آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا


آشنایی با هوتن شکیبا

آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا

 هوتن شکیبا متولد بیست و چهار خرداد ۱۳۶۳ در سنندج می‌باشد و اصالتاً کرد است. وی دارای مدرک کارشناسی کارگردانی از دانشگاه غیر انتفایی سوره می‌باشد.

از کارهای معروف او می‌توان به بازی در فیلم سینمای طبقه هساس و نمایش‌های همچون مترسگ، جن گیر، بر پهنه دریا، باغ آلبالو و.. اشاره کردهمچنین صدا پیشه عروسک (دیبی) در سریال کلاه‌قرمزی ۹۳ کلاه‌قرمزی ۹۴بوده است

گفتگو با هوتن شکیبا
همین ابتدا برویم به گذشته‌ها، آن هم گذشته‌هایی نه چندان نزدیک و این‌که هوتن شکیبا از چه خانواده‌ای، چه دیاری و چگونه به دنیای نمایش و تصویر وارد شد؟
هوتن شکیبا: متولد «تهرانم» ولی بزرگ شده «سنندج» و بیشتر خود را سنندجی می‌دانم. درخانواده‌ای بزرگ شدم که مادرم فرهنگی بود، معلم ابتدایی و پدرم کارمند بود.

خانواده مادریم اهل هنر هستند، ‌دو دایی دارم که فارغ‌التحصیل هنرهای زیبای سالیان قبل هستند.

اکثر آدم‌ها تجربه هنری خود را با نقاشی‌های دوره کودکی شروع می‌کنند برای شما چگونه بود؟
هوتن شکیبا: برای من هم با نقاشی شروع شد و یک خاطره جالب از این نقاشی کشیدن هم دارم که بد نمی‌دانم از آن بگویم. ۵، ۶ ساله بودم، برای کیهان بچه‌ها فرستادم، نقاشی از چهره یک مرد با سبیل! که برای خود ماجرا شد.

چه ماجرایی؟
نقاشی را «هومن» برادرم برایم به مجله ارسال کرد. چند هفته صبر کردیم تا خبری از چاپ نقاشی در روزنامه شود اما نشد، درنهایت هم به جای چاپ نقاشی، نامه‌ای از مجله برایمان ارسال کردند با این مضمون:

«ما این نقاشی‌ها را چاپ نمی‌کنیم تا بگوییم چه نقاشی خوبی است، بلکه نقاشی‌ها را چاپ می‌کنیم که خود کودک، نقاشی خودش را ببیند، نقاشی‌ای که شما می‌کشید و به اسم او ارسال می‌کنید! باعث می‌شود، کودک همیشه وابسته به شما بماند…»

یادم می‌آید پدر در پاسخ به کیهان نوشت: «ما حتی در انتخاب رنگ‌های این نقاشی، دخالتی نداشتیم، تمام این نقاشی را خود پسرم کشیده است، فقط اسم و مشخصاتش را ما نوشتیم، آن هم برای اینکه هنوز کوچک است و سواد ندارد.»

همراه نامه پدر، یک نقاشی دیگر برایشان ارسال کردم، این بار نیز طرح یک مرد با سبیل بود.

چند هفته بعد، نقاشی دوم چاپ شد، حتی یادم است به اشتباه نوشته بودند:

«هوتن شکیبا- ازتهران» و در جواب نامه پدر هم یک سؤال پرسیده بودند و آن اینکه، چرا فقط چهره مرد می‌کشد؟ آن هم مردی با سبیل!

برای من هم سؤال شد، چرا همیشه چهره یک مرد با سبیل؟ و اما الان هوتن شکیبا که مقابل من نشسته است نیز مردی است با سبیل، سبیل چه سمبلی برایتان دارد که از کودکی تا این روزها با شما آمده است؟زمانی در نقاشی‌هایتان حال برصورتتان؟
هوتن شکیبا: آن زمان به تقلید از دایی هایم بود، نقاشی‌های آن‌ها بیشتر از مردانی بود که در روستاها زندگی می‌کردند یا دستفروش‌ها و… و این طیف افراد، آن روزها، عموماً سبیل داشتند، من از دایی‌هایم کودکانه تقلید کرده بودم.

تا همین چند سال پیش، سبیل را دوست نداشتم، تا این‌که در یک نمایش طبق کاراکتر نمایش، باید سبیل می‌گذاشتم و گذاشتم، همه گفتند به چهره‌ام می‌آید، همین شد که سبیل بر چهره‌ام ماند (خنده).

عکس های جدید هوتن شکیبا

چه شد هوتن شکیبا نقاشی را کنار گذاشته، به صحنه نمایش و تصویر پیوست یا نه هنوز نقاشی را حرفه‌ای دنبال می‌کنید؟
موسیقی هم کار کردم ولی کنارش گذاشتم.

چرا؟
کودک کمرویی بودم و همین کمرویی، نواختن ساز را برایم سخت می‌کرد.جالب است بگویم پای صحبت خیلی از بازیگران که نشستم متوجه شدم آن‌ها نیز مانند کودکانی خجالتی بودند و حتی هنوز هستند.

چطور! بازیگرانی که ده‌ها و ده‌ها کاراکتر را برصحنه برای مردم بازی می‌کنند در فضای شخصی خود خجالتی هستند؟
هوتن شکیبا: نخستین مرتبه که برای اجرای نمایش مقابل تماشاگران قرار گرفتم، تمام بدنم از هیجان می‌لرزید ولی به محض این‌که مقابل تماشاگران ایستادم، انگار از قالب خود خارج شدم، یک آدم دیگرشدم، دیگر خودم نبودم، دیگر خجالتی نبودم، صحنه رازی دارد که تو را تغییر می‌دهد و اما جذاب‌ترین زاویه بازیگری آن جا است که یک بازیگر بر عکس همه آدم‌های دیگر فرصت دارد زندگی ۱۰۰ انسان دیگر را نیز زندگی کند…

از نقاشی و ساز گفتید و این دو هنر این روزها هم با شما هستند یا نه؟
نقاشی ماند، هر زمان دلم می‌گیرد، یک پارچه می‌اندازم روی صندلی! شروع به نقاشی کشیدن می‌کنم.

باز یک مرد با سبیل؟
نه! (خنده) دیگر چهره نمی‌کشیم، این‌بار طراحی اشیا برایم جالب است.

برگردیم به نمایش و دنیای نمایش، نخستین مرتبه که بر صحنه رفتید چه زمانی بود و این تجربه به چند سالگی شما برمی گردد؟
هوتن شکیبا: چهارم ابتدایی بودم، در شهر سنندج، مدرسه نمونه مردمی (انقلاب) در منطقه مبارک آباد و ماجرا از آنجا آغاز شد که، دانش‌آموز کمرو مدرسه که شاگرد زرنگ بود و درسخوان، یک روز معلم پرورشی(آقای قمری) آمد سرکلاس‌شان و روبه او گفت: « هوتن!برای جشن ۲۲ بهمن در گروه نمایش شرکت کن»

آقای قمری که این جمله را گفت و من بهت زده جواب دادم:

«من! چشم آقا معلم.ولی من فقط می‌توانم ادای عبدلی و اوستا را تقلید کنم.»

همان زمان یکی دیگر از بچه‌های کلاس گفت: «منم می‌توانم نقش اوستا را در کنار هوتن (عبدلی) بازی کنم.»

آقای قمری گفت: «بیایید همین الان جلوی کلاس کمی بازی کنید ببینم چی بلد هستید»

من و همکلاسی‌ام به شکلی نقش بازی کردیم که کل همشاگردی‌ها همراه معلم قهقهه می‌زدند.

عکس های جدید هوتن شکیبا

این روزها بیشتر نقش‌هایی که بازی می‌کنید کمدی است و به گذشته هم که نگاه می‌کنیم بازیگری را با کاراکتر طنز «عبدلی و اوستا » آغازکردید، چرا اینهمه علاقه به نقش کمدی، صدای خنده را دوست دارید؟
هوتن شکیبا: بله دقیقاً صدای خنده برایم زیبا‌ترین صوت است تنها صدایی که وقتی بر صحنه در حال نقش بازی کردن هستید مستقیم دریافت می‌کنید صدای خنده است.

اکثراً خانواده‌ها بیشتر از این‌که نگاه به استعداد هنری فرزندانشان داشته باشند تأکید بر درس خواندن دارند، نگاه والدین شما چگونه بود؟
مادرم زیاد مخالف نبود پدرم سال‌ها مخالف بود و دائم می‌گفت با جدی گرفتن تئاتر و نمایش به هیچ کجا نمی‌رسی، درآمد کافی برای زندگی آینده‌ات نخواهی داشت و روزگارت سخت می‌گذرد.

دوست داشتم حرف پدر را گوش کنم، همین شد که به سراغ علاقه دومم رفتم، علاقه به زیست شناسی و جانور شناسی.

(خنده) جانورشناسی!؟
هوتن شکیبا: دبیرستان تجربی خواندم، همین شد که به این رشته علاقه‌مند شدم. پدر هم که می‌دید به جانورشناسی علاقه پیدا کردم تشویقم می‌کرد. تا این‌که روزی از روزها که دوره دبیرستان آن هم سال سوم را می‌گذراندم صدایم کرد و گفت: «بیا برویم بیرون قدمی بزنیم».

همراه پدر شدم. در حال قدم زدن رو به من کرد و گفت: «پسرم! هر چقدر فکر می‌کنم، الان همه آدم‌های دکتر، مهندس هم بیکارند! برو در رشته‌ای بیکار شو که دوستش داری!»

باورم نمی‌شد، پدر چنین حرفی را می‌زند این جمله پدر اوج عشق را در وجودم ایجاد کرد و از آن به دنیای علاقه‌ام بازگشتم، پیش دانشگاهی هنر خواندم و تصمیم گرفتم در دانشگاه سینما بخوانم، تصمیم به سینما خواندن از آنجا بود که حرف‌های پدر که می‌گفت تئاتر دنیای زیبایی است اما در آن دنیا به زندگی مادی نمی‌رسی در افکارم اثر کرده بود، آن روزها فکر می‌کردم، در سینما، پول بیشتری وجود دارد، و خلاصه این‌که دانشگاه سوره قبول شدم سوره تهران اما نشد که سینما بخوانم یعنی آن سال سوره رشته سینما نداشت و اینبار انگار تئاتر و نمایش مرا انتخاب کرد (خنده).

از دانشگاه می‌گفتید و ورود به عرصه هنری نمایش آن‌هم به صورت آکادمیک و تخصصی، ادامه دهید…
دوران دانشگاه تا می‌توانستم کار می‌کردم، کارهای نمایشی دانشجویی، سعی می‌کردم بازی‌هایم متفاوت باشد و این تفاوت همیشه از فانتزی که در ذهنم بود نشأت می‌گرفت.

فانتزی ذهن‌تان چه ساختاری دارد؟
دنیای اطرافم را «پارادیک» می‌بینم و وقتی این نگاه «پارا دیک» را به نقش آفرینی تئاتری می‌کشانم، تصویری متفاوت از نمایش کمدی خلق می‌شود.

