بیوگرافی مهوش صبرکن + مصاحبه


,مهوش صبرکن و محمود پاک نیت , محمود پاک نیت و مهوش صبرکن

بیوگرافی مهوش صبرکن

 مهوش صبرکن متولد خرداد ماه سال ۱۳۳۹ در شیراز می باشد. وی از سال ۱۳۵۶ با تئاتر حرفه ای شروع به کار کرد و در حدود ۲۰ نمایش حضور یافت.

از ابتدای کار تئاتر در تلویزیون نیز فعالیت داشت و در کنار بازی در تله تئاترهای تلویزیونی و سریال در شیراز به آموزش کودکان و نوجوانان در زمینه تئاتر پرداخته است و هم اکنون نیز به عنوان بازیگر مشغول به کار است.

,مهوش صبرکن و محمود پاک نیت , محمود پاک نیت و مهوش صبرکن

گفتگوی خواندنی با مهوش صبر کن و همسرش محمود پاک نیت

لطفا از آشنایی تان با همسرتان برایمان بگویید.
محمود پاک نیت : سال ۵۶ در تئاتری به نام شاتره با خانمم آشنا شدم. من و همسرم آنجا با هم، همبازی بودیم.

من نقش پسر کارگر را بازی می کردم و همسرم نقش شازده خانم را بازی می کرد که یکدل، نه صددل عاشقش شدم و بعد از ۲ سال هم ایشان جواب مثبت به من دادند و ما زندگی مشترک مان را شروع کردیم.

مهوش صبرکن : در زمان ازدواجمان من ۱۸ سال بیشتر نداشتم اما به عشق آقای پاک نیت نسبت به خودم ایمان داشتم.

مراسم ازدواجتان را چگونه برگزار کردید؟
محمود پاک نیت : شهریور سال ۱۳۵۸ جشن عروسی مان را در خانه فرهنگ شماره یک شیراز برگزار کردیم. اقوام و بچه های تئاتر همه دعوت بودند.

معمولا بچه های تئاتر شیراز در این مکان فرهنگی عروسی شان را برگزار می کردند. مراسم خوبی برگزار شد و همه بچه های تئاتر کمکمان کردند. مراسم عقدمان را در منزل مادر همسرم برپا کردیم و همان شب هم عروسی مان را گرفتیم.

مهوش صبرکن : من با دخترهای همسن و سالم فرق می کردم. به مادیات اهمیت نمی دادم. با اینکه در خانواده مرفهی بزرگ شده بودم، ساده فکر می کردم. همان زمان هم منزل پدری ام شیک و بزرگ بود. خیلی از اقوام در منزل ما مراسم عروسی شان را برگزار می کردند، اما ما فقط مراسم عقدمان را در منزل پدری گرفتیم.

و بعدش از شیراز به تهران مهاجرت کردید؟
محمود پاک نیت : بله، آن زمان مشکلات زیادی در فرهنگ و هنر شیراز برای ما پیش آمد و کسی بود که مانع کار ما می شد. از طرفی، هم من و هم همسرم دوست داشتیم کنار تئاتر در کارهای سینمایی و تلویزیونی هم بازی کنیم.

به همین دلیل از سال ۱۳۷۴ در تهران مستقر شدیم و شیراز را ترک کردیم. البته گاهی اوقات برای دیدن پسر، عروس و نوه ام به شیراز می رویم.

مهوش صبرکن : من ۷ تا خواهر دارم. مادرم ما را طوری تربیت کرد که احترام هم را نگه داریم و پسوند آقای یا خانم را کنار اسم هم به کار ببریم. مادرم گذشت را هم به ما آموخت.

بعد از ترک شیراز و مهاجرت به تهران، حدود ۲ سال خانه نشین بودم و فرصتی برای کار کردن پیش نیامد. به جایش تا دلتان بخواهد محمود من و بچه ها را رها می کرد و برای بازی به شهرستان می رفت.

تا اینکه بعد از ۲ سال، بازی در «کهنه سوار» را شروع  کردم و بعد از آن هم در«فالگیر» و «پس از باران» بازی کردم

مهوش صبرکن و محمود پاک نیت , محمود پاک نیت و مهوش صبرکن

شما جزو آن گروه از هنرمندانی هستید که زندگی مشترکتان سال های سال ادامه پیدا کرده است. رمز خوشبختی تان را در چه چیزی می دانید؟
محمود پاک نیت : من به این معتقدم که اگر در زندگی راستی، درستی و صداقت وجود داشته باشد زندگی هم دوام زیادی دارد و روز به روز مستحکم تر هم خواهدشد اما اگر بی صداقتی و دروغ وارد زندگی شد زندگی دوامی نخواهدداشت.

مهوش صبرکن : همین که زن و شوهر صبور و باگذشت باشند، ناخودآگاه تفاهم هم به وجودمی آید. تفاهم یعنی خوش بودن هم.

اگر من در شرایط سختی که محمود ما را رها کرده بود و برای کار به شهرستان می رفت، از سر لج و لج بازی بچه ها را رها می کردم و دنبال علاقه های خودم یا تمرین تئاتر و سینما می رفتم، نمی توانستم از پس زندگی بربیایم.

تفاوت دنیای قبل و بعد از ازدواج تان در چیست؟
مهوش صبرکن : من قبل از ازدواج به خیلی چیزها اهمیت نمی دادم و شاید در زندگی نظم نداشت. یعنی آدم ها در دوران نوجوانی و جوانی نظم خاصی در زندگی شان ندارند و وقتی که تشکیل خانواده می دهند، کم کم قانونمند می شوند اما بعد از ازدواج فرد احساس می کند مسئولیتی در قبال یک خانواده دارد که او را قانونمند می کند.

زندگی یک زوج بازیگر چه مشکلاتی دارد
محمود پاک نیت : ما مشکلی با هم نداریم و خیلی راحت با هم کنار آمده ایم. مثلا من از انجام کار خانه و کمک به همسرم هیچ ابایی ندارم

اوقات فراغت را کنار یکدیگر چطور می گذرانید؟
محمود پاک نیت : سفر می رویم، کتاب می خوانیم، فیلم می بینیم. من عاشق سفر هستم و هر فرصتی که پیش بیاید به شهرهایی سفر می کنیم که تاکنون نرفته ایم. من اهل هواپیما نیستم و با خودروی خود سفر می کنم تا رانندگی کنم و از جاده لذت ببرم.

بهترین نقشی که تا به حال داشتید کدام نقش بوده است؟
مهوش صبرکن : من نقش هایی که در تئاتر ایفا کردم را به مراتب بیشتر از نقش های تلویزیونی ام دوست دارم چرا که در تئاتر با نقش یک بازیگر زندگی می کنم.

محمود پاک نیت : من هم نقش هایی که تا به حال بازی کردم را واقعا دوست دارم و مثل بچه هایم برایم عزیز هستند اما گاهی وقت ها، بعضی از نقش ها شیرینی ویژه ای دارند و بیشتر در یاد آدم می ماند.

مانند نقشی که روزی روزگاری، خانه ای در تاریکی، پس از باران و سریال حضرت یوسف (ع) داشتم.

مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

اصلا چه شد که بازیگر شدید؟
محمود پاک نیت : صدای گرم آقای اکبر مشکین که گوینده رادیو بودند بزرگ ترین انگیزه من برای ورودم به این عرصه بود. من خیلی صدای ایشان را دوست داشتم و همیشه آرزو می کردم بازیگر رادیو شوم ولی این اتفاق در نهایت نیفتاد و بازیگر تئاتر شدم.

الان پشیمان هستید؟
محمود پاک نیت : به هیچ وجه، به خاطر دارم زمانی با یکی از دوستانم به نام محمود چوگانی راجع به این مساله که هرکسی می خواهد در آینده چه کاره شود بحث می کردیم نوبت که به من رسید، رسیده بودیم به یک سینما.

وقتی محمود از من پرسید می خواهی چه کاری شوی؟ گفتم بازیگر. او شروع کرد به خندیدن اما پس از سال ها یک روز برای تماشای یکی از تئاترهایم به سالن تئاتر شهر آمد و شروع کرد به گریه کردن.

متاسفانه دیگر ایشان را ندیدم. به هر حال از اینکه به آرزویم رسیده بودم خیلی خوشحال بودم و هستم.

می شود گفت امروز به جایگاهی که می خواستید رسیده اید؟
محمود پاک نیت : نه، خیلی با جایگاهی که در ذهنم است فاصله دارم. می گویند هنر مانند یک اقیانوس است که هر چه به طرف ساحل حرکت کنی به آن نخواهید رسید و اگر روزی ادعا کنی که به ساحل رسیدی آن روز، روز مرگ هنری است.

به سلامت روان در خانواده تان چقدر اهمیت می دهید؟
مهوش صبرکن : من معتقدم اگر سلامت روان وجود نداشته باشد سلامت جسم هم وجود ندارد بنابراین من به عنوان یک زن و مادر همیشه سعی کرده ام آرامش و امنیت روانی را در خانه ام برقرار کنم.

معمولا برای عزیزترین مهمانتان چه غذایی درست می کنید؟
مهوش صبرکن : همه مهمان ها برای من عزیزند، تفاوتی نمی کند. اگر تازه با آنها آشنا شده باشم، معمولا غذای خاص شیرازی مثل کلم پلو درست می کنم یا ماهی های جنوب به صورت شکم پر یا شکرپلوی شیرازی تهیه می کنم.

تا به حال یاد ندارم که برای مهمانم قورمه سبزی یا غذاهایی که در اغلب خانه ها پخته می شود تهیه کرده باشم. در قدیم رسم بود که در مجالس عروسی حتما شکرپلو سرو می شد و هنوز این رسم در خیلی از خانواده ها ادامه دارد.

محمود پاک نیت : معمولا شیرازی ها لوبیاپلو یا همان «شوید لوبیا با مرغ یا ماهی» درست می کنند.

مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

درست کردن این غذاهایی که گفتید باید خیلی سخت باشد. فکر می کنید هر کسی می تواند با آموزش آن را درست کند یا بایدآشپزی در خون آدم باشد؟
مهوش صبرکن : مسلما آشپزی امری آموختنی است. ژن در امر آشپزی هیچ تاثیری ندارد. آشپزی استعداد و علاقه است. بچه ها از سن کم، بزرگ ترها خصوصا مادر را در حال آشپزی می بینند و می آموزند.

همان طور که ما این تجربه را در خانواده داریم. پسرهای من چون همیشه در این مسائل دخیل بودند، خیلی خوب از پس آشپزی بر می آیند و حتی بعضی وقت ها غذاها را بهتر از خانم هایشان درست می کنند.

چرا آدم های امروز احساس تنهایی بیشتری نسبت به گذشته دارند؟
محمود پاک نیت : چون زندگی ها دیگر مانند گذشته نیست و با ورود تکنولوژی خیلی چیزها عوض شده است.

مهوش صبرکن : دقیقا همین طور است. مثلا آدم ها امروزه به جای اینکه با هم رو در رو حرف بزنند پشت تلفن همراه و شبکه های اجتماعی خودشان را معرفی می کنند. به هر حال زندگی های امروز خیلی گرم و صمیمانه نیستند.

مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

فیلم شناسی مهوش صبر کن

فیلم های سینمایی مهوش صبرکن
* زیباتر از زندگی (۱۳۹۰)
* زمهریر (۱۳۸۸)
* جای او دیگر خالی نیست (۱۳۸۴)
* صنوبر (فیلم) (۱۳۸۰)
* غزال (فیلم) (۱۳۷۴)
* در مسیر تندباد (۱۳۶۷)
* گشتی‌ها (۱۳۶۵)
*تشریفات (۱۳۶۴)

مجموعه های تلویزیونی مهوش صبرکن
* پس از باران
* پنجمین خورشید
* رسم شیدایی
* کهنه‌سوار
* بگذار آفتاب برآید
* یک خانه همسفر
* یوسف پیامبر
* روشن‌تر از خاموشی
* پشت کوه‌های بلند
* خاطرات مرد ناتمام

 تصاویر مهوش صبر کن

 مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

مهوش صبر کن

     مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

مهوش صبر کن و محمود پاک نیت

     مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

تصاویر مهوش صبر کن و همسرش محمود پاک نیت

     مهوش صبرکن،بیوگرافی مهوش صبرکن

محمود پاک نیت و مهوش صبر کن 

 

منابع :

هفته نامه سلامت

ویکی پدیا

 

The post بیوگرافی مهوش صبرکن + مصاحبه appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

تصاویر و بیوگرافی میرطاهر مظلومی


عکس های جدید میرطاهر مظلومی

تصاویر و بیوگرافی میرطاهر مظلومی

میرطاهر مظلومی، چهره آشنای هنر دوبله و از بازیگران رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما، جزو کسانی است که بین دوستداران هنرهای نمایشی شهرت و محبوبیت زیادی دارد.
چکیده بیوگرافی میرطاهر مظلومی:
نام و نام خانوادگی میرطاهر مظلومی
تاریخ تولد  میرطاهر مظلومی ۱۳۵۳ – تهران
ملیت   ایران
زمینه فعالیت  میرطاهر مظلومی  سینما و تلویزیون

بیوگرافی میرطاهر مظلومی بازیگر سینما و تلویزیون
میرطاهر مظلومی، چهره آشنای هنر دوبله و از بازیگران رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما، جزو کسانی است که بین دوستداران هنرهای نمایشی شهرت و محبوبیت زیادی دارد. برای آشنایی بیشتر شما خوانندگان با وی و اطلاع از زندگی خانوادگی وی، گفت و شنودی با همسرش شهلا مقدم انجام شده که خواندنی است.

