آیا خبر پناهنده شدن آزاده نامداری حقیقت دارد؟


آیا خبر پناهنده شدن آزاده نامداری حقیقت دارد؟ 

بعد از جنجال آزاده نامداری در ایران با انتشار تصویر هایش در فضای مجازی حالا شایعه پناهنده شدن وی و عدم بازگشتش تاکنون بر سر زبان ها افتاده هست. پناهدگی آزاده نامداری پس از انتشار عکس هاي آزاده نامداری شایعانی مبنی بر پناهندگی مجری سابق تلویزیون در فضای مجازی و بین کاربران شبکه‌هاي اجتماعی منتشر شد.

 

در یکی از این شایعات به نقل از یک روزنامه سوییسی عنوان شده هست که مجری تلویزیون ایران از دولت سوئد تقاضای پناهندگی کرده هست.

آیا خبر پناهنده شدن آزاده نامداری حقیقت دارد؟

همین طور بعضی دیگر از سایت هاي خبری به نقل از یکی از بازیگران فراری سابق نوشتند که وی چنین درخواستی را مطرح کرده هست.

آیا خبر پناهنده شدن آزاده نامداری حقیقت دارد؟«واقعیت»

پس از این شایعات، آزاده نامداری این ادعا را رد کرد.این مجری تلویزیون گفت من کسی نیستم که آب و خاک خودم را بفروشم، من می دانم چه کسانی سود میبرند از اینکه بخواهند بنده را تخریب کنند و دلشان بخواهد شرایط کشور را طوری نشان بدهند که من از برگشتن بترسم.

 

وی افزود:پناهندگی برای چه؟ مگر مرا از کشورم بیرون انداخته اند که بخواهم پناهنده یک کشور غریبه بشوم؟نامداری در ادامه تاکید کرد: تحت هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی من چنین کاری نمی کنمو اگر در کشور خودم بخواهند بدترین حرفها را هم به من بزنند من باز هم برمیگردم چون ایران کشور من هست

 

و من دغدغه دارم. برای کشورم عمر گذاشتم و باز هم میگذارمتحت هیچ شرایطی حتی اگر سرم را زیر گیوتین هم بگذارند من پناهندگی هیچ کشوری را نخواهم گرفت.

آیا خبر پناهنده شدن آزاده نامداری حقیقت دارد؟

 

مطالب مرتبط :

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

جنجالی شدن بی حجابی آزاده نامداری در رسانه های خارجی

آیا تصاویر بی حجاب آزاده نامداری نقض حریم خصوصی است؟

چهره جنجالی به نام آزاده نامداری و حواشی زندگی اش

واکنش آزاده نامداری به انتشار تصاویر بی حجابش در خارج

واکنش شوهر جدید آزاده نامداری به ادعاهای همسر سابقش + عکس

حرف های خصوصی آزاده نامداری و همسرش عکس

 

 


مشاهده کلیپ

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟


راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟ 

بازیگران و ستاره هاي هالیوودی همۀ وقت} جزء زیباترین زنان در جهان بوده اند به نظر شما چرا انها اینقدر خوشگل و جذاب میباشند؟ آیا تا‌به‌حال به این فکر کرده‌اید که چرا افراد مشهور حتی با وجود سن چندان و مشکلات دیگر، باز هم جوان و خوشگل به نظر میرسند؟ اصول ساده‌اي که صنعت مد دوست ندارد شما به آنها دقت کنید و به ارزش آنها پی ببرید. در ادامه ۱۱ مورد از این اصول زیبایی را با هم مرور می کنیم.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

شاید به این آدم‌ها غبطه میخوریم ولی این را هم میدانیم که پشت این زیبایی یک لشکر کارشناس زیبایی وجود دارد که به آنها کمک میکنند! اما با این حال تعدادی اصول ساده وجود دارد که همه ي به‌ راحتی میتوانند از آنها بهره گیری کنند و جوانتر و شاداب‌تر به نظر برسند.

 

از ضدآفتاب غافل نشوید
بدون بهره گیری‌ منظم از ضد آفتاب هیچ‌ وقت پوستی سالم و جذاب نخواهید داشت. مامی مک‌دونالد متخصص زیبایی می‌گویداگر از ضدآفتاب بهره گیری نشود، تمام تلاش‌هاي دیگر هم برای زیبایی پوست بی‌فایده خواهد بود. متخصص زیبایی مشهور پزشک لنسر هم بهره گیری‌ي هرروز از کرم ضدآفتاب با «SPF» حداقل ۳۰ را توصیه می کند.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

اگر پوست‌تان التهاب یا جوش دارد، آن را بیش از حد خشک نکنید
اکثر کرم‌هاي ضدجوش حاوی بنزوئیل پروکساید میباشند که موجب خشکی پوست میشوند التهاب را تشدید می کنند و ساخت چربی را افزایش می دهند. بنابراین با بهره گیری از این کرم‌ها نمی توانید از شر جوش‌ها خلاص شوید. پزشک هارولد لنسر برای حل این مشکل لایه برداری پوست با بهره گیری از اسید سالیسیلیک یا اسید لاکتیک و ماسک‌ خاک رس را توصیه میکند.

 

از گردن‌تان غافل نشوید
گردن یکی از قسمت‌هایي هست که خیلی زود سن زنان را فاش میکند بنابراین باید به‌خوبی از آن مراقبت کنید. پوست این ناحیه نازک هست و به دقت و مراقبت زیادی نیاز دارد.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

یک قطعه یخ به پوست خود بمالید
پزشک آوا شمبن متخصص مریضی‌هاي پوستی توصیه می کند برای جلوگیري از کدر شدن پوست یک قطعه یخ را به‌مدت چند ثانیه روی آن بمالید. این ترفند ساده جریان خون را افزایش می دهد و باعث روشن شدن پوست می شود.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

از لوازم آرایش خود به‌ خوبی مراقبت کنید
 به گزارش پارس ناز پزشک دبرا جالیمان توصیه می کند که به‌ هیچ‌ وجه لوازم بهداشتی و آرایشی خود را در جاهایی مثل حمام نگذارید، زیرا هوای گرم و مرطوب آن باعث میشود خیلی سریع‌تر منقضی شوند. کرم صورت و دیگر لوازم آرایشی راکه چندان از آنها بهره گیری نمیکنید، در یخچال نگه دارید.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

همه ي‌ چیزهایی راکه با پوست‌تان در تماس‌اند، کاملا تمیز نگه دارید
پزشک لنسر توصیه میکند که هیچ‌وقت با دست‌هاي کثیف پوست خود را لمس نکنید. اگر پوست خشک یا نرمالی دارید، حداقل هفته‌اي یکبار و اگر پوست چربی دارید هر سه روز یکبار روبالشی خود را عوض کنید. صفحه‌ي تلفن همراه خود را هم به‌طور مرتب تمیز کنید.

 

از پد صورت بهره گیری نکنید، مخصوصا اگر پوست‌تان مستعد آکنه هست
کریستی کید، متخصص مراقبت از پوست توصیه می کند که اگر آکنه دارید هیچ‌وقت از وسایلی مثل برس و پد صورت بهره گیری نکنید، چون التهاب را تشدید می کنند. هر نوع پوستی باید با لطافت و بدون صابون شست‌وشو شود. برای کاهش و درمان التهاب می توانید از ترکیب آب و آسپرین روی جوش‌ها بهره گیری کنید.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

برای درمان پف زیر چشم‌ها از ماساژ صورت کمک بگیرید
اولی هنریکسن برای درمان پف چشم، ماساژ چشم را توصیه میکند. اینکار باعث تحریک جریان لنفاوی می شود، پوست را نرم می کند و نهایتا حلقه‌ي زیر چشم‌ها را ناپدید می کند. به‌علاوه کار سختی نیست و خودتان هم می توانید در منزل چشمان‌تان را ماساژ بدهید.

 

از دست‌هاي خود مراقبت کنید
دست‌ها هم مثل گردن نیاز به مراقبت دارند چون پوست ظریف و نازکی دارند. سعی کنید هنگام انجام کارهای منزل از دستکش بهره گیری کنید و همه ي وقت دست‌هایتان را مرطوب نگه دارید. می توانید برای دست‌هایتان هم مثل صورتتان از کرم ضد پیری بهره گیری کنید.ضد‌آفتاب را هم فراموش نکنید.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

پوست خود را مرتبا تمیز کنید
دیرا جالیمان اشاره می کند که هیچ‌ وقت با آرایش به رختخواب نروید چون منافذ پوست‌تان مسدود میشوند. توصیه‌ي خیلی ساده‌اي هست ولی خیلی‌ ها همین را هم نادیده می گیرند.

راز جذابیت و زیبایی زنان بازیگر هالیوودی چیست؟

گذشته از رفتن به رختخواب، لباس زیر خود را دربیاورید
پزشکان توصیه میکنند که حتما گذشته از خوابیدن لباس زیر خود را «به‌خصوص اگر تنگ یا فنردار هست» دربیاورید چون این‌گونه لباس‌ها گردش خون را کم میکنند و باعث ایجاد مشکلات بهداشتی تحریک پوست خارش و تیره شدن آن ناحیه از پوست می شوند.

 

 


مشاهده کلیپ

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام


استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام 

آخرین تصاویر بازیگران و ستاره هاي ایرانی که به صورت استوری در اینستاگرام برای مخاطبین به اشتراک گذاشته اند را به شما نمایش میدهیم. در مقاله امروز چهره ها در روز دوشنبه نهم مرداد ماه عکس هایي که هنرمندان مشهور و مشهور کشورمون در استوری اینستاگرام خود به اشتراک گذاشته اند آورده ایم. 

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام المیرا شریفی مقدم از درگذشت محمود دنیا خواننده بوشهری
استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام امیرحسین رستمی

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام احسان خواجه امیری خواننده مشهور

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام زهره حمیدی بازیگر

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام علی ضیا مجری برنامه فرمول یک

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام نرگس محمدی از گربه ي بامزه اش

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام نیلوفر امینی فر مجری صدا و سیما

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام هستی مهدوی فر بازیگر سینما

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام ویشکا آسایش از پسرش « گیو »

 

 


مشاهده کلیپ

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام


استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام 

آخرین تصاویر بازیگران و ستاره هاي ایرانی که به صورت استوری در اینستاگرام برای مخاطبین به اشتراک گذاشته اند را به شما نمایش میدهیم. در مقاله امروز چهره ها در روز دوشنبه نهم مرداد ماه عکس هایي که هنرمندان مشهور و مشهور کشورمون در استوری اینستاگرام خود به اشتراک گذاشته اند آورده ایم. 