عکس های جدید هوتن شکیبا

نخستین کار حرفه‌ای در دنیای حرفه‌ای تئاتر؟
هوتن شکیبا: دوره یازدهم جشنواره تئاتر دانشگاهی یک کار به نام (ویلون‌هایتان را کوک کنید) داشتیم که آنجا جایزه اول بازیگری را دریافت کردم. بعد از آن جایزه کلی امیدوار به شروع حرکت در مسیر کارهای حرفه‌ای بودم اما امیدم خیلی زود کمرنگ شد و مدت زیادی در کمرنگی ماند، زمانی به اندازه ۸ سال، ولی ناامید نمی‌شدم، دائم کار می‌کردم، آنقدر کار نمایشی دانشگاهی انجام دادم که یک روز پدرم که از طولانی شدن دوره لیسانس گرفتنم نیز خسته شده بود به من گفت: «هوتن جان!عزیزم، هشت سال شد این دوره دانشگاه، دیگر کافی نیست؟ اگر کاری در تئاتر نیست کار دیگری انجام بده» ولی من خسته نمی‌شدم، ‌مرخصی تحصیلی می‌گرفتم و کار نمایشی می‌کردم، تابستان‌ها همه دانشجویان می‌رفتند شهر خود، من در اینجا تنها می‌ماندم، دائم تمرین بدن و بیان می‌کردم، معتقدم بودم تلاش‌هایم بی‌نتیجه نمی‌ماند تا این‌که به کار نمایشی یوسف باپیری رسیدم نمایشی به نام (ماراساد) نقشی کوتاه در آن تئاتر داشتم، اما در جشنواره آن سال به خاطر همین نقش کوتاه تقدیر شدم.

برای هوتن شکیبا ملاک انتخاب برای نمایشنامه‌ای که قصد بازیگری در آن دارد نام کارگردانی است که کنار نمایشنامه وجود دارد؟
کیفیت قصه برایم مهمتر است.

و اما برویم سراغ سینما و حضور هوتن شکیبا در هنر هفتم، کار سینما کی و چگونه شروع شد؟
هوتن شکیبا: مقابل دوربین بهروز شعیبی در یک تله فیلم بود و پس از آن پارسال کاوه سجاد حسینی بازی در فیلم (شب بیرون) را پیشنهاد داد و من هم قبول کردم و این نخستین حضورم در یک فیلم بلند بود، هنوز فیلمبرداری (شب بیرون) تمام نشده بود، حبیب رضایی که بازیگردان فیلم «طبقه حساس» بود پیشنهاد نقش حسن را به من داد و این‌چنین بود که به فیلم کمال تبریزی پیوستم و بعد از آن (حق سکوت) هادی نائیجی از طرف محسن قرایی دعوت شدم.

از سینما و کارهایتان گفتید از نمونه‌های تئاترهایی که هوتن شکیبا را در آن دیده‌ایم؟
هوتن شکیبا: «به خاطر یک مشت روبل»، «جن گیر»، «رومولوس کبیر»، «ننه دلاور»، «بیرون پشت در»، «مترسک»، «دایی وانیا»، «باغ آلبالو»، «زمان لرزه»، «هیپوفیز»، «ویران»، «قصه سیبی که پروازکرد »، « در این شهر فرشته‌ای وجود ندارد»، «آواز خوان تاس» و ….

   عکس های جدید هوتن شکیبا

 
 تئاترشناسی هوتن شکیبا

نمایش‌های هوتن شکیبا
* رومولوس کبیر (۱۳۸۸)
* جن گیر (۱۳۸۸)
* به خاطر یک مشت روبل (۱۳۸۹)
* تبار شناسی دروغ و تنهایی (۱۳۹۱)
* آواز خوان طاس (۱۳۹۱)
*  ویران (۱۳۹۱)
* باغ آلبالو (۱۳۹۲)
* مترسگ (۱۳۹۲)
*  زمان لرزه (۱۳۹۲)
*  هیپوفیز (۱۳۹۲)
* ننه دلاور بیرون پشت در (۱۳۹۲)
*ب ر پهنه دریا (۱۳۹۳)
*  دن کامیلو (۱۳۹۳)
* نمایشنامه خوانی هاروی (۱۳۹۳)
*  شماره ۱۹۱۹۳(صدا پیشه) (۱۳۹۳)
*  کامنت (۱۳۹۳)
* استوان اینیشمور (۱۳۹۴)
* پروژه هملت/شکسپیر(۱۳۹۵)
* مرگ هوتن (۱۳۹۵)

فیلم‌شناسی  هوتن شکیبا

فیلم های سینمایی هوتن شکیبا
*  طبقه هساث (۱۳۹۲)
*  حق سکوت (۱۳۹۲)
*  شب بیرون (۱۳۹۲)

فیلم های تلویزیونی هوتن شکیبا
* کلاه قرمزی ۹۴
* کلاه‌قرمزی ۹۳
* ابله (مجموعه نمایش خانگی)

 تصاویر هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا

تصاویر هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبادر اینستاگرام

عکس های جدید هوتن شکیبا

عکس های جدید از هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبا بازیگر ایرانی

تصاویر هوتن شکیبا

منبع:

روزنامه ایران

ویکی پدیا

 

The post آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا


آشنایی با هوتن شکیبا

آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا

 هوتن شکیبا متولد بیست و چهار خرداد ۱۳۶۳ در سنندج می‌باشد و اصالتاً کرد است. وی دارای مدرک کارشناسی کارگردانی از دانشگاه غیر انتفایی سوره می‌باشد.

از کارهای معروف او می‌توان به بازی در فیلم سینمای طبقه هساس و نمایش‌های همچون مترسگ، جن گیر، بر پهنه دریا، باغ آلبالو و.. اشاره کردهمچنین صدا پیشه عروسک (دیبی) در سریال کلاه‌قرمزی ۹۳ کلاه‌قرمزی ۹۴بوده است

گفتگو با هوتن شکیبا
همین ابتدا برویم به گذشته‌ها، آن هم گذشته‌هایی نه چندان نزدیک و این‌که هوتن شکیبا از چه خانواده‌ای، چه دیاری و چگونه به دنیای نمایش و تصویر وارد شد؟
هوتن شکیبا: متولد «تهرانم» ولی بزرگ شده «سنندج» و بیشتر خود را سنندجی می‌دانم. درخانواده‌ای بزرگ شدم که مادرم فرهنگی بود، معلم ابتدایی و پدرم کارمند بود.

خانواده مادریم اهل هنر هستند، ‌دو دایی دارم که فارغ‌التحصیل هنرهای زیبای سالیان قبل هستند.

اکثر آدم‌ها تجربه هنری خود را با نقاشی‌های دوره کودکی شروع می‌کنند برای شما چگونه بود؟
هوتن شکیبا: برای من هم با نقاشی شروع شد و یک خاطره جالب از این نقاشی کشیدن هم دارم که بد نمی‌دانم از آن بگویم. ۵، ۶ ساله بودم، برای کیهان بچه‌ها فرستادم، نقاشی از چهره یک مرد با سبیل! که برای خود ماجرا شد.

چه ماجرایی؟
نقاشی را «هومن» برادرم برایم به مجله ارسال کرد. چند هفته صبر کردیم تا خبری از چاپ نقاشی در روزنامه شود اما نشد، درنهایت هم به جای چاپ نقاشی، نامه‌ای از مجله برایمان ارسال کردند با این مضمون:

«ما این نقاشی‌ها را چاپ نمی‌کنیم تا بگوییم چه نقاشی خوبی است، بلکه نقاشی‌ها را چاپ می‌کنیم که خود کودک، نقاشی خودش را ببیند، نقاشی‌ای که شما می‌کشید و به اسم او ارسال می‌کنید! باعث می‌شود، کودک همیشه وابسته به شما بماند…»

یادم می‌آید پدر در پاسخ به کیهان نوشت: «ما حتی در انتخاب رنگ‌های این نقاشی، دخالتی نداشتیم، تمام این نقاشی را خود پسرم کشیده است، فقط اسم و مشخصاتش را ما نوشتیم، آن هم برای اینکه هنوز کوچک است و سواد ندارد.»

همراه نامه پدر، یک نقاشی دیگر برایشان ارسال کردم، این بار نیز طرح یک مرد با سبیل بود.

چند هفته بعد، نقاشی دوم چاپ شد، حتی یادم است به اشتباه نوشته بودند:

«هوتن شکیبا- ازتهران» و در جواب نامه پدر هم یک سؤال پرسیده بودند و آن اینکه، چرا فقط چهره مرد می‌کشد؟ آن هم مردی با سبیل!

برای من هم سؤال شد، چرا همیشه چهره یک مرد با سبیل؟ و اما الان هوتن شکیبا که مقابل من نشسته است نیز مردی است با سبیل، سبیل چه سمبلی برایتان دارد که از کودکی تا این روزها با شما آمده است؟زمانی در نقاشی‌هایتان حال برصورتتان؟
هوتن شکیبا: آن زمان به تقلید از دایی هایم بود، نقاشی‌های آن‌ها بیشتر از مردانی بود که در روستاها زندگی می‌کردند یا دستفروش‌ها و… و این طیف افراد، آن روزها، عموماً سبیل داشتند، من از دایی‌هایم کودکانه تقلید کرده بودم.

تا همین چند سال پیش، سبیل را دوست نداشتم، تا این‌که در یک نمایش طبق کاراکتر نمایش، باید سبیل می‌گذاشتم و گذاشتم، همه گفتند به چهره‌ام می‌آید، همین شد که سبیل بر چهره‌ام ماند (خنده).

عکس های جدید هوتن شکیبا

چه شد هوتن شکیبا نقاشی را کنار گذاشته، به صحنه نمایش و تصویر پیوست یا نه هنوز نقاشی را حرفه‌ای دنبال می‌کنید؟
موسیقی هم کار کردم ولی کنارش گذاشتم.

چرا؟
کودک کمرویی بودم و همین کمرویی، نواختن ساز را برایم سخت می‌کرد.جالب است بگویم پای صحبت خیلی از بازیگران که نشستم متوجه شدم آن‌ها نیز مانند کودکانی خجالتی بودند و حتی هنوز هستند.

چطور! بازیگرانی که ده‌ها و ده‌ها کاراکتر را برصحنه برای مردم بازی می‌کنند در فضای شخصی خود خجالتی هستند؟
هوتن شکیبا: نخستین مرتبه که برای اجرای نمایش مقابل تماشاگران قرار گرفتم، تمام بدنم از هیجان می‌لرزید ولی به محض این‌که مقابل تماشاگران ایستادم، انگار از قالب خود خارج شدم، یک آدم دیگرشدم، دیگر خودم نبودم، دیگر خجالتی نبودم، صحنه رازی دارد که تو را تغییر می‌دهد و اما جذاب‌ترین زاویه بازیگری آن جا است که یک بازیگر بر عکس همه آدم‌های دیگر فرصت دارد زندگی ۱۰۰ انسان دیگر را نیز زندگی کند…

از نقاشی و ساز گفتید و این دو هنر این روزها هم با شما هستند یا نه؟
نقاشی ماند، هر زمان دلم می‌گیرد، یک پارچه می‌اندازم روی صندلی! شروع به نقاشی کشیدن می‌کنم.

باز یک مرد با سبیل؟
نه! (خنده) دیگر چهره نمی‌کشیم، این‌بار طراحی اشیا برایم جالب است.

برگردیم به نمایش و دنیای نمایش، نخستین مرتبه که بر صحنه رفتید چه زمانی بود و این تجربه به چند سالگی شما برمی گردد؟
هوتن شکیبا: چهارم ابتدایی بودم، در شهر سنندج، مدرسه نمونه مردمی (انقلاب) در منطقه مبارک آباد و ماجرا از آنجا آغاز شد که، دانش‌آموز کمرو مدرسه که شاگرد زرنگ بود و درسخوان، یک روز معلم پرورشی(آقای قمری) آمد سرکلاس‌شان و روبه او گفت: « هوتن!برای جشن ۲۲ بهمن در گروه نمایش شرکت کن»

آقای قمری که این جمله را گفت و من بهت زده جواب دادم:

«من! چشم آقا معلم.ولی من فقط می‌توانم ادای عبدلی و اوستا را تقلید کنم.»