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

میرطاهر مظلومی و همسرش

میرطاهر مظلومی از زبان همسرش

 ارتباط با مردم
وقتی مردم را می بینم که نسبت به میرطاهر ابراز لطف و محبت می کنند، خوشحال می شوم، چون معتقدم هنرمند متعلق به مردم است و اگر مردم نباشند هنرمند هم نمی تواند در عرصه هنری که دوست دارد فعالیت کند. وقتی به میرطاهر کاری پیشنهاد می شود از من می خواهد تا سناریو را بخوانم و درباره نقشی که قرار است ایفا کند، نظر بدهم. وقتی هم کار مورد قبولش واقع شد به او کمک می کنم تا بتواند نقش خود را حفظ کند و مقابل دوربین به بهترین شکل ارائه بدهد

در انتخاب نقش یاور شوهرم هستم
تا وقتی دخترمان به دنیا نیامده بود، من به خاطر علاقه به همسرم سر لوکیشن اغلب کارهایش می رفتم و تمرینات او و همکارانش را می دیدم، ‌اما از وقتی بچه دار شدیم، به خاطر مسئولیتی که نسبت به فرزند خود حس می کنم، دیگر فرصت پیدا نکرده ام سر لوکیشن بروم.

شیوه های تعامل من و همسرم
میرطاهر مظلومی با وجودی که هیکل درشتی دارد، زیاد اهل غذا نیست. در خانه هم به ندرت غذا درست می کند، اما هر وقت به مسافرت می رویم جوجه کباب های خوشمزه ای درست می کند.

من و میرطاهر، در روزهای تولد و سالگرد ازدواج به یکدیگر کادو می دهیم و با این کار حس خوبی را به هم منتقل می کنیم. این حسی را که برای همدیگر ارزشمند هستیم. چقدر خوب است که تمام زن و شوهرها در سالروز تولد یا ازدواج شان همین کار را انجام بدهند و شیرینی زندگی مشترک را بیشتر کنند. میرطاهر مظلومی مردی مهربان، باگذشت و خنده رو است. هرگز کینه از کسی به دل نمی گیرد. من هم از او آموخته ام که خطاها و اشتباهات دیگران را نادیده بگیرم و وقتی این اتفاق می افتد، حس می کنم انگار تازه متولد شده ام.

ارزیابی فعالیت هنری میرطاهر مظلومی
میرطاهر مظلومی در کار دوبله، رادیو، تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت دارد. من به شخصه بیشتر علاقمندم که در سینما، آن هم در ژانر طنز فعالیت کند چون مردی شوخ طبع، خنده رو و با نشاط است و وقتی در کار طنز هم بازی می کند، ‌ برای من آدمی معمولی است، اما موقع بازی در ژانر جدی برایم موجودی غریبه می شود چرا که متضاد با شخصیتی است که از او می شناسم. فیلم های سینمایی «عشق من شهلا و ساقی»، همین طور سریال نرگس و تئاتر «ملاقات بانوی سالخورده» بخشی از کارهای میرطاهر مظلومی است که به آنها علاقه بیشتری دارم.

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

شغل میرطاهر مظلومی را دوست دارم
از نظر من، تفکر و اندیشه بازیگری، تعالی انسان است. تنها ناراحتی من در رابطه با شغل بازیگری این که زمان معینی ندارد. میرطاهر مظلومی صبح، شب و حتی در روزهای تعطیل ناچار است سر کار باشد و اگر برای کار به شهرستان بروئد، مشکل تنهایی مرا بیشتر رنج می دهد. همسر یک مرد هنرمند باید بتواند مسائل بیرون از خانه را نیز درک کرده و با درک خود برای همسرش آرامش ایجاد کند. هنرمند هر چه بیشتر نزد مردم محبوب می شود، بیشتر مدیون مردم است و باید فراموش نکند که مردم موجب رشد و پیشرفت او شده اند.

من حرفه همسرم (میرطاهر مظلومی)  را عاشقانه دوست دارم و آرزومندم یک روز در عرصه بازیگری جایگاه واقعی خودش را پیدا کند و جایزه اسکار بگیرد. گاهی میرطاهر در دوبله به جای سارقی حرف می زده و من همان موقع به او گفته ام که از نظر من کارش تصنعی است. البته نقش را خوب و طبیعی بازی می کند، اما با توجه به شناختی که از او دارم نمی توانم نقش منفی را از او بپذیرم.

شیرین ترین لحظات زندگی ما شیرین ترین و لذت بخش ترین لحظات زندگی من و میرطاهر مظلومی زمانی است که در کنار دخترمان ستایش هستیم. من و دخترم به نواختن موسیقی علاقه داریم و برای اینکه در این هنر پیشرفت کنیم به کلاس موسیقی می رویم.

  خاطره در یاد ماندنی
زمانی که من و میرطاهر تازه ازدواج کرده بودیم، میرطاهر مرتباً می گفت که به ماهی خیلی علاقمند است و اگر هر روز هم ماهی بخورد سیر نمی شود. من چون تازه ازدواج کرده بودم، یک تکه گوشت سفید را که توی یخچال بود و فکر می کردم گوشت مرغ است برای تهیه غذا به کار بردم و با آن قیمه بادمجان پختم. نگو که آن گوشت، ماهی بوده است. میرطاهر چنان خوشحال شد که فکر کرد من از پس حرف هایش توجه داشته ام برای تامین نظر او قیمه بادمجان را هم با ماهی درست کرده ام.

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

 فیلم شناسی میرطاهر مظلومی

فیلم های سینمایی میرطاهر مظلومی
* ﺍیرﺍن برگر ‌(۱۳۹۳‌)
* جنجال در عروسی ‌(۱۳۹۳‌)
* فصل بلوغ ‌(۱۳۹۳
* آتیش بازی (۱۳۹۲)
* کالسکه [۱۳۹۲]
* متل قو (۱۳۹۱)
* مروارید (۱۳۹۱)
* شبکه (۱۳۹۰)
* صداست که می‌ماند (۱۳۹۰)
* گشت ارشاد (۱۳۹۰)
* پایان‌نامه (۱۳۸۹)
* روز رستاخیز (فیلم ۱۳۸۹) در نقش ولید بن عقبه
* شش و بش (۱۳۸۹)
*زمهریر (۱۳۸۸)
* اخراجی‌ها ۲ (۱۳۸۷)
* پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)
* دل شکسته (۱۳۸۷)
* کارناوال مرگ (۱۳۸۷)
* نظام از راست (۱۳۸۷)
* وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
* دایناسور (۱۳۸۶)
* اخراجی‌ها (۱۳۸۵)
* ابراهیم خلیل‌الله (۱۳۸۴)
* به نام پدر (۱۳۸۴)
* شاه خاموش (۱۳۸۲)
* عشق فیلم (۱۳۸۱)
* ساقی (۱۳۸۰)

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

 

فیلم های تلویزیونی میرطاهر مظلومی
* بچه‌های هور (۱۳۸۵)[
* آدمخوار (۱۳۸۵)
*  بزرگمرد کوچک (۱۳۸۶)
*  عمارت فرنگی (۱۳۸۷)
* کلانتر (۱۳۸۸)
*  سربازان اعدام (۱۳۸۹)
*بچه‌ها نگاه می‌کنند (۱۳۸۹)
* قفسی برای پرواز (۱۳۸۹)
* خانه بی‌پرنده (۱۳۸۹)
* سی‌امین روز (۱۳۸۹)
* دفترخانه شماره ۱۳ (۱۳۸۹)
* قهوه تلخ (۱۳۹۰)
* دختری با نام آهو (۱۳۹۰)
* عید من و بابام (۱۳۹۰)
* تا ثریا (۱۳۹۰)
* حرف مردم [فیلم تلویزیونی – ۱۳۹۰]
* تاکسی تهران (۱۳۹۱)
* چمدان (۱۳۹۱)
* سال‌های حادثه (۱۳۹۱)
*نامدار (۱۳۹۱)
* بوی باران (۱۳۹۲)
* برگ هایی پاییزی (۱۳۹۳)

 عکس های جدید میرطاهر مظلومی

دوبله های میرطاهر مظلومی
* فرزند (۱۳۸۳)
* آخرین قهرمان حادثه‌ای (۱۳۸۳)
* فراموش شده (۱۳۸۴)
* تبهکار (۱۳۸۵)
* گمشده در فضا (۱۳۸۵)
* نیرنگ باز (۱۳۸۵)
* باربر درجه یک (۱۳۸۵)
* قاتلین جایگزین (۱۳۸۵)
* ریگ روان (۱۳۸۵)
*  کلید اسرار (۱۳۸۵)
* افسانه زورو (۱۳۸۵)
* همت (۱۳۸۵)
* باجگیرها (۱۳۸۵)
* بریم برادر (۱۳۸۵)
* فرزندان من (۱۳۸۵)
* سفر فلیسیا (۱۳۸۵)
* وعده (۱۳۸۵)
* جنگجویان آسمانی و زمینی (۱۳۸۵)
* نوع دیگر وفاداری (۱۳۸۵)
* الدورادو (۱۳۸۶)
* بابی (۱۳۸۶)
* مردی در مقابل (۱۳۸۶)
* هری پاتر (۱۳۸۶)
* روزی روزگاری در آمریکا (۱۳۸۶)
* خاطرات رنج‌آور (۱۳۸۶)
* کودک (۱۳۸۶)
* قلب اجاره‌ای (۱۳۸۷)
*انسان در برابر انسان (۱۳۸۷)
* آرسنیک و تورکهنه (۱۳۸۷)
* آخرین تلاش‌های شهردار (۱۳۸۷)
آخرین هورا (۱۳۸۷)
* بهترین دوست انسان (۱۳۸۷)
*  آقای بروکس (۱۳۸۸)
* پدر پرافتخار من (۱۳۸۸)
* پدر به دانشگاه می‌رود (۱۳۸۸)
*  لعنتی‌های بی‌آبرو (۱۳۸۸)
* جانی یا قاتل زنجیره‌ای (۱۳۸۸)
* ترس از ارتفاع (۱۳۸۹)
* انیمیشن بتمن پشت نقاب سرخ (۱۳۸۹) (در استودیو آفتاب عالم تاب)
* یوسف هور (۱۳۹۱)

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

عکس های جدید میرطاهر مظلومی

 عکس های جدید میرطاهر مظلومی

تصاویر جدید میرطاهر مظلومی

 عکس های جدید میرطاهر مظلومی

بیوگرافی میرطاهر مظلومی

  عکس های جدید میرطاهر مظلومی

میرطاهر مظلومی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید میرطاهر مظلومی

عکس های میرطاهر مظلومی

 

The post تصاویر و بیوگرافی میرطاهر مظلومی appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

تینا آخوندتبار اولین بوکسور زن ایرانی


تینا آخوندتبار اولین بوکسور زن ایرانی 

تینا آخوند تبار غیر از بازیگری در رشته بوکس نیز فعالیت دارد و توانسته نام خود را بعنوان اولین بوکسور زن ایرانی به ثبت برساند. بازیگر زن مشهور ایرانی که شباهت زیادی به الناز شاکر دوست دارد او.لین زن بوکسور ایران شد .

 

تینا آخوند تبار که نام واقعی وی پونه است به ورزش علاقه بسیاری دارد و اخیرا رشته ی مورد علاقه و تمرینی خود را از تنیس به بوکس تغییر داده است . به گزارش ایارن ناز تینا آخوندتبار که در سینما و تلویزیون فعالیت داشته چند وقتی به ورزش روی آورده بود از تنیس گرفته تا بوکس ، وی حالا بوکس را به واسطه حضور

 

در یک فیلم انتخاب کرده و به عنوان اولین بوکسور خانم در کشور لقب گرفته و در حال تمرین در این رشته ورزشی می باشد, تینا آخوندتبار متولد خرداد ۱۳۶۶در تهران. فارغ التحصیل کارشناسی حسابداری که علاوه بر این که سوپراستار در سینما و تلویزیون به شمار می رود، علاقه زیادی به بوکس دارد.

 

تینا این روزها مشغول تهیه فیلمی تحت عنوان دختری که می خواهد بوکس بازی کند، است. او پس از گذراندن یک دوره آموزش بازیگری استاد سمندریان برای ایفای نقش در فیلم طلاق به سبک ایرونی وارد سینما شد و با سریال دیوار بیشتر به مخاطبان تلویزیون شناسانده شد.

 

او دوره آموزش گریم دیده و در نقاشی هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. بازیگر جوان کشورمان آرام و صمیمی درباره بازیگری، عشقش به بوکس و مربیگری، فوتبال و سفرهایش با اشتیاق حرف می زند.

 

از دوران بازیگری شروع کنیم، چطور بازیگر شدی؟

 

دانشگاه را داشتم تمام می کردم که از طریق یکی از دوستانم در کلاس های بازیگری استاد سمندریان شرکت کردم. پس از گذراندن یک دوره کوتاه، اولین فیلم سینمایی را به نام طلاق به سبک ایرونی با آقای حامد کمیلی بازی کردم. آن زمان بازیگری برای من هدف نبود و بیشتر دنبال تجربه اندوزی بودم.

 

هرچه جلوتر رفتم به بازیگری بیشتر علاقه مند شدم و به خودم گفتم بهتره در حرفه ای که وارد می شوم اطلاعات خود را بالا ببری و بعد شروع به فعالیت کنی. به همین خاطر برای مدتی کنار کشیدم تا نواقص کارم را برطرف و توانایی هایم را تقویت کنم.

 

برای مدتی فعالیتت را کمرنگ کردی؟

 

شاید باورتان نشود ولی من همین الان فیلمنامه های سینمایی، تلویزیونی و شبکه خانگی زیادی دارم اما تصمیم گرفته ام هر پیشنهادی را قبول نکنم! به همین خاطر مدتی کنار کشیدم و شروع به مطالعه کرده ام، می خواهم زمان کاری را بپذیرم که از خودم اطمینان داشته باشم که می توانم آن نقش را درست جلوی دوربین ببرم،

 

حالا ممکن است این تصمیم یک ماه طول بکشد یا چند سال. به طور حتم تا زمانی که آماده نشوم جلوی دوربین نمی روم. البته برای رسیدن به این تجربه ها از خیلی چیزها گذشته ام و هر روز از ۷ صبح تا ۹ شب با مطالعه، فن بیان و ورزش اطلاعاتم را افزایش می دهم تا کارهایم ماندگار شود.