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام المیرا شریفی مقدم از درگذشت محمود دنیا خواننده بوشهری
استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام امیرحسین رستمی

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام احسان خواجه امیری خواننده مشهور

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام زهره حمیدی بازیگر

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام علی ضیا مجری برنامه فرمول یک

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام نرگس محمدی از گربه ي بامزه اش

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام نیلوفر امینی فر مجری صدا و سیما

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام هستی مهدوی فر بازیگر سینما

استوری جنجالی بازیگران و ستاره ها در اینستاگرام

استوری اینستاگرام ویشکا آسایش از پسرش « گیو »

 

 


مشاهده کلیپ

عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس


عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس 

زوج های هالیوودی همه ي وقت در راس دقت ها بوده اند خبرگزاری ها همۀ وقت} به زندگی و ارتباط انها دقت ویژه اي دارند. هیچ کدام از زوج هاي هالیوودی به اندازه برد پیت و جنیفر آنیستون و یا ریس ویترسپون و رایان فیلیپ عجیب و به یاد ماندنی نیست ولی همه ي ما خیلی از ازدواج هاي هالیوودی مربوط به قبل ها رو کاملا از ذهنمون پاک کردیم. پارس ناز چند تا از این زوج هاي هالیوودی که چندان هم مناسب هم نبودن رو معرفی میکنه.

 

نیکول کیدمن و لنی کراویتز
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

کیدمن و کراویتز از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۵ با هم نامزد بودن اما این واقعیت سال ها بعد توسط کیدمن برملا شد. کیدمن پس از ایفای نقش در فیلم دروغ هاي کوچک بزرگ همراه با دختر کراویتز (زو کراویتز) اعتراف کرد که زو رو به خوبی میشناسه چون سال ها پیش با نامزد پدرش بوده.

 

ساندرا بولاک و رایان گاسلینگ
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

ساندرا بولاک در سال ۲۰۰۲ با رایان گاسلینگ جوان ۲۲ ساله در فیلم قتل از روی شماره ها آشنا شد و علیرغم ۱۶ سال تفاوت سنی وی را به نامزدی گزینه کرد و در سال ۲۰۰۳ به نامزدی خود پایان دادند.

 

آلانیس موریست و رایان رینولدز
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

آلانیس و رایان در سال ۲۰۰۲ در جشن تولد ۲۷ سالگی درو باریمور با هم آشنا شدن. در سال ۲۰۰۷ شانس با بلیک لایولی همسر کنونی رایان یار شد و آلانیس و رایان از هم جدا شدند. آلانیس موریست بعد از جدایی از رایان مجموعه (Flavors of Entanglemen) را نوشت.

 

سوفیا بوش و چاد مایکل موری
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

سوفیا و چاد در سال ۲۰۰۳ با هم آشنا شده و در سال ۲۰۰۵ ازدواج کردن. اما فقط ۵ ماه با هم زندگی مشترک داشتن و یک سال بعد از ازدواج جدایی شون رو اعلام کردن.

 

جسیکا بیل و کریس اوانز
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

جسیکا قبل از ازدواج با جاستین تیمبرلیک همسر کریس اوانس بوده و در چندین مناسبت در کنار هم ظاهر شدن. اما ازدواج اون ها ۵ سال اکثر طول نکشید و در سال ۲۰۰۶ از هم جدا شدن.

 

کایرا نایتلی و جیمی دورنان
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

نایتلی و دورنان در سال ۲۰۰۳ بعنوان مدل در چندین تصویر گزینه شدن. این زوج هالیوودی ۲ سال با هم زندگی کردن تا زمانی که شهرت نایتلی بیش از حد به دورنان غالب شد و در نتیجه از هم جدا شدن.

 

مدونا و توپاک
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

سه سال قبل از مرگ تاسف بار توپاک در سال ۱۹۹۶ رزی پرز این ستاره رپر رو به مدونا در مراسم جوایز موسیقی «سول ترین» معرفی کرد. مشخص نیست که این دو زوج هنرمند چند سال با هم زندگی کردن. در سال ۱۹۹۵ توپاک بازداشت شد و بعد از مدت کوتاهی نامه اي به مدونا نوشت که کلماتش حاکی از عشق و علاقه وافر آنها به هم بود.

 

وینونا رایدر و جانی دپ
عجیب ترین زوج های هالیوودی را بشناسید +عکس

جانی دپ و وینونا در سال ۱۹۸۹ نامزد کردن و مانند تمام زوج هاي هالیوودی دیگه به تعهدشون در سال ۱۹۹۳ پایان دادن و جدایی شون رو علنی کردن. جانی دپ بعد از جدایی از وینونا خالکوبی روی بازوهاش که «Winona Forever» بود رو به «Wino Forever» تغییر داد.

 

 


مشاهده کلیپ

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد


آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد 

ستاره سرشناس دنیای هالیوود بالاخره درمورد تنهایی و جدایی اش زبان به سخن گشود و درمورد طلاق و مادری که تنهاست حرف هاي جالبی بر زبان آورد. یک آنجلینا جولی هست که یک مادر مجرد هست و هرج و مرج هرروز شش بچه و ضربه روحی حاصل از جدایی از برد پیت را مدیریت میکند؛ یک آنجلینا جولی دیگر هست که بعد از آخرین فیلم سینمایی اش، فیلم اوریجینالی محصول شبکه نتفلیکس درمورد نسل کشی کامبوج، به لطف ملت کامبوج، از این رو به آن رو شد.

 

حالا جولی در عمارت جدیدش در لس آنجلس، تنش بین این دو آنجلینا و علت این که زندگی اش دیگر هرگز نرمال نخواهد شد را با ما در بین میگذارد.مثل اکثر چیزهایی که شامل آنجلینا جولی میشوند، قدم گذاشتن به منزل او، تجربه اي نادر هست تا جائی که آدم از خود می پرسد آیا این واقعیت دارد

 

یا محصول هماهنگی هایي بسیار دقیق هست. دروازه عظیم ورودی منزل لُس فِلیز، که جولی به تازگی این عمارت اربابی ۱۰۰۰ متری با سبک معماری هنرهای خوشگل را خریده و قبلاً متعلق به فیلمساز افسانه اي سیسیل بی. دمیل بوده، به آرامی باز می‌شود و محیط سرسبز و درختان انبوه محوطه نمایان می‌گردند.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

هیچ کس در محوطه نیست، همۀ جا ساکت هست و فقط صدای آرام فواره ها شنیده میشود که در یک ردیف روی استخر شنا آبفشانی میکنند. چند تا از درب هاي منزل باز میباشند – مثل یک معما از یک داستان پریان – و از خود می پرسم که باید از کدامیک وارد منزل شوم؟ داخل نیز آرام و هواگیر هست: همه ي پنجره ها باز میباشند و نسیم به داخل می وزد،

 

شمع هاي کرمی و مبلمان سفید و روشن همۀ جا دیده می‌شوند. بالاخره جولی از سمت دیگر منزل ظاهر می‌شود و با پیراهن گشاد و بلندی به رنگ سفید به سمتم می‌آید. موهایش باز هست و کفشی به پا ندارد. خیلی کم آرایش به چهره دارد و پوستش می درخشد. لبخند ملیحی میزند که نشان از مهربانی و خیرخواهی ابدی او دارد.

 

ولی به محض این که شروع به حرف زدن می‌کند، متوجه می‌شوید که تصورات شما درمورد جولی عمده هم صحیح نیستند. او یک الهه آسمانی نیست. یک نیکوکار توانگر و متعالی هم نیست. وی آن آدمی که فکر می‌کنید وسواس بازرسی داشتن بر دیگران را دارد نیست یا حداقل اینجور نشان نمی‌دهد.

 

به نظرم او یک آدم نرمال، خونگرم، خودمانی و حتی تا حدودی وراج می‌آید. قضیه این عمارت بزرگ ولی خالی را اینجور توضیح می‌دهد که او همراه با شش فرزندش چهار روز پیش به این منزل نقل مکان کرده اند.دلیلش تاریخ کوتاه بلندآوازه یا معماری منحصر بفرد این منزل نبود. وی می‌خواست فوراً منزل اي پیدا کند که دورافتاده باشد و اتاق هاي زیادی داشته باشد؛

 

این منزل که به قیمت حدوداً ۲۵ میلیون دلار به فروش گذاشته شده بود، شش اتاق خواب و ۱۰ سرویس بهداشتی دارد. پس از درخواست طلاقش از برد پیت در سپتامبر ۲۰۱۶، او و فرزندانش نه ماه در منزل اي اجاره اي زندگی کردند و اساساً چمدان هایشان را باز نکردند.

 

بنابراین در این منزل واقعاً هنوز چمدانش را باز نکرده و خودش هم داخل آن را مفید بلد نیست، تابحال مهمان نداشته و مطمئن نیست که مناسب ترین جای منزل برای نشاندن مهمان و صحبت کردن با او کجاست.با این اوصاف از اتاقی به اتاق دیگر می‌رود – آشپزخانه اي دارد که خودش به تنهایی مناسب یک فیلم سینمایی نانسی مِيِرز هست

 

و کتابخانه زیبای خاکستری اش یک نردبان بلند دارد و محبوب ترین جای منزل از نظر خودش همینجاست – و همه ي جا را نشان می‌دهد، یک پاگرد بزرگ پای یک پلکان مارپیچ هست که یک میز گرد با گلدانی از گل هاي سفید رویش خودنمایی می‌کند. بالاخره به اتاق نشیمن میرسیم که یکی از دوستان طراح صحنه اش آن را برایش دکوره کرده و دو کاناپه سفید و چند بالش بزرگ در آن دیده میشوند.

