرد. او در طول پرواز بریتنی اسپیرز گوش میدهد چون معتقد هست در حالیکه به آهنگ هاي بریتنی گوش می‌دهد سرنوشتش مرگ نیست و خطری تهدیدش نمیکند.

 

آمیتا باچان بازهای کریکت تیم هند را نگاه نمی‌کند
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

 به گزارش پارس ناز آمیتا باچان علاقه خاصی به بازی کریکت و گرچه تیم ملی کریکت کشورش دارد. او همۀ وقت} گذشته از شروع بازی سرود ملی هند را میخواند اما پس از آن بازی را نگاه نمی‌کند چون معتقد هست اگر بازی را ببیند ممکن هست تیم ملی ببازد. به نظر می‌رسد این بازیگر مشهور هندی خود را یک عامل بدشانسی برای تیم ملی هند میداند.

 

کریستین بیل یک خرافه شکن هست
خرافه های عجیب که سلبریتی ها باور دارند

کریستین بیل دوست دارد انچه برایش خرافات به حساب می‌آید را زیر سوال ببرد. مثلاً زیر نردبان از قصد قدم می‌زند تا قوانین خرافات را بشکند. راه رفتن از زیر نردبان یک عامل بد شانسی به حساب می‌آید و شمار زیادی از اینکار پرهیز می‌کنند. کریستین بیل اما به نظر تا اکنون به مشکلی بر نخورده.

 

 


مشاهده کلیپ

۱۷ راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه


۱۷ راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه 

جانی دپ یکی از سرشناس ترین بازیگران کنونی در جهان هست که همۀ وقت} جزء زیبا ترین مردان و پرطرفدار ترین ها نیز بوده هست. جانی دپ بازیگری هست که اکثر به دلیل ایفای نقش‌هاي دیدنی و عجیب و غریبی که هیچکس دیگر در انها بازی نمیکند شناخته شده هست.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۱.نام کامل او جان کریستوفر دپ هست.

 

۲. جانی دپ در ۹ ژوئن ۱۹۶۳ در کنتاکی به جهان آمده.

 

۳. پدر او مهندس عمران و مادرش پیشخدمت رستوران بود. جانی ۴ خواهر برادر دیگر هم دارد که از او بزرگتر میباشند.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۴. در کودکی و گذشته از این که بالاخره والدینش در یک جا ساکن شوند، انها در ۲۰ شهر گوناگون زندگی کرده‌اند.

 

۵. پدر و مادر او وقتی جانی هنوز خیلی جوان بود از هم جدا شدند. او دشواری های خانوادگی پیداکرد و به همین علت بدن خودش را مجروح می کرد که این زخم‌ها هنوز بر تن او میباشند. او در گفت و گو‌اي که در سال ۲۰۰۳ انجام داد گفت: بدنم مانند دفترخاطرات من هست. این مانند کاری هست که ملوانها می کردند.

 

هر تتو برای آن ها معنی‌اي داشت. زمانهای خاصی در زندگی هست که شما علامت‌اي بر روی بدن خودتان میگذارید. اکنون فرقی نمی کند این علامت را با چاقو و بدست خودتان می گذارید یا به دست یک تتو آرتیست حرفه‌اي

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۶.او در سن ۱۵ سالگی مدرسه را رها کرد تا یک موزیسین راک بشود.

 

۷. دو هفته بعد از آن او مجدد به مدرسه بازگشت اما مدیر مدرسه وی را نپذیرفت و وی را نصیحت کرد که رویای خود در موسیقی را دنبال کند.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۸. او نخستین بار در سال ۱۹۸۳ با Anne Allison ازدواج کرد. همسرش بعدها وی را به نیکلاس کیج معرفی کرد و اینطوری شد که او وارد بازیگری شد.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۹.جانی برای بدست آوردن پول و ادامهٔ فعالیتش در اساسٔ موسیقی کارهای عجیب و گوناگونی انجام می‌داد. او حتی برای مدتی بازاریاب فروش اتوماتیک بود

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

دختر جانی دپ

۱۰. ۲ سال بعد جانی و همسرش جدا شدند و او با Jennifer Gray نامزد کرد که بعداً این نامزدی بهم خورد و او با Sherilyn Fenn نامزد کرد

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۱۱. در هنگام فیلم برداری او با Winona Ryder آشنا شد و روی بازوی راستش Winona forever را تتو کرد، اما بعد از جدایی از او آن را به wino forever تبدیل کرد.

 

۱۲. در سال ۱۹۹۴ او با سوپر مدل بریتانیایی به نام Kate mass به مدت ۴ سال ارتباط داشت که گرچه بعد از آن سر حکایت‌هایي ارتباط‌شان بهم خورد.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۱۳. در سال ۱۹۹۸ او با بازیگر و خوانندهٔ فرانسوی به نام Vanessa Paradis ارتباط داشت که به قولٔ جانی او به کل زندگی‌اش را عوض کرده.