 

دغدغه مالی نداری؟

 

خدا را شکر به خاطر زندگی شخصی ام شرایطی دارم که دغدغه مالی نداشته باشم و می توانم خودم کارهایم را انتخاب کنم و کارهایی را انتخاب می کنم که می دانم از پس بازی در آن نقش و کاراکتر برمی آیم، این طور نیست که فقط دنبال فیلم های هنری باشم، بلکه دوست دارم در کارم پیشرفت کنم،

 

حال اگر این پیشرفت با تحصیل، گزیده کاری یا کم کاری باشد مشکلی با آن ندارم و این کار را انجام می دهم چون هدفم پیشرفت در این حرفه است و تمام تلاشم را می کنم که به موفقیت برسم.

 

تاکنون در چه فیلم هایی ایفای نقش کرده ای؟

 

هیوا، دختران حوا، زاویه هفتم، متل قو، رسوایی، آزادراه، خودزنی، رفیع، باج و… که در سه فیلم تلویزیونی نقش اول را برعهده داشتم.

 

از کدام فیلم ها راضی هستی؟

 

نه اینکه از همه فیلم هایی که بازی کردم راضی باشم، قطعاً فیلم هایی هم بوده که از حضور در آن ها رضایت ندارم ولی لازم بود که دیده شوم و نشان دهم بازیگری به نام تینا آخوندتبار وجود دارد. باج و هیوا را دوست داشتم اما آن کاری که خودم دوست داشتم هنوز انجام نداده ام.

 

تصویری که مردم از شما دارند یک فرد موفق در عرصه سینما و تلویزیون است، اما شاید کمتر کسی بداند تینا آخوندتبار بازیگر سینما و تلویزیون اولین بوکسوری است که با راه اندازی بوکس بانوان در ایران می خواهد توانایی هایش را در دنیای رینگ بوکس به نمایش بگذارد. برایمان جالب است بدانیم بین ورزش بوکس و سینما چه رابطه ای وجود دارد؟

 

بازیگری فقط داشتن صورت و فیزیک بدنی خوب نیست، به نظرم بازیگر، باید تفاوت هایی با دیگران داشته باشد و از نظر استایل، لباس پوشیدن، صحبت کردن، معاشرت و کارهایی که انجام می دهد باید متفاوت باشد. البته این ویترین کار است و یک بازیگر موفق باید فاکتورهای دیگری هم داشته باشد

 

مثلاً مطالعه داشته باشد، نسبت به کارش اهمیت بدهد و فیلم ببیند و فیلمنامه های مختلف را بخواند، ورزش کند به همین خاطر علاوه بر کار کردن روی بیان صدا و دیالوگ ها، ورزش حرفه ای را دنبال می کنم.

 

چطور شد به سمت بوکس کشیده شدی؟

 

ورزش را با بدنسازی شروع کردم، بعد از مدتی دیدم که این ورزش برایم خسته کننده است، دنبال ورزش دیگری بودم تا انرژی درونی ام را تخلیه کنم. یکی از دوستانم موی تای را پیشنهاد کرد و مدتی موی تای کار کردم اما وقتی که دیدم این رشته هم برایم هیجان ندارد سمت بوکس رفتم و حالا خیلی خوشحالم که به خواسته ام رسیدم.

 

با این شرایط به بوکس وابستگی پیدا کردی؟

 

از وقتی بوکس را شروع کردم، حتی مسافرت های خارجی خودم را براساس زمان بندی مسابقات تنظیم می کنم، که کجا بروم تمرین کنم و یا مسابقه ای را ببینم. به خاطر همین عشق و علاقه، همه زندگی ام را گذاشته ام روی بوکس چون خیلی دوستش دارم و تا آنجا که بتوانم ادامه می دهم.

 

این وابستگی سخت نیست؟

 

چرا، آن قدر به بوکس علاقه دارم، که اگر یک روز تمرین نکنم احساس خستگی دارم و احساس می کنم آن روز، کاری انجام نداده ام.

 

چند سال است بوکس کار می کنی؟

 

دو سال است بوکس کار می کنم، یک سال در آلمان و یک سال هم در ایران، با اینکه در ایران مسابقه رسمی نداشته ام اما برای مسابقه آماده ام و می دانم که بهترین بوکسور هستم.
تینا آخوندتبار اولین بوکسور زن ایرانیبه مربیگری فکر می کنی؟

 

کار سختیه. چون علاوه بر اینکه باید در این رشته مهارت داشته باشی، باید متد و آموزش هنر خود را به شاگردت انتقال بدهی، شاید برای اینکه هنوز مربیگری نکرده ام فکر می کنم نمی توانم از پس آن بربیایم. ولی اگر زمانی احساس کنم خانمی علاقه مند به آموزش بوکس است، تجربیات خودم را به صورت رایگان در اختیارش می گذارم.

 

چه کسی هیجان و عشق به بوکس را به شما انتقال داد؟

 

از درون خودم این حس به وجود آمد. همیشه بوکس را دوست داشتم و جلوی آیینه حرکات این رشته را تکرار می کردم.

 

گفتی علاوه بر بوکس ورزش های دیگری را هم تجربه کردی؟

 

یکی از پایه های اصلی زندگی ام ورزش است. در مدرسه والیبالیست بودم و حتی کلاس های مدرسه را می پیچاندم و در حیاط با بچه ها والیبال بازی می کردم. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم به خاطر حجم سنگین درس ها کمی از ورزش غافل شدم اما به محض اینکه شرایط فراهم شد، رفتم سراغ تنیس.

 

هر هفته دست کم سه روز به باشگاه می رفتم و به خاطر ورزش های مختلف و بدنسازی، آمادگی جسمانی خوبی داشتم به سرعت در یادگیری تنیس پیشرفت کردم، در حدی که با مربیان مسابقه می دادم.

 

روزی چند جلسه تمرین داری؟

 

هر روز دو ساعت تمرین بوکس دارم، ضمن اینکه هفته ای دو روز هم بدنسازی و تمرینات هوازی دارم. {با خنده» تقریباً مثل قهرمانان تمرین می کنم.

 

با کدام یک از بانوان رزمی کار رفت و آمد خانوادگی داری؟

 

با اکثر آن ها دوست هستم اما رفت و آمد خانوادگی ندارم.

 

برای تقویت روش های مسابقه ای فیلم تماشا می کنی؟

 

با تماشای فیلم تمرین و مسابقات آقایان روزبهانی در بوکس حرفه ای، علی اکبری در UFC و بوکسورهای صاحب نام خارجی نحوه گاردگیری را تمرین می کنم.

 

نظرت درباره راه اندازی بوکس بانوان چیست؟

 

خیلی خوشحال می شوم که بوکس بانوان راه اندازی شود. چون معتقدم پتانسیل بالایی در بانوان وجود دارد و با برنامه ریزی منظم می توانیم مثل بعضی از رشته های رزمی و رینگی در میادین جهانی و قاره ای برای ایران مدال آوری کنیم.

 

اگر فدراسیون پیشنهاد همکاری بدهد قبول می کنی؟

 

راستش هنوز به این موضوع فکر نکرده ام که اگر این پیشنهاد مطرح شود چه جوابی بدهم اما اگر بدانم حضورم مؤثر است از هیچ کمکی دریغ نمی کنم.

 

فیلم جدیدی برای اکران داری؟

 

بله، در حال حاضر مشغول آماده سازی فیلمی در رابطه با بوکس هستم، دختری که می خواهد بوکس کار کند. نزدیک یک سال و نیم است در قالب کاراکتر این فیلم هستم که پس از تمام شدن فیلمنامه و شروع تصویربرداری آن درباره مضمون فیلم حرف می زنم. در حال حاضر همه هدف و انگیزه ام این است که این کار ماندگار بوکس بدون نقص جلوی دوربین برود.

 

آیا بوکس خشونت را رواج می دهد؟

 

نمی دانم چرا وقتی اسم ورزش های رزمی به خصوص بوکس به میان می آید اکثراً احساس می کنند که این ورزش ها خشونت را رواج می دهد در حالی که این طور نیست و در کنار همه سختی هایی که دارد استقامت روحی و جسمی ورزشکار را افزایش می دهد و به حدی از صبوری می رساند

 

که برای تان غیرقابل باور است. من فکر نمی کردم بوکس بتواند این قدر در زندگی شخصی ام اثرگذار باشد چون قبلاً ورزش های مختلف را تجربه کرده ام. من اغلب به خاطر سلامتی جسم و تفریح به سمت ورزش های گوناگون رفتم اما از زمانی که وارد بوکس شدم دنیای جدیدی را کشف کرده ام.

 

تنوع ورزش را دوست داری؟

 

از تنوع لذت می برم. بدنسازی، دو، موی تای و تنیس را تجربه کرده ام. البته در کنار اینها از ورزش هایی که با طبیعت سر و کار داشته باشند هم نمی گذرم، مثلاً هرچند وقت یک بار با دوستان به توچال می رویم و در کنار ورزش، از طبیعت لذت می بریم.

 

بوکس ایران را چطور ارزیابی می کنی؟

 

در چند سال اخیر رشد بوکس در ایران رضایت بخش بوده و در بین نامداران آسیا جایگاه خوبی به دست آورده اما برای رسیدن به قله های جهانی نیاز به حمایت دارد.

 

تینا آخوندتبار، بازیگر فوتبالی سینما و تلویزیون، تا حرف هایش را نشنوید باورتان نمی شود تا چه اندازه به فوتبال علاقه دارد و یک پرسپولیسی دوآتیشه است که اخبار تیم ملی وفوتبال خارجی را هم دنبال می کند.

 

طرفدار چه تیمی هستی؟

 

پرسپولیس.

 

از چه زمانی پرسپولیسی شدی و چه کسی در پرسپولیسی شدنت نقش داشت؟

 

از دوران نوجوانی پرسپولیسی بودم. پدرم پرسپولیسی دوآتیشه است و همه بازی های این تیم را دنبال می کند. او در خانه آن قدر تیم محبوبش را تشویق کرد که ما هم به این تیم علاقه مند شدیم، حالا هم فکر می کنم اصلاً پرسپولیسی به دنیا آمدم.

 

پرسپولیس را چطور می بینی؟

 

در مسائل فنی و مدیریتی فوتبال وارد نیستم، فقط یک طرفدارم. دوست دارم جو فوتبال به سمت و سویی برود که بازیکنان باانگیزه وارد زمین شوند و قلب شان برای گل زدن و زیبا بازی کردن، بتپد.

 

برای تماشای فوتبال تا به حال به استادیوم رفتی؟

 

یادم می آید ۱۲، ۱۳ سال داشتم که برای تماشای دربی استقلال و پرسپولیس لباس پسرانه پوشیدم و همراه پدرم که پرسپولیسی است به استادیوم آزادی رفتیم و هیچ کس متوجه حضورم نشد چون کاملاً مثل یک پسربچه رفتار می کردم.

 

اهل کری خوانی هستی؟

 

خیلی، تقریباً نیمی از دوستان صمیمی من، استقلالی هستند. من نسبت به استقلالی ها ارادت دارم ولی این شوخی همیشه بین ما هست. آن ها برعکسش را می گویند! به هر حال نیمی از جذابیت فوتبال به کری خوانی آن است. حداقل برای من که این طور است و فقط برای تفریح و کل کل.

 

بین هنرمندان استقلالی با چه کسانی بیشتر کری دارید؟

 

خیلی ها هستند. وقتی مسابقه شروع می شود به هم پیامک می زنیم و حسابی کری می خوانیم.

 

اخبار تیم ملی را پیگیری می کنی؟

 

کم و بیش. برای تیم ملی آرزوی موفقیت می کنم.

 

بین تیم های اروپایی طرفدار چه تیمی هستی؟

 

رئال مادرید. آن قدر این تیم را دوست دارم که حتی وقتی با PSP بازی می کنم همیشه این تیم را انتخاب می کنم، چون شانسم در برد است.

 

زندگی از نگاه تینا آخوندتبار؟

 

زندگی سالم از نگاه من یعنی داشتن آرامش، البته نه به معنی زندگی بی نوسان و راکد. از نظر من زندگی رسیدن به ایده آل ها نیست، بلکه ایده آل زندگی کردن است.

 

ظاهراً مثل بعضی از دوشغله ها، شما دو تا اسم داری؟

 

اسم شناسنامه ای که خانواده من را صدا می زنند، پونه است و خودم به دلیل علاقه زیادی که به تینا داشتم، این اسم را برای خودم جا انداختم. در واقع اسم پونه، مورد علاقه خانواده ام بوده اما من علاقه شدیدی به اسم تینا دارم و از آن اسم انرژی می گیرم.

 

در کودکی دختر آرامی بودی؟

 

اصلاً. خیلی هم رفتارم پسرانه بود، همیشه دوست داشتم پدرانه زندگی کنم تا مادرانه به همین دلیل خیلی شیطنت می کردم.

 

تینا واژه مد را چگونه تعریف می کند؟

 

مد، واژه ای نیست که با تغییر تکنولوژی، ملزم به ایجاد تغییر باشیم. مد و لباس، باید متناسب با شخصیت باشد. اگر نیمی از شخصیت ما را خلقیات می سازد، معرف نیم دیگرش پوشش ماست.

 

برای لباس ‏های‏ تان طراح مشخصی داری؟

 

برای طراحی‏ لباس‏ هایم همیشه با چند نفر از دوستانم که طراح خوبی هستند در ارتباطم. آن ها آنچه می‏ خواهم را بی کم و کاست به من می‏ دهند. بنابراین با هر یک از این طراحان، متناسب با گرایش و تخصص شان در طراحی همکاری می‏ کنم اما ایده را به سمتی هدایت می‏ کنم که خودم از خروجی آن راضی باشم.

 

سابقه مدلینگ نداری؟

 

نه. خیلی پیشنهاد دارم اما قبول نکردم.