 

با کنجکاوی به بالش ها نگاه می‌کند و می‌گوید: «اصلاً نمی دونستم به این بالش ها نیازه. دکوراسیون خونه و کلاً کارهای خونه همه ي وقت کار برد «پیت» بوده.» درست همین لحظه، داستی، سگ رات وایلر بزرگش، از راه می‌رسد و با قطرات آبی که از شنا در استخر از آن می چکد، روی کاناپه می پرد و آن را خاکی می‌کند. جولی آهی می‌کشد و نیمه تلاشی می‌کند تا با دستش خاک ها را بتکاند، بعد منصرف میشود و جای دیگری مینشیند.

 

ظاهراً زندگی در منزل او به همین شکل هست – خاکی، خودمانی و نرمال. بچه ها مودب میباشند ولی نه مودب ظاهری و ساختگی. زاهارای ۱۲ ساله که جولی وی را “صخره محکم” خانواده توصیف میکند، از پله ها پایین می‌آید. جولی بین جمله اش وی را “زاز” صدا میزند. درمورد این که بقیه بچه ها کجا میباشند

 

با او صحبت می‌کند. زاهارا سگ خیس را بغل می‌کند. جولی می‌خندد و درمورد شنای داستی در استخر با او حرف میزند. به آشپزخانه میرویم، جایی که جولی برای خودش یک فنجان چای درست میکند. ویوین ۹ ساله با یکی از دوستانش که شب را در منزل انها خوابیده، وارد میشوند. ویوین یک کوله پشتی جین با سنجاق هاي تزئینی به دوش دارد و جولی وی را در آغوش می‌کشد.

 

از دخترک می پرسم اسمش “ویو” هست یا “ویوین”. با لبخندی میگوید “هر دو!”. وسایلش را روی کانتر می‌گذارد و بیرون می‌رود تا با دوستش بازی کند. جولی یک پتوی کوچک که تا حد نابودی پاره شده را بر می دارد و با خنده توضیح میدهد: «۳۲ تا پتو داره. خیلی پتو دوست داره و اگه پتوش رو بشوری، خیلی خیلی عصبانی میشه. یه روز بهم گفت: “مامان پتوم یه مزه اي داره.” من هم جواب دادم: “عزیزم، این نشونه اینه که این پتو واقعاً واقعاً باید شسته بشه.”»

 

جولی وسایل ویوین را مرتب میکند و همان لحظه کل فنجان چایش روی کانتر می ریزد. بیرون می‌رویم و شایلو، ۱۱ ساله و ناکس، ۹ ساله، را میبینیم که در حال بازی میباشند. شایلو که دوست دارد مثل پسرها لباس بپوشد، یک کت کاموفلاژ، شورت بلند و کتانی هاي سیاه سنگین، علیرغم گرمای تابستان، پوشیده هست.

 

ناکس فوری به سمت جولی آمده و می پرسد که کی قرار هست سرسره آبی را راه بیندازند. جولی بغلش می‌کند و می‌گوید: «چطوره اول بگی: “درود مامان”؟» و لحنش درست مثل هر مادر مهربان و از کوره در رفته دیگری در ایالات امریکا هست. تا این لحظه فقط یک تابلوی شخصی – تصویری سیاه و سفید از شش فرزند خانواده که لبخند به لب دارند و حیوانات خانگی مثل سگ و موش و لاک‌پشت به بغل دارند – بالای شومینه دیده می‌شود.

 

جولی و پیت که ۱۲ سال با هم بودند و به نظر میرسید با افتخارترین زوج رشد یافته هالیوودی میباشند، در سپتامبر قبل از هم جدا شدند. به گفته وکیل جولی، او ناگهان برای “سلامتی خانواده” درخواست طلاق داد و اعلام کرد که به دنبال حضانت انحصاری فرزندانش هست که سه تا از انها «مدوکس، پکس و زاهارا» فرزندخوانده

 

و سه تای دیگر «شایلو، ویوین و ناکس» فرزندان بیولوژیکی میباشند. مدتی وضعیت آشفته بود تا این که در سفر با هواپیمای شخصی و دعوای لفظی و فیزیکی پیت با مدوکس، کارد به استخوان جولی رسید. وقتی هواپیما روی زمین نشست، وی با بچه ها به منزل رفت و عملاً پیت را از منزل بیرون کرد. این یک “جدایی مسالمت آمیز و دوستانه” نبود.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

یک ناشناس به مسئولین، اف. بی. آی. و اداره خدمات کودک و خانواده شهرستان لس آنجلس زنگ میزند و تجسس و بازرسی هایي علیه پیت در مورد خشونت او با کودکان آغاز میشود. خیلی زود بی گناهی اش اثبات می‌شود و بعدها در گفت و گو اي با مجله جی کیو استایل «GQ Style» پیت می‌گوید که جای زخم گسیخته شدن ناگهانی خانواده اش از هم در قلبش هنوز تیر میکشد و اعتراف میکند که مشکل جدی مصرف الکل داشته هست.

 

شایعاتی هم شنیده بودیم درمورد این که پیت با ماریون کوتیار ارتباط داشته که هم خودش و هم کوتیار این شایعات را تکذیب کردند. جولی از دید مطبوعات زود قضاوت کرده ولی در مقابل، پیت با گفت و گو اي که با جی کیو استایل کرد و تمام گناهان و تقصیرها را به گردن گرفت، توانست دل ها و فکرها را از آن خود کند. این دو در حال حاضر هنوز در حال مذاکره در مورد شروط طلاق شان میباشند.

 

برای جولی، زندگی بسیار پر مسئولیت تر شده و با وجود بازیگری، کارگردانی، کارهای انسان دوستانه و نیکوکارانه، مراقبت از شش بچه و تدریس حقوق زنان در دانشکده اقتصاد لندن، گویی همۀ چیز بطور تصاعدی برایش بزرگتر و پیچیده تر شده، زیرا حالا همۀ این کارها را به تنهایی انجام میدهد.

 

از طرفی هرج و مرج زندگی روزمره و تنظیم قرار بازی بچه ها با دوستانشان، وقت پزشک، بستن و باز کردن چمدان ها و تنظیم وقت وعده هاي خوراکی، هست و از طرف دیگر، هرج و مرجی عمیق تر و عاطفی تر هست، وی در این باره میگوید: «این مدت برام سخت‌ترین دوره بوده و تازه داریم یه نفسی میکشیم. این خونه پرشی بزرگ به سمت جلو برای ماست و همه ي مون داریم تلاشمون رو میکنیم تا خانواده مونو درمان کنیم.»

 

واقعیت این هست که این ضربه روحی شخصی با جدید ترین فیلم شخصی اش همزمان شده هست. جولی فیلم تکان دهنده اي در مقیاسی عظیم کارگردانی کرده که اقتباسی از کتاب خاطرات لونگ آنگ «منتشر شده در سال ۲۰۰۰» با عنوان “اول پدرم را کشتند” «First They Killed My Father» درمورد نسل کشی توسط “خِمِرهای سرخ” هست

 

که در آن والدین آنگ و دو تا از خواهران و برادرانش و همین طور حدود دو میلیون کامبوجی دیگر که یک چهارم جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند، کشته میشوند.این فیلم که تماماً در کامبوج و به زبان خمری فیلم برداری شده، فیلم اوریجینالی محصول نتفلیکس هست که بزرگ ترین فیلم تولیدی این کشور هست که از زمان جنگ تابحال ساخته شده

 

و طبق گزارش هاي کامبوجی هایي که آن را دیده اند، این فیلم یکی از فاش کننده ترین آثار هنری هست که درمورد این فصل از تاریخ این کشور ساخته شده، تاریخی که هنوز هم صحبت کردن درمورد اش برای کامبوجی ها دشوار هست. ولی اگر کامبوجی ها این فیلم را چیزی مثل هدیه میدانند،

 

پس حتماً یک هدیه سپاسگزاری هست. برای جولی، کامبوج جایی هست که خانواده اش را بنا نهاده و جایی هست که روحش را پاکسازی کرده و تبدیل به زنی شده که امروز میبینیم.اگر میتوانید، آنجلینای دهه نود را به یاد بیاورید، دوران بحبوحه دیوانگی “آنجی”. جولی که آن زمان متخصص ایفای کاراکترهای فرار و تاریک بود

 

و به نظر میرسید این کاراکترها در واقع آینه اي از روحیه بیقرار و وحشی او باشند، سه جایزه گلدن گلوب برای نقش هایي که در فیلمهای تلویزیونی بازی کرد برد و یک جایزه اسکار برترین بازیگر زن در نقش مکمل برای بازی در نقش زنی جوان با اختلال شخصیتی در فیلم “دختر از هم گسیخته” «Girl, Interrupted» بدست آورد.

 

وی علناً و بی رو در بایستی در مورد مصرف هروئین و آسیب زدن به خود و عشق و علاقه اش به چاقو صحبت میکرد. او و همسرش، بیلی باب ثورنتون، خون خشک شده یکدیگر را در گردنبندهایشان حمل می‌کردند و در مورد روابط وحشیانه شان پز می دادند. در مراسم اسکار سال ۲۰۰۰، جولی صحبت هاي تحریک آمیزی درمورد علاقه به برادرش جیمز کرد

 

و صمیمیت شرم آورش با وی را عموم مردم شاهد بودند. قطعاً جولی در سال هاي نخست زندگی اش، درد و رنج هایي داشته – پدرش، جان وویت «بازیگر»، به مادرش، مارشلین برتراند، خیانت کرد و این دو خیلی زود از هم جدا شدند. ولی این‌ها همۀ دردهای دنیای نخست بودند.