همان زمان یکی دیگر از بچه‌های کلاس گفت: «منم می‌توانم نقش اوستا را در کنار هوتن (عبدلی) بازی کنم.»

آقای قمری گفت: «بیایید همین الان جلوی کلاس کمی بازی کنید ببینم چی بلد هستید»

من و همکلاسی‌ام به شکلی نقش بازی کردیم که کل همشاگردی‌ها همراه معلم قهقهه می‌زدند.

عکس های جدید هوتن شکیبا

این روزها بیشتر نقش‌هایی که بازی می‌کنید کمدی است و به گذشته هم که نگاه می‌کنیم بازیگری را با کاراکتر طنز «عبدلی و اوستا » آغازکردید، چرا اینهمه علاقه به نقش کمدی، صدای خنده را دوست دارید؟
هوتن شکیبا: بله دقیقاً صدای خنده برایم زیبا‌ترین صوت است تنها صدایی که وقتی بر صحنه در حال نقش بازی کردن هستید مستقیم دریافت می‌کنید صدای خنده است.

اکثراً خانواده‌ها بیشتر از این‌که نگاه به استعداد هنری فرزندانشان داشته باشند تأکید بر درس خواندن دارند، نگاه والدین شما چگونه بود؟
مادرم زیاد مخالف نبود پدرم سال‌ها مخالف بود و دائم می‌گفت با جدی گرفتن تئاتر و نمایش به هیچ کجا نمی‌رسی، درآمد کافی برای زندگی آینده‌ات نخواهی داشت و روزگارت سخت می‌گذرد.

دوست داشتم حرف پدر را گوش کنم، همین شد که به سراغ علاقه دومم رفتم، علاقه به زیست شناسی و جانور شناسی.

(خنده) جانورشناسی!؟
هوتن شکیبا: دبیرستان تجربی خواندم، همین شد که به این رشته علاقه‌مند شدم. پدر هم که می‌دید به جانورشناسی علاقه پیدا کردم تشویقم می‌کرد. تا این‌که روزی از روزها که دوره دبیرستان آن هم سال سوم را می‌گذراندم صدایم کرد و گفت: «بیا برویم بیرون قدمی بزنیم».

همراه پدر شدم. در حال قدم زدن رو به من کرد و گفت: «پسرم! هر چقدر فکر می‌کنم، الان همه آدم‌های دکتر، مهندس هم بیکارند! برو در رشته‌ای بیکار شو که دوستش داری!»

باورم نمی‌شد، پدر چنین حرفی را می‌زند این جمله پدر اوج عشق را در وجودم ایجاد کرد و از آن به دنیای علاقه‌ام بازگشتم، پیش دانشگاهی هنر خواندم و تصمیم گرفتم در دانشگاه سینما بخوانم، تصمیم به سینما خواندن از آنجا بود که حرف‌های پدر که می‌گفت تئاتر دنیای زیبایی است اما در آن دنیا به زندگی مادی نمی‌رسی در افکارم اثر کرده بود، آن روزها فکر می‌کردم، در سینما، پول بیشتری وجود دارد، و خلاصه این‌که دانشگاه سوره قبول شدم سوره تهران اما نشد که سینما بخوانم یعنی آن سال سوره رشته سینما نداشت و اینبار انگار تئاتر و نمایش مرا انتخاب کرد (خنده).

از دانشگاه می‌گفتید و ورود به عرصه هنری نمایش آن‌هم به صورت آکادمیک و تخصصی، ادامه دهید…
دوران دانشگاه تا می‌توانستم کار می‌کردم، کارهای نمایشی دانشجویی، سعی می‌کردم بازی‌هایم متفاوت باشد و این تفاوت همیشه از فانتزی که در ذهنم بود نشأت می‌گرفت.

فانتزی ذهن‌تان چه ساختاری دارد؟
دنیای اطرافم را «پارادیک» می‌بینم و وقتی این نگاه «پارا دیک» را به نقش آفرینی تئاتری می‌کشانم، تصویری متفاوت از نمایش کمدی خلق می‌شود.

عکس های جدید هوتن شکیبا

نخستین کار حرفه‌ای در دنیای حرفه‌ای تئاتر؟
هوتن شکیبا: دوره یازدهم جشنواره تئاتر دانشگاهی یک کار به نام (ویلون‌هایتان را کوک کنید) داشتیم که آنجا جایزه اول بازیگری را دریافت کردم. بعد از آن جایزه کلی امیدوار به شروع حرکت در مسیر کارهای حرفه‌ای بودم اما امیدم خیلی زود کمرنگ شد و مدت زیادی در کمرنگی ماند، زمانی به اندازه ۸ سال، ولی ناامید نمی‌شدم، دائم کار می‌کردم، آنقدر کار نمایشی دانشگاهی انجام دادم که یک روز پدرم که از طولانی شدن دوره لیسانس گرفتنم نیز خسته شده بود به من گفت: «هوتن جان!عزیزم، هشت سال شد این دوره دانشگاه، دیگر کافی نیست؟ اگر کاری در تئاتر نیست کار دیگری انجام بده» ولی من خسته نمی‌شدم، ‌مرخصی تحصیلی می‌گرفتم و کار نمایشی می‌کردم، تابستان‌ها همه دانشجویان می‌رفتند شهر خود، من در اینجا تنها می‌ماندم، دائم تمرین بدن و بیان می‌کردم، معتقدم بودم تلاش‌هایم بی‌نتیجه نمی‌ماند تا این‌که به کار نمایشی یوسف باپیری رسیدم نمایشی به نام (ماراساد) نقشی کوتاه در آن تئاتر داشتم، اما در جشنواره آن سال به خاطر همین نقش کوتاه تقدیر شدم.

برای هوتن شکیبا ملاک انتخاب برای نمایشنامه‌ای که قصد بازیگری در آن دارد نام کارگردانی است که کنار نمایشنامه وجود دارد؟
کیفیت قصه برایم مهمتر است.

و اما برویم سراغ سینما و حضور هوتن شکیبا در هنر هفتم، کار سینما کی و چگونه شروع شد؟
هوتن شکیبا: مقابل دوربین بهروز شعیبی در یک تله فیلم بود و پس از آن پارسال کاوه سجاد حسینی بازی در فیلم (شب بیرون) را پیشنهاد داد و من هم قبول کردم و این نخستین حضورم در یک فیلم بلند بود، هنوز فیلمبرداری (شب بیرون) تمام نشده بود، حبیب رضایی که بازیگردان فیلم «طبقه حساس» بود پیشنهاد نقش حسن را به من داد و این‌چنین بود که به فیلم کمال تبریزی پیوستم و بعد از آن (حق سکوت) هادی نائیجی از طرف محسن قرایی دعوت شدم.

از سینما و کارهایتان گفتید از نمونه‌های تئاترهایی که هوتن شکیبا را در آن دیده‌ایم؟
هوتن شکیبا: «به خاطر یک مشت روبل»، «جن گیر»، «رومولوس کبیر»، «ننه دلاور»، «بیرون پشت در»، «مترسک»، «دایی وانیا»، «باغ آلبالو»، «زمان لرزه»، «هیپوفیز»، «ویران»، «قصه سیبی که پروازکرد »، « در این شهر فرشته‌ای وجود ندارد»، «آواز خوان تاس» و ….

   عکس های جدید هوتن شکیبا

 
 تئاترشناسی هوتن شکیبا

نمایش‌های هوتن شکیبا
* رومولوس کبیر (۱۳۸۸)
* جن گیر (۱۳۸۸)
* به خاطر یک مشت روبل (۱۳۸۹)
* تبار شناسی دروغ و تنهایی (۱۳۹۱)
* آواز خوان طاس (۱۳۹۱)
*  ویران (۱۳۹۱)
* باغ آلبالو (۱۳۹۲)
* مترسگ (۱۳۹۲)
*  زمان لرزه (۱۳۹۲)
*  هیپوفیز (۱۳۹۲)
* ننه دلاور بیرون پشت در (۱۳۹۲)
*ب ر پهنه دریا (۱۳۹۳)
*  دن کامیلو (۱۳۹۳)
* نمایشنامه خوانی هاروی (۱۳۹۳)
*  شماره ۱۹۱۹۳(صدا پیشه) (۱۳۹۳)
*  کامنت (۱۳۹۳)
* استوان اینیشمور (۱۳۹۴)
* پروژه هملت/شکسپیر(۱۳۹۵)
* مرگ هوتن (۱۳۹۵)

فیلم‌شناسی  هوتن شکیبا

فیلم های سینمایی هوتن شکیبا
*  طبقه هساث (۱۳۹۲)
*  حق سکوت (۱۳۹۲)
*  شب بیرون (۱۳۹۲)

فیلم های تلویزیونی هوتن شکیبا
* کلاه قرمزی ۹۴
* کلاه‌قرمزی ۹۳
* ابله (مجموعه نمایش خانگی)

 تصاویر هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا

تصاویر هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبادر اینستاگرام

عکس های جدید هوتن شکیبا

عکس های جدید از هوتن شکیبا

عکس های جدید هوتن شکیبا 

هوتن شکیبا بازیگر ایرانی

تصاویر هوتن شکیبا

منبع:

روزنامه ایران

ویکی پدیا

 

The post آشنایی با هوتن شکیبا + عکسهای هوتن شکیبا appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی


بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی 

برخی از کارتون ها هستند که برای همه سنین مناسب می باشند و می توانند محتوای بسیار عالی داشته باشند تا درس زندگی به ما دهند. خیلی از کارتون هایی که جدیدا ساخته می شوند از بعضی لحاظ حتی بهتر از فیلم ها هستند. صحنه ها و شخصیت هایی که با دست نقاشی شده اند یا با کامپیوتر طراحی شده اند از آغاز تا پایان ماجرا چشم های ببینده ها را خیره می کند.

 

بدونیم ۱۰ کارتون بی نهایت زیبا را معرفی کرده است که شما را غرق در دنیای سحرآمیز خواهد کرد. پس عقب بنشینید و از تماشای کارتون مورد علاقه تان لذت ببرید.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

کوبو و دو تار ” Kubo and the Two Strings”

کوبو پسری جوان و وراث یک خانواده منحصر به فرد است. اما هنگامی که به طور کاملا تصادفی روحی از گذشته که تشنه انتقام است احضار می کند تنها دو تا از دوستانش به او کمک می کنند. تنها شانس کوبو برای زنده ماندن پیدا کردن زره ای افسانه است که زمانی پدرش که یک سامورایی افسانه ای بود استفاده می کرد. این کارتون ژاپنی با فلسفه عمیق و داستان تاثیر برانگیزش یک ماجرای فراموش نکردنی است.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

موآنا ” Moana”

موآنا دختر رئیس قبیله تصمیم می گیرد به سفری در سرتاسر اقیانوس آرام برود. او باید در این سفر که همراه یک مرد نیرومند به نام Maui از اقیانوس بگذرد، با هیولاهای ترسناک بجنگد و یک نفرین و طلسم قدیمی را بشکند. این داستان پرمفهوم و زیبا بیننده خود را ترغیب می کند هم اکنون به سفر بروند.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

شازده کوچولو ” The Little Prince”

دختر کوچکی به همراه مادرش که بسیار مراقب اوست زندگی می کند. تمام زندگی او با نظم و ترتیب برنامه ریزی شده است و هیچ وقتی برای دوستانش ندارد. اما زمانی که این دخترک با پیرمردی در همسایگی اش آشنا می شود و آن پیرمرد داستان شازده کوچولو را برایش تعریف می کند تغییر می کند. این داستان باعث می شود دوباره به همه چیز در زندگی تان فکر کنید.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

میون: نگهبان ماه ” Mune: Guardian of the Moon”

