بیوگرافی سعید عرب خواننده


 بیوگرافی سعید عرب خواننده

بیوگرافی سعید عرب خواننده

سعید عرب متولد ۱۳۵۹ در تهران است.  از ۱۰ سالگی نوازندگی را شروع کرد و ملودیکا می نواخت و از ۱۷ سالگی بصورت تخصصی این کار را شروع کرد. او وارد کننده لوازم موسیقی است و در این سن شروع به ساختن ملودی کرد و بعد با چند تنظیم کننده آشنا شد ،در همین مدت نوازندگی پیانو را هم شروع کرد.

این دوستان تنظیم کننده به او پیشنهاد دادند تا خودش بخواند، او از بچگی آهنگ خواننده ها را می خواند و علاقه زیادی به خوانندگی داشت و بعد از مدتی شروع به جمع آوری آلبوم کرد. سال ۸۷ ترانه ها را برای اخذ مجوز به وزارت ارشاد فرستاد و در روزهای پایانی سال ۹۰ مجوز آلبوم مهربونم صادر شد.

یکی از ملودی سازان حرفه ای است،خوانندگی هم بصورت حرفه ای پیگیری است و چند کنسرت نیز برگزار کرده و متاهل است.

آهنگهای سعید عرب, زندگی نامه سعید عرب

آهنگهای سعید عرب, زندگی نامه سعید عرب

بیوگرافی سعید عرب خواننده ایرانی

آهنگهای سعید عرب, زندگی نامه سعید عرب

سعید عرب و همسرش

آهنگهای سعید عرب, زندگی نامه سعید عرب

سعید عرب یکی از ملودی سازان حرفه ای است

 

The post بیوگرافی سعید عرب خواننده appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی


بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی

نسرین نصرتی را همه ما در سریال پایتخت دیده ایم که با لهجه مازندرانی به ایفای نقش پرداخته است و در همه سری های این سریال هم حضور داشته است. 

 

نسرین نصرتی
نام اصلی : نسرین نصرتی
زمینه فعالیت: تلویزیون، سینما، تئاتر
تولد : ۱۳۵۵ – تهران
محل زندگی: تهران
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر، دستیار کارگردان

 

نسرین نصرتی بازیگر تئاتر و تلویزیون متولد سال ۱۳۵۵ در تهران می باشد . وی دارای دیپلم هنر و همچنین دانشجوی انصرافی رشته طراحی پارچه و لباس در مجارستان است.نسرین نصرتی با بازی در سریال «تا ثریا»، «روشنایی‌های شهر»، « و خداوند عشق راآفرید»، «شهر زیبا» و…توانایی‌های خود را به کارگردانان تلویزیون نشان داد.

 

با حضور در سریال تا ثریا با سیروس مقدم آشنا شد که این آشنایی باعث حضور وی در نقش فهیمه خواهر نقی معمولی در سریال پایتخت شد و سبب شد به خوبی دیده و شناخته شود .نسرین نصرتی در جشن حافظ ۹۵ جایزه بهترین بازیگر زن کمدی برای حضور در سریال پایتخت  را دریافت نمود.نسرین نصرتی همچنین در فیلم محمد رسول الله (ص) با محسن تنابنده هم بازی بوده است.
بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی

  نسرین نصرتی دارای دیپلم هنر و دانشجوی انصرافی رشته طراحی پارچه و لباس در مجارستان است

 

قسمتی از صحبت های نسرین نصرتی

چطور بازیگر شد

نسرین نصرتی: حضورم در عرصه بازیگری کاملا اتفاقی بود. من همواره به این حرفه علاقه مند بودم اما قصد نداشتم به طور جدی وارد این فضا شوم؛ به همین خاطر به پیشنهاد یکی از دوستانم وارد کار تئاتر شده و پشت صحنه آن اثر مشغول به کار شدم اما در همان حین یکی از کارگردان های برجسته تئاتر مرا دید و برای بازی در یک اثر دعوت کرد. بعد از آن سرنوشتم در این عرصه تا حد زیادی تغییر کرد.

 

زندگی با یک غیربازیگر

نسرین نصرتی: همسرم بازیگر نیست و فعالیت حرفه ای اش در مورد هنر نیست اما او مخاطب جدی هنر است و به حوزه کاری من اشراف کامل دارد؛ همین موضوع باعث می شود با یکدیگر در نهایت عشق و احترام زندگی کنیم. او بهترین مشاورم است و بی تردید اگر لطف و حمایت های او نبود،

 

نمی توانستم به بازیگری ادامه داده و پرتوان کارم را انجام دهم؛ به همین خاطر هیچ گاه نمی توان به طور قطع گفت زندگی با یک همکار بهتر است یا با یک غیر همکار!

 

لذت از یک زندگی ساده و صمیمی

نسرین نصرتی: شیوه لذت بردن آدم ها از زندگی متفاوت است؛ شیوه من هم این است که یک زندگی ساده، صمیمی و به دور از هرگونه تنش داشته باشم. من زندگی شخصی بسیار ساده و در عین حال صمیمی دارم و از این سبک زندگی بسیار لذت می برم.

 

عشق، کلید انجام کارهای خانه

نسرین نصرتی: من آدم کم کاری هستم و دلم می خواهد نقش هایی را که بازی می کنم انتخاب کنم؛ به همین خاطر بازی در هر نقشی را نمی پذیرم و ترجیحم این است در آثاری حضور پیدا کنم که از هر جهت آن را دوست داشته باشم. زمانی که سر کار نیستم، در خانه به زندگی شخصی و روزمره ام می پردازم.

 

شاید برای تان جالب باشد اما یکی از علائق من انجام کارهای خانه است؛ به همین خاطر با عشق و علاقه خاصی برای این کار وقت می گذارم. به نظرم انجام دادن کارهای خانه عشق می خواهد و اگر شما با عشق و علاقه این کار را انجام دهید نه تنها برای تان سخت نیست

 

بلکه از انجام آن خسته هم نمی شوید، برای تان تبدیل به یک کار ملال آور و روزمره نمی شود و می توانید با عشق و اشتیاق آن کارها را انجام دهید.  

بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی

همسر نسرین نصرتی بازیگر نیست و فعالیت حرفه ای اش در مورد هنر نیست

 

آثار نسرین نصرتی
فیلم شناسی نسرین نصرتی
* محمد رسول‌الله (فیلم)-مجید مجیدی
*  پایتخت ۴ – سیروس مقدم
*  شايد براي شما هم اتفاق بيفتد
*  پایتخت۳ – سیروس مقدم
*  پایتخت (مجموعه تلویزیونی)- سیروس مقدم
*  تا ثریا- سیروس مقدم
* زخم شانه حوا-حسین قناعت
*  پانزده و یک روز- گلچهر دامغانی
*  روشنایی‌های شهر- مسعود کرامتی
*  و خداوند عشق راآفرید- مسعود شاه‌محمدی
*  رو به آسمان- بیژن میرباقری
* آینه- نوید میهن‌دوست
* کارآگاهان- حمید لبخنده
*  شهر زیبا- امیر حیدرپور
* شانس زندگی- بیژن میرباقری
*  حمکت پنهان-مجید تربتی
* عطش-مجید تربتی
*  معصومه-سیدمحسن یوسفی
*  سی امین روز-جوادافشار
* سیب سنجد سمنو-فریدون فرهودی
* درآغاز یک روز-بهرام توکلی

 

دستیارکارگردان
*  نمایش “سکوت” حسین مهکام، تئاتر شهر، تالار سایه؛۱۳۸۵
*  نمایش “اتاق رویا” افروز فروزند، تئاترشهر، تالار نو؛ ۱۳۸۱

بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی

عکس نسرین نصرتی و همسرش

 

تئاتر

*  نمایش “من خیال تو نیستم” حمید شریف‌زاده؛جشنواره مقاومت، چهارسو؛ ۱۳۹۲
*  نمایش “خداحافظی نکن” مسعود طیبی؛ کارگاه نمایش؛ ۱۳۹۰
* نمایش “لابی” بیتا الهیان، جشنواره بانو. کارگاه نمایش؛ ۱۳۸۹
*  نمایش “رازماهی آکواریوم آقای ژان” احمدایرانی خواه، جشنوارهرضوی. قشقایی؛ ۱۳۸۷
* نمایش “جنایات قلب” بیتا الهیان، جشنواره بانو. حوزه هنری؛ ۱۳۸۷
* نمایش “دودلقک و نصفی” وحید آقاپور، جشنواره فجر. تالار مولوی-اصلی؛ ۱۳۸۵
*  نمایش “خانه پدری” هومن برق‌نورد، فرهنگسرای بهمن ـ خانه نمایش؛ ۱۳۸۶
* نمایش “کاکتوس” مسعود طیبی؛ تالار مولوی؛ ۱۳۸۷
* نمایش “تنها راه ممکن” محمد یعقوبی، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۴
*  نمایش “فاخته ها” محمد محمود سلطانی، تالار مولوی؛۱۳۸۴
*  نمایش “نجواهای نانوشته” نرگس هاشم‌پور، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۳
*  نمایش “قهوه تلخ” شبنم طلوعی تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۲

 

نمایش نامه خوانی
* ازبیت المقدس تااریحا-بیتا الهیان-تالار حافظ ۱۳۹۲
* روایت‌های ساده از زندگی روزمره-پیروزکرمی-پارین ۱۳۹۱
بیوگرافی نسرین نصرتی و عکس های نسرین نصرتی

 

 


مشاهده کلیپ

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان + تصاویر


 نگار جواهریان

نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان

نگار جواهریان (متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. او در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد. وی در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز برای فیلم طلا و مس تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد. وی در فیلم کمپ ایکس ری (۲۰۱۴) یه جای كریستین استوارت حرف زده است.

هر وقت نگار جواهريان اسم بازيگري را مي‌آورد مي‌تواني يك برق ذوق‌زدگي را در نگاهش پيدا كني، همان برقي كه وادارش مي‌كند بدون پشتوانه ازسال ۷۶ تا همين حالا به يك اتفاق در سينماي خودش فكر كند.

گفت‌وگو با نگار جواهريان

‌در عرصه بازيگري چه تعريفي براي نگار جواهريان قايل مي‌شويد؟
نگار جواهريان: اين سوال شايد شبيه اين باشد كه از من بپرسي چه شكلي هستم؛ اصولا تصويري كه آدم از خودش دارد كمي مخدوش است. انگار چشمم را ببندم و قيافه‌ام را تصور كنم، هميشه اين تصوير مخدوش است. اين تصوير همراه مي‌شود با خاطرات و مجموعه‌اي از نشانه‌ها، غم و شادي‌هايي كه در زندگي فرد تاثير گذاشته است. بنابراين راجع به كار هم اين طور است؛ من واقعا نمي‌توانم تعريفي از نگار جواهريان در بازيگري قايل شوم. اگر بخواهم تعريفي براي اين اسم و فاميل داشته باشم شفاف نيست چون با همه چيزهايي كه از كودكي تا الا ن همراهم بوده قاطي شده است.

به خصوص از ۱۴-۱۳سالگي كه من به مدرسه هنر و ادبيات كودكان و نوجوانان رفتم و اين حرفه را يادگرفتم. ۱۵سالگي هم با رفتن روي سن تئاتر شهر كار حرفه‌اي خودم را شروع كردم. بنابراين همه اينها مثل يك فيلم از جلوي چشمم رد مي‌شود. فريم به فريم تمام اين سال‌ها جلوي چشمم مي‌آيد و نمي‌شود درباره آن يك جمله گفت.