 

تبدیل شدن به “دختر جذاب” اخیر هالیوود باعث شد که جولی نقش اول فیلم سینمایی “لارا کرافت: مهاجم مقبره” «Lara Croft: Tomb Raider» را بدست آورد که بر زمینه بازی ویدئویی محبوبی به همین نام ساخته شد.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

این فیلم که مشابه اي از بیهوده ترین فیلمهای هالیوودی هست، در محلی واقع در کامبوج فیلم برداری شد. در آنجا، جولی که در حباب بیخیالی و زندگی مرفه لس آنجلس و نیویورک بزرگ شده بود، شاهد بود که رنج حقیقی چه شکلی هست: فقر، از دست دادن اندام هاي بدن در انفجار مین هاي مخفی در زمین، ناپدید شدن

 

و کشته شدن یک نسل از اقوام و آشنایان. در این جهان جایی برای ناراحتی هاي شخصی و ادا و اطوارهای خودخواهانه نبود. و علیرغم ناملایمات و مصیبت هاي عمیقی که این مردم داشتند، جولی میگوید: «من مردمی رو پیدا کردم که خیلی مهربون، خونگرم و زودجوش بودن و بله، خیلی هم پیچیده بودن. وقتی این جا –در کشور خودمون- با خودرو میگردی

 

می تونی آدمای زیادی رو ببینی که خیلی چیزا دارن ولی اغلب خوشحال نیستن، ولی اونجا – در کامبوج – میری میبینی خانواده هایي هستن که زیرانداز و وسایل پیک نیک رو برمی دارن میرن غروب خورشید رو تماشا کنن.جولی ناگهان نسبت به جهان کنجکاو میشود و این قضیه را از کشوری که در آن قرار داشته آغاز می‌کند. روزی در سیم ریپ در کامبوج،

 

از کنار جاده کتابی را به قیمت ۲ دلار میخرد که موضوعش خاطرات آنگ بود. این یکی از فاکتورهایی بود که به جولی الهام بخشید تا هدف والاتری بیابد. در سال ۲۰۰۱، تا جایی که می توانست خود را به دانش بیشتری مجهز نمود و با سازمان ملل تماس گرفت و در نهایت سفیر حسن نیت کمیساریای بینظیر سازمان ملل برای پناهندگان شد.

 

در یکی از نخستین مأموریت هایش برای سازمان ملل، در سال ۲۰۰۲، به کامبوج بازگشت تا با کارکنان ان. جی. او. که به مسائل مربوط به مین هاي زمینی رسیدگی میکردند، دیدار کند. آنگ، نویسنده آن کتاب الهام بخش، یکی از انها بود که بعد از جنگ به کشور آمریکا نقل مکان کرده بود، ولی سال هاي بزرگسالی اش را به تلاش برای مشکلات کامبوج گذرانده بود.

 

وی تابحال هیچکدام از فیلمهای جولی را ندیده بود، ولی جولی هم قطعاً شبیه به تصور هیچکس از یک ستاره سینمایی نبود. آنگ درمورد اش گفته بود: «جولی یک انسان خیلی باحاله و اصلاً از این که خاکی یا کثیف بشه ناراحت نمیشه.»آنگ و جولی خیلی زود دوست شدند و نقشه کشیدند تا با هم به بخشی از کامبوج سفر کنند که پر از مین هاي زمینی بود،

 

جایی که آنگ از زمان جنگ تابحال آنجا نرفته بود. بنابراین دوره اي آغاز شد که اکثر شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی به نظر میرسید، ولی اینجور نبود. آن ها با چند نفر خنثی کننده مین قرار گذاشتند و با موتورهای سبک و فقط یک چراغ قوه و چند تکه دستمال توالت اضافی راهی شدند تا این که بارندگی سنگین موسمی آغاز شد.

 

انها که سر تا پا خیس شده بودند، شب را روی ننوهای معلق گذراندند. جولی قبل از به خواب رفتن دریافت که آن قدر به آنگ اعتماد دارد که از او مطلبی شخصی بپرسد، مطلبی مهم که مدتی بود به آن فکر می‌کرد، یعنی پذیرفتن یک یتیم کامبوجی به فرزندخواندگی.

 

جولی اینجور به یاد می آورد: «بعنوان یه یتیم کامبوجی ازش پرسیدم آیا بهش بر می خوره که کسی مثل من، یعنی یه خارجی، این کارو بکنه، یا این چیز خوبیه» آنگ با تمام قلبش از این قضیه حمایت کرد و بعدها در این باره می‌گفت: «آنجی نسبت به همه ي اطرافیانش رفتاری مادرانه داشت، نه فقط بچه ها، بلکه بزرگترها هم این حسو داشتن. من دلم می‌خواست اون منو به فرزندخواندگی بپذیره.

 

وقتی هشت سالم بود یتیم شدم و به همین دلیل فکر می‌کنم وقتی تو همچین تجربیاتی رو پشت سر میذاری، همۀ وقت} یه بخشی از تو هست که آرزو داره تو زندگیش، والدین کامل و حقیقی داشته باشه.» جولی می‌گوید که اشتیاق آنگ برای ایده فرزندخواندگی او، فاکتوری بوده که تصمیمش را قطعی کرده هست.

 

اگر جواب آنگ متفاوت می بود، جولی میگوید: «ممکن بود تصمیمم عوض بشه. ممکن بود این کارو برام خیلی سخت کنه.» از آن زمان تابحال آنگ در زندگی جولی حضور داشته و حالا یکی از معدود دوستان نزدیک و صمیمی اوست.جولی بی درنگ روال فرزندخواندگی را به جریان انداخت. چند ماه بعد، به بازدید از یک یتیم منزل در شهر باتام‌بنگ رفت و به خود قول داد

 

که فقط به یک یتیم منزل برود و مثل خرید کردن در پاساژ، دور نزند. ولی همان موقع که در اتاق هاي یتیم منزل گشت می زد و با بچه ها دیدار می‌کرد، حس خوبی نداشت و در این مورد می‌گوید: «با هیچکدومشون حس پیوند داشتن نمیکردم. بعدش گفتن: “یه بچه دیگه هم هست”…» مدوکس کوچولو در جعبه اي که از سقف آویزان بود خوابیده بود. جولی به او نگاه می‌کند و او به جولی می نگرد و بعد «فقط گریه کردم و گریه کردم.»

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

و بدین ترتیب یک پروژه ۱۵ ساله آغاز شد که در آن جولی برند خود را از نو تولید و دنیایش را گسترده تر کرد، خانواده اش، حرفه اش و وجهه اش از این رو به آن رو شدند. وی منزل اي در کامبوج خرید و شهروند کامبوج شد. در سال ۲۰۰۳، وی چیزی را تأسیس کرد که بعدها بنیاد مدوکس جولی-پیت نام گرفت

 

و این بنیاد متمرکز بر محافظت از محیط زیست کامبوج، سلامت، تحصیل و زیرساخت هاي آن بود. وی کارهایش برای سازمان ملل را اکثر کرد و به چندین و چند مأموریت حقیقت یابی رفت، به خطرناک ترین و حساس ترین نقاط جهان نظیر سیه‌را لئون، افغانستان، عراق، بوسنی و هائیتی سفر کرد

 

و تا به امروز بیش از ۶۰ مأموریت را به انجام رساند. جولی از ثورنتون «همسرش در آن زمان» که علاقه تازه یافته وی را درک نمی‌کرد، جدا شد و فرزند دومش را از کشور اتیوپی به فرزندی پذیرفت و نامش را زاهارا گذاشت.در سال ۲۰۰۴ بود که با پیت و سر صحنه فیلم برداری فیلم سینمایی “آقا و خانم اسمیت” «Mr. & Mrs. Smith» آشنا شد،

 

یعنی زمانی که پیت هنوز همسر جنیفر آنیستون بود. برای جولی، آشنا شدن با پیت که پسر طلایی خوش چهره و خودمانی هالیوودی بود، وی را به سطح جدیدی از شهرت رساند. با آنکه او همچنان روی این حرف مانده هست که ارتباط آن ها تا زمان جدایی پیت و آنیستون رمانتیک نبوده هست، این زوج وقت تلف نکردند

 

و عشق شان را روی صفحات مجله دبلیو نیز به نمایش گذاشتند و خاله بازی آن ها با پنج بچه قلابی، ۳۲ صفحه از این مجله را به خود اختصاص داد.آنیستون در این میان کاملاً ویران شد. ولی برای پیت، دوستی با جولی به این معنا بود که باید همۀ چیز را آنطور که جولی می‌خواست پیش می بُرد، حداقل اوایل اینجور بود.

 

این ارتباط شروع زندگی نیکوکارانه برد پیت –در آفریقا، هائیتی و نیو اورلئانز- نیز شد و او رسماً مدوکس و زاهارا را به فرزندی پذیرفت. وی جولی را متقاعد کرد تا فرزندان بیولوژیکی نیز داشته باشند. در سال ۲۰۰۶ بود که شایلو در نامیبیا به جهان آمد و دوقلوهایشان، ویوین و ناکس، در سال ۲۰۰۸ متولد شدند.

 

در این بین، آن ها پکس را از ویتنام به فرزندی قبول کردند. آن ها منزل هاي بیشتری در فرانسه، اسپانیا، نیویورک و نیو اورلئانز خریدند. در حالی که پیت، بعنوان بازیگر و تهیه کننده، یک فیلم معتبر و باپرستیژ را بعد از دیگری «”مهتاب”، “درخت زندگی”، “مانی‌بال”، “۱۲ سال بردگی”» کار میکرد،

 

جولی شانسش را با کارگردانی امتحان کرد و فیلم “در سرزمین خون و عسل” «In the Land of Blood and Honey» را درمورد بوسنی کار کرد، پروژه اي که ملهم از برخی کارهایی بود که برای سازمان ملل در بوسنی انجام داده بود.این دو با هم شکست ناپذیر و توقف ناپذیر به نظر می رسیدند و دو تا از زنده ترین و خلاق ترین شهروندان روی کره زمین به نظر می آمدند.

 

چیزی نبود که انها از پسش برنیایند. این دو با خانواده هشت نفره شان مثل کولی ها به دور جهان می گشتند و کارهای نیکوکارانه و هنری انجام می دادند و هر جا که بودند منزل شان را می ساختند. در سال ۲۰۱۴ و اکثر به این علت که بچه هایشان خواسته بودند، با هم ازدواج کردند.

 

آن ها امکانش را داشتند که هر جا می رفتند مربی و معلم برای بچه هایشان ببرند. ولی نظر جولی درمورد تحصیل به معنای غرق شدن در جهان حقیقی بود، یعنی درک این که نقش کوچک آن ها در دنیای بزرگ چیست. برای مدتی همۀ این‌ها به زیبایی پیش رفت.