 

۱۴. جانی و ونسا ۲ فرزند دارند.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

۱۵. جانی و ونسا در سال ۲۰۱۲ خبر جدایی‌شان را اعلام کردند.

 

۱۶. جانی دپ حدودا ۲۰ تتو دارد که شامل نام مادر و فرزندانش نیز میشود

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه
۱۷.در طی ۲ سال، یعنی سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ ، جانی دپ بعنوان زیبا‌ترین مرد معاصر توسط مجلهٔ people برگزیده شد.

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

17 راز گفته نشده از زندگی جانی دپ بازیگر پرآوازه

 

 


مشاهده کلیپ

بازیگر مشهور ترکیه ای همبازی پرویز پرستویی شد


بازیگر مشهور ترکیه ای همبازی پرویز پرستویی شد 

نورگل یشیل برای بازی در فیلم کارگردان ایرانی در برابر پرویز پرستویی بازی خواهد کرد. وی یکی از معروف ترین بازیگران ترکیه هست. نورگل یشیل چای بازیگر معروف سینما و تلویزیون ترکیه مقابل دوربین کارگردان ایرانی خواهد رفت. یشیل چای که از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون ترکیه محسوب می‌شود

 

و در نقش مادر پادشاه در آلبوم تلویزیونی «هزار سال باشکوه – کوشم» ایفای نقش کرده بود، قصد دارد برای بازی در فیلم «جن خوشگل» به کارگردانی بایرام فضلی نژاد و به تهیه کنندگی مهرداد فرید راهی ایران شود.فرید و فضلی نژاد اسفندماه سال ۱۳۹۵ پروانه تولید این فیلم سینمایی را دریافت کردند و براساس خبری

 

که در رسانه هاي ترکیه منتشر شده، پرویز پرستویی و یشیل چای نقش هاي اصلی این فیلم سینمایی را ایفا خواهند کرد. یشیل چای در نقش دلارام در این فیلم ظاهر خواهد شد.در اخبار ترکیه اي عنوان فیلم «جن زیبای یدالله» عنوان شده هست و براساس همین اخبار فیلم برداری ساخته اخیر فضلی نژاد از نیمه مهرماه نخست خواهد شد.

 

یشیل چای برای بازی در این فیلم پنج هفته در ایران به سر خواهد برد.این بازیگر ترکیه اي که برای سفر به ایران هیجان زده هست در مورد بازی در فیلم فضلی نژاد گفت: «امکان این که جوایز بین المللی دریافت کنیم وجود دارد.»

 

 


مشاهده کلیپ

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد


کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد 

امروز به سراغ کارگردانی میرویم که در تولید فیلمهای زامبی بسیار تبحر دارد, وی چندین اثر سینمای وحشتناک جالب را در کارنامه خود دارد. اگر در جهان یک فیلمساز اثبات کرده باشد برای فرآوری یک فیلم به یادماندنی, پرمحتوا و سرگرم کننده نیازی به میلیون ها دلار پول و حجم زیادی از جلوه هاي ویژه و ستارگان تراز اول سینما نیست,

 

او جورج رومروی بزرگ هست و بس. این فیلمساز متولد سال ۱۹۴۰ میلادی, در دانشگاه “کارنگی ملون” درس خواند و بعد از کارگردانی چند آگهی بازرگانی, با چند تن از دوستانش کمپانی تولید فیلم خودش را به راه انداخت و در اواخر دهه ۶۰ تصمیم گرفت فیلم بلند بسازد.

 

علاقه او به هیولاهای کلاسیک تاریخ سینما و رمان هاي “ریچارد متسون” باعث شد که کار روی فیلم ارزان “شب مردگان زنده” را آغاز کند. این فیلم توانست توفانی در سینمای کشور آمریکا برپا کند و ایده مواجهه با مردگان را به یکی از پرطرفدار ترین تم هاي داستانی هالیوود تبدیل کند.
کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

طی چهار دهه بعد از آن نیز جورج رومرو برخی از اصیل ترین, هول انگیزترین و سرگرم کننده ترین فیلمهای ژانر وحشت را تولید و به نمایش درآورد اما آفریننده مردگان زنده نیز نتوانست از پس مرگ برآید.

 

در بیانیه اي که مدیر برنامه هاي او منتشر کرد, آمده بود که این کارگردان پس از نبردی کوتاه اما سنگین با سرطان ریه, در حالیکه همسر و دختر او در کنارش بودند, در خواب از جهان رفت. در این بیانیه گفته شده که آقای رومرو در حال گوش دادن به موسیقی فیلم “مرد آرام” ساخته “جان فورد” که از فیلمهای محبوبش بوده, از جهان رفته هست.