در دو، سه سال گذشته با اينكه همان روند سابق را طي كرديد، بيشتر ديده شديد، به نظرتان چطور اين اتفاق افتاده است؟
بخشي از آن به شرايطي كه در اختيار شما قرار داده مي‌شود بر مي‌گردد در حالي كه من همان راه را مي‌روم. از سال ۷۷ كه كارم را شروع كردم، تا الان همان راه را رفته‌ام؛ حساسيت‌هايم همان‌هاست كه بود، هدف و معيارهايم تغيير نكرده، لذت‌هايم همين‌طور؛ اما روزهايي پيش مي‌آيد كه به تو فرصت ديده شدن داده مي‌شود كه البته براي اين اتفاق بايد خيلي چيزها كنار هم قرار بگيرد.

مثلا نقشي در فيلمنامه‌اي به تو فرصت مي‌دهد كه هر آنچه آرام‌آرام در طي سال‌ها به دست آورده‌اي، كنار هم قرار بگيرد و اتفاق خوبي شكل بگيرد. هميشه در فيلمنامه‌ها نقش‌هايي هستند كه بايد ديده شوند؛ يعني همه عناصر فيلمنامه در جهتي است كه آن نقش ديده شود، بعد آن فيلمنامه به دست گروه و كارگرداني قرار بگيرد كه مسير تو را مي‌روند و بعد آن فيلم در زماني نمايش داده شود كه ديده بشود. شايد بايد برگرديم به طلا و مس. نقشي كه در طلا و مس بود، طوري بود كه اگر تو كمي كارت را بلد باشي و كار و هدفت جدي باشد، بايد بتواني از پسش بر بيايي و بايد ديده شوي. منظورم اين نيست كه بايد تشويق مي‌شد، ولي مي‌شد حدس زد كه پتانسيل ديده شدن را دارد. مي‌خواهم بگويم كه اتفاقا وقتي داشتم طلا و مس را در زمستان ۸۷ بازي مي‌كردم، واقعا به اينها فكر نمي‌كردم. چون ساليان سال بود كه مشغول كار بودم و ديگر به اين فكر نمي‌كردم كه اين نقشي است كه قرار است با آن ديده شوم.

نمي‌گويم كه نااميد بودم، مي‌گویم كه من دارم راه خودم را مي‌روم و ديگر به نتيجه فكر نمي‌كنم. البته از خدايم بود كه ديده شود ولي اگر هم نشد من نمي‌توانم اين راه را ول كنم. حداقل از ۱۳سالگي كه درگيرش شدم، ديگر نمي‌توانم فكر كنم روزي ولش مي‌كنم. بنابراين در زمان فيلمبرداري طلا و مس به اين فكر نمي‌كردم كه سال بعد قرار است اين فيلم در يك جو رقابتي نمايش داده شود و جايزه هم بگيرد، يا حتي تاثيرش روي تماشاگر‌ها چقدر خواهد بود. آن موقع درگير اين بودم كه ام.اس چيست، همسر يك روحاني بودن چه دغدغه‌هايي دارد و جايي براي فكر كردن به اين نتيجه‌ها نبود. بعد هم من عموما اين طور هستم كه در زمان كار خيلي به اين چيزها فكر نمي‌كنم چون مسير برايم مهم است البته نگراني‌هايم در لحظه بسيار زياد است.

‌حتما خيلي مهم نيست كه نقش اول را بازي كنيد؟
نه نيست. برايم در نقش اين مهم است كه درگيرم كند، حتي اگر يك سكانس يا يك پلان باشد. مثلا نقش رويا، نونهالي در خانه‌اي روي آب فقط دو سكانس بود ولي ببينيد چقدر اين نقش به يادماندني و تاثيرگذار بود. يك باري را در خودش دارد كه مي‌تواند تو را زير و رو كند. البته اين را هم نمي‌شود فراموش كرد كه در سينماي ما خيلي كم پيش مي‌آيد كه نقش‌هاي كوچك يك باري را جابه‌جا كنند. اين يك اتفاق خيلي ايده‌آل است. نقش‌هاي كوچك اين روزها براي ديده شدن نقش يك ساخته مي‌شوند. شايد براي همين است كه براي آدم‌ها نقش يك جذاب است، مسلما براي من هم هست ولي نه آنقدر كه بخواهم فقط آن را بازي كنم. خيلي وقت‌ها بوده كه نقش‌هاي كوتاه را در كنار نقش يك گذاشته‌ام و آن را ترجيح داده‌ام.

‌نگار جواهريان ستاره است يا قرار است ستاره بشود؟
ستاره يعني چه؟ من اگر بخواهم در سينماي بعد از انقلاب چند تا ستاره بشمارم، به نظرم يك نفر است و آن هديه تهراني است و من جز او به كس ديگري ستاره نمي‌گويم. دليلش هم اين است كه به نظرم ستاره يعني كسي كه نشود در هر ژانري از خبرهاي داغش گذشت؛ او يك آيكون است و لزوما فقط بازيگري نيست. به نظرم هديه تهراني يك ستاره است، چون حتي با اينكه چند سالي است كار نمي‌كند، اما هنوز خبرساز است و كارنامه كاري او هم بسيار درخشان است. او مي‌تواند تبديل به شمايلي شود كه حتي بعد از چند سال كار نكردن بتواند تيتر يك روزنامه‌ها شود. بازيگرها مي‌توانند زندگي خصوصي جذابي نداشته باشند، اما هر حركتي از ستاره بايد جذاب باشد. ستاره يعني اين. حالا بيا ستاره را از بازيگر جدا كنيم، يك بازيگر مي‌تواند هيچ كدام از اينها را نداشته باشد، چون بازيگري يك راه است. بنابراين من ستاره كه قطعا نيستم و فكر نمي‌كنم كه هيچ وقت هم بشوم. البته هرگز هم چنين چيزي در ذهن من نبوده است. ستاره بودن خيلي جذاب است اما من ستاره نيستم. من به چيزهاي ديگري فكر كرده‌ام. چيزهاي ديگري پارامتر من بوده است و آن راه ستاره شدن را نرفته‌ام.

اگر چنين هدفي داشتم بايد درباره آن فكر مي‌كردم و اصلا راهم عوض مي‌شد. تو زمانی نقشي را در فيلمي بازي مي‌كني كه مي‌داني ديده نمي‌شود ولي نقش درخشاني است.

ازد.اج نگار جواهریان با رامبد جوان

‌اصلا سينماي ايران، قابليت ستاره‌پروري دارد؟
شايد نمي‌خواهد كه داشته باشد. شايد در عرصه‌هايي مثل فوتبال و سياست موقعيت ستاره شدن بيشتر باشد. به نظرم در سينما اين موقعيت نيست اما در سطح سينمايي خودمان بعد از انقلاب هديه تهراني را داريم و قبل از انقلاب فردين. البته اين مشكلات فقط از سينما ناشي نمي‌شود از بحث اعتقادي و فرهنگي بگير و…

‌خودتان را بازيگر تئاتر مي‌دانيد يا سينما يا اصلا تفكيك نمي‌كنيد و مي‌گوييد بازيگرهستيد؟
خود به خود كه تفكيك وجود دارد. بالاخره دو رسانه متفاوت است، ولي شايد من خودم را بازيگر مي‌دانم، با اينكه خودم در دلم وابستگي ديگري به تئاتر دارم، مثل بچه‌اي كه خانه پدري‌اش را دوست دارد. به نظرم تئاتر براي كساني كه از تئاتر شروع كرده‌اند احساس امنيت مي‌دهد. با اينكه در تئاتر بايد بيشتر از اين مايه بگذارم، هنوز به آن نقطه‌اي كه مي‌خواهم نرسيدم، نمي‌گويم در سينما رسيده‌ام، اما در تئاتر هنوز به آن پله‌اي كه براي خودم در نظر گرفته‌ام نرسيده‌ام. در تئاتر كارهاي ويژه‌اي هم دارم مثل «۱۷ دي كجا بودي» كار اميركوهستاني، اما هنوز حسم ارضا نشده است.

‌شايد بتوان گفت در بين ديگر هم سن و سال‌هايتان پشتوانه‌اي در سينما نداشته‌ايد با اين وجود به آنچه خواسته‌اید رسيده‌ايد. با توجه به باند بازي و وجود مافياي سينمايي براي هم سن و سال‌هايتان كه شرايط شما را دارند اصلا بدون باج دادن راه پيشرفت وجود دارد؟

مخاطب عام كه از اين چيزها خبر ندارد ولي اين ماجرا يك نقطه امني براي من در تمام اين سال‌هاست. شايد براي همين باشد كه من نمي‌توانم بازيگري را ول كنم. اين نقطه امن است و اين خيلي سخت است، بايد در اين شرايط خيلي پوست كلفت بود. بايد خيلي‌خيلي عشق به اين كار وجود داشته باشد و روزبه‌روز مثل سنگي كه آب از روي آن رد مي‌شود و آن را تغيير مي‌دهد، توانايي پذيرش اين تغيير را داشته باشد. و در عين حال صبور هم بود، درست مثل سنگ. من خودم شايد دوست نداشته باشم بگويم كه در اين مساله مدعي هستم، اما مي‌توانم بگويم كه ديده‌ام و چنين شرايطي را هم تجربه كرده‌ام ولي اين بي‌پناهي از آدم چيزي مي‌سازد و در راهي كه مي‌رود كمك مي‌كند.

درست مثل بچه‌اي كه قرار است راه برود و بايد زمين بخورد. من با اطمينان مي‌گويم بدون هيچ كمك و پشتيباني، اما با عشق و ايمان و كار زياد مي‌شود جلو رفت و قطعا مي‌تواني روي يك نقطه خوب بايستي.

‌آن اتفاقي كه مي‌خواستيد در سينما برايتان افتاده است؟
جواب دادن به اين سوال خيلي سخت است. مثل اين است كه من از تو بپرسم به آن چيزي كه در زندگيت خواسته‌اي رسيده‌ای؟ درست مثل سوال اول مي‌گويم من اين راه را دوست دارم. همين جاده‌اي كه معلوم نيست انتهايش كجاست جايي در جاده، دشتی خوشگل مي‌بيني، بعد به خرابه مي‌رسي و تو نمي‌داني قرار است به كجا برسي. زندگي هم همين شكل است و تو نمي‌داني يك ماه بعد قرار است چه اتفاقي برايت بيفتد اما مهم، راه است و من اين راه را دوست دارم.

  ازدواج نگار جواهریان و رامبد جوان

مراسم ازدواج رامبد جوان، مجری برنامه خندوانه و نگار جواهریان، بازیگر فیلم‌هایی چون طلا و مس و این جا بدون من، در کشور یونان برگزار شده است. چند سینماگر، از جمله حاضران در این مراسم بوده‌اند.