آنجلینا جولی درباره تنها بودنش درد دل کرد

آنجلینا جولی و جدایی،آنجلینا جولی و فرزندانش،آنجلینا جولی و زندگی جدیدش،آنجلینا جولی بازیگر هالیوودی

 

 


مشاهده کلیپ

قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید


قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید 

قد کوتاه میتواند منجر به کاهش اعتماد به نفس افراد شود اما میباشند کسانی که با این وجود در دنیای بازیگری ستاره شده اند. یکی از ویژگی هاي تعیین کننده زیبایی داشتن قد بلنده. اما همه ي آدم ها پاهای کشیده و بلند ندارن مانند برخی از هنرمندان هالیوودی که علیرغم چهره جذاب و استعداد بی نظیرشون قد کوتاهی دارن.

 

هیدن پنیتیر – ۱۵۲ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

هیدن پنیتیر یکی از برترین بازیگران و خواننده آمریکایی هست که شاید به ندرت اندام وی را کامل و قدی در فیلم ها دیده باشید. بنابراین کمتر کسی درمورد قد او چیزی میداند به جز در این تصویر که کنار همسرش ولادیمیر کلیچیکو که قهرمان بوکس هست و قد او بیشتر از ۲۰۰ متر هست ایستاده.

 

ونسا هاجنز – ۱۵۴ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

ونسا هاجنز خواننده و بازیگر آمریکایی به علت قد کوتاهی که دارد در کنار هر مردی ریزه و کوتاه تر دیده می‌شود و اکنون در کنار نامزدش آستین باتلر که قد او ۱۸۰ سانتیمتر هست کوتاه تر از همۀ وقت} دیده می‌شود.

 

کلی کلارکسون – ۱۶۰ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

کلی کلارکسون به علت استعداد بی نظیری که در خوانندگی و موسیقی دارد زبانزد خاص و عام هست. او با وجود قد کوتاهی که دارد با مدیر برنامه هایش که براندون بلک استاک نام دارد و قدش از او خیلی بلندتر هست ازدواج کرده هست.

 

آنا کندریک – ۱۵۴ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

آنا کندریک در فیلم Pitch Perfect نشان داد که صدای بی نظیری دارد. اما این بازیگر و خواننده مشهور درست مانند کلارکسون بر زمینه تعریفی که امروزه از زیبایی می‌شود به علت قد کوتاهی که دارد همه ي چی تمام نیست.

 

آریانا گرانده – ۱۵۴ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

گرانده ۲۴ ساله هست اما به علت چهره بچه گانه اي که دارد ۱۲ سال بیشتر نشان نمیدهد. شاید همه ي جا وی را با کفش پاشنه بلند دیده باشید چون این خواننده آمریکایی قد کوتاهی دارد.

 

بیانسه – ۱۶۲ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

بیانسه یک هنرمند حقیقی و ایده آل و پیروز هست و تنها چیزی که برایش کوچک ترین اهمیتی ندارد قد نسبتا کوتاه اوست.

 

لیدی گاگا – ۱۵۴ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

شاید در عکس هایي که از این هنرمند دیده باشید به نظر قد بلند بیاید اما در واقع لیدی گاگا با پوشیدن کفش هاي پاشنه بلند و لباسهای رنگارنگ قد بلند نشان داده می‌شود.این سوپر استار موسیقی پاپ ۱۵۴ سانتیمتر بیشتر قد ندارد

 

لیل کیم – ۱۵۰ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

لیل کیم رپر، مدل و بازیگر آمریکایی در تصویر هایش با ابهت دیده می‌شود و به سختی می‌توان قد ۱۴۹ سانتیمتری وی را حدس زد.

 

نیکول اسنوکی – ۱۴۲ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

اسنوکی در این فهرست کوتاه ترین قد را دارد.

 

کایلی مینوگ – ۱۵۲ سانتیمتر
قدکوتاه ترین زنان بازیگر زیبای هالیوودی را بشناسید

بیشتر ستاره هاي زن پاپ قد کوتاهی دارند پس چندان عجیب نیست که کایلی مینوگ هم نمونه آنان باشد.

 

 


مشاهده کلیپ

خانم مجری مشهور که ۱۰ سال ممنوع التصویر است


خانم مجری مشهور که ۱۰ سال ممنوع التصویر است

جریان ممنوع التصویر شدن در تلویزیون به دلایل عجیب و غریب در ایران موضوع تازه ای نیست، خانم نیلوفر لاری پور نیز یکی از مجریان تلویزیون بود که حالا ۱۰ سال است ممنوع التصویر شده. ۱۰ سال است که ممنوع التصویر هستم حتی اگر ترانه ام هم در رادیو و تلویزیون پخش شود کسی حق ندارد اسمم را بگوید.

 

سری دوم برنامه اینترنتی «آبان» با سردبیری و اجرای نیلوفر لاری پور وتهیه کنندگی مهدیه عابدی، سه شنبه های هر هفته در آپارات آپلود میشود. زن، موضوع محوری این برنامه است که با حضور زنان صاحب نام در حوزه سیاست، هنر و… تهیه می شود. سری اول «آبان» با اجرای آزاده نامداری روی آنتن رفت، پس از آن خبری منتشر شد مبنی بر این که پریوش نظریه مجری «آبان» خواهد بود اما او را در این سری از برنامه ندیدیم. نیلوفر لاری پور

 

سردبیر و مجری فعلی این برنامه در این باره به «صبا» گفت: در ابتدا قرار بود سری دوم«آبان» را پریوش نظریه اجرا کند اما به علت تداخل این برنامه با پروژه اخیر او این امکان فراهم نشد. درحال حاضر نظریه در فیلم جدیدش، بازی میکند و تا زمانی که برگردد اجرای برنامه را به عهده دارم. اگر بعد از پایان کارش به «آبان» برگردد

 

خوشحال می شویم و اگر کارش ادامه پیدا کند حضور او را در برنامه «آبان» از دست داده ایم. نظریه از اوایل مردادماه با آن پروژه قرارداد داشت و از گذشته، ما را در جریان این کار قرار داده بود.

 

اولین و تنها گزینه مان پریوش نظریه بود
لاری پور درباره گزینه های احتمالی برای اجرا در «آبان»، گفت: برنامه «آبان» چندین فاکتور برای اجرا میخواهد؛ یعنی اگر کسی تنها مجری خوبی است نمی‌تواند گزینش مناسبی برای این کار باشد بلکه باید سواد اجتماعی، سیاسی و اطلاعات هنری بالایی داشته باشد. همچنین کاراکتری داشته باشد که افرادی از طیف های مختلف بتوانند

 

او را بپذیرند و مقابلش بنشینند. اولین و تنهاترین گزینش ما پریوش نظریه بود او از همه لحاظ فاکتورهای مورد نظر «آبان» را برای اجرا دارد. در همان قسمتی که نظریه برنامه را اجرا کرد ما با استقبال خوبی روبه رو شدیم، ضمن این که خودش در قسمت اول برنامه گفت که پیش تر تجربه اجرا نداشته است.

 

اما به علت داشتن اطلاعات، سطح هوشی و قدرت انتقالی که داشت و این که می دانست چه چیزی را چه موقع باید بپرسد و باتوجه به شخصیت دوست داشتنی اش، اجرای قوی ای را ارائه داد و برنامه با موفقیت پیش رفت.از این مجری و سردبیر پرسیدیم که ساختن برنامه ای درباره زنان چه سختی هایی دارد و چقدر برنامه های اینترنتی

 

با ممیزی روبه رو میشوند که او گفت: پیش تر برنامه ای با موضوع زنان در فضای مجازی ساخته نشده است. برنامه شبکه های مجاز اینترنتی هم زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد کار می کنند و یک سری ممیزی های دارند که باید رعایت شود. قطعا ممیزی های محتوایی هم داریم که من به علت تجربه ۲۸ ساله ای که به واسطه حضور در تلویزیون دارم با خط قرمزها آشنا هستم و انها را رعایت میکنم البته برخی مواقع از دستمان در می‌رود و به ما تذکر می‌دهند.

 

*تعداد آدم های کاربلد در تلویزیون خیلی کم شده است
طی سال های اخیر شاهد کوچ بسیاری از تهیه کنندگان به فضای اینترنتی بودیم و این مسئله باعث شد تا از لاری پور بپرسیم؛ چرا بیشتر برنامه سازان به شبکه های اینترنتی روی آورده اند و او در پاسخ گفت: متاسفانه شرایطی که هم اکنون در تلویزیون شاهد هستیم این است کهچیزی وجود ندارد؛ نه پول،

 

و نه فضا برای کار، همچنین تعداد آدم های کاربلد هم خیلی کم شده است. اغلب کسانی که در تلویزیون کار بلد هستند به دلایلی ممنوع الکار، ممنوع التصویر و… هستند. اگر کسی هم حرفی برای گفتن دارد و دیده شده یا باید خیلی دست به عصا راه برود یا مثل عادل فردوسی پور صرفا به ورزش بپردازد. تازه در شرایطی هستیم

 

که اگر تلویزیون هم در موضوعات انتخابی انعطاف به خرج بدهد مردم ما خیلی بیشتر از مسئولانش دست به سانسور می‌زنند. نمونه بارزش را در«خندوانه»دیدیم که مردم با جوان هایی که در بخش «خنداننده شو» آمده بودند چه کردند.

 

*نمیدانم چرا برخی تلویزیون میبینند اما میگویند نمیبینیم
از لاری پور پرسیدیم که فکر میکنید در آینده نزدیک ما به دوره ای برسیم که تلویزیون نقش خیلی کمرنگی داشته باشد و مردم به برنامه های اینترنتی روی بیاورند که او در پاسخ گفت: اگر تلویزیون بخواهد این رویه را ادامه دهد طبیعتا همچنین خواهد شد. در حال حاضر مردم بجز برنامه «خندوانه»، «دورهمی» و برنامه های ورزشی دیگر برنامه ای

 

را از تلویزیون تماشا نمی‌کنند. من به شخصه برنامه «نود»، مسابقات فوتبال و گاهی هم «خندوانه» و «دورهمی» را می‌بینیم. آن طور که من دیدم تلویزیون اغلب زیبایی های بصری، داستانی و دراماتیکی را کمرنگ میکند و این مسئله باعث میشود که مخاطبان از تلویزیون دفع شوند و مخاطبی هم که میماند

 

نمیدانم چرا اصرار دارد تا بگوید تلویزیون نگاه نمی کند. به عنوان مثال برنامه ای مثل«ماه عسل» که با اقبال رو به رو می شود عده ای که تمام طول ماه رمضان می گویند؛ این برنامه را نمیبینیم ولی به همه ی قسمت ها و حتی لباس احسان علیخانی ایراد می گیرند. نمیدانم اگر کسی برنامه را نمیبیند چطور جنس دکمه های لباس علیخانی را هم میداند.