 

چرا؟

 

چون از این شاخه به آن شاخه پریدن را دوست ندارم. مدلینگ نوعی حرفه است و بازیگری حرفه‏ ای دیگر. من ابتدا باید در حرفه خودم به‏ درستی جا بیفتم تا بتوانم پا به حرفه دیگری بگذارم. قطعاً به کاری که نتوانم به نقطه اوج آن دست پیدا کنم ورود نمی کنم.

 

به سفر علاقه داری؟

 

من عاشق سفر هستم، عاشق آشنا شدن با آداب و رسوم و فرهنگ مردمان مختلف، عاشق تست کردن غذاها و خوراکی های جور واجور. فکر می کنم برای هر بازیگری سفر به منزله یک کلاس آموزشی است، کلاسی که می توان از نزدیک با آداب، لهجه، نوع پوشش و خیلی نکات ظریف زندگی مردم آشنا شد. به طور حتم اگر بازیگر نمی شدم حتماً جهانگرد می شدم و یا حداقل حرفه ای را در نظر می گرفتم که با سفر و سفر کردن در ارتباط بود.

 

کدام شهرهای ایران را برای مسافرت می پسندی؟

 

همه شهرهای ایران قشنگ است اما به اصفهان زیاد سفر می کنم و این شهر از شهرهای محبوب من به شمار می رود. غذای محبوب من در اصفهان بریانی و آبگوشت است که هربار به اصفهان می روم در لیست غذاهای من جا دارند. در یکی از سفرهایم به اصفهان، دوغ و گوش فیل را تست کردم که واقعاً خوشمزه بود و مزه خاص و تازه ای داشت.

 

بهترین سفر را به کجا داشتی؟

 

سفرهای زیادی داشتم اما سفر به مکه بهترین سفر زندگی ام بوده و هست، در این سفر که حج تمتع بود و باید مراسم و مناسک را کامل به جا می آوردم حس خوبی وجود داشت که اصلاً قابل توصیف نیست، قبل از سفر من تازه بازی در کار آقای مقدم را به پایان برده بودم و از لحاظ جسمی به شدت خسته بودم

 

اما در حین مراسم حج کوچکترین نشانه ای از خستگی در من وجود نداشت و این حس تا مدت ها پس از سفرم ادامه داشت.

 

به شانس اعتقاد داری؟

 

به شانس نه، ولی به لطف خدا خیلی امیدوارم. همه موفقیت هایم فقط لطف خدا بوده است.

 

اهل آشپزی هستی؟

 

(با خنده) بله، از ۱۳ سالگی آشپزی می کنم. قورمه سبزی و آبگوشت. آش خیلی خوبی هم درست می کنم.

 

به نظرت معروفیت بهتر است یا محبوبیت؟

 

محبوبیت. من هم همه سختی ها را تحمل می کنم تا پیش خدا و مردم محبوب باشم.

 

اهل کتاب خواندن هستی؟

 

بله، کتاب های فلسفی زیاد می خوانم، چون به این نتیجه رسیده ام در نگاه من به زندگی و آینده ام تأثیر می گذارد.

 

اینترنت چه؟

 

تا چند ماه پیش بله اما الان سعی می کنم خیلی وقتم را صرفش نکنم.

 

عملکرد بانوان ایران در المپیک ریو چطور بود؟

 

عملکرد بانوان در همه رشته ها خوب بود اما عملکرد خانم کیمیا علیزاده خیلی عالی. به کیمیا، دختر تاریخ ساز ورزش بانوان ایران، به خاطر کسب مدالش تبریک می گویم و برای این دختر ایرانی آرزوی موفقیت دارم.

 

 


مشاهده کلیپ

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید


زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید 

برخی از زوج های هالیوودی واقعا رابطه پایداری داشته اند که سال ها به طول انجامیده است و می توان گفت سودای عشق های چندروزه را ندارد. تا به حال وقتی فیلمی را نگاه کرده اید به زوج که واقعا عاشق هستند و با هم ایفای نقش می کنند را دیده اید اگر بدانید که بعضی از زوج های این فیلم های هالیوودی عاشقند فیلم براتان جذابتر و رویایی تر می باشد.

 

شاید وقتی بدانید که دو بازیگر در فیلمی عاشق هم شده اند، باعث شود که با دید دیگری آن فیلم و کاراکترهایش را ببینید و از تعاملی که دو بازیگر با هم دارند بیشتر لذت ببرید. این ستاره های روی صحنه فیلمبرداری فیلم های اشاره شده با هم آشنا شده و زندگی مشترک شان را آغاز کرده اند.

 

وقتی صحبت از زوج های هالیوودی می شود، معمولاً مردم در مورد دو چیز علاقه و کنجکاوی نشان می دهند. اول اینکه دوست دارند زوج های مشهور زندگی با دوامی داشته باشند و ثابت کنند که همه روابط و زندگی های سلبریتی ها به فاجعه ختم نمی شود.

 

آنها دوست دارند تصور کنند که این زوج ها با پشت سر گذاشتن دنیای دیوانه وار هالیوود، همچنان با هم هستند و مثل زوج های دیگر کارشان به رسوایی نمی کشد.دومین چیزی که مردم در زوج های سلبریتی دنبالش هستند درست نقطه مقابل مورد اول است. مردم عاشق شنیدن خبرهای مربوط به زندگی ستاره ها و روابط پر از رسوایی و لغزش و فاجعه آنها هستند.

 

این باعث می شود که حس بهتری نسبت به زندگی خودشان داشته باشند. برای بسیاری از مردم دانستن این چیزها بدان معناست که خودشان در یک چیز از سلبریتی ها بالاتر و بهتر هستند و پیش خودشان فکر می کنند که این ستاره ها حتی قادر نیستند برای یک سال زندگی مشترک شان را پیش ببرند.

 

 به گزارش پارس ناز با آنکه در لیست زیر نیز این گونه روابط وجود دارد، ولی زوج هایی هم هستند که اینطور نیستند. این دسته از ستاره ها نه تنها توانسته اند علیرغم فضای ناسالم هالیوود، مدتی طولانی در کنار هم بمانند، بلکه محل آشنایی شان نیز روی صحنه فیلمبرداری بوده است.

 

شاید وقتی بدانید که دو بازیگر در فیلمی عاشق هم شده اند، باعث شود که با دید دیگری آن فیلم و کاراکترهایش را ببینید و از تعاملی که دو بازیگر با هم دارند بیشتر لذت ببرید. ستاره های زیر روی صحنه فیلمبرداری فیلم های اشاره شده با هم آشنا شده و زندگی مشترک شان را آغاز کرده اند:

 

دنیل کریگ و ریچل وایس – «خانه رویایی»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

دنیل کریگ و ریچل وایس احتمالاً فقط از صحنه فیلمبرداری فیلم «خانه رویایی» (Dream House) همدیگر را نمی شناسند، ولی قطعاً در این فیلم عاشق هم شده اند. این دو قبلاً با هم دوست بودند، ولی با دیدن نحوه کار یکدیگر طی فیلمبرداری و تکنیک بازی هم، ظاهراً از هم خوششان آمده است.

 

پس از این فیلم آنها رابطه شان را ادامه دادند و خیلی زود ازدواج کردند. حالا شش است که از ازدواج آنها می گذرد و این زوج زندگی خصوصی شان را از دید کنجکاو رسانه ها به دور نگه داشته اند.

 

میا گوث و شایا لابوف – «نیمفومانیاک»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

حتی پس از انتشار ویدئوی صحبت های شایا لابوف درباره قصدش برای کشتن نامزدش، میا گوث، این دو هنوز با هم هستند و عاشق یکدیگرند. حداقل این چیزی است که به رسانه ها گفته اند. لابوف که ظاهراً آن زمان در حال طبیعی نبوده، مثل همیشه یک سری چرند پرند می گفته، بنابراین نمی توان به او خرده گرفت.

 

این زوج سر صحنه فیلم «نیمفومانیاک» (Nymphomaniac) ساخته لارس وون تریر عاشق هم شدند و یکی از عجیب و غریب ترین زوج ها تا به امروز شده اند.هنوز هم صحبت هایی راجع به رسمی شدن رابطه آنها و ازدواج‌شان شنیده می شود که به احتمال زیاد عملی نخواهد شد.

 

علیرغم دیوانه بازی های لابوف، بعضی از مردم هنوز امیدوارند که او راهش را پیدا کند و سر و سامان بیابد. وقتی شایا تمرکز خود را روی کاری می گذارد نشان می دهد که بازیگر مستعدی است.

 

ریچل بیلسون و هیدن کریستِنسن – «جهنده»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

در سال ۲۰۰۷ و سر فیلمبرداری یکی از بدترین و بی معناترین فیلم های تاریخ یعنی فیلم «جهنده» (Jumper)، ریچل بیلسون و هیدن کریستنسن از هم خوششان آمد و رابطه ای را آغاز کردند. بیلسون به تازگی از آدام برودی (که در سریال «او. سی.» با او آشنا شده بود) جدا شده بود

 

و کریستنسن نیز نقش آناکین اسکای‌واکر را بازی کرده بود، بنابراین طبیعی بود که این دو سرنوشت شان با هم رقم بخورد. این زوج در همین فیلم هم نقش دو جوان دلداده را بازی کردند.سال بعد نامزد کردند و بعد جدا شدند و دوباره آشتی کردند و صاحب فرزندی شدند و حالا ازدواج کرده اند.

 

کریستنسن این روزها زیاد روی پرده سینما دیده نمی شود و بیشتر وقتش را با خانواده و کسب و کار های دیگر سپری می کند. در حالیکه بیلسون بازیگری را ادامه می دهد.

 

کلیر دینز و هیو دَنسی – «غروب»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

کلیر دینز (ستاره سریال محبوب «هوملند») و هیو دنسی (ستاره سریال «هانیبال») که حالا کاراکترهای سریال های تلویزیونی را جان می بخشند، در سال ۲۰۰۷ و پس از بازی در فیلم «غروب» (Evening) رابطه شان را شروع کردند.

 

آنها که در فیلم نقش دو دوست را بازی می کردند، حرف های رمانتیکی درباره لحظه ای که با هم آشنا شدند می زنند و آن لحظه را با لبخند یاد می کنند. بعد از اتمام فیلمبرداری فیلم «غروب» رابطه آنها ادامه یافت تا اینکه در سال ۲۰۰۹ نامزد کردند و ازدواج کردند و حالا یک پسر دارند. این زوج یکی از دوست‌ داشتنی ترین زوج های این لیست هستند که رابطه شان با تمام قدرت ادامه دارد.

 

جنیفر آنیستون و جاستین ثیرو – «عشق سفر»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

درست است که جنیفر و جاستین چند سال قبل از فیلم «عشق سفر» (Wanderlust) و سر فیلم سینمایی «تندر استوایی» آشنا شده بودند، ولی در سال ۲۰۱۰ و سر فیلمبرداری «عشق سفر» بیشتر همدیگر را شناختند و عاشق هم شدند.

 

البته اوایل هر دوی آنها وجود هر گونه رابطه ای را تکذیب می کردند و یک سال طول کشید تا بالاخره اعتراف کنند با هم هستند. حتی وضع به گونه ای بود که آنیستون در توصیف ثیرو او را «تاریک» می خواند و می گفت که اوایل فکر می کرده او یک قاتل سریالی است. در نهایت آنیستون و ثیرو در سال ۲۰۱۵ ازدواج کردند.

 

پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم – «ویکی کریستینا بارسلونا»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

با آنکه کروز و باردم درباره رابطه شان هرگز صحبتی در رسانه ها نکرده اند، ولی همه می دانند که آنها پس از فیلمبرداری فیلم سینمایی «ویکی کریستینا بارسلونا» (Vicky Cristina Barcelona) رابطه شان را شروع کردند. درست است که آنها از سال ۱۹۹۲ طی فیلمبرداری فیلم دیگری با هم آشنا شده بودند و بین این دو فیلم ۱۵ سال فاصله زمانی هس، ولی در واقع در سال ۲۰۰۷ بود که دوباره همدیگر را دیدند.

 

در فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» باردم و کروز نقش زوجی را بازی می کنند که از هم جدا شده اند ولی کم کم آشتی می کنند و شاید داستان فیلم بوده که این دو را به همین نزدیک کرده تا جائیکه آنها در سال ۲۰۱۰ بالاخره ازدواج کردند و حالا دو فرزند دارند.

 

چنینگ تیتوم و جنا دوان تیتوم – «استپ آپ»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

یک زوج جالب و دوست داشتنی که زمانی با هم آشنا شدند که در واقع هیچ کدامشان هیچ شهرتی نداشتند و در سال ۲۰۰۶ با فیلمی به شهرت رسیدند که محبوبیت زیادی یافت و دنباله های متعددی برایش ساخته شد. پس از بازی در فیلم «استِپ آپ» (Step Up) چنینگ تبدیل به یکی از بازیگران مرد شماره یک هالیوود شد و کاملاً حرفه جنا را حداقل از لحاظ شهرت و ثروت، تحت سایه خود قرار داد.

 

غالباً این موضوع در هالیوود فاجعه بار است و طرفی که به شهرت و ثروت می رسد معمولاً با جذابیت های هالیوود وسوسه می شود و یک سوپرمدل یا بازیگر جذاب را برای سرگرم شدن پیدا می کند.این قضیه چندین و چند بار مانند یک فیلم جلوی چشممان تکرار شده و بارها در میان سلبریتی ها شاهد آن بوده ایم.

 

درست است که جنا بسیار جذاب است، ولی ظاهراً او چیزی فراتر از زیبایی دارد که توانسته این رابطه را همچنان گرم نگه دارد و زندگی ش با چنینگ را به بیش از یک دهه برساند.

 

ایوا مندز و رایان گاسلینگ – «جایی آن سوی کاج ها»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

ایوا مندز و رایان گاسلینگ دو نفر از جذاب ترین بازیگران هالیوودی شاید دل های خیلی ها را شکسته باشند، ولی وقتی در سال ۲۰۱۱ در فیلم سینمایی «جایی آن سوی کاج ها» (The Place Beyond the Pines) روبروی هم بازی کردند، ظاهراً این بار کار به دلشکستگی نکشید.