 ازدواج نگار جواهریان با رامبد جوان

فیلم شناسی نگار جواهریان

 سینما

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۹۴ بیا با من شهاب حسینی
۱۳۹۴ نگار رامبد جوان
۱۳۹۳ اعترافات ذهن خطرناک من هومن سیدی
۱۳۹۳ قندون جهیزیه علی ملاقلی‌پور
۱۳۹۳ پریدن از ارتفاع کم حامد رجبی
۱۳۹۲ ملبورن نیما جاویدی
۱۳۹۱ حوض نقاشی مازیار میری
۱۳۹۱ آشغال‌های دوست داشتنی محسن امیریوسفی
۱۳۹۰ قصه‌ها رخشان بنی اعتماد
۱۳۹۰ بی خود و بی جهت عبدالرضا کاهانی
۱۳۸۹ اینجا بدون من بهرام توکلی
۱۳۸۹ یه حبه قند رضا میرکریمی
۱۳۸۸ هیچ عبدالرضا کاهانی
۱۳۸۷ طلا و مس همایون اسعدیان
۱۳۸۷ شبانه روز امید بنکدار و کیوان علیمحمدی
۱۳۸۷ کتاب قانون مازیار میری
۱۳۸۶ تنها دو بار زندگی می‌کنیم بهنام بهزادی
۱۳۸۶ صد سال به این سال‌ها سامان مقدم
۱۳۸۶ جعبه موسیقی فرزاد مؤتمن
۱۳۸۵ نسل جادویی ایرج کریمی
۱۳۸۴ پابرهنه در بهشت بهرام توکلی
۱۳۸۳ خوابگاه دختران محمدحسین لطیفی
۱۳۸۲ چند تار مو ایرج کریمی
۱۳۸۲ قدمگاه محمدمهدی عسگرپور
۱۳۸۰ من، ترانه ۱۵ سال دارم رسول صدرعاملی

 

 گروه صحنه و لباس

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۳ گیلانه رخشان بنی‌اعتماد در گروه صحنه و لباس

 

 مجموعه تلویزیونی

سال مجموعه کارگردان یادداشت
۱۳۹۳ کلاه قرمزی ۹۳ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۹۰ کلاه قرمزی ۹۰ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۸۵ زیر تیغ (مجموعه تلویزیونی) محمدرضا هنرمند
۱۳۸۲ این راهش نیست (مجموعه تلویزیونی) نوید میهن دوست

 

 فیلم تلویزیونی و شبکه خانگی

سال تله فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۹ ستاره‌های سوخته سیروس الوند
۱۳۸۹ همین یک ساعت پیش سینا آذین فیلم کوتاه

 

تصاویر نگار جواهریان

نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

جدیدترین تصاویر نگار جواهریان بازیگر ایرانی

   نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

 عکس های نگار جواهریان

   نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

تصاویر جدید نگار جواهریان

   نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

 عکس های جدید نگار جواهریان

  نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

 بیوگرافی نگار جواهریان

 نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

 نگار جواهریان

نگار جواهریان,بیوگرافی نگار جواهریان

fa.wikipedia.org

 

The post نگاهی به زندگینامه نگار جواهریان + تصاویر appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان


بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

نگار جواهریان بازیگر زن سینمای ایران است که در کارنامه خود یک سیمرغ جشنواره فجر را در کارنامه دارد و مورد توجه اهالی سینما هم هست. نگار جواهریان (متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. او در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد.

 

نگار جواهریان

زمینه فعالیت : سینما، تلویزیون و تئاتر
تولد :  ۲۲ دی ۱۳۶۱- تهران
محل زندگی : تهران
ملیت : ایرانی
پیشه :  هنرپیشه
سال‌های فعالیت : از ۱۳۸۰ تاکنون

 

نگار جواهریان (متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. او در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد.

 

وی در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز برای فیلم طلا و مس تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد. وی در فیلم کمپ ایکس ری (۲۰۱۴) یه جای كریستین استوارت حرف زده است. هر وقت نگار جواهريان اسم بازيگري را مي‌آورد مي‌تواني يك برق ذوق‌زدگي را در نگاهش پيدا كني، همان برقي كه وادارش مي‌كند بدون پشتوانه ازسال ۷۶ تا همين حالا به يك اتفاق در سينماي خودش فكر كند.

 

گفت‌وگو با نگار جواهريان

‌در عرصه بازيگري چه تعريفي براي نگار جواهريان قايل مي‌شويد؟
نگار جواهريان: اين سوال شايد شبيه اين باشد كه از من بپرسي چه شكلي هستم؛ اصولا تصويري كه آدم از خودش دارد كمي مخدوش است. انگار چشمم را ببندم و قيافه‌ام را تصور كنم، هميشه اين تصوير مخدوش است. اين تصوير همراه مي‌شود با خاطرات و مجموعه‌اي از نشانه‌ها، غم و شادي‌هايي كه در زندگي فرد تاثير گذاشته است.

 

بنابراين راجع به كار هم اين طور است؛ من واقعا نمي‌توانم تعريفي از نگار جواهريان در بازيگري قايل شوم. اگر بخواهم تعريفي براي اين اسم و فاميل داشته باشم شفاف نيست چون با همه چيزهايي كه از كودكي تا الا ن همراهم بوده قاطي شده است.

 

به خصوص از ۱۴-۱۳سالگي كه من به مدرسه هنر و ادبيات كودكان و نوجوانان رفتم و اين حرفه را يادگرفتم. ۱۵سالگي هم با رفتن روي سن تئاتر شهر كار حرفه‌اي خودم را شروع كردم. بنابراين همه اينها مثل يك فيلم از جلوي چشمم رد مي‌شود. فريم به فريم تمام اين سال‌ها جلوي چشمم مي‌آيد و نمي‌شود درباره آن يك جمله گفت.

 

در دو، سه سال گذشته با اينكه همان روند سابق را طي كرديد، بيشتر ديده شديد، به نظرتان چطور اين اتفاق افتاده است؟

 

بخشي از آن به شرايطي كه در اختيار شما قرار داده مي‌شود بر مي‌گردد در حالي كه من همان راه را مي‌روم. از سال ۷۷ كه كارم را شروع كردم، تا الان همان راه را رفته‌ام؛ حساسيت‌هايم همان‌هاست كه بود، هدف و معيارهايم تغيير نكرده، لذت‌هايم همين‌طور؛ اما روزهايي پيش مي‌آيد كه به تو فرصت ديده شدن داده مي‌شود كه البته براي اين اتفاق بايد خيلي چيزها كنار هم قرار بگيرد.

 

مثلا نقشي در فيلمنامه‌اي به تو فرصت مي‌دهد كه هر آنچه آرام‌آرام در طي سال‌ها به دست آورده‌اي، كنار هم قرار بگيرد و اتفاق خوبي شكل بگيرد. هميشه در فيلمنامه‌ها نقش‌هايي هستند كه بايد ديده شوند؛ يعني همه عناصر فيلمنامه در جهتي است كه آن نقش ديده شود، بعد آن فيلمنامه به دست گروه و كارگرداني قرار بگيرد

 

كه مسير تو را مي‌روند و بعد آن فيلم در زماني نمايش داده شود كه ديده بشود. شايد بايد برگرديم به طلا و مس. نقشي كه در طلا و مس بود، طوري بود كه اگر تو كمي كارت را بلد باشي و كار و هدفت جدي باشد، بايد بتواني از پسش بر بيايي و بايد ديده شوي. منظورم اين نيست كه بايد تشويق مي‌شد،

 

ولي مي‌شد حدس زد كه پتانسيل ديده شدن را دارد. مي‌خواهم بگويم كه اتفاقا وقتي داشتم طلا و مس را در زمستان ۸۷ بازي مي‌كردم، واقعا به اينها فكر نمي‌كردم. چون ساليان سال بود كه مشغول كار بودم و ديگر به اين فكر نمي‌كردم كه اين نقشي است كه قرار است با آن ديده شوم.

 

نمي‌گويم كه نااميد بودم، مي‌گویم كه من دارم راه خودم را مي‌روم و ديگر به نتيجه فكر نمي‌كنم. البته از خدايم بود كه ديده شود ولي اگر هم نشد من نمي‌توانم اين راه را ول كنم. حداقل از ۱۳سالگي كه درگيرش شدم، ديگر نمي‌توانم فكر كنم روزي ولش مي‌كنم. بنابراين در زمان فيلمبرداري طلا و مس به اين فكر نمي‌كردم

 

كه سال بعد قرار است اين فيلم در يك جو رقابتي نمايش داده شود و جايزه هم بگيرد، يا حتي تاثيرش روي تماشاگر‌ها چقدر خواهد بود. آن موقع درگير اين بودم كه ام.اس چيست، همسر يك روحاني بودن چه دغدغه‌هايي دارد و جايي براي فكر كردن به اين نتيجه‌ها نبود. بعد هم من عموما اين طور هستم كه در زمان كار خيلي به اين چيزها فكر نمي‌كنم چون مسير برايم مهم است البته نگراني‌هايم در لحظه بسيار زياد است.

 

‌حتما خيلي مهم نيست كه نقش اول را بازي كنيد؟
نه نيست. برايم در نقش اين مهم است كه درگيرم كند، حتي اگر يك سكانس يا يك پلان باشد. مثلا نقش رويا، نونهالي در خانه‌اي روي آب فقط دو سكانس بود ولي ببينيد چقدر اين نقش به يادماندني و تاثيرگذار بود. يك باري را در خودش دارد كه مي‌تواند تو را زير و رو كند. البته اين را هم نمي‌شود فراموش كرد

 

كه در سينماي ما خيلي كم پيش مي‌آيد كه نقش‌هاي كوچك يك باري را جابه‌جا كنند. اين يك اتفاق خيلي ايده‌آل است. نقش‌هاي كوچك اين روزها براي ديده شدن نقش يك ساخته مي‌شوند. شايد براي همين است كه براي آدم‌ها نقش يك جذاب است، مسلما براي من هم هست ولي نه آنقدر كه بخواهم فقط آن را بازي كنم. خيلي وقت‌ها بوده كه نقش‌هاي كوتاه را در كنار نقش يك گذاشته‌ام و آن را ترجيح داده‌ام.

 

‌نگار جواهريان ستاره است يا قرار است ستاره بشود؟
ستاره يعني چه؟ من اگر بخواهم در سينماي بعد از انقلاب چند تا ستاره بشمارم، به نظرم يك نفر است و آن هديه تهراني است و من جز او به كس ديگري ستاره نمي‌گويم. دليلش هم اين است كه به نظرم ستاره يعني كسي كه نشود در هر ژانري از خبرهاي داغش گذشت؛ او يك آيكون است

 

و لزوما فقط بازيگري نيست. به نظرم هديه تهراني يك ستاره است، چون حتي با اينكه چند سالي است كار نمي‌كند، اما هنوز خبرساز است و كارنامه كاري او هم بسيار درخشان است. او مي‌تواند تبديل به شمايلي شود كه حتي بعد از چند سال كار نكردن بتواند تيتر يك روزنامه‌ها شود. بازيگرها مي‌توانند زندگي خصوصي جذابي نداشته باشند، اما هر حركتي از ستاره بايد جذاب باشد. ستاره يعني اين.

 

حالا بيا ستاره را از بازيگر جدا كنيم، يك بازيگر مي‌تواند هيچ كدام از اينها را نداشته باشد، چون بازيگري يك راه است. بنابراين من ستاره كه قطعا نيستم و فكر نمي‌كنم كه هيچ وقت هم بشوم. البته هرگز هم چنين چيزي در ذهن من نبوده است. ستاره بودن خيلي جذاب است اما من ستاره نيستم. من به چيزهاي ديگري فكر كرده‌ام. چيزهاي ديگري پارامتر من بوده است و آن راه ستاره شدن را نرفته‌ام.

 

اگر چنين هدفي داشتم بايد درباره آن فكر مي‌كردم و اصلا راهم عوض مي‌شد. تو زمانی نقشي را در فيلمي بازي مي‌كني كه مي‌داني ديده نمي‌شود ولي نقش درخشاني است.

بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

نگار جواهریان بازیگر جوان سینما و تلویزیون است

 

‌اصلا سينماي ايران، قابليت ستاره‌پروري دارد؟
شايد نمي‌خواهد كه داشته باشد. شايد در عرصه‌هايي مثل فوتبال و سياست موقعيت ستاره شدن بيشتر باشد. به نظرم در سينما اين موقعيت نيست اما در سطح سينمايي خودمان بعد از انقلاب هديه تهراني را داريم و قبل از انقلاب فردين. البته اين مشكلات فقط از سينما ناشي نمي‌شود از بحث اعتقادي و فرهنگي بگير و…

 

‌خودتان را بازيگر تئاتر مي‌دانيد يا سينما يا اصلا تفكيك نمي‌كنيد و مي‌گوييد بازيگرهستيد؟
خود به خود كه تفكيك وجود دارد. بالاخره دو رسانه متفاوت است، ولي شايد من خودم را بازيگر مي‌دانم، با اينكه خودم در دلم وابستگي ديگري به تئاتر دارم، مثل بچه‌اي كه خانه پدري‌اش را دوست دارد. به نظرم تئاتر براي كساني كه از تئاتر شروع كرده‌اند احساس امنيت مي‌دهد.