 

وی را بحق پدر فیلم هایي میدانند که با محوریت زامبی ها ساخته میشود. هر چند او در فیلم نخستش از کلمه زامبی بهره گیری نکرد اما “شب مردگان زنده” اولین فیلمی هست که آدمخواری و خوردن گوشت اجساد آدمها را به عکس کشیده هست.

 

۱٫ شب مردگان زنده, «Night of the Living Dead»

اولین نمایش این فیلم در یک درایوینگ سینما در امریکا بود. پوستر فیلم به اندازه کافی وحشتناک بود. خصوصا با آن شعاری که رویش نوشته بودند; “آنها مرده باقی نمی مثل!” معلوم بود که قرار هست تماشاگران شاهد خشونتی افراطی و صحنه هاي فجیع و حال به هم زنی باشند. با اینکه به دلیل حضور قهرمان سیاه پوست در فیلم,

 

خیلی ها شروع کردند به نوشتن نقدهای سیاسی و اجتماعی درمورد فیلم اما حقیقت این هست که “شب مردگان زنده” فقط یک فیلم تر و تمیز و اصیل در سنت سینمای وحشت بود.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

هر نسلی برای خودش یک پدر سینمای وحشت پیدا می‌کند. اگر هیچکاک با فیلم “روانی” توانست سینمای وحشت را از قرون وسطا بیرون بکشد, رومرو توانست به این ژانر جلوه اي آخرالزمانی ببخشد. حتی هنوز هم فیلمسازان دیگر زامبی هاي خودشان را با خوی و خصلت هاي زامبی هاي رومرو خلق میکنند. این ژانر با گذشت زمان نشان داد که می‌تواند نقطه آشتی سینمای اکشن و سینمای وحشت هم باشد.

 

۲٫ مارتین, «Martin»

مارتین شاهکار گمشده جورج رومرو هست, فیلمی که همه ي وقت زیر سایه “شب مردگان زنده” مهجور و ناشناخته باقی ماند. اگر اهل سینمای وحشت هستید باید این فیلم را خودتان کشف کنید. این یکی از خوش تولید ترین آثار کارنامه رومرو به تعداد میرود. هم‌چنین یکی از آزاردهنده ترین فیلمهای او.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

سکانس افتتاحیه فیلم با آن کاراکتر عجیبی که خودش را خون آشام می پندارد و زنی را در قطار تعقیب میکند و به او دارویی تزریق می‌کند بعد خونش را می مکد, کار تماشاچی را می سازد. از آن فانتزی هاي بیمار اعصاب خردکن که تا نیم ساعت بعد از تماشایش جرئت ندارید از روی صندلی لزرش بخورید و حتی از صدای تق و توق یخچال منزل هم از جا می پرید. کلی فیلم خون آشامی با الهام از آن ساخته شد.

 

۳٫ طلوع مردگان, «Dawn of the Dead»

“پدربزرگم در ترینیداد کشیش بود. او عادت داشت به ما بگوید که وقتی دیگر جهنم جایی نداشته باشد و پر شده باشد, مردگان مجبور میشوند به زمین بیایند و کنار ما زندگی کنند.” به اتمام رسید و رفت. کافی هست فکرش را بکنید تا بر خود بلرزید. این در حقیقت زمینه حکایت فیلم “طلوع مردگان” هست, یکی از ستایش شده ترین آثار رومرو که همه ي چیزش درست و بینظیر و بجا طراحی شده.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

در روزگاری که ساختن فیلم وحشتناک ارزان قیمت به این معنا بود که یک نفر تبر یا مته یا اره برقی بردارد و سر آدم ها را عین ته خیار ببرد و بیندازد دور, رومرو با چنین ایده درخشانی “طلوع مردگان” را فرآوری تا هم چنان از سنت “اسلشر” فاصله بگیرد و به سنت “هارر” وفادار بماند. فیلم چنان براق بود که در سال ۲۰۰۴ “زک اسنایدر” نیز با الهام از آن نسخه جدیدی را روانه سینماها کرد. اما نسخه اصلی هنوز هم چیز دیگری هست.