میون به طور غیر منتظره ای نگهبان ماه می شود. اما متاسفانه ماه را از دست می دهد و نگهبان سابق از ضعف های میون استفاده می کند و ماه را از او می دزدد. اکنون میون به همراه گلیم و سوهون به سفری مخاطره آمیز می روند. این کارتون غیر عادی با فضای جذاب و دنیای خیالی اش ارزش دیدن دارد.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

دایناسور خوب ” The Good Dinosaur”

طبق این داستان دایناسورها هرگز منقرض نمی شوند بلکه به شکل موجودات هوشمندی تکامل می یابند و روی زمین زندگی می کنند. انسان ها نیز در مراحل ابتدایی رشد و پیشرفت هستند. این داستان تاثیر برانگیز دوستی بین یک دایناسور و یک پسربچه می تواند بسیار الهام بخش باشد.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

کتاب زندگی ” The Book of Life”

کتاب زندگی یک داستان عاشقانه را که در روز مردگان مکزیک رخ داده است را بیان می کند. این داستان رمانتیک جذابیت های خاص خودش را دارد. این کارتون علاوه بر این که با موضوع مرگ در هم آمیخته است داستانی سرشار از عشق و خوش بینی است. کتاب زندگی به روح شما اجازه پرواز و احساس آرامش عمیق درونی می دهد.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

پورکو روسو ” Porco Rosso”

تمام کارتون هایی که توسط Hayao Miyazaki ساخته می شوند شاهکاری فراموش نشدنی هستند. این کارتون داستان خلبان باهوشی است که ناگهان تبدیل به خوک می شود اما هنوز شخصیت انسانی اش حفظ شده است.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

راز کلز ” The Secret of Kells”

برندان پسر یتیم دوازده ساله ای است که در صومعه ای در کنار راهبان زندگی می کند. زندگی او با دیدن “برادر آیدان” نگهدار کتاب های تصویری آشنا می شود. برادر آیدان او را با دنیای تصاویر و طراحی آشنا می کند و استعدادش را بیدار می کند. برندان در این راه با بزرگ ترین وحشت زندگی اش رو به رو می شود.

بهترین فیلم های کارتونی الهام بخش زندگی

در جستجوی دوری ” Finding Dory”

در جستجوی دوری دنباله داستان در جستجوی نمو می باشد. این بار مارلین و نمو در جستجوی دوستشان دوری هستند که مشکل فراموشی دارد. دوری تصمیم دارد مشکل فراموشی اش را رفع کند و خانواده اش را بیابد. این کارتون زیبا هم برای کودکان و هم برای بزرگ سالان مناسب است.

 

 


مشاهده کلیپ

آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران


آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران 

آلن دلون ستاره سینمای فرانسه و جهان است که همه وی را می شناسند و بسیاری از فیلم های شاخص را در کارنامه بازیگری خود دارد. یکی از سرشناس ترین، محبوب ترین و خوش چهره ترین بازیگران تاریخ سینمای فرانسه ۸ نوامبر، ۸۱ سالگی خود را جشن گرفت. «آلن دلون» در دهه ۱۹۶۰ به شهرت رسید و از همان زمان همکاری با بهترین فیلمسازان را آغاز کرد.

 

او در اوج دوران حرفه ای اش پیشنهاد «دوید اُ. سلزنیک» را برای حضور در هالیوود نپذیرفت تنها به این دلیل که نمی خواست انگلیسی یاد بگیرد اما در سه فیلم آمریکایی ایفای نقش کرد.«دلون» بعد از مدت ها کناره گیری از عرصه سینما، سال ۲۰۰۸ سرانجام در «آستریکس در بازی های المپیک» به نقش سزار ظاهر شد.

 

فوق ستاره سینمای فرانسه سال ۱۹۷۵ در فیلمی نقش «زورو» را ایفا کرد و به نخستین بازیگر غربی تبدیل شد که پس از انقلاب فرهنگی چین، در سینماهای این کشور روی پرده رفته است. نام و شهرت «دلون» قدری بر جهان سایه افکنده بود که شرکت های مد و عطرسازی هم محصولاتی با برند او روانه بازار کردند.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

«آلن دلون» در ۱۹۹۷ از بازی در سینما کناره گرفت و به تلویزیون رفت تا به شخصیت «فرانک ریو ا» در سریالی به همین نام جان ببخشد. یکی از بزرگ ترین رسوایی های زندگی «دلون» هم ماجرای قتل «استوان مارکوویچ» محافظ پیشین او در ۱۹۶۹ بود. این ستاره جذاب که هرگز چهره محبوب جشنواره های سینمایی نبود،

 

سال ۲۰۱۲ به جشنواره لوکارنو در سوییس رفت تا جایزه یک عمر دستاورد این رویداد مهم را بگیرد. او پس از دریافت جایزه، پاسخگوی رسانه های مختلف شد و چند جمله ماندگاراز خودش به یادگار گذاشت.از جمله این اظهارنظرهای تاریخی که برای همیشه در یادها می ماند: «من سینمای امروز رادوست ندارم و تنها کمی نیستم که این را می گوید. من این بخت را داشتم که در دورانی متفاوت از جهان سینما در دهه های ۶۰ تا ۸۰ زندگی کردم و برای دیگران رویا ساختم.»

 

روی مارتینز از روزنامه پراودا یکی از خبرنگارانی بود که در لوکارنو ۲۰۱۲ پای حرف های بازیگر تحسین شده فرانسوی نشست.

 

آیا تازگی ها فیلمی بوده که آرزو داشته باشید در آن بازی کنید؟

 

به تازگی فیلمی به نام «تسخیرناپذیران» دیدم و دوست داشتم نقش اصلی آن را من بازی کنم.

 

انگیزه حضور در سینما چطور در شما به وجود آمد؟

 

روزی در دفتر کار شخصی نشسته بودم که بعدها کارگردان نخستین فیلم من شد. آنجا فیلمی از ساشا گیتری (از قدیمی ترین بازیگران تئاتر و سینمای فرانسه) دیدم و احساس کردم که می خواهم بازی کنم. تازه از خدمت سربازی آمده بودم و چیزی از سینما نمی دانستم. وقتی شنیدم که می گفت بازیگری به واسطه لذتی که به دیگران می دهد، زیباترین حرفه جهان است، با خودم گفتم این همان کاری است که می خواهم.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

با وجود بازی در «استریکس»، حتی یک فیلم کمدی هم در کارنامه تان ندارید. چرا؟

 

برای این که کار من نیست. بارها این مثال را زده ام. یک قطار را در نظر بگیرید که وارد ایستگاه می شود. کنار پنجره اول، ژان پل بلموندو نشسته و وقتی رد می شود، همه می خندند. وقتی دلون ظاهر می شود، هیچ کس نمی خندد و به همین دلیل ساده، من کمدی را به بلموندو سپردم.

 

من هرگز حس کمدی نداشتم و در «آستریکس» هم وقتی کارگردان دید حتی نمی توانم خودم را بخندانم. نقش ژولیوس سزار را به من داد. مدت ها بود بازی نکرده بودم و پیشنهادش را پذیرفتم.

 

نگران پیر شدن نیستید؟

 

اصلا. بیشتر نگران بیماری هستم. به خاطر کسانی که من را دیده، دوست داشته و همیشه در این سال ها دنبالم کرده اند، تصمیم گرفتم هرگز با رنگ پریده و چهره بد، میان آن ها ظاهر نشوم. اگر با بیماری به جشنواره بیایم، همین شما خبرنگاران دوستم ندارید و به من احترام نمی گذارید. روزی هم می رسد که شما دیگر من را نمی بینید و اصلا نگران بالارفتن سن نیستم.

 

میانه تان با سیاست چطور است؟

 

فهمیده ام تنها کسانی که بازنشسته نمی شوند، بازیگران و سیاستمداران هستند. خلاصه کنم؛ چندان مشتاق سیاست نیستم اما با رییس جمهور پیشین فرانسه دوست بسیار نزدیک دارم

 

از رابطه خودتان با ویسکونتی برای ما بگویید.

 

ابتدا بگویم که من جز ویسکونتی، با بسیاری از کارگردانان کار کرده ام. رابطه ام با او بر پایه احترام و علاقه متقابل بود. ویسکونتی را یک استاد و بیشتر کارگردان اپرا می دانستم تا سینما. قبل از آشنایی با او، «ظهر بنفش» را با «رنه کالمان» کار کرده بودم و ویسکونتی با دیدن آن تصمیم رگفت من را برای «روکو و برادرانش» انتخاب کند. این برای من مرحله ای مهم بود و باعث شد پایم به سینمای ایتالیا و همکاری با فیلمسازانی چون آنتونیونی باز شود.

 

برخلاف حرف هایی که می گویند، من اصلا در کار با فیلمسازان بزرگ سختگیر نیستم. با چشم های بسته به پروژه بزرگان می روم اما با کسانی که حتی جای دوربین را نمی دانند، به شدت به مشکل می خورم. کارگردان هایی مثل «کلمان» سه ویژگی دارند و شبیه رهبر ارکستر هستند؛ می دانند با بازیگر چطور برخورد کنند، می دانند

 

بازیگر در هر صحنه چطور باید بازی کند و اینکه همیشه پشت دوربین حضور دارند. در گذشته های دور می توانستم ۱۰ مورد از این کارگردان ها نام ببرم. امروز بیشتر آن ها به پول فکر می کنند.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

تراژدی، انتخاب خود شماست؟

 

به زندگی ام نزدیک تر است. همان طور که «پاسکال ژاردن» می گفت، این نقش ها اشک های دوران کودکی من بودند که تا پیش از آغاز دوران بازیگری، یک تراژدی غمبار بود. کودکی ام بسیار سخت گذشت و ۱۷ ساله بودم که وارد ارتش شدم. یک سال بعد به هندوچین رفتم و وقتی بازگشتم، کارهایی کردم که شاید نمی بایست این روزها را می دیدم. سپس معجزه سینما از راه رسید و نجاتم داد؛ آن هم بیشتر به خاطر چهره ام.

 

دلتان برای سینمای امروز تنگ می شود؟

 

نه. من با کارگردان هایی کار کردم که امروز حسرت خیلی هاست. ترجیح می دهم بیشتر با خاطره هایم زندگی کنم.

 

چرا در آمریکا فیلم بازی نکردید؟

 

من عاشق فیلم و دوربین هستم و مهم نیست کجا. دو فیلم در آمریکا بازی کردم و آن ها گفتند که اگر بمانم، به یک ستاره تبدیل می شوم. با اینکه سینمای آمریکا را دوست داشتم، اصلا نمی خواستم آنجا زندگی کنم. عاشق فرانسه و پاریس بودم و به آن ها گفتم هر وقت نیازم داشتند، تماس بگیرند. به فرانسه بازگشتم و حرفه ام را در ایتالیا و فرانسه ادامه دادم. البته پسرم آنتونی در آمریکا به دنیا آمده است
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

تجربه همبازی با «برت لنکستر» چطور بود؟

 

مثل بازی کنار ژان گابن؛ هر دو استاد بودند. لنکستر یکی از بت های من بود و جان گارفیلد را هم دوست داشتم. یکبار به مارلون براندو گفته بود که دوست دارد با من فیلم بازی کند. هرچند هرگز بخت همبازی شدن را نداشتیم.

 

۱۲ «فیلم کال̊ت» کارنامه «آلن دلون»

۱- روکو و برادرانش: دلون فقط ۲۵ سال داشتکه در ۱۹۶۰ در نخستین فیلم بین المللی کارنامه خود ایفای نقش کرد؛ «روکو و برادرانش» به کارگردانی لوکینو ویسکونتی علاوه بر بازیگر جوان فرانسوی، از حضور کلودیا کاردیناله پیش از رسیدن به شهرت هم بهره برده بود. بیش از دو میلیون نفر در فرانسه فیلم را دیدند و آن را در جایگاه ۲۷ محبوب ترین فیلم های سال این کشور قرار دادند.