 

با اينكه در تئاتر بايد بيشتر از اين مايه بگذارم، هنوز به آن نقطه‌اي كه مي‌خواهم نرسيدم، نمي‌گويم در سينما رسيده‌ام، اما در تئاتر هنوز به آن پله‌اي كه براي خودم در نظر گرفته‌ام نرسيده‌ام. در تئاتر كارهاي ويژه‌اي هم دارم مثل «۱۷ دي كجا بودي» كار اميركوهستاني، اما هنوز حسم ارضا نشده است.

 

‌شايد بتوان گفت در بين ديگر هم سن و سال‌هايتان پشتوانه‌اي در سينما نداشته‌ايد با اين وجود به آنچه خواسته‌اید رسيده‌ايد. با توجه به باند بازي و وجود مافياي سينمايي براي هم سن و سال‌هايتان كه شرايط شما را دارند اصلا بدون باج دادن راه پيشرفت وجود دارد؟

 

مخاطب عام كه از اين چيزها خبر ندارد ولي اين ماجرا يك نقطه امني براي من در تمام اين سال‌هاست. شايد براي همين باشد كه من نمي‌توانم بازيگري را ول كنم. اين نقطه امن است و اين خيلي سخت است، بايد در اين شرايط خيلي پوست كلفت بود. بايد خيلي‌خيلي عشق به اين كار وجود داشته باشد

 

و روزبه‌روز مثل سنگي كه آب از روي آن رد مي‌شود و آن را تغيير مي‌دهد، توانايي پذيرش اين تغيير را داشته باشد. و در عين حال صبور هم بود، درست مثل سنگ. من خودم شايد دوست نداشته باشم بگويم كه در اين مساله مدعي هستم، اما مي‌توانم بگويم كه ديده‌ام و چنين شرايطي را هم تجربه كرده‌ام ولي اين بي‌پناهي از آدم چيزي مي‌سازد و در راهي كه مي‌رود كمك مي‌كند.

 

درست مثل بچه‌اي كه قرار است راه برود و بايد زمين بخورد. من با اطمينان مي‌گويم بدون هيچ كمك و پشتيباني، اما با عشق و ايمان و كار زياد مي‌شود جلو رفت و قطعا مي‌تواني روي يك نقطه خوب بايستي.

 

‌آن اتفاقي كه مي‌خواستيد در سينما برايتان افتاده است؟
جواب دادن به اين سوال خيلي سخت است. مثل اين است كه من از تو بپرسم به آن چيزي كه در زندگيت خواسته‌اي رسيده‌ای؟ درست مثل سوال اول مي‌گويم من اين راه را دوست دارم. همين جاده‌اي كه معلوم نيست انتهايش كجاست جايي در جاده، دشتی خوشگل مي‌بيني،

 

بعد به خرابه مي‌رسي و تو نمي‌داني قرار است به كجا برسي. زندگي هم همين شكل است و تو نمي‌داني يك ماه بعد قرار است چه اتفاقي برايت بيفتد اما مهم، راه است و من اين راه را دوست دارم.

 

ازدواج نگار جواهریان و رامبد جوان

مراسم ازدواج رامبد جوان، مجری برنامه خندوانه و نگار جواهریان، بازیگر فیلم‌هایی چون طلا و مس و این جا بدون من، در کشور یونان برگزار شده است. چند سینماگر، از جمله حاضران در این مراسم بوده‌اند.
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

نگار جواهریان و رامبد جوان

 

فیلم شناسی نگار جواهریان

 سینما

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۹۴ بیا با من شهاب حسینی  
۱۳۹۴ نگار رامبد جوان  
۱۳۹۳ اعترافات ذهن خطرناک من هومن سیدی  
۱۳۹۳ قندون جهیزیه علی ملاقلی‌پور  
۱۳۹۳ پریدن از ارتفاع کم حامد رجبی  
۱۳۹۲ ملبورن نیما جاویدی  
۱۳۹۱ حوض نقاشی مازیار میری  
۱۳۹۱ آشغال‌های دوست داشتنی محسن امیریوسفی  
۱۳۹۰ قصه‌ها رخشان بنی اعتماد  
۱۳۹۰ بی خود و بی جهت عبدالرضا کاهانی  
۱۳۸۹ اینجا بدون من بهرام توکلی  
۱۳۸۹ یه حبه قند رضا میرکریمی  
۱۳۸۸ هیچ عبدالرضا کاهانی  
۱۳۸۷ طلا و مس همایون اسعدیان  
۱۳۸۷ شبانه روز امید بنکدار و کیوان علیمحمدی  
۱۳۸۷ کتاب قانون مازیار میری  
۱۳۸۶ تنها دو بار زندگی می‌کنیم بهنام بهزادی  
۱۳۸۶ صد سال به این سال‌ها سامان مقدم  
۱۳۸۶ جعبه موسیقی فرزاد مؤتمن  
۱۳۸۵ نسل جادویی ایرج کریمی  
۱۳۸۴ پابرهنه در بهشت بهرام توکلی  
۱۳۸۳ خوابگاه دختران محمدحسین لطیفی  
۱۳۸۲ چند تار مو ایرج کریمی  
۱۳۸۲ قدمگاه محمدمهدی عسگرپور  
۱۳۸۰ من، ترانه ۱۵ سال دارم رسول صدرعاملی  

گروه صحنه و لباس

سال فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۳ گیلانه رخشان بنی‌اعتماد در گروه صحنه و لباس

 مجموعه تلویزیونی

سال مجموعه کارگردان یادداشت
۱۳۹۳ کلاه قرمزی ۹۳ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۹۰ کلاه قرمزی ۹۰ ایرج طهماسب مهمان برنامه
۱۳۸۵ زیر تیغ (مجموعه تلویزیونی) محمدرضا هنرمند  
۱۳۸۲ این راهش نیست (مجموعه تلویزیونی) نوید میهن دوست  

 فیلم تلویزیونی و شبکه خانگی

سال تله فیلم کارگردان یادداشت
۱۳۸۹ ستاره‌های سوخته سیروس الوند  
۱۳۸۹ همین یک ساعت پیش سینا آذین فیلم کوتاه

تصاویر نگار جواهریان

بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

تصاویر نگار جواهریان

بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

جدیدترین تصاویر نگار جواهریان بازیگر ایرانی
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

 عکس های نگار جواهریان
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

تصاویر جدید نگار جواهریان
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

 عکس های جدید نگار جواهریان
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

 بیوگرافی نگار جواهریان
بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

 نگار جواهریان

بیوگرافی نگار جواهریان +عکسهای نگار جواهریان

 

 


مشاهده کلیپ

لی دونگ ووک + عکس لی دونگ ووک


لی دونگ ووک و همسرش لی داهه

لی دونگ ووک و همسرش لی داهه

 

بیوگرافی لی دونگ ووک

نام به کره ای و انگلیسی : Lee Dong Wook / 이동욱

شغل : بازیگر، مدل

تاريخ تولد : November 6 ، ۱۹۸۱ (age 34) ، Seoul ، South Korea

قد : ۱٫۸۴ m

گروه خوني : B

لی دونگ ووک سال ۱۹۹۹ وارد تلوزیون کره شد و در بازی در سریال دختر من باعث شد بین مردم کره جنوبی شناخته معروف شود

لی دونگ ووک

سريال هاي تلويزيوني لی دونگ ووک

۲۰۱۵- آدامس بادکنکی یک درام با بازی لی دونگ ووک و جونگ ریو-وون با سبک درام رومنس این دو بازیگر برای اولین بار در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و دارمی نسبتا موفق ارائه دادند

۲۰۱۴- مرد آهنی یک سریال درام کمدی فانتزی با بازی لی دونگ ووک و شین سه کیونگ که داستان موفقی داشت و مورد توجه اکثر طرفداران قرار گرفت

۲۰۱۴- پادشاه هتل یک سریال به یاد ماندنی و احساسی با بازی لی داهه و لی دونگ ووک با ژانر ملودرام رومنس که برای بار دوم این دو بازیگر کنار هم قرار گفتند و اولین بازی این دو دختر من بود که باعث شناخته شدت لی جونگ ووک شد

۲۰۱۳- تبعيدي‌ از چوسان یک سریال تاریخی زیبا با بازی لی جونگ ووک و کیم یو بین کاربران ایرانی مورد استقبال قرار گرفت

۲۰۱۲- عشق وحشی یک سریال کمدی فوق العاده زیبا با بازی لی دونگ ووک و لی سی-سانگ با ژانر کمدی رومنس که پیشنهاد میکنم حتما ببینید

۲۰۱۱- بوی خوش یک زن یک درام با بازی لی دونگ ووک و کیم سون -آ با ژانر درام رومنس که نسبتا موفق بود

۲۰۰۵- دختر من یک سریال کمدی رومنس زیبا با بازی لی داهه و لی دونگ ووک که پیشنهاد میکنم از دستش ندید

لی دونگ ووک

لی داهه

نام به کره ای و انگلیسی : 이다해 / Lee Da Hae ،  Byun Da Hye

شغل : مدل ، بازيگر

تاريخ تولد : ۱۹۸۴-Apr-19

قد : ۱۷۰ سانتي متر

وزن : ۴۷ کيلو

گروه خوني : O

لی دونگ ووک

لی دونگ ووک

سريال هاي تلويزيوني لی دا هه

  • Iris یک سریال که در سال ۲۰۱۳ ساخته شد و لی داهه جزو نقش های اول این سریال نیست
  • Miss Ripley دختر حقه باز ۲۰۱۱ یک سریال که داستان قوی و دلچسبی نداره
  • The Slave Hunters شکارچی برده یک سریال زیبا و غمگین با بازی لی داهه و اوه جی هو و جانگ هیوک با ژانر اکشن تاریخی درام که به دوست دارن سبک تاریخی و غمگین پیشنهاد میشه دیدنش
  • East of Eden بهشت عدن یک سریال با ژانر اکشن رومنس درام -توجه در این سریال لی داهه به عنوان شخصیت اصلی بازی نمیکنه
  • Robber سارقان ۲۰۰۸ یک سریال غمگین دیگه که تو این سریالم لی داهه با جانگ هیوک بازی میکنه با ژانر درام رومنس
  • Hello! Miss سلام عزیزم ۲۰۰۷ سلام عزیزم یا سلام بانو یک سریال زیبا با بازی لی داهه و لی جی هون با ژانر کمدی رومنس و درام که پیشنهاد میکنم این سریال زیبا رو از دست ندید
  • My Girl دختر من ۲۰۰۵ یک سریال زیبا با بازی لی دانگ ووک که سریال پادشاه هتل هم با هم بازی کردن و پیشنهاد میشه حتما ببینیدش
  • Green Rose گل رز ۲۰۰۵ یک سریال با بازی لی داهه و گوسو با ژانر رومنس و معمایی و اکشن
  • Sweet 18 عروس هجده ساله  ۲۰۰۴ یک سریال زیبا با ژانر کمدی رومنس با بازی هان جی هی و لی دانگ گون

 

ویکی پدیا

 

The post لی دونگ ووک + عکس لی دونگ ووک appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر


بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر 

مهتاب کرامتی یکی از بهترین بازیگران زن سینمای ایران است که اهالی سینما هم برای وی احترام خاصی قائل هستند.مهتاب کرامتی سفیر سازمان ملل یونیسف نیز هست. مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می‌کند.

 

مهتاب کرامتی
تولد : ۲۵ مهر ۱۳۴۹ 
پیشه : بازیگری
همسر(ها) : بابک ریاحی‌پور (همسر سابق)
مدرک تحصیلی :  کارشناسی میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی

 

مهتاب کرامتی (زاده ۲۵ مهر ۱۳۴۹ در تهران) بازیگر زن سینمای ایران است. وی بعنوان سفیر حسن نیت یونیسف فعالیت می‌کند. او در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل را برای بازی در فیلم بیست به‌دست‌آورد.