 

* باید در تلویزیون انعکاس جامعه را ببینیم او معتقد است تلویزیون در برنامه سازی هایش حرکت های مثبتی دارد که باید ادامه دار باشد و در این باره «خندوانه» را به عنوان مثال مطرح و اضافه کرد: تلویزیون در جاهایی مثل «خندوانه» که می خواهد حرکت مثبتی انجام دهد با تصویر العمل هایی از مردم روبه رو میشود که باز دوباره سرجای خودشان بر میگردند و میگویند همان بهتر که نباشد.

 

در شرایطی که می توان انتظار قوت گرفتن تلویزیون اینترنتی با عنوان VOD را داشت شاید با انعطاف بیشتر از جانب مسئولان در پرداخت موضوعات بتوان شاهد اتفاقات روشن تری شد. لاری پور با تایید این حرف گفت: البته توانستن با خواستن کاملا متفاوت است. ما باید در تلویزیون انعکاس جامعه را ببینیم و کاری کنیم

 

تا موضوعات برای مردم باورپذیر باشد نه این که در فاصله ای از انها قرار بگیرد. تلویزیون هنوز تصویری از ساز و نواختن آن را نشان نمی دهد درحالی که مردم در مغازه ها و کنسرت ها آن را میبینند اگر هم در برنامه ای تصویری از ساز را نشان دهند، تهیه کننده برنامه توبیخ می شود که چرا چنین تصویری را نشان داده است.

 

نکته دیگر این است که تهیه کننده های ما جسارتی برای پخش برخی تصاویر ندارند و حتی گذشته از این که مدیران بخواهند تصویر یا بخشی را ممیزی کنند خودشان آثارشان را سانسور میکنند!

 

*۱۰ سال است که هیچ فردی اجازه آوردن اسمم را در تلویزیون ندارد
این نویسنده رادیو و تلویزیون در بخش دیگری از حرف هایش به سابقه حضورش در برنامه پرطرفدار «رادیو هفت» اشاره کرد و گفت: از سال ۶۸ با نویسندگی به رادیو آمدم و بیشتر از این که ترانه سرا باشم، برنامه ساز تلویزیون و رادیو هستم و در خیلی از برنامه ها به عنوان نویسنده، سردبیر، کارشناس، مجری و… فعالیت داشتم.

خانم مجری مشهور که 10 سال ممنوع التصویر است

۱۰ سال است که ممنوع التصویر هستم حتی اگر ترانه ام هم در رادیو و تلویزیون پخش شود کسی حق ندارد اسمم را بگوید. من برنامه «رادیو هفت» را کار کردم این برنامه با حفظ حرمت ها کار می کرد اما تولید آن به یک باره متوقف شد. حدود سه سال سردبیر«رادیو هفت» بودم ولی حتی در تیتراژ هم اجازه نداشتند نام مرا وارد کنند

 

در شب های عید وقتی منصور ضابطیبان از عوامل تشکر میکرد اجازه نداشت نام مرا ببرد در حالی که تمام آن برنامه از متن، محتوا و هماهنگی به عهده من بود ولی اسمی از من نبود و نمی دانم اسم من چه معضلی به وجود می آورد؟

 

درنهایت به من گفتند؛ دیگر نباید برای این برنامه بنویسم. وقتی تولید برنامه متوقف شد، خواستند که چند برنامه شبیه به آن تولید کنند که نتوانستند.

 

*سوالات برنامه های اینترنتی چالش برانگیز نیست این ترانه سرا و نویسنده با اشاره به فضای بازتری که در تولید برنامه های اینترنتی وجود دارد بیان کرد: در برنامه های اینترنتی می توان کسانی را دعوت کرد که در تلویزیون ممنوع التصویر هستند یا این که به تلویزیون نمی آیند. آدم ها دوست دارند با همان شکلی که هستند به استودیو بیایند.

 

علاوه بر این سوالات برنامه های اینترنتی چالش برانگیز نیست و راجع به مسائل خصوصی فرد دعوت شده است؛ برای مثال چند خواستگار دارید؟ چرا این شخص را به همسری برگزیده اید؟ حلقه ازدواجتان را چند خریده اید و… برنامه های جدی در اینترنت کم است اما به مرور راه می افتد.

 

البته این هم تقصیر برنامه سازها نیست، برنامه های اینترنتی نیاز به اسپانسر دارد و اسپانسر باتوجه به میزان دیده شدن برنامه حمایت کردن از آن را قبول میکند. به همین علت در برنامه ای که این سوالات پرسیده می شود خیلی حاشیه دارد تا برنامه هایی که به مسائل آسیب شناسی می‌پردازند.

 

*برنامه سازی برایم بسیار جدی است
از وی همچنین پرسیدیم که نیلوفر لاری پور چقدر دغدغه برنامه سازی دارد و الان که سردبیر یک برنامه اینترنتی است تا چه اندازه به این موضوع به طور جدی نگاه میکند که او در پاسخ تصریح کرد: این موضوع برایم بسیار جدی است و شما می توانید از عوامل برنامه بپرسید که تا چه اندازه نسبت به هر میلیمتر برنامه حساس هستم.

 

البته نه فقط این برنامه بلکه در هر برنامه ای که بودم و حتی زمانی که کار مطبوعاتی میکردم بسیار سختگیر بوده و هستم. من از این که هیچ چیز سرجای خودش نباشد و آن اتفاقی که هدفم بوده عملی نشود عصبی می شوم. واقعا هدفم این است که تاثیری حتی روی پنج نفر بگذارم.

 

من در کنار برنامه «آبان»، برنامه دیگری در فضای اینترنتی به نام «حیوونای کوچه پشتی» دارم که درباره اهمیت دادن به حیوانات کوچه وخیابان اذیت نکردن، حمایت کردن و غذا دادن انها و… است.

 

*مجری سابق «آبان» اطلاعات جامعی نداشت
لاری پور در پایان گفت وگویش با «صبا» درباره ضعف های سری گذشته «آبان» با اجرای آزاده نامداری، گفت: فعلا نمی توانم راجع به این موضوع صحبت کنم زیرا فصل دوم «آبان» هنوز به جایی نرسیده است که بخواهیم راجع به نقاط قوت آن حرف بزنیم و فقط سه قسمت از برنامه پخش شده است.

 

اما در خصوص فصل اول باید بگویم که مشکل آن در اجرا بود. گاهی اوقات مجری به علت جوان بودنش و این که در هر زمینه اطلاعات جامعی نداشت، در برخی مصاحبه ها باعث رنجش مهمان های برنامه شده بود. به نظرم این کم تجربگی مجری بود که نمی دانست با هر کدام از این آدم ها باید چطور صحبت کند.

 

البته فکر می کنم اگر آزاده نامداری نبود چه کسی باید جای او می نشست؟ زیرا ما مجری زنی که بتواند در زمینه طنز، محیط زیست، هنر و… یک برنامه را اداره کند نداریم ودر آقایان بهتر می توانیم این گزینش را پیدا کنیم.

 

 


مشاهده کلیپ

نگاهی به بیوگرافی زنده یاد محمود جهان + عکس


 نگاهی به بیوگرافی زنده یاد محمود جهان

نگاهی به بیوگرافی زنده یاد محمود جهان + عکس

 

محمود جهان پولادی در سال ۱۳۳۰ در آبادان و در محله احمدآباد بدنیا آمد.

وی کارمند بازنشسته شرکت نفت و دارای پنج فرزند و تک پسر او امید جهان است که او نیز مانند پدر اهل موسیقی است.

پدر جهان که اهل تنگستان بوشهر بود شروه خوانی می کرد و از جمله چهره های شناخته شده این شهر بود. وی در ابتدای انقلاب با اجرای ترانه یا الله یا خدا در برابر بنیانگذار انقلاب اسلامی نماد بزرگی و همدلی و اتحاد مردان تنگستانی را به نمایش گذاشت.

این خواننده محبوب بندری خوان در سال ۱۳۵۵ توسط آقای بهمن خوش خلق به همراه یداله رضازاده به تهران آمد و برای اولین بار با هدف آلبوم در استودیو ۴ اثر ارکستری ضبط کرد.

محمود جهان،همیشه در مصاحبه هایش خودش را خاک پای اهالی جنوب کشور می داند.

محمود جهان که تمام شهرت و محبوبیتش را با خواندن آهنگ و ترانه های جنوبی و بندری به دست آورده است،در مصاحبه هایش عنوان کرده بود که اگر حمایت ها و پشتیبانی های مردم خونگرم و صبور جنوب کشور نبود،برای او نیز موفقیتی کسب نمی شد.

محمود جهان با شروع جنگ که ۲۹ سال داشته در خوزستان باقی می ماند اما پدر و مادرش به بوشهر باز می گردند.  وی در سال ۱۳۵۲ ازدواج می کند. اصالت والدینش گویی موجب شده تا معمایی برای اصلیت وی در اذهان مردم بوجود آید و اینجور که می گوید، مردم گاهی می گویند محمود جهان اهل سیستان است یا بلوچ است یا بندرعباسی، بوشهری و…

آهنگهای محمود جهان, بیوگرافی محمود جهان

بیوگرافی زنده یاد محمود جهان

 

محمود جهان در هنگام مرگ ۶۶ سال سن داشت.محمود جهان که برای اجرای کنسرتی به مناسبت میلاد امام رضا (ع) به شهر ماهشر سفر کرده بود،در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۹۶ ساعاتی قبل از اجرای برنامه دچار حمله ی قلبی شد و بلافاصله  به یکی از بیمارستان های  شهر ماهشهر برده شد.اما هنگامی که به بیمارستان آورده شد،علائم حیاتی در وی وجود نداشت.