 

۲- ظهر بنفش: همان سال، دلون در فیلمی حضور یافت که خیلی زود به جایگاه اثری کلاسیک ارتقا یافت؛ «ظهر بنفش» به کارگردانی رنه کلمان براساس رمان تحسین شده «آقای ریپلی بااستعداد» ساخته شد و بازیگر جوانش را به یک ستاره تبدیل کرد. «ظهر بنفش» فقط در خود فرانسه حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تماشاگر داشت و بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

۳- پلنگ: ویسکونتی که ازتجربه نخست همکاری با دلون بسیار راضی بود، در ۱۹۶۳ «پلنگ» را با حضور او و کاردیناله ساخت تا یک زوج رویایی را به دنیای سینما معرفی کند. گرچه برت لنکستر آمریکایی نقش اصلی را بر عهده داشت. «پلنگ» با وجود نقدهای منفی منتقدان، در اکران عمومی بسیار مودر توجه قرار گرفت و در فرانسه چهار میلیون نفر آن را دیدند. ضمن اینکه در جشنواره کن هم نخل طلایی بهترین فیلم را برد.

 

۴- لاله سیاه: برخی می گویند این همان فیلمی است که دلون را در ۱۹۶۴ به اوج شهرت رساند و باعث شد ستاره جوان به قلب و ذهن مخاطبان رسوخ کند. «لاله سیاه» به کارگردانی کریستین- ژاک در ظاهر برداشتی از رمان الکساندر دوما بود اما درواقع دلون در آن یک رابین هود فرانسوی بود که سه میلیون نفر را به سینماها کشاند.

 

۵- ماجراجویان: تا پیش از این، تماشاگران آلن را بیشتر در کنار زنان زیبارو دیده بودند ولی «ماجراجویان» یا «آخرین ماجراجویی» نشان داد او در کنار بازیگران قدرتمند مرد هم همان جذابه را دارد. دلون. در این فیلم با لینو ونتورا، بازیگر پیشکسوت زوجی خوب شکل داد و موفق ترین هنرنمایی خود را در کارنامه دهه ۱۹۶۰ به ثبت رساند.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

۶- سامورایی: این همان شمایلی است که دلون مدت ها با آن شناخته می شود؛ یک آدمکش خونسرد به نام جف کاستلو! «سامورایی» محصول ۱۹۶۷ از ماندگارترین آثار کلاسیک ژان- پیر ملویل است که بازیگر جوانش را به نقطه عطف یک کارنامه حرفه ای پربار رساند. پس از این فیلم بود که دلون در چنین نقش های شمایل گون جاافتاد و یک عمر نان آن را خورد.

 

۷- استخر: دو سال بعد، آلن در فیلمی از ژاک دری حضور یافت که گرچه از روشن ترین نقاط کارنامه هنری اش نیست اما تاثیر خود را گذاشت. او و رومی اشنایدر در «استخر» زوجی بسیار دوست داشتنی بودند و همین شیمی میان دو بازیگر، فیلم را به اثری ماندگار و خاطره انگیز تبدیل کرد. «استخر» چهارمین فیلم پرفروش سینمای فرانسه در ۱۹۶۹ بود و البته نسخه های بین المللی آن بین شش تا ۱۰ دقیقه کوتاه تر شده بود.

 

۸- بورسالینو: یک درام گنگستری که حدود پنج میلیون نفر را در فرانسه به سالن های تاریک سینما کشاند و بازار کلاه های بورسالینو را دوباره داغ کرد. «بورسالینو» به کارگردانی ژاک دری و بازی ژان پل بلموندو سال ۱۹۷۰ ساخته شد و چنان موفق بود که دنبال آن در ۱۹۷۴ با بازی دلون بر پرده آمد. فیلم در بیستمین جشنواره برلین هم به نمایش درآمد.
آلن دلون ستاره فرانسوی تمام دوران

۹- ترور تروتسکی: فیلمی دیگر از زوج دلون و اشنایدر با حضور ریچارد برتن در یکی از نقش های اصلی. «ترور تروتسکی» به کارگردانی جوزف لوزی، هر چند بعدها یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینمالقب گرفت اما گامی دیگر بود در تثبیت جایگاه دلون به عنوان یک ستاره بین المللی. او در فیلم نقش ترورکننده چهره انقلابی روسیه را ایفا می کند.

 

۱۰- عقرب: یک درام جاسوسی با بازی برت لنکستر، دلون و پل اسکافیلد به کارگردانی مایکل وینر. بازیگر فرانسوی گرچه در ده ۱۹۷۰ یک چهره بین المللی بود اما تازه در ۱۹۷۳ در یک فیلم آمریکایی حضور یافت و دوباره به نقش یک آدمکش ظاهر شد. واکنش منتقدان به «عقرب» چندان خوب نبود و بازی لنکستر ناامید کننده بود.

 

۱۱- سوان عاشق: آلن با اینکه در بخش دوم کارنامه پربار بازیگری خود بیشتر با فیلمسازان فرانسوی همکاری می کرد، در ۱۹۸۴ مقابل دوربین فولکر شلندورف آلمانی رفت و در «سوان عاشق» براساس جلد اول «در جست و جوی زمان از دست رفته» مارسل پروست ایفای نقش کرد. جرمی آیرونز، فانی آردان و اورنلا موتی دیگر بازیگران این درام تاریخی هستند.

 

۱۲- موج نو: فیلمی به کارگردانی ژان- لوک گدار محصول ۱۹۹۰ که آن را به نوعی ستایش موج نو سینمای فرانسه در اوایل دهه ۱۹۶۰ می دانند. دلون در این فلم ۹۰ دقیقه ای به نقش یک مرد سرگردان ظاهر شد که با نام «او» شناخته می شد. «موج نو» با وجود حضور در جشنواره کن همان سال، کمتر از ۱۵۰ هزار نفر در فرانسه تماشاگر داشت.

 

 


مشاهده کلیپ

پول سازترین بازیگر سال ۲۰۱۶ را بشناسید


پول سازترین بازیگر سال ۲۰۱۶ را بشناسید 

اسکارلت جوهانسون توانست در فیلم های گیشه خوب عمل کند و بیشترین درآمدها را به سازندگان فیلم ها سرازیر کند. این بازیگر در سال ۲۰۱۶ در صدر ایستاده است. در انتهای هر سال، سایت فوربز (Forbes) فهرست پولسازترین بازیگران هالیوود را عرضه می‌کند (همراه با لیست بازیگرانی که بیش از اندازه پول گرفته‌اند).

 

امسال، اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) توانست در صدر جدول این فهرست قرار بگیرد و هم‌بازی‌هایش، رابرت داونی جونیور (Robert Downey Jr) و کریس ایوانز (Chris Evans) او را تعقیب کردند. چیزی که باعث می‌شود رتبه جوهانسون جالب‌تر جلوه کند این مسئله است که رابرت داونی جونیور امسال با دریافت ۳۳ میلیون دلار، در رتبه نهم پردرآمدترین بازیگران مرد قرار گرفته و جوهانسون با ۲۵ میلیون دلار، سومین بازیگر زن پردرآمد سال شده است.

 

متاسفانه، تبعیض جنسیتی هنوز در هالیوود حضور برجسته‌ای دارد. فقط به این مسئله توجه کنید که پردرآمدترین بازیگر زن سال ۲۰۱۶، جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) نزدیک به ۲۰ میلیون دلار کمتر از پردرآمدترین بازیگر مرد امسال یعنی دواین جانسون (Dwayne Johnson) دستمزد گرفته است. با این حال هم لارنس و هم جانسون در فهرست

 

پولسازترین بازیگران سال حضور ندارند (که براساس فروش بلیط‌های جهانی محاسبه می‌شود). این لیست را در زیر مشاهده کنید:

 

اسکارلت جوهانسون – فروش فیلم‌ها: ۱٫۲ میلیارد دلار

رابرت داونی جونیور – فروش فیلم‌ها: ۱٫۱۵ میلیارد دلار

کریس ایوانز – فروش فیلم‌ها: ۱٫۱۵ میلیارد دلار

مارگوت رابی (Margot Robbie) – فروش فیلم‌ها: ۱٫۱ میلیارد دلار

امی آدامز (Amy Adams) – فروش فیلم‌ها: ۱٫۰۴ میلیارد دلار

بن افلک (Ben Affleck) – فروش فیلم‌ها: ۱٫۰۲ میلیارد دلار

هنری کاویل (Henry Cavill) – فروش فیلم‌ها: ۸۷۰ میلیون دلار

رایان رینولدز (Ryan Reynolds) – فروش فیلم‌ها: ۸۲۰ میلیون دلار

فلیسیتی جونز (Felicity Jones) – فروش فیلم‌ها: ۸۰۵ میلیون دلار

ویل اسمیت (Will Smith) – فروش فیلم‌ها: ۷۷۵ میلیون دلار

 

حضور هر کدام از این بازیگران در لیست، در نوع خود جالب است اما وقتی آن‌ها را در مجموع بررسی می‌کنیم، به نکات دیگری می‌رسیم. از ۵ بازیگر بالای فهرست، ۳ نفرشان زن هستند. با این حال، جوهانسون از هم‌بازی‌هایش پول کمتری دریافت کرده، امی آدامز ۱۳٫۵ میلیون دلار درآمد داشته (که از نفر دهم پردرآمدترین بازیگران مرد هم کمتر است،

 

یعنی آکشی کوماز که ۳۱ میلیون دلار بدست آورده است) و مارگوت رابی حتی در فهرست بازیگران زن پردرآمد سال جایی ندارد (فلیسیتی جونز هم همین طور که البته در سال آتی، اوضاع برای هر دوی آن‌ها تغییر خواهد کرد).باید به مورد عجیب ویل اسمیت هم اشاره کنیم. او در فهرست بازیگرانی که پول اضافی دریافت کرده‌اند، در جایگاه دوم قرار گرفته است.

 

در واقع او بابت هر یک دلاری که دریافت کرده است، تنها ۵ دلار در باکس آفیس سود بازگردانده. با این حال، لیست بازیگرانی که پول اضافی گرفته‌اند تا ماه ژوئن محاسبه شده که به همین دلیل است او را هم در آن لیست و هم در لیست پولسازها مشاهده می‌کنیم.

 

البته همه چیز به تبعیض جنسیتی خلاصه نمی‌شود. با تشکر از ددپول (Deadpool)، رایان رینولدز به یکی از پولسازترین بازیگران صنعت سینما تبدیل شده است اما جایی در لیست پردرآمدها ندارد. جنیفر لارنس هم که فیلم آخرش، با شکست رو به رو شده، احتمالا در سال آینده، در لیست بازیگرانی که پول اضافه دریافت کرده‌اند، قرار خواهد گرفت. در این میان، کریس ایوانز هم با اینکه از پولسازترین‌ها محسوب می‌شود، به طور کلی جایی در لیست پردرآمدها ندارد.

 

در پایان باید گفت که حضور اسکارلت جوهانسون در جایگاه نخست، چندان غافل گیر کننده نیست، با توجه به کاریزما، استعداد و تلاشی که دارد و نقش‌های درستی که انتخاب می‌کند از جمله لوسی (Lucy) و شبح درون پوسته (Ghost in the Shell)، لیاقت چنین جایگاهی را به طور حتم دارد.

 

 


مشاهده کلیپ

گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزها


گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزها 

ویدا جوان در سریال زمانه دیده شد و راه موفقیت را هم به سرعت طی نمود تا امروز در سریال ماه و پلنگ دیده شد و بعنوان یک نقش اصلی توانست خوب ظاهر شود. «ویدا جوان» بازیگر نقش کتایون از تجربه بازی در سریال «ماه و پلنگ» می گوید که در آن عهده دار یک نقش کاملا منفی بود.