 

زندگی‌نامه و حرفه ی مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی با مدرک کارشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند. دوره را در کلاسهای آزاد بازیگری می‌گذراند و همان‌جا برای ایفای نقش هلن در فیلم – مجموعه مردان آنجلس انتخاب می‌شود. کرامتی با همین مجموعه شناخته می‌شود ولی نمی‌تواند از این موقعیت استفاده مناسبی کند.

 

سال ۱۳۷۷ در مردی از جنس بلور به کارگردانی سعید سهیلی ایفای نقش می‌کند که نمی‌تواند درخششی برایش محسوب شود. یک سال پس از آن در فیلم مومیایی ۳ و مرد بارانی بازی می‌کند. اولین فیلم کمدی خوش ساخت با بازی پرویز پرستویی بود که جای کار چندانی برای او به نقش یک دلال عتیقه نداشت

 

و دومین فیلم به کارگردانی ابوالحسن داوودی با بازی ابوالفضل پورعرب بود که در آن ایفاگر نقش یک وکیل بود. کرامتی برای همین کاندیدای دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر می‌شود. سال ۱۳۷۹ را درحالی به پایان برد که یک مجموعه تلویزیونی و یک فیلم سینمایی را به کارنامه‌اش اضافه کرده بود.

 

مریم مقدس باز هم یک اثر تاریخی مذهبی به کارگردانی شهریار بحرانی بود؛ که به صورت فیلم و مجموعه تلویزیونی ساخته شد و بهشت از آن تو تجربه‌ای متفاوت از علیرضا داوودنژاد بود که بازی خوب کرامتی به آن جلوه داد. سال ۱۳۸۰ تنها به بازی در مجموعه تلویزیونی خاک سرخ می‌پردازد

 

که اولین تجربه تلویزیونی حاتمی کیا محسوب می‌شود. او نقش یک زن جنوبی که به دنبال دخترش می‌گردد برای دومین بار رویاروی پرویز پرستویی قرار می‌گیرد که شاید تا به امروز بهترین بازی کرامتی در یک اثر محسوب می‌شود.پس از آن در سال ۱۳۸۱ در اکشن ملاقات با طوطی همراه با ماهایا پطروسیان و محمدرضا فروتن ظاهر می‌شود

 

که دومین همکاری او علیرضا داوودنژاد محسوب می‌شود. شاه خاموش در سال بعد به کارگردانی همایون شهنواز تجربه ناموفقی تاریخی بود و نتوانست هیچ موفقیتی چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری برای او در پی داشته باشد. هشت پا حاصل سومین همکاری او با علیرضا داودنژاد می‌باشد.

 

پس از آن در همکاری با سیروس الوند رستگاری در هشت و بیست دقیقه را بازی کرد که در آن با شهاب حسینی و بهرام رادان هم بازی است. وی در سال ۱۳۸۵ نیز در دو فیلم آدم و پاداش سکوت به ایفای نقش پرداخت.کرامتی در سال ۱۳۸۷ به پروژه بیست عبدالرضا کاهانی می‌پیوندد

 

و با درخشش خود در این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر می‌شود. کرامتی در سال ۱۳۸۹ در فیلم موفق آلزایمر بازی کرد. وی در سال ۱۳۹۰ در فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم هم بازی ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخ‌نژاد شد.

 

کرامتی در سال ۱۳۹۳ با بازی در فیلم عصر یخبندان به کارگردانی مصطفی کیایی نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر شد و بازی او مورد تحسین قرار گرفت.

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

مهتاب کرامتی، بازیگر زن سینمای ایران است

 

مهتاب کرامتی کسی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می‌ دهد و مهم‌تر از همه اینکه سال‌ ها‌ست سفیر صلح یونیسف در ایران است. اسم بچه‌ها را که می‌ شنود چشم‌هایش برق می‌ زند، انگار تمام انرژی‌ های خوب دنیا در او جمع شده تا همه آنها را صرف یاری مردمان سرزمینش کند. مصاحبه با مهتاب کرامتی را در ادامه این مطلب بخوانید.

 

چگونه هنرپیشه شدید ؟
من کلاس‌های بازیگری آقای تارخ را رفتم. قبل از پایان دوره به من کار اصحاب کهف که سریال تلویزیونی بود پیشنهاد داده شد، البته بعد از اتمام کار اصحاب کهف دوباره برای اتمام دوره به کلاس‌ها برگشتم.

 

تا قبل از بازیگری به چه کاری مشغول بودید؟
درسم تمام شده بود. در رشته میکروبیولوژی درس خوانده بودم. اما دلم می‌خواست وارد عرصه هنر شوم ولی از طریق آکادمیک‌. آن موقع بود که کلاس‌های بازیگری آقای تارخ به من پیشنهاد داده شد که به نظرم دوره‌‌های بسیار عالی‌ای بود. هنوز هم از آموخته‌هایم، استفاده می‌کنم.

 

سال ۷۵ بود که به کلاس‌های بازیگری رفتم و یک سال بعد هم بازیگری را شروع کردم. ما اتود می‌زدیم از ما فیلمبرداری می‌شد و آرشیو تمرینات‌مان باقی می ماند. دوستانی که می‌خواستند برای نقش‌هایشان بازیگر انتخاب کنند، می‌آمدند و به آن آرشیو مراجعه می‌کردند.خب آنها تمریناتم را دیدند و من انتخاب شدم.

 

در عین حال قبل از پخش سریال اصحاب کهف مشغول بازی در فیلم سینمایی مردی از جنس بلور کار آقای سهیلی بودم. در همان سال در ۴ فیلم کار کردم و یک تئاتر هم بازی کردم. منظورم این است که برای من همه چیز همزمان اتفاق افتاد. آن سال یکی از شلوغ‌ترین سال‌های کاری‌ام بود.

 

از آن به بعد از این اتفاق پرهیز کردم به این دلیل که پیشنهاد خیلی زیاد بود اما فکر می‌کردم بازیگر باید تمام تلاشش را بکند که چهره‌‌اش تکراری نشود و یک نقش را تکرار نکند. باید سعی کند همیشه دیده نشود و شاید عدم حضور در تلویزیون به طور دائم به همین دلیل بود. به این دلیل که دیگر سریال‌هایی مثل خاک سرخ که خیلی شاخص باشند به ندرت اتفاق می‌افتند. درواقع من از تکرار شدن پرهیز کردم.

 

این پرهیز از بازی در نقش‌های مختلف را کسی به شما توصیه کرد یا تصمیم خودتان بود؟
من همیشه برای انتخاب نقش‌هایم با تعدادی از دوستانم مشورت می‌کنم. تعداد این مشاوره‌ها خیلی زیاد نیست اما چند نفری هستند که نظرشان را قبول دارم.خانوادهام دوست نداشتند بازیگر شوم.

 

برای کسانی که می‌خواهند وارد دنیای بازیگری شوند چه توصیه‌‌ای دارید؟
همیشه این نکته را به کسانی که به من مراجعه می‌کنند، گفته‌ام، اگر قرار است وارد دنیای هنر شوید و بازیگر شوید حتما درس بازیگری بخوانید، یعنی از طریق آکادمیک این هنر را دنبال کنید؛ تحصیلات آکادمیک هم می‌تواند دانشگاهی باشد هم کلاس‌های آزاد بازیگری که حداقل مطمئن هستیم

 

کلاس‌های خوب و موثری هستند. آن موقع که من کار را شروع کردم تعداد کلاس‌ها خیلی محدود بود، آن زمان کلاس‌های امین تارخ بود و کلاس‌های مرحوم استاد سمندریان. برای آن دسته از کسانی که می‌خواهند وارد سینما شوند بی‌نهایت صحبت دارم.

 

آن زمان که ما می‌خواستیم به کلاس بازیگری برویم باید با خانواده‌هایمان می‌جنگیدیم تا به ما اجازه رفتن به این دوره‌ها را بدهند. خانواده خود من به هیچ عنوان راضی نبودند من بازیگر شوم. نگاه خانواده‌ها به سینما طور دیگری بود. الان علاوه بر تغییر نوع نگرش تعداد کلاس‌های بازیگری هم زیاد شده و مقوله بازی راحت و در دسترس است.

 

در آن دوره ما باید کلی تست می‌دادیم و هر کسی را هم قبول نمی‌کردند که حتی به‌راحتی تست دهد. الان دوستان عزیزی که می‌خواهند وارد عرصه بازیگری شوند خیلی قدر آن را نمی‌دانند یا شاید خیلی برای آن تلاش نمی‌کنند.

 

معمولا دختری که تحصیلش را به اتمام رسانده، شغلش را دارد، ازدواج هم کرده است دیگر جرات تغییر مسیر ندارد. آن هم تغییر مسیری که شما از رشته میکروبیولوژی به سمت دنیای هنر داشتید چه اتفاقی افتاد که شما این جسارت را پیدا کردید؟

 

من درسم را تا پایان خواندم. خانواده من علم را ترجیح می‌دهند. مادرم همزمان با من فوق‌لیسانس می‌خواند، خواهرم داروسازی می‌خواند و ما هر سه با هم دانشجو بودیم البته مادرم همیشه شاگرد اول بود. حتما یادتان هست آن موقع نمی‌شد همزمان در دو رشته تحصیل کرد.

 

یکی از دوستانم که هم‌‌دانشگاهی‌ام بود در نیمه کار رشته میکروبیولوژی را ول کرد و کلاس‌های سوره را ادامه داد و از آن طریق وارد عرصه هنر شد. او جسارتش از من بیشتر بود. اما من درسم را تمام کردم. بعد از آن هم فکر ‌کردم خب دیگر امیدی نیست چون فکر می‌کردم بدترین حالت شروع بازیگری از طریق آشنایی‌هایی است که در خیابان به تو پیشنهاد بازی دهند.

 

آن‌موقع که من، مادر و خواهرم هر سه همزمان با هم دانشجو بودیم درشب امتحان من و خواهرم دربه‌در دنبال کسی می‌گشتیم که جزوه کامل داشته باشد. اما درمورد مادرم این اتفاق برعکس بود تمام هم دانشکده‌ای‌های مادرم می‌آمدند و جزوه‌های مادرم را که همیشه مرتب بود، قرض می‌گرفتند.

 

پدر من ارتشی و بازنشسته شده است و حضورش کمک مهمی بود به مادرم تا بتواند همزمان با بزرگ کردن بچه‌ها درس هم بخواند. من از زمانی که به یاد دارم، کار کرده‌‌ام؛ وقتی دانشجو بودم، تدریس خصوصی می‌کردم، در آزمایشگاه دانشگاه نیز مشغول به کار بودم. همیشه یاد گرفتم که باید کار کنم. پول تو جیبی‌ام را از پدرم می‌گرفتم ولی همیشه کارم را هم انجام می‌دادم.

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

مهتاب کرامتی کسی که هم بازیگر است هم طراحی لباس و دکوراسیون انجام می‌ دهد

 

نظر شما در ارتباط با آرایش های غلیظ و عمل های زیبایی این روزها چیست؟

بعضی از خانم‌ها می‌آیند هفت قلم آرایش کرده‌اند ما آنها را حتی راه هم نمی‌دهیم که وارد ساختمان شوند. ما می‌گوییم باید ظاهرتان از ابتدا ظاهر یک دانشجو و دانش‌آموز باشد که ما بدانیم برای شما چه چیزهایی اهمیت دارد و بعد از آن وارد مراحل آشنایی آنها با هنر و سطح مطالعات و آشنایی آنها با ادبیات و شعر و سینما و تئاتر می‌شویم.

 

بعضی‌ها از ابتدا هدف‌شان این است که با چهره، فیزیک و نوع آرایش و برخوردشان به شما بگویند که من باید انتخاب شوم، در فیلم بازی کنم و تبدیل به یک سوپراستار شوم.اما اصلا چنین اتفاقی قرار نیست پیش بیاید.در دنیا زیبا بودن یک بازیگر امتیاز منفی برای او نیست. مثلا کری گرانت هیچ‌وقت حاضر نبود بدون کت و شلوار حاضر شود.