 

از زمانی که این دو در این فیلم نقش دو عاشق را بازی کردند تابحال از مسیر جادویی عشق خارج نشده اند و حتی حالا دو فرزند دارند. البته هیچ کدام از آنها درباره زندگی خصوصی شان در رسانه ها صحبتی نکرده اند، ولی قطعاً به این زودی ها شاهد جدایی شان نخواهیم بود.

 

بن افلک و جنیفر گارنر – «پرل هاربر» و «بی‌باک»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

اگر یک چیز خوب در مورد فیلم «پرل هاربر» (Pearl Harbor) وجود داشته باشد، این است که این فیلم باعث شد بن افلک و جنیفر گارنر با هم آشنا شوند. البته این فیلم نقطه شروع رابطه آنها نبود و از فیلمبرداری فیلم «بی‌باک» (Daredevil) به بعد بود که آنها رابطه شان را شروع کردند. اگر دوباره فرصت تماشای این فیلم را پیدا کردید، به خوبی می توانید مشاهده کنید که این زوج واقعاً عاشق یکدیگر هستند.

 

آنجلینا جولی و برد پیت – «آقا و خانم اسمیت»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

گاهی اوقات برای آنکه به کسی نشان دهید چقدر دوستش دارید باید سعی کنید او را بکشید. این پیامی است که فیلم «آقا و خانم اسمیت» (Mr. and Mrs. Smith) القا می کند و شاید با همین پیام بود که جولی و پیت دلباخته هم شدند.

 

سر صحنه فیلمبرداری این فیلم بود که برانجلینا شکل گرفت. البته آن زمان برد پیت هنوز متأهل بود و جنیفر آنیستون همسرش بود، ولی آنها در واقع پروسه طلاق را طی می کردند. از آن به بعد رابطه این دو ادامه یافت و آنها تا جایی پیش رفتند که چند کودک را به فرزندی پذیرفتند و حتی خودشان فرزنددار شدند و سپس ازدواج کردند. ولی همانطور که می دانید زندگی مشترک آنها اخیراً به بن بست رسیده است.

 

بلیک لایولی و رایان رینولدز – «فانوس سبز»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

سر صحنه فیلمبرداری فیلم «فانوس سبز» (Green Lantern) بود که لایولی و رینولدز با هم آشنا شدند. با آنکه این فیلم یکی از بدترین فیلم هایی شد که تابحال ساخته شده است، این دو مرغ عاشق رابطه ای را آغاز کردند که هنوز هم ادامه دارد. ولی یک سال طول کشید تا این دو به اوج عشقشان برسند. حالا این زوج سلبریتی خوشبخت صاحب دو فرزند شده اند.

 

کرت راسل و گُلدی هان – «سوئینگ شیفت»

زوج های هالیوودی عاشق و معشوق را ببینید

اولین بار در سال ۱۹۶۸ در فیلم The One and Only, Genuine, Original Family Band بود که بهترین زوج هالیوودی با هم آشنا شدند. کرت راسل ۱۶ ساله اولین بار گلدی هان ۲۱ ساله را دید و این دو فوراً عاشق هم شدند. هان خود می گوید که به خاطر اختلاف سنی ۵ ساله شان،

 

آن زمان این قضیه را دنبال نکرده و در سال ۱۹۸۳ سر فیلمبرداری فیلم سینمایی «سوئینگ شیفت» (Swing Shift) بود که این زوج دوباره با هم روبرو شدند.هان و راسل در این فیلم نقش دو دلداده را بازی کردند و عشق شان در فیلم واقعیت یافت و حالا بعد از ۳۳ سال، هنوز هم با قدرت و حرارت روز اول این عشق ادامه دارد. الیور و کیت هادسون، فرزندان هان از رابطه اولش، هنوز هم کرت راسل را پدر خود می دانند.

 

 


مشاهده کلیپ

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر


بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

 میرطاهر مظلومی بازیگر و دوبلور خوش صدای خوب ایران است که در بسیاری از فیلم ها به ایفای نقش پرداخته است. میرطاهر مظلومی، چهره آشنای هنر دوبله و از بازیگران رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما، جزو کسانی است که بین دوستداران هنرهای نمایشی شهرت و محبوبیت زیادی دارد.

 

چکیده بیوگرافی میرطاهر مظلومی:

نام و نام خانوادگی میرطاهر مظلومی
تاریخ تولد  میرطاهر مظلومی ۱۳۵۳ – تهران
ملیت   ایران
زمینه فعالیت  میرطاهر مظلومی  سینما و تلویزیون

میرطاهر مظلومی (زاده ۱۳۵۳- تهران) بازیگر و دوبلور اهل ایران است.

 

بیوگرافی میرطاهر مظلومی بازیگر سینما و تلویزیون
میرطاهر مظلومی، چهره آشنای هنر دوبله و از بازیگران رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما، جزو کسانی است که بین دوستداران هنرهای نمایشی شهرت و محبوبیت زیادی دارد. برای آشنایی بیشتر شما خوانندگان با وی و اطلاع از زندگی خانوادگی وی، گفت و شنودی با همسرش شهلا مقدم انجام شده که خواندنی است.      

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگرمیرطاهر مظلومی و همسرش

 

میرطاهر مظلومی از زبان همسرش

ارتباط با مردم

وقتی مردم را می بینم که نسبت به میرطاهر ابراز لطف و محبت می کنند، خوشحال می شوم، چون معتقدم هنرمند متعلق به مردم است و اگر مردم نباشند هنرمند هم نمی تواند در عرصه هنری که دوست دارد فعالیت کند. وقتی به میرطاهر کاری پیشنهاد می شود از من می خواهد

 

تا سناریو را بخوانم و درباره نقشی که قرار است ایفا کند، نظر بدهم. وقتی هم کار مورد قبولش واقع شد به او کمک می کنم تا بتواند نقش خود را حفظ کند و مقابل دوربین به بهترین شکل ارائه بدهد

 

در انتخاب نقش یاور شوهرم هستم
تا وقتی دخترمان به دنیا نیامده بود، من به خاطر علاقه به همسرم سر لوکیشن اغلب کارهایش می رفتم و تمرینات او و همکارانش را می دیدم، ‌اما از وقتی بچه دار شدیم، به خاطر مسئولیتی که نسبت به فرزند خود حس می کنم، دیگر فرصت پیدا نکرده ام سر لوکیشن بروم.

 

شیوه های تعامل من و همسرم
میرطاهر مظلومی با وجودی که هیکل درشتی دارد، زیاد اهل غذا نیست. در خانه هم به ندرت غذا درست می کند، اما هر وقت به مسافرت می رویم جوجه کباب های خوشمزه ای درست می کند.من و میرطاهر، در روزهای تولد و سالگرد ازدواج به یکدیگر کادو می دهیم و با این کار حس خوبی را به هم منتقل می کنیم.

 

این حسی را که برای همدیگر ارزشمند هستیم. چقدر خوب است که تمام زن و شوهرها در سالروز تولد یا ازدواج شان همین کار را انجام بدهند و شیرینی زندگی مشترک را بیشتر کنند. میرطاهر مظلومی مردی مهربان، باگذشت و خنده رو است. هرگز کینه از کسی به دل نمی گیرد. من هم از او آموخته ام که خطاها و اشتباهات دیگران را نادیده بگیرم و وقتی این اتفاق می افتد، حس می کنم انگار تازه متولد شده ام.

 

ارزیابی فعالیت هنری میرطاهر مظلومی

میرطاهر مظلومی در کار دوبله، رادیو، تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت دارد. من به شخصه بیشتر علاقمندم که در سینما، آن هم در ژانر طنز فعالیت کند چون مردی شوخ طبع، خنده رو و با نشاط است و وقتی در کار طنز هم بازی می کند، ‌ برای من آدمی معمولی است، اما موقع بازی در ژانر جدی برایم موجودی غریبه می شود

 

چرا که متضاد با شخصیتی است که از او می شناسم. فیلم های سینمایی «عشق من شهلا و ساقی»، همین طور سریال نرگس و تئاتر «ملاقات بانوی سالخورده» بخشی از کارهای میرطاهر مظلومی است که به آنها علاقه بیشتری دارم. 

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

میرطاهر مظلومی

 

شغل میرطاهر مظلومی را دوست دارم
از نظر من، تفکر و اندیشه بازیگری، تعالی انسان است. تنها ناراحتی من در رابطه با شغل بازیگری این که زمان معینی ندارد. میرطاهر مظلومی صبح، شب و حتی در روزهای تعطیل ناچار است سر کار باشد و اگر برای کار به شهرستان بروئد، مشکل تنهایی مرا بیشتر رنج می دهد.

 

همسر یک مرد هنرمند باید بتواند مسائل بیرون از خانه را نیز درک کرده و با درک خود برای همسرش آرامش ایجاد کند. هنرمند هر چه بیشتر نزد مردم محبوب می شود، بیشتر مدیون مردم است و باید فراموش نکند که مردم موجب رشد و پیشرفت او شده اند.

 

من حرفه همسرم (میرطاهر مظلومی)  را عاشقانه دوست دارم و آرزومندم یک روز در عرصه بازیگری جایگاه واقعی خودش را پیدا کند و جایزه اسکار بگیرد. گاهی میرطاهر در دوبله به جای سارقی حرف می زده و من همان موقع به او گفته ام که از نظر من کارش تصنعی است. البته نقش را خوب و طبیعی بازی می کند، اما با توجه به شناختی که از او دارم نمی توانم نقش منفی را از او بپذیرم.

 

شیرین ترین لحظات زندگی ما شیرین ترین و لذت بخش ترین لحظات زندگی من و میرطاهر مظلومی زمانی است که در کنار دخترمان ستایش هستیم. من و دخترم به نواختن موسیقی علاقه داریم و برای اینکه در این هنر پیشرفت کنیم به کلاس موسیقی می رویم.

 

خاطره در یاد ماندنی
زمانی که من و میرطاهر تازه ازدواج کرده بودیم، میرطاهر مرتباً می گفت که به ماهی خیلی علاقمند است و اگر هر روز هم ماهی بخورد سیر نمی شود. من چون تازه ازدواج کرده بودم، یک تکه گوشت سفید را که توی یخچال بود و فکر می کردم گوشت مرغ است برای تهیه غذا به کار بردم و با آن قیمه بادمجان پختم.

 

نگو که آن گوشت، ماهی بوده است. میرطاهر چنان خوشحال شد که فکر کرد من از پس حرف هایش توجه داشته ام برای تامین نظر او قیمه بادمجان را هم با ماهی درست کرده ام. 

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

عکس های میرطاهر مظلومی

 

فیلم شناسی میرطاهر مظلومی

فیلم های سینمایی میرطاهر مظلومی
* ﺍیرﺍن برگر ‌(۱۳۹۳‌)
* جنجال در عروسی ‌(۱۳۹۳‌)
* فصل بلوغ ‌(۱۳۹۳
* آتیش بازی (۱۳۹۲)
* کالسکه [۱۳۹۲]
* متل قو (۱۳۹۱)
* مروارید (۱۳۹۱)
* شبکه (۱۳۹۰)
* صداست که می‌ماند (۱۳۹۰)
* گشت ارشاد (۱۳۹۰)
* پایان‌نامه (۱۳۸۹)
* روز رستاخیز (فیلم ۱۳۸۹) در نقش ولید بن عقبه
* شش و بش (۱۳۸۹)
*زمهریر (۱۳۸۸)
* اخراجی‌ها ۲ (۱۳۸۷)
* پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)
* دل شکسته (۱۳۸۷)
* کارناوال مرگ (۱۳۸۷)
* نظام از راست (۱۳۸۷)
* وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
* دایناسور (۱۳۸۶)
* اخراجی‌ها (۱۳۸۵)
* ابراهیم خلیل‌الله (۱۳۸۴)
* به نام پدر (۱۳۸۴)
* شاه خاموش (۱۳۸۲)
* عشق فیلم (۱۳۸۱)
* ساقی (۱۳۸۰)

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

میرطاهر مظلومی (زاده ۱۳۵۳- تهران) بازیگر و دوبلور اهل ایران است

 

فیلم های تلویزیونی میرطاهر مظلومی

* بچه‌های هور (۱۳۸۵)[
* آدمخوار (۱۳۸۵)
*  بزرگمرد کوچک (۱۳۸۶)
*  عمارت فرنگی (۱۳۸۷)
* کلانتر (۱۳۸۸)
*  سربازان اعدام (۱۳۸۹)
*بچه‌ها نگاه می‌کنند (۱۳۸۹)
* قفسی برای پرواز (۱۳۸۹)
* خانه بی‌پرنده (۱۳۸۹)
* سی‌امین روز (۱۳۸۹)
* دفترخانه شماره ۱۳ (۱۳۸۹)
* قهوه تلخ (۱۳۹۰)
* دختری با نام آهو (۱۳۹۰)
* عید من و بابام (۱۳۹۰)
* تا ثریا (۱۳۹۰)
* حرف مردم [فیلم تلویزیونی – ۱۳۹۰]
* تاکسی تهران (۱۳۹۱)
* چمدان (۱۳۹۱)
* سال‌های حادثه (۱۳۹۱)
*نامدار (۱۳۹۱)
* بوی باران (۱۳۹۲)
* برگ هایی پاییزی (۱۳۹۳)
بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

تصاویر میرطاهر مظلومی

 