 

ویدا جوان را مخاطبان بیشتر با دو سریال کمدی «پژمان» و «شمعدونی» به خاطر می آورند. او بعد از این دو تجربه کمدی، در سریال اکشن و ماجراجویانه «آسمان من» هم بازی کرد. جوان در این سریال نقش یکی از ماموران گارد پرواز را داشت. در این سریال مخاطب با نقش و تصویری متفاوت از ویدا جوان رو به رو شد اما این نقش به دلیل حجم کم و در حاشیه بودن چندان به چشم نیامد.

 

«ماه و پلنگ» فرصت تازه ای بود برای این بازیگر تا بتواند خودش را از زیر سایه نقش های کمدی اش بیرون بکشد. یک نقش سنگین و جدی که محور درام براساس او شکل می گرفت؛ نقشی که البته یک ویژگی بازر دیگر هم داشت و آن منفی بودن کاراکتر بود. ماحصل کار او در ماه و پلنگ تا حد زیادی رضایت بخش بود. با ویدا جوان درباره این تجربه متفاوت حرف زدیم.
گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزهااحمد امینی کاری از شما دیده بود که برای نقش کتایون انتخابت کرد؟

 

آقای امینی کار من را در تئاتر دید و برای این سریال انتخابم کرد. اصلا از جریان آقای سلطانی مطلع نبودم اما چون کارهای قبلی احمد امینی رادیده بودم و می دانستم کارهایش همیشه پربیننده و با کیفیت است، خیلی ترغیب شدم. از طرف دیگر حضور «سعید مطلبی» به عنوان نویسنده و «آرمان زرین کوب» در مقام تهیه کننده باعث شد مثلثی به وجود بیاید که نقش کتایون را بپذیرم.

 

همکاری احمد امینی و سعید مطلبی یک مقدار عجیب به نظر می رسد. احمد امینی سریال هایی مثل «اولین شب آرامش» و «بی گناهان» را در کارنامه دارد و تجربه سعید مطلبی در نگارش فیلمنامه های فیلمفارسی های قبل از انقلاب یا نهایتا سریال «ستایش» است. به نظر می رسد فیلمنامه نویس و کارگردان آن طور که باید خوب ترکیب نشده اند.

 

نمی توانم بگویم با علم به این قضیه جلو رفتم، چون نمی توان قاعده ای قائل شد که دو نفر هم سبک نباشند اما ترکیب آن ها خوب از آب درنیاید. صرفا نمی توانستم بگویم چون مطلبی در این سبک می نویسند و امینی سبک دیگری می سازد، پس ترکیب خوبی نمی شود، اتفاقا تصور من این بود که ترکیب فوق العاده ای خواهدشد.

 

در ساخت و پرداخت شخصیت هایی که سعید مطلبی خلق می کند. یک جور اغراق وجود دارد؛ شخصیت ها تقریبا تک بعدی هستند. یعنی یا کاملا خوب هستند یا کاملا بد. این باعث می شود بازی بازیگرها هم تحت تاثیر این روند قرار بگیرد. شخصیت کتایون هم در خیلی از جاها متاثر از فضای اغراق شده و بزرگنمای فیلمنامه است. این ها بیشتر از سمت فیلمنامه به نقش افزوده شده بود. یا احمد امینی اصرار بر این نوع بازی اغراق آمیز داشت؟

 

ابتدا این را بگویم که من همه کارهای آقای مطلبی را ندیدم و نخواندم که بتوانم یک برداشت کلی از قلم ایشان داشته باشم. اما فیلمنامه «ماه و پلنگ» شخصیت پردازی کاملی داشت و خیلی قابل تغییر نبود. اتفاقا شخصیت کتایون برای مثال چندوجهی و لایه لایه است و در خیلی جاها می بینیم با وجود انتقام جویی اش ولی هنوز قلبی شکننده و احساساتی دارد.

 

البته من هم تا جایی که امکان داشت تغییراتی را با تعامل آقای امینی انجام دادم اما در فیلمنامه توضیح کامل درباره شخصیت داده شده بود.بسیاری مسائل هم بود که من پیشنهاد می دادم و اگر آقای امینی تایید می کرد، به نقش اضافه می کردیم. البته باید این را در نظر داشته باشیم که شخصیت کتایون به خودی خود اوراکت و بزرگنمایی است.

 

کسی که در مراسم خاکسپاری همسرش بلند می شود و حرف های شعاری می زند، کسی که بر اثر ضربه روحی و توهم خیانت به فکر کشتن دوستش و نابود کردن زندگی او می افتد، یک شخص نرمال نیست. طبعا فردی این چنین احساساتی پر از اغراق دراکت و بیان است.
گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزهااحمد امینی در بخش هایی از کار که می دیدند بازی ها بیرون می زند، دخل و تصرفی نداشتند؟ یا سعی می کردند به فیلمنامه وفادار باشند؟

 

احمد امینی کاملا به فیلمنامه وفادار بود، تا جایی که ما باید دیاولگ ها را عین به عین می گفتیم. حتی یادم است در سکانسی، من چهار صفحه مونولوگ داشتم و درپاراگراف آخر یک «که» جا انداختم، گفت دوباره از اول بگو. خودش هم به همین نسبت که از ما توقعد اشت، به متن وفادار بود اما در اواخر ضبط سریال، دیالوگ های بلند را کمی کوتاه تر و امروزی تر می کرد و تغییرات خیلی کوچکی در بعضی سکانس ها می داد اما در کل فیلمنامه نهایی شده، تغییری ایجاد نکرد.

 

شما به عنوان بازیگر نقش اول سریال، با این شکل از شخصیت پردازی که همه یا خوب هستند یا بد و در آخر انسان های بد به مکافات عمل خود می رسند، مشکلی نداشتید؟

 

ممکن است نگاه و تفکر من با سعید مطلبی و احمد امینی متفاوت باشد، اما به هر حال مجری کاری بودم که به من پیشنهاد شده بود. شخصیتی پرداخته شده بود و از من خواستند که آن را بازی کنم که البته من واقعا کاراکتر کتایون را دوست داشتم و پذیرفتم اما در روند قصه، مسائل زیادی وجود دارد که با سلیقه ام مختلف است و دیدگاهم با روند آن یکسان نیست.

 

یعنی خود کتایون هم وجوهی دارد که شما آن را قبول ندارید؟

 

من به عنوان یک بازیگر، نقش کتایون را پذیرفتم و البته سعی کردم با توجه به این که او را زندگی کردم و شناختی که نسبت به نقشم کسب کردم، کنسه های در ارتباط با درونیات و تفکر این کاراکتر ارائه دهم ولی به هر حال من به عنوان یک بازیگر جوان، خیلی کم تجربه تر از احمد امینی و سعید مطلبی هستم و بازیگر جوان خیلی هم نمی تواند

 

برای یک نقش بجنگد. وقتی حرف تجربه به میان می امد، دیگر خیلی قدرت تغییر شکل و تغییر مسیر نقش را نداشتم اما تمام سعی خودم را کردم که بهترین حالت این نقش را نشان بدهم.

 

زمانی که سریال «شمعدونی» با بازی شما پخش می شد، در مصاحبه ای گفته بودید چون خیلی برایم عجیب بود که سارا به عنوان یک دکتر نمی تواند درست بیماری ها را تشخیص بدهد، مدام از سروش صحت سوال می پرسیدم و او حتی چند دکتر را آورد تا برایم توضیح دهند. در سریال «ماه و پلنگ» یکی از مسائلی که خیلی به چشم می آید،

 

حل شدن بدون مانع مسائل حقوقی است. این که کسی به راحتی طلاق بگیرد یا شرکتی سوری به ثبت برساند که در چند کشور مهم دنیا شعبه دارد. درباره این موضوعات از کارگردان توضیح نمی خواستید؟

 

بله درباره همه این مسائل صحبت می کردیم و اکثر مواقع جواب طرف مقابل این بود که: «تحقیق شده و ما آدم های بی تجربه ای نیستیم.» از طرفی چون مسائل حقوق خیلی به بازی من ارتباطی نداشت، تحقیقی انجام ندادم اما درباره ثبت شرکت ها چون از راه خلاف و رشوه جلو می رود، به هر حال با پول خیلی کارها می کنند. همچنین فیلم نباید عینا با حقیقت منطبق باشد، به هر حال فیلم است و حتما همه چیز نباید کاملا شبیه واقعیت باشد.

 

کتایون، اولین نقشی اولی است که شما بازی کرده اید. فکر نمی کنید ممکن است بعد از این پیشنهادها همه شبیه به همین باشد و فیلمسازانی که فقط وقتی دنبال یک بازیگر برای نقش زنی بدجنس و خانمان برانداز هستند به سراغ شما بیایند و دچار کلیشه شوید؟

 

نه خیلی به این موضوع فکر نکرده ام. چون من در ژانرهای مختلف کار کرده ام و به نظرم وقتی یک بازیگر توانایی اش را ثابت کرده باشد که می تواند هر نقشی را بازی کند، اهل فن هم او را به سمت کلیشه نمی برند.
گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزهاخبرهایی درباره حذفیات سریال منتشر شد که در ادامه آن احمد امینی و سعید مطلبی نامه نوشتند و خواستار حذف نام خود از تیتراژ سریال شدند. چقدر از این حذفیات به بازی شما لطمه وارد کرد؟

 

سکانس های زیادی با بازی من بود که هم برای آن بسیار زحمت کشیده بودیم و هم در روند قصه بسیار تاثیرگذار بود. حقیقتش این است که از قسمت دوم که بازی من در سریال شروع شد، ممیزی ها هم استارت خورد. حالا هم به شکل زدن از سر و ته سکانس یا حذف کامل یک سکانس. چون فیلمنامه در هر سکانس کدی را برای بیننده باز می کرد و وقتی به این شکل آن را قلع و قمع می کنند، دیگر خیلی از کدها باز نمی شود و سوال های زیادی باقی می ماند.

 

اتفاقا با توجه به گفته های خودتان یکی از مسائلی که برای بیننده لاینحل باقی ماند، سرعت برقراری ارتباط عاطفی میان کتایون و محسن بود. مردی که خوشبخت است با یک بار دیدن یک زن تمام زندگی خود را برای او می بازد.

 

نشنیدید می گویند طرف با یک نگاه عاشق شد… گذشته از شوخی، محسن هم یک انسان است و گاهی تمامیت وجوه یک انسان، اسیر دلش می شود و کار دل هم حساب و کتاب نمی شناسد اما به هر حال گذر زمانی که در فیلمنامه ملموس بود، در ساخت سریال درنیامده و شاید برای همین ملموس نیست.

 

فعلا کمدی نه

 

تا قبل از نقش کتایون، مخاطبان بیشتر ویدا جوان را با نقش هایش در سریال های پژمان یا شمعدونی به خاطر می آوردند. دو نقش کمدی که حسابی به چشم آمدند و موجب شدند تا این بازیگر برای مخاطب به چهره ای آشنا تبدیل شود. او در بخشی از این گفت و گو از تجربه بازی اش در این سریال های کمدی گفته و این که آیا بعد از بازی در نقش کتایون علاقه ای به بازگشت به عرصه کمدی دارد یا خیر.

 

اگر قرار باشد دوباره نقش کمدی باز کنید، بیشتر دوست دارید این کمدی از سبک کمدی سریال «پژمان» باشد یا کمدی «شمعدونی»؟

 

این مسئله بیشتر به نقش و ژانری که پیشنهاد می شود بستگی دارد اما از بین دو سریال کمدی که کار کردم، سبک و سیاق شمعدونی را بیشتر دوست داشتم.