 

این اتفاق در ایران خیلی برای یک بازیگر امتیاز خوبی نمیشود مثلا شما در اسب حیوان نجیبی است سعی داشتید با ظاهر متفاوت دیده شوید. چرا باید یک بازیگر خوش‌چهره اصرار به شکستن ظاهرش داشته باشد؟ من مسیر تغییر چهره را از خاک سرخ در تلویزیون و در مدیوم سینما از فیلم بیست شروع کردم.

 

برای خود من این کارها تجربه لذتبخشی بود چون می‌‌دانستم در آن حیطه تعداد نقش‌هایی که به من فکر می‌شود و من می‌توانم در آنها ایفای نقش کنم بیشتر است. این برای یک بازیگر ایده‌آل است که بتواند در نقش‌های متفاوت بازی کند و فقط یک استایل را تکرار نکند. البته آن هم روشی است که شاید خیلی از دوستان به آن توجه نکنند.

 

ولی من احساس کردم یا حداقل سعی کرده‌ام روش متفاوت‌تری داشته باشم. همچنین دوست دارم با کارگردان‌های جوان و جسور کار کنم که ایده متفاوت‌تری برای حضور در سینما دارند. آشنایی من با کاهانی باعث شد که یکی از این تجربه‌ها شکل بگیرد. البته این تجربه دلیل بر آن نیست که تا ابد بخواهم چهره‌ام را بشکنم. اما این ترس را هم ندارم که اگر قرار شد این اتفاق بیفتد پا پس بکشم.

 

اما از آنجایی که باید تلاش کرد که این موضوع تکرار نشود و به کلیشه تبدیل نشود فیلم‌هایی را هم بازی می‌کنم که چهره خود واقعی من است. مثلا در کارهایی مثل چیزهایی هست که نمی‌دانی، گریمور به من می‌گفت خب چه کار کنیم. گفتم همان کاری که خودم همیشه می‌کنم.

 

همان بودم و در فیلم همان اتفاق افتاد. آن نوع ظاهر برای خودم ایده‌آل است ولی نمی‌‌شود این دو مسیر جایگزین هم شوند، دوست دارم هر دو راه را با هم ادامه دهم و جلو بروم.

 

چطور جوانی خود را حفظ می کنید؟ آیا مراقبت‌‌های خاصی برای  حفظ ظاهر لازم است؟
من سعی می‌کنم شب‌ها خیلی زود بخوابم، به تغذیه‌ام می‌رسم و پرخوری نمی‌کنم. به دلیل اینکه مادرم متخصص تغذیه است و در خانواده‌ای بزرگ شده‌‌ام که خیلی به نوع خورد و خوراک توجه می‌شود. صبح‌ها ساعت ۸- ۰۳/۷ بیدار می‌شوم. حتما ۸ ساعت در روز را می‌‌خوابم. شب‌ها زود شام می‌خورم و معتقدم نباید لحظه‌ای که می‌خواهی بخوابی شام بخوری.

 

چون اگر این کار را انجام دهی کابوس می‌بینی. (یعنی من می‌بینم) صبح‌ها که بیدار می‌شوم حتما آب می‌‌خورم.ولی آب خیلی یخ نمی‌خورم. آب خوردن جزو جدایی‌ناپذیر زندگی من است و آب را با درجه حرارت اتاق یکنواخت می‌کنم. زیرا آب خیلی یخ می‌تواند اذیت‌تان کرده و ایجاد اسپاسم معده کند. صبحانه را حتما کامل می‌خورم. زیرا این موضوع می‌تواند کمک کند که اندامم ثابت بماند.

 

برنج را محدود می‌خورم و اگر قرار باشد همراه با غذایم برنج بخورم حتما شام کمتری می‌خورم، من با خانواده‌ام زندگی می‌کنم طبیعی است که غذای ایرانی در خانه جایگاه همیشگی را دارد. اما شام در خانه ما همیشه سبک سرو می‌شود اکثرا یا سبزیجات پخته می‌خوریم یاسالاد یا حتی نان و پنیر.  

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

مهتاب کرامتی تحصیلاتش را در رشته میکروبیولوژی در دانشگاه آزاد اسلامی به پایان رساند

 

شلختگی ممنوع!

شلخته نبودن و اینکه بتوانید لباس‌هایتان را مرتب نگه دارید به شما کمک می‌کند که بتوانید از لباس‌های سال‌های گذشته‌تان هم استفاده کنید. من در یک برنامه‌ای روشی دیدم این کار می‌تواند خیلی مثبت باشد. در این برنامه به ما گفتند بعد از ترکیب‌بندی رنگی، لباس‌هایتان را در کمد پشت و رو آویزان کنید

 

به این دلیل که بعد از یک فصل متوجه می‌شوی کدام یک از لباس‌هایت را هیچ‌وقت نپوشیده‌ای و بدانی که نباید اینها در کمد تو باقی بماند.

 

تا به حال دخترهای جوان از شما پرسیده‌اند که چطور می‌توانی ظاهر آراسته داشت؟
نه فکر نمی‌کنم به نفع‌شان باشد این سؤال را از من بپرسند برای اینکه هیچ کاری نباید انجام دهند تا مثل من باشند. به همه می‌گویم سادگی می‌تواند از همه چیز زیباتر باشد اگر قرار باشد یک بازیگر نقشی را بازی کند که احتیاج به گریم یا آرایش مضاعف داشته باشد،

 

اجازه بدهد گریمور این کار را انجام دهد ولی اگر قرار باشد تو دیده شوی بهتر است با همان خودت دیده شوی. بعضی‌ها آنقدر ظاهرشان را دستکاری می‌کنند که دیگر تو ظاهر واقعی‌شان را نمی‌بینی و کاملا یک فرد دیگر از خود می‌سازند. در بیشتر مواقع چهره طبیعی خانم‌ها زیبا‌تر از چهره آرایش‌ کرده‌شان است.

 

برنامه غذایی خاصی دارید؟
نوشابه به طور کامل از زندگی من حذف شده است. بعضی مواقع دلم می‌خواهد نوشابه بخورم اما متاسفانه هرچیز خوشمزه‌ای ضرر دارد. نوشابه نمی‌خرم که در خانه باشد و وسوسه‌ام کند ولی اگر خیلی هوس کنم در حد یک قلپ می‌خورم که فقط مزه آن را چشیده باشم و خیلی خودم را محدود نکنم

 

که عطش آن باقی بماند. در مورد شیرینی و شکلات هم همین‌طور، فقط یک ذره می‌خورم که ولعم به‌آن از بین برود. این قضیه هم به تثبیت وزنم کمک می‌‌کند.در کل این روال زندگی یعنی زیاد نخوردن و سبزیجات را به صورت سالم خوردن (نه سرخ کرده) را مدیون مادرم هستم،

 

مثلا قورمه‌سبزی مادر من با تمام قورمه‌سبزی‌ها متفاوت است به هیچ عنوان سیاه‌رنگ نیست. سبزی آن خیلی سرخ نمی‌شود زیرا مادرم آن را بخارپز می‌کند. ما غذای فریزری نمی‌خوریم تا آنجایی که امکان دارد سعی می‌کنیم غذا را به صورت تازه صرف کنیم.خوردن فست‌فود خیلی لذیذ است اما سعی می‌کنم

 

خوردن این نوع غذاها را محدود کنم. اگر یک شب فست‌فود بخورم فکر می‌کنم باید تا چند روز تقاص خوردن آن را پس بدهم. من سر سفره هیچ وقت آب نمی‌خورم. بهتر است که ۳۰دقیقه قبل از غذا آب بخورم تا اذیت نشوم.این را به یاد داشته باشید اگر ۳۰دقیقه قبل از خواب آب خورده شود از سکته قلبی جلوگیری می‌شود.

 

خیلی‌ها به دلیل تنبلی‌شان صبحانه نمی‌خورند. اما خوردن صبحانه به شما کمک می‌کند در طول روز کمتر غذا بخورید. من نتیجه گرفته‌ام که خوردن صبحانه خیلی کمک می‌کند به ثابت نگه داشتن وزن و مهم‌تر از آن سلامت. به همین دلیل اگر قرار باشد در یک وعده پرخوری کنم آن وعده حتما صبحانه خواهد بود.

 

اهمیت حفظ عادات غذایی نگه داشتن عادت غذایی برای ما بازیگران خیلی مهم است. به‌خصوص در پروژه فیلمبرداری که هستیم نمی‌توانیم آنطور که خودمان می‌خواهیم غذا بخوریم. من سعی می‌کنم در اینطور مواقع غذای رژیمی بخورم یا برنج غذا را نخورم یا سعی کنم نان و پنیر با گوجه و خیار بخورم. در آفریقا نوع خوراک‌شان باب طبع ما ایرانی‌ها نبود به همین دلیل من در آن سفر خیلی زیاد لاغر شدم.

 

کاری را که از دوستم یاد گرفته‌ام و خیلی سخت است آرام غذا خوردن است. آرام غذا خوردن کمک می‌کند که همیشه فرم بدن یک‌طور باقی بماند، برای اینکه همیشه بعد از ۲۰ دقیقه مغز فرمان می‌دهد که تو سیری. حالا اگر در این ۲۰ دقیقه حجم کمتری غذا خورده باشی خیلی موفق‌تری.

 

فرانسوی‌ها بیشتر موقع غذا خوردن حرف می‌زنند و معاشرت می‌کنند اما ما ایرانی‌ها عادت داریم تندتند غذا بخوریم. خب فرهنگ ما اینطور است که غذای سرد دوست نداریم. البته نوع تغذیه ایرانی سنتی خیلی می‌تواند به سلامت ما کمک کند. سبزی خوردن، سالاد، ماست اینها غذاهایی هستند که به سلامت ما کمک می‌‌کند.  

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

کرامتی، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن مکمل از بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر شد

 

اگر کارگردانی به شما بگوید برای یک فیلم باید ۳۰-۲۰ کیلوگرم وزن اضافه داشته باشی آن موقع چه کار می‌کنید؟

 

خیلی به این پیشنهاد فکر می‌کردم و شاید حتی آن را قبول نمی‌کردم برای اینکه با بالا رفتن سن کاهش وزن خیلی مشکل می‌شود. در سن کم اگر شما ۲ روز غذا نخورید خیلی راحت وزن‌تان به حالت عادی برمی‌گردد. متابولیسم بدن در سن بالا،‌ با سن کم خیلی فرق دارد و به نظر من این تغییر وزن در سن و سال من کمی دشوار است.

 

فکر می‌کنم در چنین شرایطی بر سر دوراهی قرار می‌گیرم که آیا نقش را قبول کنم یا نه. نمی‌‌دانم شاید این پیشنهاد را قبول نکنم. اما در عین حال تغییر وزن اینچنینی می‌تواند خیلی جالب باشد؛ به هر حال تو می‌توانی یک مدت هرچه دلت می‌خواهد بخوری و این قانون‌شکنی بسیار جذاب است.

 

البته خیلی سخت می‌‌توان مهتاب کرامتی چاق را تصور کرد.مهتاب کرامتی صورت پرتری داشت، اما به مرور کودکی چهره از بین می‌رود و صورت زاویه‌دارتر می‌شد اتفاقا من نباید وزنم پایین بیاید باید سعی کنم وزنم را ثابت نگه دارم وگرنه صورتم خیلی زود شادابی خود را از دست می‌دهد.

 

به نظر من بازیگرها دردسر بیشتری باید تحمل کنند، چون مجبور هستند خیلی بیشتر به خودشان برسند، چه از نظر خواب و چه از نظر تغذیه و قدرت بدنی‌شان. چون شغل مشکلی دارند. در پروژه «فرزند چهارم» که در آفریقا فیلمبرداری می‌شد واقعا به انرژی بدنی نیاز بود.