آثار محمود جهان

بندر نشینان

بندرگاه عشق

کاروان بندر

داغت نیینم ۱

داغت نبینم ۲

ایولله

فانوس بندر

هله دان

مبارکه

پریای دریا

سبزه قبا

ستاره دریا

ستاره ی جنوب

صبح ساحل

یاد کارون

آهنگهای محمود جهان, بیوگرافی محمود جهان

عکس محمود جهان

 

The post نگاهی به بیوگرافی زنده یاد محمود جهان + عکس appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد


آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد 

آزاده نامداری پس از سرشناس شدن در تلویزیون ایران همۀ وقت} با حواشی مواجه بوده هست، آن هم در زندگی شخصی اش از ازدواج گرفته تا طلاق. آزاده نامداری، دوباره به صدر خبرها برگشته هست. با انتشار فیلم و عکسهایی از او که لابد در جریان هستید. بدون پوشش رایج و گرچه پوششی که همۀ وقت} از او دیده بودیم.

 

این گرچه نخستین بار نبود که او به قولی ترند رسانه اي می شد. ازدواجش با فرزاد حسنی، طلاقش از او در حدود یک سال بعد، انتشار عکسی که در آن مدعی ضرب و شتم توسط حسنی شده بود، ازدواجش با رحیم عبادی، فرزند رییس سازمان ملی جوانان دولت اصلاحات و بالاخره همین مورد آخر باعث شده که او از زمان ظهورش در تلویزیون در سال ۱۳۸۴ «در قالب برنامه سیمای خانواده»، همه ي وقت پای اثبات رسانه اي باشد.

 

این مقاله، نگاهی دارد به زندگی او از زاویه سه گفت و گو، یکی با زندگی ایده آل، دیگری در همشهری جوان و گرچه یکی هم در وطن امروز. ترجیح مان این بود که خودش درمورد خودش حرف بزند.

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

۱٫ گفت و گو با زندگی ایده آل. انچه از این گفت و گو برایتان گزینه کردیم، ماجرای آشنایی و ازدواج نامداری با حسنی هست و گرچه طلاقشان. گذشته از انها گرچه دو مورد دیگر هم هست. یکی وقتی نامداری در مورد پیشرو بودنش میگوید و یکی آن یکه درمورد خانواده و مذهبی بودنش گفته.

 

* پیشرو بوده ام. ظاهرم با بقیه مجری ها فرق دارد. من نخستین مجری تلویزیون بودم که چادر ملی سر کردم، اصلا تا پیش از من کسی چادر ملی سرش نمیکرد. درست مانند سریال در پناه تو که یک خانم به چادرش کش زد و همه ي شگفت زده شدند. من آدمی هستم که راحت گفت و گو می‌کنم

 

حتی اگر یک شخصیت مهم رو به رویم باشد؛ یا این که آدم شادی هستم و راحت میخندم و اصلا عکس عبوسی از خودم به جای نگذاشته ام، چون فکر می‌کنم بعنوان میزبان باید بستری فراهم کنم که مهمان راحت باشد و در عین حال، با تمام این ویژگی ها آدم معقولی هستم. دیدنی این هست که مخاطب این را می فهمد.

 

اما من چوب ویژگی هایي راکه گفتم خورده ام و بارها پیش آمده که گفته اند چقدر این دختر راحت هست و چه کسی به او اجازه داده این قدر راحت باشد یا این که چرا درمورد فوتبال حرف میزند؟ در همۀ سال هاي کاری، من بحران هاي زیادی طی کرده ام و در دو سال جدید هم که این ماحراها پیش آمده هست

 

ولی با تمام این تفاسیر کلا از تصویری که به جا گذاشته ام احساس خوبی دارم و فکر میکنم کاری راکه میخواستم انجام داده و نشان داده ام. می‌توانی خودت باشی و عکس دروغ از خود نسازی. من خوشحالم که با تمام این رفتارهای متهورانه، مردم آن را آدم معقولی میدانند.

 

* من برخاسته از یک خانواده سنتی هستم و چادر به من ارث رسیده هست. مادرم، مادربزرگم و تا ۷ نسل گذشته از من هم خانم ها چادر پوشیده اند. من از اول راهنمایی چادر سر کرده و به مدرسه اي رفته ام که چادر پوشیدن در آن الزامی بوده. با این تعاریف خودم را آدمی مذهبی اي میدانم. اما من شاید به دلیل ویژگی هاي نسلم پیشرو بودم.

 

نخستین نفر هم بودم که همه ي تبعات اش را پس دادم. حتی در اتفاقات جدید هم پیشرو بودم. نخستین کسی بودم که بعنوان یک مجری زن در تلویزیون، بعد از جدایی آمدم و گفتم طلاق گرفته ام. مطمئن باشید که آدم ها از این به بعد راحت تر میگویند که طلاق گرفته اند، اما بدبختی هایش را من تحمل کردم.

 

* سال ها بود همدیگر را می شناختیم اما در همین حد که از کار هم تعریف کنیم. شناخت ما از هم سطحی بود. بعنوان خانم نامداری و آقای حسنی به هم مفید احترام می گذاشتیم و این که بگوییم چقدر تو مفید اجرا می‌کنی.

 

* موردی که در یک سال جدید بیش تر از هر چیزی من را رنج می‌دهد و باعث ناراحتی، آزار، درد، بی خوابی و هزار تا مشکل دیگر شده، این هست که من چرا بدون تفکر وارد گود شدم. این دردی هست که من را رها نمی‌کند. معتقدم اتفاقات چند سال جدید به دلیل دوره اي زا زندگی من به وجود آمده که دیگران را منع میکردم

 

و این خواست خدا بود که در شرایطی قرار بگیرم که همه ي وقت از آن فرار میکردم. در حقیقت همۀ وقت} به خودم می‌گویم خدا دارد به تو میگوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می‌گذارم سر راهت تا ببینم تو که این قدر دیگران را منع می‌کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی داشت.

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

* پیش از ازدواج همانگونه که گفتم ۱۰ تا ۱۵ روز صرف خواستگاری و رفت و آمدها کردیم و در زمانی که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و رسمیت به خود نگرفته بود یکی از روزنامه ها خبری درج کرد که آزاده نامداری و فرزاد حسنی ازدواج کرده اند. که به یاد دارم ۱۴ یا ۱۵ خرداد بود و همه ي جا تعطیل.

 

وقتی آن خبرها بیرون آمد تمام دوستان و آشنایان من هم فهمیدند. تمام فک و فامیل مان از راه دور و نزدیک تماس میگرفتند و می‌گفتند چرا ما را دعوت نکردید و ما قسم می خوردیم به خدا هنوز کاری نکرده ایم! میگفتند پس مجله ها چرا عکس تان را چاپ کرده اند؟! گرچه با تمام این تفاسیر این نامردی مطلق هست که بگویم من مجبور شدم و ازدواج کردم. اما به دلیل این عکس تحت فشار قرار گرفتیم که زودتر ازدواج کنیم.

 

* نمیدانیم چه دردی هست که آدم ها خودشان را درست پرزنت نمیکنند. من معتقدم آدمی هستم که تشخیص می‌دهم… چیزی که باعث شد ما ۴ تیر عقد کنیم و در شهریور یعنی ظرف دو ماه به این نتیجه برسیم، این بود که ما درست به هم پرزنت نشده بودیم. همین قدر بگویم که ما به لحاظ اعتقادی،

 

فکری و اهدافی که در زندگی داشتیم، حتی دایره دوستان و خیلی مسائل دیگر با هم تفاوت داشتیم و این ها چیزهای کوچکی نبود. حتی برای نشست و برخاست هم با هم مشکل داشتیم.

 

* من چند ماه پس از عقد به این نتیجه رسیدم که ما نمیتوانیم زندگی کنیم و پا پیش گذاشتم که جدا شوم و طرف مقابل کاملا مخالف بود. من مطمئن بودم که نمیتوانیم «زندگی مشترک داشته باشیم» و برای این تصمیم دلایل منطقی داشتم و به عقیده من ایشان هم ته دلش می دانست که ما نمی‌توانیم.

 

شاید حدود دو ماه بعد از عقد کاملا به این نتیجه رسیدم که امکان ادامه این زندگی وجود ندارد. ما کلا ۱۰ ماه عقد کرده بودیم. ابتدا سعی کردم مشکل را با خودم حل کنم. چون تجربه زندگی مشترک نداشتم فکر می‌کردم هیچ کس نباید متوجه شود که ما مشکل داریم و من باید از چیزی که کاملا بد هست صیانت کنم و معتقد بودم اگر بد هست برای من هست و هیچ کس نباید بفهمد.

 

۲٫ این هم بخش دیگری از همان گفت و گو با ایده آل هست ولی مختص همان ماجرای ادعای ضرب و شتم که در نهایت به جدای می انجامد.

 

شما عکسی از خودتان منتشر کردید که از یک اتفاق دردناک پرده برداشت. شبیه صحنه قتلی که رخ داده و شما شاهد بوده ایم. حالا که نمیتوانید بگویید نمی‌توانم حرفی درمورد آن بزنم…

 

… تا سه ماه اول بعد از عقد من به زنی تبدیل شدم که اصلا شبیه خود حقیقی ام نبود. زنی که هیچ وقت وجود نداشته و نمی شناختمش. در این سه ماه من هر اتفاق غیرمعقولی که می افتاد نمیدیدم و سعی میکردم به دلیل زندگی ام از آن بگذرم. اما بعد که تصمیم گرفتم ادامه ندهم، اتفاقاتی افتاد که نمی‌توانم آنها را مو به مو تعریف کنم چون قابل گفتن و طرح کردن نیستند. در نرم ترین شکل می‌شود گفت به نظر می‌رسد ایشان بر تکانه هاي روانی شان نظارت نداشتند.

 

یعنی چه؟

 

بر تکانه هاي روانی تسلط نداشتن یعنی مثلا وقتی شما عصابی می شید لیوان را پرت میکنید به سمت دیوار تا خرد شود. یک روز هم ممکن هست سر همسرتان را پرت کنید به سمت دیوار.