 

یعنی نقش سارا در شمعدونی برایت جذاب تر از هدیه بود؟

 

نقش هدیه در پژمان بیشتر به تیپ نزدیک بود و کمی هم فانتزی داشت. از همین رو نقش جذابی برایم بود اما در شمعدونی چیزی که بیشتر مرا جذب کرده بود فضا و حال و هوای خود سریال بود، این مسئله در کنار گروه بازیگران و همکاری مجدد با سروش صحت موجب شد تا بازی در شمعدونی را بپذیرم.
گفتگو با ویدا جوان بازیگر محبوب این روزهابرای دوری از کلیشه شدن از کمدی فاصله گرفتی؟

 

من از ابتدا بازیگری را با پلنی شروع کردم که تصمیم گرفتم همیشه تمرینات تئاتر داشته باشم حتی اگر به اجرا نرسد، همیشه در حال یادگیری باشم و در یک سبک و ژانر باقی نمانم و همه ژانرها را تجربه کنم و خودم را بسنجم.

 

الان به آن ایده آلی که می خواستید رسیدید؟

 

نه، چون چیزی که من می دیدم خیلی فراتر از جایی است که الان ایستاده ام. من برای شروع این مسیر ابتدا ملودرام «زمانه» را بازی کردم، بعد از آن کمدی «پژمان». در ادامه در سریال «آسمان من» حاضر شدم که در ژانری کاملا متفاوت با دو کار قبلی ام قرار داشت، پس از آن با سریال «شمعدونی» دوباره سراغ طنز رفتم اما پس از شمعدونی با خودم گفتم فعلا کمدی کافی است.

 

اما کلا دور کار تصویری را خط کشیدید چون اصلا خبری از شما در هیچ فیلم و سریالی نبود.

 

بله، یک سال و نیم تئاتر کار کردم و هیچ کار تصویری نداشتم تا آمادگی لازم برای بازی در یک نقش متفاوت را به دست بیاورم، نقشی که بتواند من را از لحاظ بازیگری راضی کند.

 

با ماه و پلنگ این اتفاق برایت افتاد؟

 

نمی دانم، اما برنامه هایم درست پیش رفت و پس از آخرین اجرای تئاترم، احمد امینی من را برای نقش کتایون انتخاب کرد.

 

 


مشاهده کلیپ

گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران


گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران 

برخی از گریم ها هستند که حتی شناسایی چهره اصلی بازیگر را برای مخاطبین دشوار می کنند و این هنر گریم و قدرت آن را نشان می دهد. موضوع ساخت فیلم، مسئله ای پیچیده است که باید نکات زیادی در آن رعایت شود. ساخت یک اثر سینمایی، دردسرهای بسیار زیادی دارد و باید جنبه های مختلفی را مورد بررسی قرار داد.

 

حتما شما هم تا به حال شنیده اید که پیش تولید برخی فیلم ها، سال ها به طول انجامیده است. عوامل مختلفی مانند لوکیشن، نور، موسیقی و تجهیزات در دسترس، در موفقیت یک فیلم نقش دارند.یکی از کارهایی که باید به دقت انجام شود، گریم و تغییر ظاهر بازیگران است. چهره پردازان سعی می کنند با لوازم مختلف،

 

هنر پیشه ها را به شخصیت های درون فیلم نزدیک کنند و آن ها را باور پذیر سازند. به همی دلیل، تشخیص ظاهر بازیگران اصلی در فیلم با آن چه در دنیای واقعی هستند، گاهی اوقات بسیار مشکل می شود.ما در این مقاله قصد داریم ۱۴ گریم فوق العاده که باعث عدم تشخیص هویت بازیگران اصلی شده اند را مورد بررسی قرار دهیم. تا پایان همراه ما باشید.

 

مارک روفالو در نقش هالک؛ انتقام جویان

گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 هوگو ویوینگ در نقش اسکلت قرمز؛ کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 رایان رینولدز در نقش ددپول؛ ددپول
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 تام هاردی در نقش بین؛ شوالیه تاریکی بر می خیزد
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 جرارد باتلر در نقش شبح اپرا؛ شبح اپرا
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 پل بتانی در نقش ویژن؛ انتقام جویان: عصر اولتران
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 میکی رورک در نقش مارو؛ شهر گناه
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 کارن گیلان در نقش نبولا؛ محافظین کهکشان
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 ران پرلمن در نقش پسر جهنمی؛ پسر جهنمی
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 ادی مورفی در نقش آقای وانگ؛ نوربیت
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 ادی ردمین در نقش لیلی الب؛ دختر دانمارکی
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 میشل فایفر در نقش لامیا؛ غبار ستاره
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 گری الدمن در نقش دراکولا؛ دراکولای برام استوکر
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران

 نیکولاس هولت در نقش هیولا؛ مردان ایکس: روزهای گذشته آینده
گریم های شگفت انگیز روی صورت بازیگران
 
 
 

مشاهده کلیپ

مجری معروف احسان کرمی که ۴۱ بار تغییر شغل داده


مجری معروف احسان کرمی که ۴۱ بار تغییر شغل داده

احسان کرمی مجری محبوب در نشریات هم فعالیت می کند و زندگی بسیار متغیری هم داشته است که از انرژی درونی وی نشات می گیرد. احسان کرمی متولد تیر ماه سال ۱۳۵۹ در محله قیطریه تهران است ، متاهل است ، کاردانی تشریفات خوانده ، دوره فیلم سازی را در انجمن فیلمسازی جوان گذرانده و بعد دوره بدن و بیان تئاتر را هم پیش میکائیل شهرستانی آموخته ،

 

کارش را از سال۸۵ با رادیو تهران شروع کرد.شروع فعالیتش در رادیو تهران با نویسندگی آیتم طنز بود.این آیتم به اسم چراغ قرمز بود که یک روز بازیگر آیتم نیومد و خودش بجای آن بازی کرد و بدین ترتیب بازیگر رادیو شد.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادههمچنین در جمعه ایرانی بازیگر و مجری بازیگر برنامه۱۲۴۳۷ از رادیو صدای آشنا و نویسنده و مجری بخش نیمروزی پنجشنبه ها در رادیو پیام است.از سال ۸۷ با اجرای برنامه نقره وارد تلویزیون شد. بعد اجرای تصویر زندگی به او سپرده شد و اکنون اجرای برنامه شب نشینی شبکه جام جم و رادیو ۷ را برعهده دارد.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهنام برنامه هایی را که کار کرده است: چهار دیواری ممنون، مکث ۹۵، جام ارگ، صبح تهران، تهران در شب، موج مجهول، چراغ سبز ،جمعه ایرانی،۱۲۴۳۷،نقره،تصویر زندگی،برنامه طلوع در شبکه چهار ،شب نشینی و رادیو۷ ضمنا فعالیت در سه نمایش رو هم در کارنامه دارن. کمدی استشمامات – پیونوکیو٢ و محسن یک رپرتوار باشبکه های رادیویی که فعالیت داشته: رادیو ایران،

 

رادیو صدای آشنا، رادیو تهران،رادیو پیام ,برنامه زنده رود اصفهان و …در دهمین جشنواره بین المللی رادیو مجری برگزیده و در یازدهمین جشنواره بین المللی رادیو به عنوان گوینده برتر انتخاب شد.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهاحسان کرمی در خندوانه
این مجری و صداپیشه تلویزیون شامگاه دوشنبه ششم دی مهمان برنامه «خندوانه» بود.
او حضوری غافلگیرکننده در برنامه داشت و از داخل گونی بیرون آمد.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهسپس کرمی از فعالیت‌های کاری خود گفت: «از سر تمرین کلاه قرمزی آمدم که شخصیت «عزیزم ببخشید» را کار می‌کنم، من یک ماه و نیم تمرین کردم و روزی سه صدا تقلید کردم تا بالاخره با آقای طهماسب به نتیجه رسیدیم. الان هم تئاتر «آیس لند» را روی صحنه دارم و نمایش «آنوس» را هم داریم تمرین می‌کنیم.»
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهاو درباره حضوری که در رشته‌های مختلف تئاتر، دوبله، اجرا، بازیگری و موسیقی داشته است، توضیح داد: «چیزی که دوست دارم این است که بچه‌های هر حیطه‌ای که در آن کار می‌کنم از من درخواست ادامه کار می‌کنند و این باعث می‌شود تا من احساس کنم که خیلی هم مسیرم اشتباه نیست.»
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهکرمی درباره اولین تجربه گویندگی اش گفت: «اول رفتم به رادیو تست دادم و قرار شد برای رادیو شهر تهران اخبار بخوانم؛ سپس یک نویسنده‌ای پیدا شد که از من خواست تا متن طنز بنویسم و مجری آن برنامه نیامد و من اجرا کردم و این گونه کارم در رادیو شروع شد.»
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهدر ادامه او درخصوص ۴۱ شغلی که در عمر خود عوض کرده توضیح داد: «آن چه که می‌خواستم را پیدا نمی‌کردم، من چون رشته‌ام تشریفات و هتل‌داری بود مدتی این رشته را تدریس کردم. ظرفشویی در هتل کردم، مغازه داشتم، مشاور املاک، راهنمای تور، مدیر رستوران، آشپز و … همه را تجربه کردم و زمانی که به رادیو آمدم آرام آرام این کارها را کنار گذاشتم.»
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهکرمی درباره چیزهایی که حالش را بد می‌کند، افزود: «دروغ و دیدن هرچیز غم انگیزی من را آزرده می‌کند، مانند محدودیت‌هایی که برای کودکان ایجاد می‌شود.»این مجری در خصوص اینکه اگر بخواهد شغل خود را تغییر دهد چه شغلی را انتخاب می‌کند، گفت: «خیلی سخت است و من به غیر از کار هنری حتما معلمی را انتخاب می‌کنم.»در ادامه کرمی یک قطعه قدیمی را برای حضار زمزمه کرد.

 

سپس تصاویر پرویز بهرام، بروس لی، مرضیه برومند، ناصر ممدوح پخش شد و کرمی سعی کرد در شبیه‌ترین حالت صدای آن‌ها را تقلید کند.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهمصاحبه خواندنی با احسان کرمی درباره تناسب اندام و کاهش وزنش

 

اولین بار کی احساس کردی چاق شدی؟

 

این احساس خیلی وقت است که با من است! (می خندد) ولی هفت سال پیش چند ماه بعد از ازدواجم یک مرتبه دیدم جدی جدی خیلی چاق شده ام و به ۹۲ کیلو رسیده ام.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهموقع ازدواج چند کیلو بودی؟

 

زمان ازدواجم ۸۱ یا ۸۲ کیلو بودم که البته آن هم زیاد بود.

 

مرسی دستپخت همسر!