 

به این دلیل که ساعت کاری‌مان زیاد و هوا بی‌نهایت گرم بود و تغذیه خوبی هم به دلیل تنوع کم ‌غذایی نداشتیم. طبیعی است در چنین شرایطی باید انرژی لازم برای کار کردن را داشته باشی. ما زمانی که کارمان را شروع می‌کنیم ممکن است مدت یک‌ماه شب کار باشیم. خب در این مدت به طور کامل سیستم غذایی به هم می‌ریزد.

 

شما زمانی که شب‌ها بیدارید و کار می‌کنید باید میزان پروتئینی که می‌خورید بیشتر از قبل باشد وگرنه به بدنتان لطمه می‌زنید و پروتئین دفع می‌‌کنید. خواب روز هیچ‌وقت جبران خواب شب را نمی‌کند. به همین دلیل در چنین شرایطی باید نوع تغذیه‌‌تان عوض شود تا به بدن کمترین آسیب برسد.

 

بدن ما خیلی مهربان است معمولا با نوع زندگی ما خودش را وفق می‌دهد. البته شب‌کاری یک حسن هم دارد آن هم آرامش آن است. آنقدر همه جا ساکت است که شما می‌توانی با تمرکز بیشتری کار کنی.

 

دغدغه بالا رفتن سن
نمی‌توانم بگویم به بالا رفتن سن فکر نمی‌کنم اگر اینطور بگویم دروغ گفته‌ام. می‌دانم دغدغه بالا رفتن سن خانم‌‌ها به‌خصوص در بین سینماگرها خیلی اهمیت دارد. به خصوص در ایران که فیلمنامه‌‌ها بیشتر داستان‌های مردانه‌ دارد که به زن‌ها کمتر توجه می‌شود. اما من در کنار بازیگری به کارهایی که به آن علاقه‌مند بودم

 

را شروع کردم، مثل کار یونیسف و تبعات دیگر آن. این کار به من آرامش می‌دهد که اگر قرار باشد به دلیل بالا رفتن سنم کمتر فعالیت سینمایی داشته باشم کارهای جالبی برای انجام دادن داشته باشم، یعنی اینطور نیستم که بخواهم به طور کامل زندگی‌ کاری‌ام را تحت‌الشعاع قرار دهم.

 

اهمیت به مد و رنگ‌ها
در دوره‌ای که تولیدی لباس داشتم خیلی به موضوع مد اهمیت می‌دادم همیشه حواسم را جمع می‌کردم که در هر فصلی چه رنگی مد است و خیلی برایم مهم بود که مدهایی که خارج از ایران بورس بود را بتوانم ایرانیزه کنم و در ایران بیشتر از آن استفاده کنم. برای اینکه ممکن است ما از خیلی از چیزها خوش‌مان بیاید ولی هیچ‌وقت جایی را نداشته باشیم که از آن استفاده کنیم.

 

خیلی از لباس‌های خانم‌ها معمولا در کمد باقی می‌ماند برای اینکه جای پوشیدن آن را پیدا نمی‌کنند. در حال حاضر خیلی کمتر به موضوع مد اهمیت می‌دهم. یکسری رنگ‌ها همیشه مد هستند آنها را ترجیح می‌دهم. بعضی از رنگ‌ها هم به شما یک انرژی می‌دهد که به نظر من به مد مربوط نیست. البته شاید زیاد دیده شدن آن رنگ است که شما دلتان می‌خواهد آن رنگ لباس را داشته باشید.  

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویرفیلم شناسی مهتاب کرامتی

نام فیلم کارگردان سال تولید
مزار شریف عبدالحسن برزیده ۱۳۹۳
عصر یخبندان مصطفی کیایی ۱۳۹۳
ارغوان امید بنکدارکیوان علیمحمدی ۱۳۹۳
جامه دران حمیدرضا قطبی ۱۳۹۳
اشباح داریوش مهرجویی ۱۳۹۲
ناخواسته برزو نیک نژاد ۱۳۹۲
فرزند چهارم وحید موسائیان ۱۳۹۱
آذر (فیلم تلویزیونی)[۴] فرزاد موتمن ۱۳۹۰
زندگی خصوصی آقا و خانم میم روح‌الله حجازی ۱۳۹۰
اسب حیوان نجیبی است عبدالرضا کاهانی ۱۳۹۰
چیزهایی هست که نمی‌دانی فردین صاحب‌الزمانی ۱۳۸۹
آلزایمر احمدرضا معتمدی ۱۳۸۹
آدم‌کش رضا کریمی ۱۳۸۸
شبانه روز کیوان علیمحمدی
امید بنکدار
۱۳۸۷
بیست عبدالرضا کاهانی ۱۳۸۷
دوزخ برزخ بهشت بیژن میرباقری ۱۳۸۷
تردید واروژ کریم‌مسیحی ۱۳۸۷
آتش سبز محمدرضا اصلانی ۱۳۸۶
زن‌ها فرشته‌اند شهرام شاه‌حسینی ۱۳۸۶
آدم رضا کاهانی ۱۳۸۵
پاداش سکوت مازیار میری ۱۳۸۵
حس پنهان مصطفی رزاق‌کریمی ۱۳۸۵
رستگاری در هشت و بیست دقیقه سیروس الوند ۱۳۸۳
هشت‌پا علیرضا داوودنژاد ۱۳۸۳
شاه خاموش همایون شهنواز ۱۳۸۲
ملاقات با طوطی علیرضا داوودنژاد ۱۳۸۲
بهشت از آن تو علیرضا داوودنژاد ۱۳۷۹
مرد بارانی ابوالحسن داودی ۱۳۷۸
مومیایی ۳ محمدرضا هنرمند ۱۳۷۸
مردی از جنس بلور سعید سهیلی ۱۳۷۷

تصاویر مهتاب کرامتی

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

عکس های مهتاب کرامتی

بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

تصاویر جدید مهتاب کرامتی
بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

تصاویر مهتاب کرامتی
بیوگرافی کامل مهتاب کرامتی همراه با تصاویر

عکس های جدید مهتاب کرامتی

 

 


مشاهده کلیپ

عکس و بیوگرافی نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل


 

عکس و بیوگرافی نورسل کوسه

نام: نورسل کوسه Nursel Köse
متولد یکی از شهرهای ترکیه Malatya
متولد ۱۹۷۰
دارای مدرک لیسانس
زندگینامه:
در ۱۷ سالگی برای گذراندن دانشگاهش به آلمان نقل مکان میکنند.پس از خواندن رشته معماری در دانشگاه کلن وارد یکی از کاباره های برلین میشود و درانجا درکار خود موفق بوده وبعنوان ستاره دراونجا شناخته میشد.ودر اون زمان توانست نمایشنامه های رادیویی نیز بنویسد.وهم در ترکیه و هم در المان در مجموعه فیلم هایی بازیگری کرد و بازیگری خودرا به تمام دنیا به رسمیت کشید.ودرسال ۲۰۰۷ یکی از هیئت داوران جشنواره فیلم مونستر قرار گرفت و مهمان افتخاری بود و از همان موقع فعالیت خود را متوقف کرد تااینکه درسال ۲۰۱۲ در سریال بیراهه ایفای نقش کرد

 

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

عکس جدید نورسل کوسه

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

تصاویر نورسل کوسه

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

عکس کریمان در سریال گوزل

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

نورسل کوسه

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

جدیدترین عکس نورسل کوسه

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

کریمان در سریال گوزل,کریمان,کریمان گوزل,کریمان در فیلم گوزل,کریمان سریال گوزل,کریمان در گوزل,تازه ترین تصاویر اینستاگرامی جدید کریمان بازیگر سریال گوزل,قسمت های سریال ترکی گوزل,شوهر واقعی کریمان بازیگر سریال گوزل,بیوگرافی کامل کریمان بازیگر گوزل,زندگینامه نورسل کوسه,عکسهای سلفی جدید نورسل کوسه بازیگر نقش کریمان در گوزل,عکسهای داغ جدید کریمان بازیگر گوزل در سال ۲۰۱۶,عکسهای فیسبوکی جذاب کریمان,بهترین عکسهای اینستاگرامی نورسل کوزه بازیگر نقش کریمان در سریال گوزل

 نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل

The post عکس و بیوگرافی نورسل کوسه بازیگر نقش (کریمان) در گوزل appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی هولیا آوشار Hülya Avşar +تصاویر


هولیا آوشار Hülya Avşar

بیوگرافی هولیا آوشار Hülya Avşar

هولیا آوشار Hülya Avşar بازیگر زن محبوب ترکیه ای است و به تازگی در سریال ماه پیکر بازی کرده است.
هولیا آوشار  Hülya Avşar  متولد ۱۰ اکتبر ۱۹۶۳ در ادرمیت، بالیکسیر ترکیه است. وی یک بازیگر زن محبوب ترکیه ای ، خواننده فولکلور و پاپ، بازرگان، مقاله نویس، طراح مد، سردبیر مجله، بازیکن تنیس حرفه ای، و دارنده عنوان ملکه زیبایی ترکیه می باشد. او همچنین به عنوان داور و مربی مسابقه آواز خوانی او سس ترکیه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ بوده است.

هولیا آوشار Hülya Avşar

آوشار همچنین به عنوان داور برنامه استعدادهای درخشان ترکیه  Yetenek Sizsiniz TURKIYE در سال ۲۰۰۹ بود. وی به مدت ۸ سال سردبیر و ویرایشگر مجله هولیا بوده است. هولیا آوشار بنیانگذار نام تجاری byH است.

هولیا آوشار Hülya Avşar

او از دانشگاه Lisesi آنکارا فارغ التحصیل شده است و از سال ۱۹۸۲ به عنوان شناگر حرفه‌ای کار می کرد. او به همراه خانواده‌اش در سال ۱۹۸۲ به استانبول نقل مکان کرد. اولین کار بازیگری خود را در سال ۱۹۸۳، در فیلم حرم آغاز کرد. در سال های بعد، او در بیش از ۷۰ فیلم مطرح بازی کرد و برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن در هیجدهمین جشنواره بین‌المللی مسکو را از آن خود نمود. علاوه بر این، او به عنوان یک خواننده حرفه ای هشت آلبوم و دو تک آهنگ را منتشر کرده است.

 

هولیا آوشار Hülya Avşar

هولیا آوشار در سال ۲۰۰۰،از سوی تلویزیون کرال موفق به کسب جایزه بهترین خواننده زن توسط ترکیه شد. بعدها در همان سال، او برای روزنامه Günaydın به عنوان یک ستون نویس نمود. آوشار همچنین سردبیر هولیا (یک مجله ماهانه) بود.

هولیا آوشار  Hülya Avşar به تازگی عکس هایی برای مجله Bestyle گرفته است.

 

هولیا آوشار Hülya Avşar

هولیا آوشار Hülya Avşar

The post بیوگرافی هولیا آوشار Hülya Avşar +تصاویر appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوود


کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوود 

کلارک گیبل سرطان هالیوود است.ما محبوب ترین نقش وی را در فیلم بربادرفته در نقش رت باتلر دیده ایم و تاریخ سینما هم این مرد را برای همیشه به یاد خواهد داشت. نماد دوران طلایی هالیوود، «رت باتلر» گستاخ، جذاب و خوش پوش شاهکار «بر باد رفته» که با لقب «سلطان هالیوود» یا «سلطان» شناخته می شد،

 

بازیگری افسانه ای به نام کلارک گیبل بود که به خاطر داشتن گوش های بزرگ در اوایل دوران بازیگری اش به سختی در هالیوود به او نقش می دادند.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودکلارک گیبل، زاده اول فوریه ۱۹۰۱ در کادیز، اوهایو، فرزند یک حفار چاه نفت و یک کشاورز بود و وقتی نوزاد بود مادرش را از دست داد. در شانزده سالگی از دبیرستان ترک تحصیل کرد تا در کارخانه لاستیک سازی در اکرون اوهایو مشغول به کار شود. یک شب به تماشای یک تئاتر رفت و آنقدر از آن خوشش آمد که تصمیم گرفت بازیگر شود.