 

۴٫ نمایش مورمور, «Creepshow»

این از آن فیلمهای جریان ساز رومرو نیست اما یک مشارکت تاریخی هست بین دو دو پادشاه وحشت; “استفن کینگ” و جورج اي رومرو. حاصل کار یک فیلم بسیار سرگرم کننده هست که باعث می‌شود بیننده حسابی کیف کند, فیلمی اپیزودیک و مشتمل بر پنج حکایت وحشتناک

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

اولین حکایت درمورد مردی هست که از گور خود برخواسته تا کیک روز در راکه دختر قاتلش هیچ گاه به او نداد, به دست آورد. حکایت دوم در مورد کشاورزی هست که شهاب سنگی را کشف میکند که همه ي چیز را به گیاه تبدیل می‌کند. در همین حکایت خود آقای استفن کینگ هم نقش آفرینی کرده هست

 

و این برای خودش امتیازی محسوب میشود. تمام افرادی که در سال ۱۹۸۲ به سینما رفتند و “نمایش مورمور” را تماشا کردند, لحظه به لحظه فیلم را به دلیل سپرده اند. بعدها منتقدی نوشت; “از این فیلم هیچ چیز مهمی دستگیرت نمی‌شود, مگر معنای یک فیلم مفید!”

 

۵٫ روز مردگان, «Day of the Dead»

فیلمی که کمپانی پارامونت تهیه کنندگی آن را برعهده داشت و حتی دامنه بحث درمورد آن به قصر سفید هم کشیده شد. رومرو اول قرار بود حکایت دیگری را به دست بگیرد و پلات آغاز اش این بود که آدم ها قرار هست قرنطینه اي برای زامبی ها بسازند. فیلم درجه “x” گرفته بود و به این ترتیب سرمایه گذاری برایش پیدا نمی شد. این شد که رومرو یک دانشمند شبیه شخصیت اصلی رمان فرانکنشتاین خلق کرد و اثری فرآوری با حال و هوایی متفاوت.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

او مجدد ارتش زامبی هاي آدمخوارش را به جان زندگان انداخت و همین باعث شد خیلی ها فکر کنند فیلم نقدی هست بر سیاست خارجی ایلات متحده. بود؟ نبود؟ نمی‌دانیم اما میدانیم که فیلمی بسیار تماشایی هست با طنزی سیاه.

 

۶٫ سرزمین مردگان, «Land of the Dead»

دو دهه بعد از ساخته شدن “روز مردگان” رومرو به سراغ فیلمی رفت که تهیه کننده معتبری داشت و چند بازیگر سرشناس در آن حضور داشتند. “سرزمین مردگان” از آن آثار نوستالژیکی نشد که یادآور فیلمهای قبلی رومور باشد, اما برای خودش جریان سازی کرد و بعدها منجر به فرآوری فیلمی چون “سیاره دهشت” توسط “رابرت رودریگوئز” شد.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد

اگر به دنبال این هستید که فیلمی مطابق با اصول سینمای وحشت در دهه ۲۰۰۰ میلادی تماشا کنید, این فیلم را دوست نخواهید داشت. اما اگر به دنبال یک فیلم پر از زامبی معقول با تفسیرهای اجتماعی و سیاسی بسیار هستید و دل تان میخواهد “دنیس هاپر” را در یکی از متفاوت ترین نقش آفرینی هاي زندگیش مشاهده نمایید, این فیلم برایتان مناسب هست.

 

۷٫ دیوانگان, «The Crazies»

جای خوشحالی دارد که عنوان این فیلم فاقد عبارت “مردگان” هست. فیلمی محصول ۱۹۷۳ که حکایت آن درمورد یک مریضی عجیب هست که در شهری از شهرهای ایالت پنسیلوانیا همه ي گیر می‌شود, فیلمی که هم وحشتناک هست و هم پرهیجان و پرتعلیق.

کارگردانی که فقط فیلم های ترسناک زامبی می سازد
از آن فیلمهای مفید ژانر فاجعه که این دفعه زامبی هایش آدم هاي زنده میباشند که به مراتب از مردگان متحرک خطرناک تر جلوه میکنند. “دیوانگان” در سال ۲۰۱۰ هم بازسازی شد. آن هم با بودجه اکثر و بازیگران نامدارتر. بازسازی خوبی هم هست و جز ادوات و ابزار و اسلحه هاي فیلم, تقریباً چیز زیادی در خط داستانی آن تغییر نکرده.

 

اطلاعات فوری

جورج اي رومرو

حرفه; فیلمنامه نویس و کارگردان
علت شهرت; خلق موجوداتی به اسم زامبی در دنیای سینما
کی به جهان آمد؟ ۱۹۴۰
کی از جهان رفت؟ همین یک ماه گذشته, آخرهای تیرماه ۹۶
اولین فیلم بلندش; شب مردگان زنده
آخرین فیلمش; بقای مرده در سال ۲۰۰۹

 

مهم‌ترین فیلم هایش; طلوع مردگان/ نمایش مورمور/ روز مردگان/ سرزمین مردگان/ دیوانگان/ مشت زن/ شوالیه هاي سواره/ نیمه تاریک

 

 


مشاهده کلیپ