دوبله های میرطاهر مظلومی
* فرزند (۱۳۸۳)
* آخرین قهرمان حادثه‌ای (۱۳۸۳)
* فراموش شده (۱۳۸۴)
* تبهکار (۱۳۸۵)
* گمشده در فضا (۱۳۸۵)
* نیرنگ باز (۱۳۸۵)
* باربر درجه یک (۱۳۸۵)
* قاتلین جایگزین (۱۳۸۵)
* ریگ روان (۱۳۸۵)
*  کلید اسرار (۱۳۸۵)
* افسانه زورو (۱۳۸۵)
* همت (۱۳۸۵)
* باجگیرها (۱۳۸۵)
* بریم برادر (۱۳۸۵)
* فرزندان من (۱۳۸۵)
* سفر فلیسیا (۱۳۸۵)
* وعده (۱۳۸۵)
* جنگجویان آسمانی و زمینی (۱۳۸۵)
* نوع دیگر وفاداری (۱۳۸۵)
* الدورادو (۱۳۸۶)
* بابی (۱۳۸۶)
* مردی در مقابل (۱۳۸۶)
* هری پاتر (۱۳۸۶)
* روزی روزگاری در آمریکا (۱۳۸۶)
* خاطرات رنج‌آور (۱۳۸۶)
* کودک (۱۳۸۶)
* قلب اجاره‌ای (۱۳۸۷)
*انسان در برابر انسان (۱۳۸۷)
* آرسنیک و تورکهنه (۱۳۸۷)
* آخرین تلاش‌های شهردار (۱۳۸۷)
 آخرین هورا (۱۳۸۷)
* بهترین دوست انسان (۱۳۸۷)
*  آقای بروکس (۱۳۸۸)
* پدر پرافتخار من (۱۳۸۸)
* پدر به دانشگاه می‌رود (۱۳۸۸)
*  لعنتی‌های بی‌آبرو (۱۳۸۸)
* جانی یا قاتل زنجیره‌ای (۱۳۸۸)
* ترس از ارتفاع (۱۳۸۹)
* انیمیشن بتمن پشت نقاب سرخ (۱۳۸۹) (در استودیو آفتاب عالم تاب)
* یوسف هور (۱۳۹۱)

بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

عکس های جدید میرطاهر مظلومی
بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

تصاویر جدید میرطاهر مظلومی
بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

بیوگرافی میرطاهر مظلومی
بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

میرطاهر مظلومی بازیگر ایرانی
بیوگرافی و عکس های میرطاهر مظلومی بازیگر

عکس های میرطاهر مظلومی

 

 


مشاهده کلیپ

نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکسار


نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکسار 

انیمیشن پشت و رو یا Inside Out به تازگی از سوی پیکسار عرضه شده است و ما نگاهی خواهیم داشت به محتوای این فیلم. درباره انیمیشن «پشت و رو»؛ فیلمی که مانند بیشتر انیمیشن های امریکایی به شدت ایدئولوژیک و درواقع بیانیه ای است در ستایش تعادل و حفظ وضع موجود.

 

عنوان Inside Out، فیلم انیمیشن مشهور شرکت پیکسار را به «بیرون و درون» و از این قبیل ترجمه کرده اند، در حالی که این عبارت یعنی پشت و رو، به همان معنی که پیراهنی یا جورابی را پشت و رو می پوشیم یا پشت و رو می کنیم. اما چیزی که در این فیلم پشت و رو شده است، خود انسان یا دقیق تر ذهن یا سر آدمیزاد است.

 

دخترکی که به خاطر تغییر محل کار پدرش، خانه شان، به شهر جدیدی منتقل می شود، در انطباق با محیط جدید مشکلاتی دارد.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساراین رویدادی است که با چشم غیرمسلح در دنیای واقعی می بینیم، اما بیم ها و امیدهای این دختر (رایلی) محصول اتفاقاتی هستند که در سر او می گذارند. «پشت و رو» ما را به داخل ذهن رایلی می برد تا شاهد ماجراهای هیجان انگیزی باشیم که پشت این رویداد آشنا در جریان هستند.

 

آن پشت، مکان اصلی رخدادها ستاد فرماندهی ذهن دخترک است. کاراکترهایی که هر یک تجسم یکی از احساسات بنیادین آدمیزاد هستند، در آن جا در تکاپو هستند؛ شادی، غم، ترس، نفرت و خشم با هم درگیر بحث های شبه علمی هستند درباره خاطرات رایلی از تجربه های روزانه اش و ذخیره کردن آن ها در حافظه درازمدت او.

 

ساختار ذهن انسان چیزی شبیه کامپیوتر فرض می شود و این بحث ها برای بچه های این دوره و زمانه که با کامپیوتر و اصطلاحات آن اخت هستند، در مجموع قابل درکند. اما آیا با یک فیلم مدرن رو به رو هستیم؟ از منظر تکنولوژی و تولید، بله، اما از نظر مفهوم و پیام، ابدا.

 

فیلم در پس ظاهر علمی و امروزی اش، داستانی بسیار سنتی را تعریف می کند. «پشت و رو» هم همانند بیشتر فیلم های انیمیشن امریکایی به شدت ایدئولوژیک و درواقع بیانیه ای است که در ستایش تعادل و حفظ وضع موجود.

 

ساختار فیلمنامه آن بسیار آشناست. یک وضعیت باثبات (زندگی آرام رایلی و خانواده اش) در زادگاه دخترک به خاطر رویدادی (تغییر شغل پدر و انتقال به شهر جدید) به هم می خورد، بحرانی به وجود می آید که می تواند اخلاق حاکم و بنیان خانواده را متزلزل کند (رایلی از کیف مادرش پول می دزدد و از خانه فرار می کند)،

 

اما تلاش احساسات بنیادین رایلی و به خصوص کاراکترهای شادی و غم، تعادل دوباره برقرار می شود. برقراری تعادل، نتیجه اصلاح اشتباه کاراکتر شادی است که ضرورت غم را در نمی یافته است و نمی توانسته بفهمد که غم مکانیسمی است برای جلب همدلی دیگران و بدون آن، تنها با اتکا به خاطرات شاد و تجربه های شاد، انسان نمی تواند زندگی باثبات و متعادلی داشته باشد.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساردرسی برای شادی که ضرورت غم را دریابد و به محض این که این اتفاق می افتد، اوضاع به حالت عادی بر می گردد. رایلی که قصد ترک شهر را دارد به خانه بر می گردد، گریه می کند و پدر و مادرش از او دلجویی می کنند.

 

اما اشتباه نکنید. همان طور که گفتم، با فیلمی علمی سر و کار نداریم. بخش میانی فیلم که بدنه اصلی آن است بیشتر به یک فیلم اکشن می ماند. کاراکترهای غم و شادی به دلیل اشتباهی به هزارتوی حافظه درازمدت رایلی سقوط می کنند. خطر از دست رفتن خاطرات و گم شدن غم و شادی،

 

کارکرد درست ذهن رایلی را تهدید می کند. کاراکتری به نام «بینگ بانگ» پیدایش می شود که به شادی و غم در رسیدن به ستاد فرماندهی مغز دخترک، کمک می کند.به قطاری نمی رسند که به ستاد می رود، اما به هر تقدیر در آخرین لحظه می تواند خود را به ستاد فرماندهی برسانند و سایر احساسات بنیادین را که در غیاب شادی دست و پایشان را گم کرده اند، از بلاتکلیفی نجات دهند.

 

در این میان ویژگی های نمونه وار یک فیلم ماجرایی هیجان انگیز را داریم: نجات در آخرین لحظه، کاراکتر بامزه، کاراکتر جدی و پرشور اما کمی خودرای و بی ملاحظه.این ویژگی شگفت انگیز صنعت سینما و به خصوص صنعت انیمیشن امریکاست که می تواند هر موضوعی را به فیلمی اکشن تبدیل کند؛

 

فیلم اکشنی که به نظر می آید کارکردش چیزی جز فراهم آوردن اوقات فراغت و سرگرم کردن بینندگانش نیست، اما درواقع یک بنیاد ایدئولوژیک قوی دارد و همه داستان ها در نهایت یک چیز را تعریف می کنند؛ به هم خوردن توازن و برگشت به آن. و این تعادل در شرایط تمدنی کنونی بر نهاد خانواده استوار است.

 

خانواده زیربنای ساختار اجتماعی همه جوامع کنونی است و در همه فرهنگ ها به هم خوردن آن تهدیدی برای سلامت جامعه تلقی می شود.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساراین هم جالب است که برای ساده کردن مسئله (اگر مسئله بیش از حد معین پیچیده شود بیم آن می رود که رابطه با بیننده عام به مشکل بربخورد) و برای دورزدن موقعیت های ناخوشایندی که می توانست پیش بیاید، ترس، نفرت (انزجار) و خشم نقش اندکی در طرح و توطئه این فیلم بازی می کنند.

 

قهرمان اصلی شادی (joy) است که در تحرک دائم است، بر اوضاع مسلط است و هدایت ذهن را در دست دارد. انرژی، خوش بینی و توان مدیریتی، پایه های موفقیت امریکایی هستند. حتی وقتی ضرورت غم به رسمیت شناخته می شود، به عنوان عاملی است برای برگرداندن سلطه شادی.

 

انیمیشن سازان پیکسار ترجیح داده اند به حیطه پیچیده ترس، نفرت و خشم که هر یک به خشونت حاکم بر جهان امروز مرتبط هستند، وارد نشوند.

 

 


مشاهده کلیپ

نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکسار


نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکسار 

انیمیشن پشت و رو یا Inside Out به تازگی از سوی پیکسار عرضه شده است و ما نگاهی خواهیم داشت به محتوای این فیلم. درباره انیمیشن «پشت و رو»؛ فیلمی که مانند بیشتر انیمیشن های امریکایی به شدت ایدئولوژیک و درواقع بیانیه ای است در ستایش تعادل و حفظ وضع موجود.

 

عنوان Inside Out، فیلم انیمیشن مشهور شرکت پیکسار را به «بیرون و درون» و از این قبیل ترجمه کرده اند، در حالی که این عبارت یعنی پشت و رو، به همان معنی که پیراهنی یا جورابی را پشت و رو می پوشیم یا پشت و رو می کنیم. اما چیزی که در این فیلم پشت و رو شده است، خود انسان یا دقیق تر ذهن یا سر آدمیزاد است.

 

دخترکی که به خاطر تغییر محل کار پدرش، خانه شان، به شهر جدیدی منتقل می شود، در انطباق با محیط جدید مشکلاتی دارد.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساراین رویدادی است که با چشم غیرمسلح در دنیای واقعی می بینیم، اما بیم ها و امیدهای این دختر (رایلی) محصول اتفاقاتی هستند که در سر او می گذارند. «پشت و رو» ما را به داخل ذهن رایلی می برد تا شاهد ماجراهای هیجان انگیزی باشیم که پشت این رویداد آشنا در جریان هستند.

 

آن پشت، مکان اصلی رخدادها ستاد فرماندهی ذهن دخترک است. کاراکترهایی که هر یک تجسم یکی از احساسات بنیادین آدمیزاد هستند، در آن جا در تکاپو هستند؛ شادی، غم، ترس، نفرت و خشم با هم درگیر بحث های شبه علمی هستند درباره خاطرات رایلی از تجربه های روزانه اش و ذخیره کردن آن ها در حافظه درازمدت او.

 

ساختار ذهن انسان چیزی شبیه کامپیوتر فرض می شود و این بحث ها برای بچه های این دوره و زمانه که با کامپیوتر و اصطلاحات آن اخت هستند، در مجموع قابل درکند. اما آیا با یک فیلم مدرن رو به رو هستیم؟ از منظر تکنولوژی و تولید، بله، اما از نظر مفهوم و پیام، ابدا.

 

فیلم در پس ظاهر علمی و امروزی اش، داستانی بسیار سنتی را تعریف می کند. «پشت و رو» هم همانند بیشتر فیلم های انیمیشن امریکایی به شدت ایدئولوژیک و درواقع بیانیه ای است که در ستایش تعادل و حفظ وضع موجود.

 

ساختار فیلمنامه آن بسیار آشناست. یک وضعیت باثبات (زندگی آرام رایلی و خانواده اش) در زادگاه دخترک به خاطر رویدادی (تغییر شغل پدر و انتقال به شهر جدید) به هم می خورد، بحرانی به وجود می آید که می تواند اخلاق حاکم و بنیان خانواده را متزلزل کند (رایلی از کیف مادرش پول می دزدد و از خانه فرار می کند)،

 

اما تلاش احساسات بنیادین رایلی و به خصوص کاراکترهای شادی و غم، تعادل دوباره برقرار می شود. برقراری تعادل، نتیجه اصلاح اشتباه کاراکتر شادی است که ضرورت غم را در نمی یافته است و نمی توانسته بفهمد که غم مکانیسمی است برای جلب همدلی دیگران و بدون آن، تنها با اتکا به خاطرات شاد و تجربه های شاد، انسان نمی تواند زندگی باثبات و متعادلی داشته باشد.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساردرسی برای شادی که ضرورت غم را دریابد و به محض این که این اتفاق می افتد، اوضاع به حالت عادی بر می گردد. رایلی که قصد ترک شهر را دارد به خانه بر می گردد، گریه می کند و پدر و مادرش از او دلجویی می کنند.

 

اما اشتباه نکنید. همان طور که گفتم، با فیلمی علمی سر و کار نداریم. بخش میانی فیلم که بدنه اصلی آن است بیشتر به یک فیلم اکشن می ماند. کاراکترهای غم و شادی به دلیل اشتباهی به هزارتوی حافظه درازمدت رایلی سقوط می کنند. خطر از دست رفتن خاطرات و گم شدن غم و شادی،

 

کارکرد درست ذهن رایلی را تهدید می کند. کاراکتری به نام «بینگ بانگ» پیدایش می شود که به شادی و غم در رسیدن به ستاد فرماندهی مغز دخترک، کمک می کند.به قطاری نمی رسند که به ستاد می رود، اما به هر تقدیر در آخرین لحظه می تواند خود را به ستاد فرماندهی برسانند و سایر احساسات بنیادین را که در غیاب شادی دست و پایشان را گم کرده اند، از بلاتکلیفی نجات دهند.