 

خب چه اتفاقی میوفتد که یک نفر به این نقطه می‌رسد؟

 

من گفتم بیا برویم جدا شویم و ایشان گفتند من جدا نمیشوم.

 

گذشته از آن هیچ وقت چنین واکنش هایي وجود نیامده بود؟

 

۴ یا ۵ پنج بار دیگر واکنش نشان داده بود، اما نه با این شدت.

 

شاید برخی افراد فکر کنند نمیشود شما فقط یک کلام بگویید بیا برویم جدا شویم و ایشان چنین واکنشی نشان بدهند؟ شما حتما کاری کرده اید که ایشان را به این نقطه از عصبانیت رسانده…

 

نه. من فقط گفتم بالا بروید پایین بیاید، حاضر نیستم یک دقیقه دیگر زندگی کنم.

 

این اتفاق کی بود؟

 

حدود آذرماه ۹۲٫

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

شما تیرماه عقد کرده بود. یعنی ۵ ماه بعد از ازدواج؟

 

بله. ۵ ماه بعد از ازدواج، ما به جایی رسیدیم که دیگر برای من به شخصه امکان زندگی وجود نداشت و درخواست من برای جدایی به چنین اتفاقی منجر شد.

 

شما در این زمان حق طلاق داشتید؟

 

نه. بعد از این ماجرا بود که حق طلاق گرفتم.

 

آن روز بعد از درگیری چه شد؟

 

من به حالت مرگ افتادم و بعد از رسیدن به بیمارستان در حالیکه به شدت آسیب دیده بودم با خانواده ام تماس گرفتم و آنها آمدند و من بعد از مرخصی از بیمارستان این قضیه را از طریق قانونی پیگیری کردم.

 

فرزاد شما را به بیمارستان برد؟

 

بله. اتفاقا ایشان بسیار اظهار پشیمانی میکردند و میگفتند خودم از شما مراقبت می‌کنم و ما حالمان دوباره مفید میشود.

 

ولی شما شکایت قضایی کردید…

 

بله.

 

و سرنوشت پرونده چه شد؟

 

من وکیل گرفتم. شرط پدر من در آن پرونده این بود که ما در صورتی رضایت می‌دهیم که دخترم حق طلاق داشته باشد و پس از آن بود که بعد از مدت ها پدرم اجازه داد با ایشان حرف بزنم.

 

یعنی به ازای گرفتن حق طلاق مصالحه کردید. بعد چه شد؟

 

کلا از روز عقد تا زمان جدایی ما فقط ۱۰ ما طول کشید. من بعد از آن اتفاق دچار نوعی ترس شده بودم که دیگر نمی توانستم ایشان را حتی یک ثانیه ببینم و حتما باید نفر سومی حضور می داشت.

 

فکر میکردید یک روز از این عکس و فیلم که هنوز منتشرش نکرده اید علیه همسر سابق تان بهره گیری کنید؟

 

خدا شاهد هست که نه. اصلا حالم خیلی بد بود. آن فیلم یک چیز کاملا شخصی هست. در آن فیلم حال و روزم را گفته ایم. آن عکس که منتشر شد، چون در منزل گرفته شده بود و من پوشش کافی نداشتم و عکس کراپ «بریده» شده.

 

کینه که میگویید ندارید و نداشتید، مدرک هم نمی‌خواستید جمع کنید. شکایت تان را هم که پس گرفتید. پس چه شد که دوم فروردین ۹۴ آن عکس را منتشر کردید؟

 

خیلی صریح می‌گویم. دو هدف مشخص داشتم؛ هدف اول این که بگویم خانم هاي محترم فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید. این عاقبت کسی هست که بی فکر تصمیم میگیرد. هدف دوم هم این بود که بگویم هیچ احدی حق ندارد دستش را روی زن بلند کند. اگر متشرعی، اگر متدینی، اگر روشنفکری حتی اگر بی دینی، کسی اجازه ندارد روی همسرش که یک خانم بی دفاع هست دست بلند کند.

 

۳٫ این بخشی از گفت و گو علی سیف اللهی هست با نامداری در همشهری جوان. نکات دیدنی دارد از نگار او به عشق و ماجراهای عاطفی

 

تجربه نخستین عشقتان چطور بود؟

 

بی نظیر مفید. از صمیم قلب دلم برای کسی که نمی‌تواند عشق داشته باشد، می سوزد. بزرگترین نیاز یک انسان در زندگی عشق هست.

 

عشق مانند آب حیات میماند. آدم می‌تواند عاشق مادر و کار و کتاب خواندن و هر چیز دیگری باشد اما عشق به معنای عامیانه اش، یعنی انسان دیگری را دوست داشتن هم باید در زندگی آدمی اتفاق بیفتد. به قول حضرت حافظ «هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق/ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید» ممکن هست

 

آدم در کل زندگی اش زمان هایي سکوت عاطفی داشته باشد اما عشق یک اتفاق بی نظیر هست که آدم باید تا آخر عمرش داشته باشد.

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

آدم ها در سنین مختلفی این عشق را تجربه می‌کنند، من هم نخستین باری که یک آدم را در زندگی ام دوست داشتم، همه ي وقت وی را بیش از خودم دوست داشتم. میخواستم همه ي چیز او مفید باشد. اگر من و او روی زمین تنها بودیم و فقط یک پرس غذا داشتیم، حتما میگرفتم «تو بخور، من نمی‌خورم». به دلیل همین فکر میکنم خیلی آدم خوشبختی هستم که این احساس را تجربه کردم.

 

دوست دارید جای کدام کاراکتر فیلمهای عاشقانه باشید؟

 

جای رویا «هانیه توسلی» در فیلم «شب هاي روشن». یا جای زهرا سادات «نگار جواهریان» در «طلا و مس». همۀ وقت} دوست داشتم چنین زنی باشم. اگر بخواهم زنی بسازم، حتما چنین زنی می سازم، زنی که به خانواده و همسر و بچه هایش تعلق دلیل دارد و خوشبخت هست و عاشق.

 

۴٫ و بالاخره این گفت و گو با وطن امروز در دی ۹۳ که در آن درمورد چادر حرف می‌زند.

 

از کی چادری شدید؟

 

من از دوم راهنمایی چادری شدم.

 

چه دلیلی موجب شد چادری شوید؟

 

خانواده ام چادری بودند، نمی‌توانم بگویم از روی احساسات چادری شدم، همه ي چادری بودند، من هم چادری شدم. در موقعیت هایي از این که چادری ام احساس خوشحالی میکردم. می‌گفتم: چقدر مفید! مشاهده نمایید! اصلا نمی‌خواهم بگویم کسی که چادری نیست، قابل احترام نیست، اصلا منظورم این نیست.

 

آدم ها به دلیل ویژگی هاي انسانی شان قابل احترام میباشند اما واقعا این جمله را بارها به دوستانم گفته ام که حرمت هایي برای خانم چادری وجود دارد و من این حرمت ها را دوست داشتم و هرچه بزرگ تر شدم احساس کردم باید خدا را شکر کنم که در آن محیط مردانه اي که کار می‌کنم چادری هستم. خدا را شکر که در تلویزیون کار میکنم و چادری هستم. خدا را شکر که وقتی روی آنتن می رفتم آدم چادری بودم.

آزاده نامداری شخصیتی که دوست دارد نامدار باشد

خیلی از اوقات احساس امنیت داشتم و احساس حرمت داشتم، همۀ این ها برکاتی هست که چادر به من داده و من به آن مدیونم، خیلی برکات به من داده هست. اصلا ببخشید این را میگویم، من با این چادر قشنگ ترم، این کم ترین حالت ممکن هست. یعنی اگر نخواهیم خیلی عمیق و دینی به ماجرا نگاه کنیم و فقط با یک نگاه زنانه به آن نگاه کنم میگویم که من با چادر زیباتر به نظر می عرف.

 

اصلا نمیشود آدم اعتقاد نداشته باشد و چادری هم بشود. تابلو میشود و لو می‌رود. مانند این که از آقایی از آشنایان که ادعای مذهبی بودن داشت پرسیدم چرا با خانم ها دست می دهي؟ من نمی فهمم چطور ممکن هست یک آقایی مذهبی باشد و با خانم ها دست بدهد! می‌گویی من خیلی دیندارم

 

و با خانم ها دست میدهی! این ویژگی انسان مذهبی نیست. من ادعای مذهبی بودن دارم، بعد میگویم پس یک کارهایی را نمیکنم، یک جاهایی نمی‌روم، یک سری حرکات و ویژگی ها را می‌توانید در من جست و جو و پیدا کنید، یکی از آن ویژگی ها هم چادر هست. بنابراین حشر و نشر و رفت و آمدم ناخواسته با آدم هاي هم مسلکم هست. یعنی آدم هاي شبیه من، مرا پیدا می‌کنند.

 

با آدم هایي رفت و آمد میکنم و آدم هایي را دوست می دارم، آدم هایي را در دایره معاشرت خود جای میدهم که شبیه من میباشند. با شیوه دیگری از زندگی، نمیتوانم معاشرت کنم. اصلا آنها نمیتوانند با من معاشرت کنند. وقتی می‌خواستم درمورد خانم ها برنامه بسازم «برنامه خانمی که شما باشی» طبیعتا مواردی را پیدا میکنم

 

که به ایدئولوژی من شبه تر هست. این‌ها مواردی نیست که بخواهیم ادعایش را بکنیم. چیزی نیست که بخواهم در تلویزیون یا روزنامه درمورد اش صحبت کنم و بگویم من چادری هستم و من خانم هاي چادری را سوژه خودم می‌کنم، اصلا به نظرم خیلی مسئله طبیعی هست.

 

مطالب مرتبط :

جنجالی شدن بی حجابی آزاده نامداری در رسانه های خارجی

آیا تصاویر بی حجاب آزاده نامداری نقض حریم خصوصی است؟

چهره جنجالی به نام آزاده نامداری و حواشی زندگی اش

واکنش آزاده نامداری به انتشار تصاویر بی حجابش در خارج

واکنش شوهر جدید آزاده نامداری به ادعاهای همسر سابقش + عکس

حرف های خصوصی آزاده نامداری و همسرش عکس

 

 


مشاهده کلیپ