 

دستپخت همسر که اصلی ترین دلیلش بود واقعا! ولی خب هی از این مهمانی به آن مهمانی و مسافرت می رفتیم، ورزش هم نمی کردم، کارم هم جوری نبود که بتوانم تحرک زیاد داشته باشم، برای همین یک مرتبه چشم باز کردم و دیدم ۹۲ کیلو شده ام.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل داده۹۲ کیلو به چشم بقیه هم می آمد یا خودت بیشتر متوجهش بودی؟

 

نه، به چشم بقیه هم می آمد. همه می گفتند تو چرا این جوری شده ای؟ چه خبرت است؟!هر کی می دید می گفت مثل اینکه اول شکمت می آید توی خانه و بعد خودت می آیی! به خصوص وقتی خودم را توی تلویزیون دیدم بیشتر متوجه شدم. برنامه نقره اولین برنامه تلویزیونی ام بود که اجرا کردم. یک دفعه دیدم با چه غولی طرفم! خیلی چاق شده بودم. انگار که ورم داشتم.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهچرا با رژیم غذایی دکتر موفق نشدی؟

 

دکترها برای اینکه به شما خیلی فشار نیاید در رژیم های شان وعده های کوچک، سبک و کم کالری می گنجانند ولی چون من اشتیاق خوردن دارم وقتی غذا می خورم دلم می خواهد ادامه دهم بنابراین، این دفعه خودم رژیم گرفتم و دوازده کیلو کم کردم ولی چون دقیقا خورد به شب عید و برنامه سال تحویل بعد هم نوروز و سفر یزد بود و دوباره چاق شدم.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهچقدر چاق شدی؟

 

فکر کنم چهار کیلو در شب عید چاق شدم. این اواخر رسیدم به ۸۸ کیلو و ۸۰۰ گرم که همزمان شد با تئاتر کار کردنم. بعد شروع کردم به تماشا کردن فیلم نمایش هایم و دیدم واقعا وحشتناک است. با این بدن نمی شود تئاتر کار کرد و سخت است. بعد یکی دو بار سعی کردم باز با رژیم دکتر لاغر کنم. از ایالات متحده رژیم فرستادند

 

و از دوبی یک دکتری رژیم فرستاد و از این قصه ها. اما دیدم هر کاری می کنم نمی توانم با رژیم دکتر لاغر کنم. این دفعه یک تصمیم خیلی محکم گرفتم و اصلا به دکتر کاری نداشتم. شروع کردم به کم خوری و ورزش زیاد و این طوری توانستم ۱۳ کیلو کم کنم.
مجری معروف احسان کرمی که 41 بار تغییر شغل دادهنگران نبودی این برنامه سرخود کار دستت بدهد؟

 

در همین دوره ای که هی مثل بادکنک باد شدم و خالی شدم تقریبا فهمیده بودم که چه کار باید انجام دهم تا به بدنم آسیب نرسد. واقعا هم به بدنم آسیب نرسید. چون من هم ورزش می کردم و هم حجم نسبتا زیادی از سالاد و سبزی می خوردم. به نظرم خیلی هم برای بدنم خوب بود. ولی بعضی ها هستند که واقعا هیچی نمی خورند. من این جوری نبودم و تا مرز اینکه مراقب باشم یک وقت اتفاقی برای بدنم نیفتد پیش می رفتم.

 

 


مشاهده کلیپ

فیلم های منتخب ۲۰۱۶ به انتخاب راتن تومیتوز


فیلم های منتخب ۲۰۱۶ به انتخاب راتن تومیتوز 

سایت راتن تومیتوز شیوه های جالبی برای انتخاب بهترین فیلم ها دارد که آن ها را با دادن گوجه فرنگی رتبه بندی می کند. فیلم های منتخب ۲۰۱۶ را از دید این سایت مرور می کنیم. با وجود آن که سال ۲۰۱۶ با تلخی های بسیاری همراه بود، اما نقاط مثبت زیادی نیز در آن پیدا می شود. بدون شک می توان یکی از بخش های موفق امسال را صنعت سینما دانست.

 

بسیاری از افراد به فیلم و سینما علاقه دارند و به شدت آن را دنبال می کنند. امسال شاهد اکران فیلم های ابر قهرمانی زیادی بودیم. آن ها توانستند موفقیت تجاری زیادی کسب نمایند و مخاطبان را به سمت خود بکشانند.اما نظر منتقدان همواره با مردم تفاوت داشته است. آن ها از زوایای خاصی به تماشای آثار سینمایی می نشینند

 

و پارامترهای دیگری برای نمره دادن به یک اثر در نظر می گیرند.با توجه به این که سال ۲۰۱۶ روزهای پایانی خود را می گذراند، این قشر نیز برترین فیلم های سینمایی از نگاه خود را معرفی کرده اند.احتمالا شما با نام «راتن تومیتوز» (گوجه فرنگی گندیده) آشنایی دارید. این پایگاه اینترنتی به نقد آثار سینمایی می پردازد و از ۱۰۰ به آن ها نمره می دهد.

 

فیلم ها باید بتوانند امتیازی بالا تر از ۶۰ کسب کنند تا یک گوجه فرنگی رسیده نصیبشان شود. در غیر این صورت، میوه ای گندیده دریافت می کنند.منتقدان این سایت اکنون برترین فیلم های سال ۲۰۱۶ را معرفی کرده اند. مقاله را تا پایان بخوانید و با آن ها آشنا شوید.

 

۱- «او.جی: ساخت آمریکا» (O.J.: Made in America)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

بر روی فیلم و یا سریال بودن این اثر ۷ ساعت و نیمه بحث های زیادی وجود داشت. «ازرا ادلمان» کارگردان آن روشی خیره کننده و مثال زدنی (استفاده از داستان او جی سیمپسون ورزشکار سرشناس)  را برای نقد کردن نژاد، سیاست، خشونت های داخلی و سیستم قضاوت آمریکا اتخاذ کرده است. با وجود آن که این اثر به ۵ قسمت تقسیم شده،

 

هیچگاه احساس سریالی بودن را منتقل نمی کند و یه داستان قدرتمند را دنبال می نماید.تنها راه نشان دادن درست ماجرا، روشی بود که عوامل فیلم در نظر گرفتند.

 

۲- «لا لا لند» (La La Land)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

این فیلم یکی از بهترین آثار ساخته شده در سال جاری به شمار می رود. «رایان گاسلینگ» و «اما استون» به یکدیگر علاقه مند می شوند، اما به خاطر جاه طلبی های فردی از هم جدا می گردند. ساخته «دیمین شزل» تصویری را از لس آنجلس ارائه می دهد که ما تنها در رویاهایمان می توانیم آن را ببینیم.

 

۳- «عزیز آمریکایی» (American Honey)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

آندریا آرنولد کارگردان بریتانیایی این فیلم، تصمیم گرفت یک درام جاده ای درباره چند جوان بسازد. «ساشا لین» و «شایا لابوف» به ایفای نقش در این اثر سینمایی می پردازند. سادگی و نحوه فیلم برداری، شما را محو تماشای آن خواهد کرد.

 

۴- «سکوت» (Silence)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

مارتین اسکورسیزی ۳۰ سال (به علت مشکلات فنی و وسواس زیاد) تلاش کرد تا بتواند این فیلم را به نتیجه برساند. «سکوت» داستان کشیشی را روایت می کند که در قرن ۱۷ میلادی، تلاش دارد آیین مسیحیت را در ژاپن گسترش دهد. این اثر سینمایی شبیه به هیچ یک از آثار اسکورسیزی نیست و با همه فیلم های او تفاوت دارد. «اندرو گارفیلد» و «لیام نیلسون» در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.

 

۵- «اگر سنگ از آسمان ببارد» (Hell or High Water)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

به جرات می توان گفت که این اثر سینمایی، بهترین فیلمنامه را در میان محصولات امسال داراست. «تیلور شریدن» نویسنده این اثر، توانسته کمک زیادی به «دیوید مکنزی» و بازیگرانی مانند «جف بریجز»، «کریس پاین» و «بن فاستر» نماید.

 

۶- «ورود» (Arrival)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

بهترین آثار علمی-تخیلی همواره از دنیای واقعی برای پایه گذاری خود استفاده کرده اند. فیلم «ورود» نیز توانسته این کار را به خوبی انجام دهد و تماشاگر را کاملا راضی کند. «امی آدامز» و «جرمی رنر» نقش دو دانشمند را بازی می کنند که قرار است از آن ها برای برقراری ارتباط با موجودات بیگانه استفاده شود. در این میان داستان هایی برای شخصیت امی پیش می آید که تماشای آن ها می تواند جذاب باشد.

 

۷- «منچستر کنار دریا» (Manchester by the Sea)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

«کنت لونرگان» این بار توانسته فیلمی بسیار خوب بسازد. مردی که نقش آن را «کیسی افلک» بازی می کند، بعد از مرگ برادرش مجبور می شود از پسر او محافظت نماید. این فیلم اندوه و سختی های بخشیدن خود را به خوبی نشان می دهد و افلک نیز بهترین بازی دوران حرفه ایش را به نمایش گذاشته است.

 

۸- «مهتاب» (Moonlight)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

«بری جنکینز» پیچیدگی های زندگی را در قالب نشان دادن ماجرای یک مرد ساکن میامی در سه بخش، به زیبایی بیان کرده است و هر کسی که به سینما علاقه دارد، باید به تماشای این اثر بنشیند. کارگردانی، بازی ها، فیلم برداری و موسیقی، در بالاترین سطح خود قرار دارند و فیلم نامه نیز بسیار خوب و حرفه ای نوشته شده است.

 

۹- «سرکش: داستانی از جنگ ستارگان» (Rogue One: A Star Wars Story)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

نخستین فیلم از این مجموعه، احساس خاص و عجیبی را به شما منتقل می کرد. هنگام به پایان رسیدن فیلم، «سرکش» به شما احساس قاطعیت را انتقال می دهد. هنوز هم نکات زیادی در محدوده کهکشان جنگ ستارگان وجود دارد، اما مخاطرات بالایی که در فیلم به چشم می خورد، هیجانی درون شما ایجاد می کند که هنگام مشاهده فیلم های اصلی این مجموعه چندان شاهدش نبودیم.

 

۱۰- «جکی» (Jackie)

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

نگاه تردید آمیزی که کارگردان به «ژاکلین کندی» پس از ترور همسرش «جان اف کندی» داشته، باعث شده است که داستان به شکلی زیبا پیش برود و نشان دهد که بانوی اول آن زن ترسویی نیست که مطبوعات جلوه داده اند. ناتالی پورتمن در نقش جکی یکی از بهترین بازی های دوران کاری اش را به نمایش گذاشته و سطح فیلم را چند پله ارتقا داده است.

 

فیلم های مورد تحسین

فیلم های منتخب 2016 به انتخاب راتن تومیتوز

فیلم «کنیز» (the handmaiden) محصول کشور کره جنوبی، بسیار خوش ساخت است و تماشاگر را وادار می کند که آن را تا پایان ببیند. «Kate Plays Christine» نیز برای کسانی مناسب است که به دنبال شیوه ای جدید برای روایت کردن قصه هستند. «وینر» به داستان آنتونی وینز و اعمال شیطانی او می پردازد.

 

«Popstar: Never Stop Never Stopping» نیز یک فیلم کلاسیک و موفق خواهد بود، زیرا اندی سَنبرگ و گروهش به خوبی با فضای فیلم «This Is Spinal Tap» آشنایی دارند.«خیابان آواز» (Sing Street) نیز ماجرای کودکی که با تشکیل یک گروه موسیقی، باعث تحت تاثیر قرار گرفتن دختر داستان می شود را روایت می کند.

 

روزیاتو

 

 


مشاهده کلیپ

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)


دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

بهترین و زیباترین دیالوگ های ماندگار تاریخ سینما در فیلم های مختلف را برای شما آورده ایم که بسیار زیبا و خواندنی می باشد. سخنوري يکي از ارکان ادبيات ایران و جهان است و نغزگويي و جمله های تاثیر گذار دو بن مايه اصيل در زبان محاوره تمامی ملل هستند.

 

با توجه به همين اصل يکي از پايه‌هاي ماندگاري فيلم هاي سينمايي و مجموعه‌هاي تلويزيوني را بايد در ديالوگ‌هايي جستجو کرد که در حافظه تاريخي مخاطبانشان نقش بسته‌اند.در این مطلب با گزیده ای از ديالوگ‌هاي ماندگار سينمای جهان و ایران و همچنین سریال های تلويزيونی اشاره مي‌کنم.

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران و جهان (دی ماه)

 

 


مشاهده کلیپ