 

در این میان ویژگی های نمونه وار یک فیلم ماجرایی هیجان انگیز را داریم: نجات در آخرین لحظه، کاراکتر بامزه، کاراکتر جدی و پرشور اما کمی خودرای و بی ملاحظه.این ویژگی شگفت انگیز صنعت سینما و به خصوص صنعت انیمیشن امریکاست که می تواند هر موضوعی را به فیلمی اکشن تبدیل کند؛

 

فیلم اکشنی که به نظر می آید کارکردش چیزی جز فراهم آوردن اوقات فراغت و سرگرم کردن بینندگانش نیست، اما درواقع یک بنیاد ایدئولوژیک قوی دارد و همه داستان ها در نهایت یک چیز را تعریف می کنند؛ به هم خوردن توازن و برگشت به آن. و این تعادل در شرایط تمدنی کنونی بر نهاد خانواده استوار است.

 

خانواده زیربنای ساختار اجتماعی همه جوامع کنونی است و در همه فرهنگ ها به هم خوردن آن تهدیدی برای سلامت جامعه تلقی می شود.
نگاهی به انیمیشن پشت و رو از پیکساراین هم جالب است که برای ساده کردن مسئله (اگر مسئله بیش از حد معین پیچیده شود بیم آن می رود که رابطه با بیننده عام به مشکل بربخورد) و برای دورزدن موقعیت های ناخوشایندی که می توانست پیش بیاید، ترس، نفرت (انزجار) و خشم نقش اندکی در طرح و توطئه این فیلم بازی می کنند.

 

قهرمان اصلی شادی (joy) است که در تحرک دائم است، بر اوضاع مسلط است و هدایت ذهن را در دست دارد. انرژی، خوش بینی و توان مدیریتی، پایه های موفقیت امریکایی هستند. حتی وقتی ضرورت غم به رسمیت شناخته می شود، به عنوان عاملی است برای برگرداندن سلطه شادی.

 

انیمیشن سازان پیکسار ترجیح داده اند به حیطه پیچیده ترس، نفرت و خشم که هر یک به خشونت حاکم بر جهان امروز مرتبط هستند، وارد نشوند.

 

 


مشاهده کلیپ

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطبایی


مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطبایی 

بهنوش طباطبایی بازیگر جوان سینما و تلویزیون ایران است که در فیلم های بسیاری وی را دیده ایم و برای ملت ایران کاملا شناخته شده است. «لیلا زمردیان» یکی از کاراکترهای حاسس «سیانور» است؛ نقشی که با وجود کوتاه بودنش در طول فیلم اما کاملا بازیگرش را به چالش می کشد.

 

لیلا یکی از چریک ها و مهره های اصلی سازمان مجاهدین است که در ماجرای انشعاب سازمان در مسیر دوراهی عشق و وظیفه گیر می کند.در فیلم همین برش از زندگی لیلا روایت شده؛ یعنی زمانی که او بین عشق و آرمانش گیر کرده و بازیگر باید این حس دوگانه را در همین لحظات کوتاه به باور مخاطب بنشاند.

 

بهنوش طباطبایی در اولین تجربه همکاری اش با بهروز شعیبی عهده دار ایفای این نقش شده و البته به خوبی هم از عهده آن برآمده. او در این گفت و گو از مصافش با کاراکتر لیلا زمردیان و چالش های پیش رویش به تفصیل حرف زده است.

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطباییبازی در نقش های تاریخ معاصر کشورمان علاوه بر سختی توأم با حساسیت است. چه فرایندی طی شد تا شمایلی باورپذیر از کاراکتر شما به عنوان لیلا زمردیان، همسر مجید شریف واقفی، شکل بگیرد؟ بهروز شعیبی دقیقا چه می خواست؟

 

با تاریخ معاصر بیگانه نبودم و حتی اگر ساده تر بخواهم بگویم این که در حوزه علایق من هم بوده و هست، مخصوصا دهه چهل و پنجاه که نمی توان منکر تاثیراتش تاکنون هم شد…، چه در فرهنگ و هنر و چه در سیاست و شکل گیری زیرساخت های جامعه فعلی. با حساسیتی که می گویید،

 

کاملا موافقم مخصوصا در مورد این کاراکتر که اطلاعات ضد و نقیضی در هنگام پژوهش و تحقیقات میدانی و بررسی مستندات به دست آوردم. بهروز شعیبی بعد از این که متوجه شناخت و علاقه بسیار زیاد من به وقایع آن دوره شد، با اعتماد بیشتری بخش تحلیل نقش را به من سپرد.

 

اطلاعات تان از چریک ها چقدر بود؟ فیلم مستندی چیزی دیده بودید؟ البته چریکی که شما نقشش را بازی می کنید یک ویژگی مهم دارد و آن بارز بودن وجه احساسی اش در برخورد با همسرش است؛ مرز بین احساس و وظیفه سازمانی که البته این جا وجه احساسی پررنگ تر است.

 

همیشه بررسی مبارزان آن دوره چه در ایران و چه هر جای دیگر برایم جذاب بوده و هست. این که خطر می کرده اند، انتخاب های جسورانه ای داشتند و نخواستند روزمره باشند. آرمان اعتقاداتی داشتند و بابتش حرکت کردند. حالا درست یا غلط بماند. بحث ارزشی ندارم.

 

نفس ایستادگی پای انکار برایم مهم بوده. درباره شخصیت لیلا زمردیان مستنداتی که من دیدم و می شنیدم برایم راهگشا نبود تا جایی که دست نوشته های لیلا را خواندم. احساسات زنانه ام در کشف شخصیت او کمکم کرد و مسیر روشن شد؛ باور کردم که او عاشق مجید شریف واقفی بوده و حالا چرا نباید در ایفای نقش آن را لحاظ نمی کردم.

 

لیلا زمردیان «سیانور» تا چه میزان به لیلا زمردیان حقیقی نزدیک است؟ شما چقدر در آن دخل و تصرف داشتی و تا چه میزان کارگردان راجع به ریزه کاری هایش نظر داشت؟

 

کار هنرمند به نظر من تاریخ نگاری صرف نیست. این کار را مورخین می کنند. ما حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم عین به عین شخصیت های تاریخی را بازی کنیم. من استنباطم از لیلا را بازی کردم. وقتی پازل های معماگونه این رویداد را کنار هم گذاشتم، با همراهی بهروز شعیبی به این ساختمان شخصیتی برای لیلا زمردیان رسیدم.

 

لیلا عاشق مجید است ولی دل در گروه سازمان و موقعیتش هم دارد. این بخش از بازی تان باید خارج از کلام و دیالوگ به باور مخاطب بنشیند و زحمت آن به چشم و میمیک صورت تان می افتد! و البته موفق بوده اید. مشخصا درباره ریزه کاری های نقش چه می کردید؟

 

پیش ترها راجع به ریزه کاری های رفتاری و گفتاری نقش خیلی وسواس داشتم… با چیدمان خاصی طراحی و اجرا می کردم ولی این تکنیک صرفم حالم را خوش نمی کرد. از بازی رضا نجفی لذت نمی بردم… تازگی ها راه پرخطرتری را انتخاب کرده ام.

 

فقط فکر و ذهن و احساسم را به نقش سوق می دهم و آن وقت هر رفتار یا میمیک یا فراز و فرود صدایی را که ازم سر می زند با اعتماد اجرا می کنم. علی صلاحی که بازیگردان این کار بود هم از قضا این شیوه را می پسندید و روتوش هایی که انجام می داد در این راستا بود و البته که طی این سال ها

 

مختصات چهره و توانایی های عضلانی صورتم را شناخته ام؛ آن قدر بیراهه نمی رود؛ حداقل تلاش می کنم نرود. اگر هم رفت که بعدا حرفش را می خورم. ولی لذت بازی را از خودم نمی گیرم.

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطبایینقش ما همان طور که اشاره کردیم حساس و ویژه است چرا که بخشی از هویت سازمان منافقین بعد از انشعاب همسر لیلا (مجید شریف واقفی) شکل می گیرد. با این حال دغدغه اعضا و به طور مشخص خود شما آن طور که باید باز نمی شود و مخاطب کم اطلاع نمی داند چرا یکی از اعضای سازمان

 

حتی زندگی اش را زیر پا می گذارد. به نظرتان آرمان خواهی سازمان محدود به دیالوگ نشده؟ به نوعی در مسئله انشعاب کاملا منفعل و بلاتکلیف است.این آفت همه این مدل سازمان ها در طول تاریخ بوده. همه با نیتی متعالی پا به عرصه می گذارند. ولی در اجرا منویات آدم ها پا به میان می گذارد

 

و از آن جا که آدم ها با هم متفاوتند و در مزمان، متغیر آزادی خواهی در اجرا دستخوش دیکتاتوری می شود… این تناقض ایده تا اجرا شکافی ایجاد می کند که با مرور زمان اعضا دچار تردید و انشعاب می شود یا روسای سازمان تصمیم به حذف می گیرند…جالب تر این که در این بزنگاه عمده این جنبش ها برای رسیدن به هدفشان هر وسیله و ابزاری را توجیه می کنند.

 

استنباط من این است لیلا زمردیان یک عوض بوده که نمی توانسته از دستورات سازمانی عدول کند که اگر هم می کرده سرنوشتی چون همسرش پیدا می کرده، شاید این گنگی ای که شما از آن صحبت می کنید، ناشی از تلاش همه ما بوده برای عدم قضاوت و صرفا شرح واقعه بدون زوائد.

 

آن چه «سیانور» را از فیلم های مشابه ساخته شده با تاریخ معاصر منفک می کند، این است که به دام کاریکاتور نیفتاده. غالب فیلم و سریال ها، کسانی مثل اعضای سازمان منافقین را طوری نشان می دهند که انگار از کره ای دیگر آمده اند؛ در حالی که شما طبیعی رفتار می کردید و بادوست و همسرتان عادی بودید. بهروز شعیبی حتما روی این وجه از بازیگری خیلی تاکید داشته، درست است؟

 

بله موافقم و صدالبته خوشحال که ردپای آنچه فکر می کردیم در کار مشهور است. من کاری به سازمان مجاهدین خلق یا چریک های فدایی و هیچ تفکر خاصی ندارم… وقتی راجع به روند شکل گیری این گونه سازمان ها در طول تاریخ نگاه کنیم، می بینیم لزومی به کاریکاتورساختن نیست.

 

آدم ها مثل خودمان بودند؛ کمی بیشتر یا کمتر… قضاوت ما را به کاریکاتور نهایی سوق می دهد… پیشنهاد می کنم کتاب «شورشیان آرمانخواه» را بخوانید؛ متوجه می شوید همه این جنبش ها به خودشان باختند.سرنوشت محتوم شان این بوده که از نقطه ای باید رسما به فکر تامین مالی سازمان های شان باشند

 

و این آن ها را در ورطه مراودات اقتصادی می اندازد و این شروع فساد است؛ علی الخصوص که پس از مدتی پای ابر سیاستمداران هم به طور نامحسوس در این قیام ها باز می شود و از جایی به بعد می بینیم که سیل آرمان گرایی و آزادی خواهی به سوی کویری خشک هدایت می شود.

 

سخت بودن نقش لیلا از این جهت است که هم باید وجه زنانگی و احساسی اش عیان باشد و هم چریک بودنش؛ اتفاقی که البته با چربش وجه زنانه به وجه چریکی در فیلم افتاده این سنگینی وجه زنانگی در چه مرحله ای اتفاق افتاد؟ در فیلمنامه بود؟ بهروز اضافه کرد یا خودتان به آن رسیدید و در تعامل با کارگردان اجرایش کردید؟

 

این سینماست. ما فیلم می بینیم تا روابط ببینیم، درام ببینیم، حادثه… سرگرمی صرف چریک نگاه کردن به شخصیت، ما را از وجوه انسانی او دور می کند. از آن جایی که من آخر را از کشف گره های احساسی لیلا زمردیان و دست نوشته هایش به نقش رسیدم. تلاش کردیم همان شکل قابل لمس و سمپات را به تصویر بکشیم.

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطباییلیلا در جایی از فیلم به هانیه توسلی حرفی با این مضمون می گوید که «ما چریکیم و باید زنانگی را رها کنیم.» اما در فیلم چند جا وجه زنانه ای از او می بینیم؛ مثلا در خانه و مدل برخورد با شوهرش، آماده کردن وسایل ناهار، رختخواب و… کاملا یک زن بیگانه با وجود چریکی است؟

 

چرا فکر می کنید این اتفاق عمدی نبوده؟ قصه های زنان مبارز را که می خوانیم، می بینیم هرکدام در شروع، شعارهایی می دادند که در عمل با طبیعت شان مغایر بوده و گذشت زمان این را به آن ها ثابت می کرده. اصلا چه بسا راه دادن زن ها به سازمان برای طبیعی جلوه دادن خانه های تیمی بوده

 

که یعنی زنی هست و شوهری و یک زندگی عادی، حال آن که از زنان وظایفی سازمانی و مردانه درخواست می شد که البته آن ها هم انجام می دادند.این رو ماندن از جنسیت زیاد به درازا نمی کشید. شما به صحنه ای اشاره می کنید که متعلق به ابتدای داستان و جذب دانشجوی زن به سازمان در فلاش بک است و اعتقادات پرنور ابتدای راه. جلوتر که می رویم، آن تب و تاب از لیلا به نقش هانیه توسلی منتقل می شود.

 

دو لحظه طلایی در بازی شما وجود دارد که اوج احساس لیلا به مجید را نشان می دهد: یکی جایی که تقی شهرام کلت را به لیلا بر می گرداند و او حس می کند که دیگر با مجید کاری ندارد و لحظه دیگر زمانی است که مجید را راهی می کند که برود سر قرار. در هر دو لحظه حالات درونی در میمیک و چشم های شما دیده می شود.

 

هیچ گاه در هیچ فیلمی اندازه و متر نقش برایم تعیین کننده نبوده؛ فقط ایجاد لحظه و آن پیش برندگی داستان برایم جدی است. چه بسا نقش های طولانی تر را نپذیرفتم صرفا به خاطر بی خاصیتی نقش . در این کار دو لحظه وسوسه انگیز برای بازی وجود داشت

 

که در همان زمان خوانش مرا تهییج کرد: یکی جایی که تقی شهرام کلت را به لیلا بر می گرداند و او حس می کند که خطری دیگر مجید را تهدید نمی کند و لحظه دیگر زمانی است که مجید را راهی می کند که برود سر قرار با تقی شهرام. لحظاتی بود که دیالوگ، پرحرات، با تمپویی خاصی که همین مرا بس بود.

 

تعامل با کارگردانی مثل بهروز که سابقه دستیاری دارد و خودش هم بازیگر است، با کارگردانان دیگر چطور بود؟ نحوه تعامل و رسیدن به آنچه مدنظر طرفین است؟

 

وجه بازیگری آقای شعیبی در کنار بقیه محاسن ایشان، چه از نظر شخصیت و چه حرفه ای، بسیار به کمک بازیگرانش می آید. درک درستی از بازی دارند و این بسیار کمک کننده است و البته من فکر می کنم در سال های آینده و با تعداد کارهای بیشتر از کارگردانان، صاحب امضا بشود.

 

می شود گفت «سیانور» ویژه ترین نقش کارنامه شما در سینماست. دل تان چقدر با آن است؟

 

دوستش دارم و اما گفتید… ویژه… آخ که می توانم ساعت ها دردل کنم؛ از این که مگر چند پیشنهاد بسیار ویژه در سینمای ماست؟ و قرار است من چندتای آن را بازی کنم؟ در تئاتر از این دست موقعیت ها برایم پیش آمد و من نهایت تلاشم را کردم و بهره اش را هم بردم.

 

فکر می کردید که سیانور این قدر مورد بی مهری قرار بگیرد و در هیچ جشنواره ای مورد توجه واقع نشود؟

 

برای همه ما هم عجیب بود این عزمی که احساس می شد برای دیده نشدن این کار جزم شده باشد. اخبار دوران جشنواره را مرور کنید، می بینید که به طرز عجیبی گویا قرار بود سیانور را نبینند. ولی خدا را شکر در اکران عمومی وضع متفاوت است.

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطباییحرف های بهنوش طباطبایی خارج از سیانور
فقط شادی هایم را با مردم تقسیم می کنم
مرور اجمالی کارنامه بهنوش طباطبایی نشان می دهد که کارنامه تلویزیونی اش پربارتر از کارنامه سینمایی اش است؛ یعنی در تلویزیون به مراتب انتخاب های بهتری داشته. این که چرا این اتفاق افتاده و طباطبایی این مسیر را طی کرده، موضوع مورد بحث ما در این بخش از مصاحبه است.

 

اشتباه حرفه ای هم داشته اید که حالا حسرتش را بخورید؟ مثلا نقشی را نباید می پذیرفتید یا نقشی را باید قبول می کردید و نکردید.

 

به گذشته زیاد فکر نمی کنم یا الاقل حسرت چیزی را می خورم. کارهایم را صرفا مرور میکم. تلاش کرده ام همیشه در همانل حظه باشم و با تمام توان آن زمان حال را درک کنم. هرچه هم تلاش کنی نمی توانی دیکته بی غلطی بنویسی. اشتباه کردن جرم نیست، تکرار آن خطرناک است.

 

در ایفای هیچ نقشی کم فروشی یا سهل انگاری نکردم. اگر ایرادی در کارم بوده، مطمئنم که از تمام توانم و بضاعتم تا آن مقطع از زمان بهره گرفتم؛ برای همین ملامتی وجود ندارد.

 

الان اگر به عقب برگردید، کدام یک از کارهایی را که بازی کردید، قبول نمی کردید؟

 

شاید من از معدود بازیگرانی هستم که بدون هیچ واهمه ای اعلام می کنم دوست دارم فیلم پاپکورنی و صرفا سرگرم کننده هم بازی کنم؛ به شراط این که کیفیت فیلم با سهل انگاری زائل نشود که متاسفانه در بسیاری موارد می شود.

 

رابرت دنیرو و مریل استریپ با کارنامه درخشان و قابلیت های منحصر به فردشان بدون هیچ معذوریتی در فیلم های اینچنین ظاهر می شوند و از قضا ما وجوه دیگری از توانایی هایشان را می بینیم… بازی های اغراق شده، دوست داشتنی، مفرح و… من در زندگی شخصی خودم هم همیشه دوست دارم بتوانم حال آدم ها را خوش کنم.

 

آن قدرها اهل صفحات مجازی نیستم ولی همین حضور کمرنگ هم موید این است که همیشه شادی و لحظات پرانرژی ام را با مردم به شراکت گذاشته ام… اگر سفری رفتم، حال خوشی داشتم، تصویر زیبایی دیدم، دوست داشتم مردم را هم سهیم کنم؛ کاری که ابدا در تلخکامی هایم نخواهم کرد. از انصاف به دور می دانم که در لحظات سخت شخصی، به هوای استمداد از انرژی دیگران، خاطرشان را مکدر کنم.

مصاحبه جالب و خواندنی با بهنوش طباطباییمروری به کارنامه کاری تان نشان می دهد که در انتخاب های تلویزیونی حساسیت بیشتری دارید تا انتخاب های سینمایی با این ماجرا موافقید؟

 

بله… چون در تلویزیون دستم برای انتخاب بازتر بوده و پیشنهادهای بیشتری داشتم.

 

چقدر اهل فیلم دیدن اید و اصلا معتقد به این هستید که فیلم دیدن، مثلا برای رسیدن به نقش، به شما کمکی کرده است؟

 

نه زیاد فیلم می بینم، نه کم… بستگی به حوصله ام دارد. از فیلم های روز تا جایی که بتوانم عقب نمی مانم. همه را شاید نبینم ولی بی خبر نمی مانم. تازگی ها سریال های روز دنیا من را بیشتر سر ذوق می آورد.

 

تا حال و طی این سال ها نقشی را که آرزو داشته باید بازی کرده اید یا هنوز این اتفاق برایتان نیفتاده؟

 

چون روانشناسی می خوانم، طیف روانی و شخصیتی آدم ها برایم گسترده تر است و بسیاری است که دوست دارم بازی شان کنم. تا چه پیش آید.

 

مطالب مرتبط :

بهنوش طباطبایی سکوتش را درباره طلاقش شکست

بیوگرافی بهنوش طباطبایی !

جدیدترین عکس های مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی

 

 


مشاهده کلیپ

گفتگوی جنجالی شوهر سابق آنجلینا جولی و برد پیت


گفتگوی جنجالی شوهر سابق آنجلینا جولی و برد پیت 

بیلی باب تورنتون همسر سابق آنجلینا جولی است که در مصاحبه ای حرف جالبی را خطاب به برد پیت گفته است. بيلي باب تورنتون و برد پيت هردو همسران پيشين آنجلينا جولي محسوب مي شوند. تورنتون مي گويد:«شايد همه غافلگير بشوند اما دلم مي‌خواهد با برد پيت در يک فيلم همکاري کنم. فکر مي کنم کنارهم باحال به نظر بياييم. مي توانيم يک زوج جنوبي باشيم.

 

ما نزديک هم بزرگ شديم. من در آرکانزاس و او در ميسوري. رگ وريشه هاي مان يکي است. براد يک شخصيت جنوبي خيلي خوب بازي کرده است.»
گفتگوی جنجالی شوهر سابق آنجلینا جولی و برد پیت به گزارش پارس ناز بازيگر سانتاي بد مي گويد: «امسال يک فيلم جمع و جور به نام Hell or High Water ساخته شد که موضوعش دوبرادر سارق بانک در تگزاس بود. آنها براي نجات مزرعه مجبورند پول جور کنند. حالا شخصيت هاي اين فيلم ۳۵ ساله اند که خب چنين سن وسالي طبيعي است. من و برد مي توانيم در يک نسخه ي خاص خودمان از چنين تريلر سرقتي بازي کنيم.»

 

تورنتون درباره زندگي مشترک خود با جولي مي گويد که فکر نمي کرد اين رابطه دوامي مي توانست داشته باشد: «نه . نهايت چندسال ديگر ادامه پيدا مي کرد. فوق اش ۵ سال.به هرحال بهم مي خورد.»

 

اين در حالي است که برد پيت نيز چندي پيش از آنجلينا جولي جدا شده و مرحله طلاق را پشت سر مي گذارند. جولي حتي براي عيد شگرگزاري از بردپيت دعوت نکرده تا کنار ۶ فرزندش شام اين روز را صرف کند.

 

 


مشاهده کلیپ

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما


دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما 

دیالوگ های عاشقانه

 

نایری : اون ارزشش رو نداره، خیلی بهش وفاداری

کمالی : من به ارزش خودم فکر می کنم

سگ کشی-بهرام بیضایی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ فیلم

 

طرف تحصیلاتش در حد تصمیم کبری ست…

تخصصش، کپی کردن جوک از این گروه به اون گروه تلگرامه…

 اوج تلاش و ممارستشم،

حرکت سینه خیز از توی تخت به منتها الیه کاناپه س برا برداشتن کنترل تلویزیون !…

 بعد چون آشنا داشته، الان ۳۰ تا تحصیل کرده متخصص کوشا، 

آخر هر ماه دارن واسه دو زار اضافه کار حقوق عایله مندی، 

تا منتها الیه ستون فقراتشون جلوی این یارو خم میشن !… 

توی سیستم های اداری- استخدامی، به این فرآیند میگن ” شایسته سالاری” !…

یعنی یه پارتی شایسته داشته باش، سالاری کن !…

مهران مدیری-دورهمی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های ماندگار

 

ژان وال ژان(هیو جکمن):

مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند..

و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم . . .

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های ماندگار سینمای ایران

 

آدم توی این دنیا واسه شکسته شدن دلش حق انتخابی نداره…

ولی میتونه انتخاب کنه که کی دلش رو بشکنه…

خطای ستارگان بخت ما(بخت پریشان)-جاش بون

 

پدر ژپتو:پینوکیو چوبی بمان،آدما سنگی اند،دنیایشان قشنگ نیست.‌..

پینوکیو

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های ماندگار

 

طاهره: این کفشا تو رو یاد چی میندازه ؟

– دوست طاهره: هنوز اینارو داری ؟!

+ آره…

– چقدر جنس خوب بهت دادم… ببین نوی نو مونده !…

+ بیخود شلوغش نکن… ربطی به جنس کفش تو نداره… منم که جایی ندارم برم !…

به همین سادگی- رضا میرکریمی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های کارتونی

 

اسکیپر: کوآلسکی اعلام وضعیت؟

کوآلسکی: به احتمال ۹۵% هممون میمیریم.

اسکیپر: و اون ۵% باقی مونده؟

کوآلسکی: تبدیل میشیم به بهترین پنگوئن هایی که تاریخ به خودش دیده.

اسکیپر: من همون ۵ درصدو دوست دارم.

پنگوئن های ماداگاسکار-اریک دارنل

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های به یاد ماندنی

 

کریستینا ( یولانتا اومکا ) : ” ترجیح می دم هرگز مردی وارد زندگیم نشه تا اینکه شاهد باشم یک مرد ، تنها جسمی

از من بخواد و برای روح انسانیم ارزشی قائل نباشه … “

Knife in the Water

( رومن پولانسکی )

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ زیبا

 

تونی مونتانا (آل پاچینو) : تو این کشور، اول باید پول در بیاری… وقتی پول داشته باشی قدرت بدست میاری… وقتی قدرت داشته باشی زن ها رو بدست میاری.

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های ماندگار

 

مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پُر از پوشاله.

دوروتی: اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟

مترسک: نمیدونم … ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!

_جادوگر شهر اُز_

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های خنده دار

 

رضا:حاضرم رسما، در محضر محترم و رسمی این دادگاه و هرجایی که لازم شد، از همسرم معذرت بخوام و از ایشون بخوام منو با بزرگواری به خاطر تمام اشتباهاتم که اعتراف می کنم باعث شده به سبزی زندگی مشترکمون صدمه وارد بکنه ببخشه و سبزی زندگی مون رو که با ارزش ترین چیز بعد از خداوند مهربون هست به من برگردونه و با من حرف بزنه که حرف، منشا چشمه ی زلال محبت زن و مرده… خواهش می کنم با من حرف بزن عاطفه…

خانه ی سبز

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های ماندگار

 

رابین ویلیامز:همیشه فکر می کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها باشی،

ولی نه،

حالا فهمیدم که بدترین چیز توی زندگی

بودن با ادمهایی که باعث می شن که احساس تنهایی کنی

بهترین بابای دنیا-بابکت گلدویت 

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های زیبا و ماندگار فیلم ها

 

راحله(لادن مستوفی): کجا رفتی؟ چه دیدی؟ بگو عبدالله،… حقیقت را چگونه یافتی؟

– عبد الله(علیرضا شجاع نوری): من حقیقت را در زنجیر دیدم،

من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم،

من حقیقت را بر سر نیزه دیدم،

من حقیقت را …؛

روز واقعه-بهرام بیضایی–شهرام اسدی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های کارتونی

 

بـابــا اتـی : وقـتــی تــو یــه رابـطــه دچــارِ احـســاســاتِ شــدیــد شـــدی, بــدون خــودت نـیـسـتــی , خـــرِ درونــتــه . . . !

قهوه تلخ/مهران مدیری

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های به یاد ماندنی

 

دانش آموز: آقا اجازه یه آدم چجوری گاو میشه؟

عماد(شهاب حسینی): به مرور

فروشنده – اصغر فرهادی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ زیبا

 

خیلیا میگن زمین جهنم ی سیاره دیگس

آسپرین-فرهاد نجفی

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

دیالوگ های خنده دار

 

آدم وقتی یکیو دوست داره صبح خوشحال از خواب پا میشه !…

خواب سفید

 

دیالوگ های به یاد ماندنی تاریخ سینما

 

 

 


مشاهده کلیپ