 

در نتیجه سعی کرد با مشغول شدن به کاری در یک کمپانی سینمایی بدون دریافت حقوق، راهش را به سوی این صنعت باز کند ولی رویایش بطور موقت با مرگ مادرخوانده اش در سال ۱۹۱۹ عقب افتاد و کلارک برای کمک به پدر به اوکلاهما رفت.

 

پس از گذشت سه سال در آنجا، به یک شرکت سینمایی سیار پیوست که خیلی زود ورشکسته شد و گیبل را در مونتانا سرگردان کرد. سپس به اورگان رفت و به کمپانی دیگری پیوست که در آنجا با جوزفین دیلون، مدیر سینمایی آشنا شد. دیلون که قبلاً بازیگر و مدرس سینما بود ۱۷ سال از او بزرگتر بود،

 

با این حال از گیبل خوشش آمد و مربی بازیگری اش شد. او پول درست کردن دندان ها، موها و ابروهای گیبل را پرداخت کرد، خیلی زود آنها با هم ازدواج کردند و به هالیوود کالیفرنیا نقل مکان نمودند.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیووددر هالیوود، گیبل نتوانست تست های بازیگری را با موفقیت بگذراند، زیرا به او می گفتند برای بازیگر نقش اول شدن گوش هایش زیادی بزرگ هستند. وی توانست در سال ۱۹۳۱ اولین نقش مصوت خود را در فیلم «بیابان رنگ شده» بازی کند و پس از آنکه کمپانی ام جی ام او را روی پرده نقره ای دید،

 

پیشنهاد بستن قرارداد به او داد. اولین نقش اصلی او در فیلم «برقصید، احمق ها، برقصید» با جوان کرافورد بود که موفقیت زیادی داشت و این استودیو از آن پس نقش های منفی مقابل ستاره های زن زیبا از جمله جین هارلو، گرتا گاربو و نورما شیرر را به گیبل می داد. تا پایان آن سال، بیش از ده فیلم بازی کرد

 

و حرفه بازیگری در نقش اصلی را برای خود تثبیت نمود. ولی در نهایت، از بازی کردن در نقش منفی و آدم بد خسته شد و این نارضایتی را به گوش همه رساند.در طول فیلمبرداری «بانوی رقصنده» در سال ۱۹۳۳ گیبل به پیوره مبتلا شد و عفونت لثه ها مجبورش کرد که فوراً تمام دندان هایش را بکشد.

 

این عفونت در بدنش پخش شد و به کیسه صفرایش رسید و در نهایت در بیمارستان بستری شد. به خاطر به تعویق افتادن فیلمبرداری و برداشت های دوباره که ضروری بودند، این فیلم ۱۵۰ میلیون دلار بیشتر از بودجه خرج برداشت.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودوقتی گیبل به کارش بازگشت، ام جی ام او را به کلمبیا پیکچرز که آن زمان استودیوی کم بودجه ای بود قرض داد تا در کمدی فرانک کاپرا به نام «در یک شب اتفاق افتاد» بازی کند. شایعات زیادی وجود داشت مبنی بر اینکه این اقدام مجازاتی برای رفتار بد کلارک به خاطر نقش هایی که به او می دادند

 

یا به خاطر مشکلات موجود در فیلمبرداری آخرین فیلمش بوده است، ولی در واقع ام جی ام هیچ پروژه ای برای گیبل نداشت. در نهایت گیبل با بازی در کمدی مشهور «در یک شب اتفاق افتاد» توانست جایزه اسکار را ببرد و با نشان دادن استعدادهایش، توانست نقش های بیشتر و بهتری به دست آورد.

 

برای نقش اصلی فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» یعنی پیتر وارن، گیبل اولین انتخاب کاپرا نبود. این نقش ابتدا به رابرت مونت گومری پیشنهاد شد که آن را رد کرد زیرا فکر می کرد فیلمنامه ضعیفی دارد. در نتیجه فیلمبرداری در فضایی پرتنش آغاز شد، ولی هم گیبل و هم فرانک کاپرا از ساختن این فیلم لذت می بردند.

 

کلارک جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را برای بازی در این فیلم گرفت و خود فیلم نیز جایزه اسکار بهترین فیلم را برد. به نظر کاپرا، کاراکتر گیبل در این فیلم به شخصیت اصلی و واقعی او بسیار شباهت داشت:«فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» گیبل واقعی رو نشون میده.

 

اون هرگز نتونست اون نوع کاراکتر رو در فیلم دیگری غیر از این فیلم بازی کنه. همیشه اونو در نقش مردان عاشق بزرگ و معروف بازی می دادند، ولی اون همچین آدمی نبود. گیبل خاکی و فروتن بود و عاشق همه چیز بود و با آدمای عادی می جوشید. اون نمی خواست نقش های بزرگ مردان عاشق پیشه رو بازی کنه؛

 

اون فقط دلش می خواست کلارک گیبل رو بازی کند، یعنی همونطوری که در «در یک شب اتفاق افتاد» بازی کرده بود و واقعاً جای تأسفه که نذاشتن اون روند رو ادامه بده.»
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودحالا دیگر گیبل یکی از بزرگترین ستاره های هالیوود شده بود و در فیلم های موفق متعددی از جمله «بوم تاون»، «سان فرانسیسکو» و «شورش در بونتی» بازی کرد و برای جان بخشیدن به نقش فلچر کریسشن در فیلم «شورش در بونتی» در سال ۱۹۳۵ نامزد جایزه اسکار شد.

 

وی سه بار با اسپنسر تریسی همبازی شد که موجب محکم شدن جایگاه تریسی و شناخته شدن این دو به عنوان یک تیم نزد عموم مردم شد. در سال ۱۹۳۹ در نقش رت باتلر و در مشهورترین فیلمش یعنی «بر باد رفته» نقش آفرینی نمود. کلارک گیبل را «سلطان هالیوود» می نامیدند و او نماد مردانگی بوده و آقایان او را تحسین نموده و خانم ها عاشقش بودند.

 

آخرین جمله ای که باتلر در فیلم «بر باد رفته» در جواب اسکارلت به زبان می آورد: «راستشو بخوای عزیزم اصلاً برام مهم نیست» یکی از مشهورترین جمله ها در تاریخ سینما است. گیبل پس از بازی در نقش رت فوراً تبدیل به ستاره محبوب عموم مردم و تهیه کننده فیلم یعنی دیوید سلزنیک شد.

 

از آنجائیکه سلزنیک هیچ ستاره مردی با قرارداد بلندمدت نداشت، می بایست پروسه مذاکره برای قرض گرفتن یک بازیگر مرد از استودیوی دیگری را به جان می خرید. گری کوپر اولین انتخاب سلزنیک بود که نقش باتلر را رد کرده و گفته بود: ««بر باد رفته» بزرگترین شکست تاریخ هالیوود میشه. خوشحالم که این کلارک گیبله که قراره با دماغ زمین بخوره، نه من.»
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودآن زمان بود که سلزنیک تصمیمش را گرفت تا گیبل را به کار بگیرد و به دنبال راهی بود تا او را از ام جی ام قرض بگیرد. گیبل نگران بود که با قبول این نقش بیننده ای را ناامید کند که به این نتیجه رسیده که هیچکس این نقش را نمی خواهد. ولی بعدها پشیمان شده و اعتراف کرده بود: «فکر کنم حالا می دونم که یه مگس چطور باید بعد از گرفتار شدن در تار عنکبوت واکنش نشون بده.»

 

ده ها سال بعد گیبل می گفت که با هر بار پخش این فیلم، وجهه او بهتر و بهتر می شد و محبوبیتش نیز افزایش می یافت. بعد از آن گیبل تا آخر عمر یکی از برترین و بزرگترین بازیگران مرد دنیا باقی ماند.در ژانویه ۱۹۴۲، طی فیلمبرداری «یک جایی پیدایت می کنم» بود که تراژدی زندگی اش رخ داد و کارول لمبارد، همسر سوم کلارک و عشق زندگی اش، در سقوط هواپیما از دنیا رفت.

 

لمبارد همراه با مادرش و مسئول امور مطبوعاتی اش اتو وینکلر، مسافر پرواز ترانس‌کانتیننتال و وسترن ایر بودند و لمبارد به تازگی پنجاه و هفتمین فیلمش یعنی «بودن یا نبودن» را تمام کرده بود و در راه بازگشت به خانه بود که هواپیمایش به کوهی در نزدیکی لاس وگاس در نوادا برخورد کرد و همه ۲۲ مسافر از جمله ۱۵ خدمه اش کشته شدند.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودگیبل به محل سانحه رفت تا اجساد همسرش، مادرزنش و وینکلر که در مراسم ازدواجش ساقدوشش بود را بگیرد. لمبارد اولین کشته جنگی آمریکایی زن جنگ جهانی دوم اعلام شد و گیبل یادداشتی شخصی مبنی بر عرض تسلیت از رئیس جمهور روزولت دریافت کرد. بررسی های هیئت هوانوردی کشوری ثابت کرد که این سانحه به علت خطای خلبان رخ داده است.

 

گیبل از این ضایعه به شدت ویران شد و در سن ۴۱ سالگی داوطلب نیروی هوایی ارتش شد و در پنج مأموریت بمب گذاری در آلمان خدمت کرد و فیلمی تبلیغاتی برای ارتش درست کرد.پس از ترخیص در سال ۱۹۴۴ با فیلم «ماجرا» به روی پرده سینما بازگشت. با آنکه این فیلم چندان قوی نبود، ولی بازگشت او به سینما باعث شد مردم به سوی گیشه هجوم ببرند. او به کار با ام جی ام ادامه داد

 

و با اوا گاردنر و گریس کلی در «موگامبو» همبازی شد، ولی حرفه اش هرگز موفقیت پیشین را به دست نیاورد. با این حال قراردادش با این استودیو در سال ۱۹۵۴ به انقضا رسید و او تبدیل به پردرآمد ترین بازیگر آزاد تا آن زمان شد. شهرت گیبل به عنوان یک افسانه ادامه یافت و او به بازی در یک فیلم در سال ادامه داد،

 

به خصوص در فیلم هایی مانند «سرباز سرنوشت» و «مردان بلندقامت» در سال ۱۹۵۵ نقش آفرینی کرد. ولی یکی از بهترین بازی هایش را در فیلم «ناجورها» با مرلین مونرو و مونت گومری کلیفت ارائه داد، ولی نتوانست از موفقیت آن بهره مند شود، زیرا دو روز پس از پایان فیلمبرداری، کلارک سکته قلبی کرد و در ۱۶ نوامبر ۱۹۶۰ از دنیا رفت.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودگیبل محبوب خانم ها بود، چه روی پرده سینما و چه در دنیای واقعی. در طول عمرش پنج بار ازدواج کرد و همسرانش شامل اولین مربی تئاترش یعنی جوزفین دیلون، ماریا لانگهم، کارول لمبارد، سیلویا اشلی و کی ویلیامز می شدند. گیبل یک پسر به نام جان کلارک گیبل داشت که پس از مرگش به دنیا آمد.

 

وی همچنین دختری به نام جودی لوئیس داشت که در ششم نوامبر ۱۹۳۵ و از رابطه اش با لورتا یانگ بازیگر به دنیا آمد. یانگ باردارش اش را مخفی نگه داشت تا به حرفه هیچکدام لطمه نخورد، زیرا این رسوایی موجب بی آبرو شدن گیبل متأهل در آن زمان می شد. تا اینکه در سال ۱۹۶۶ یانگ واقعیت را به لوئیس گفت،

 

ولی فاش نکرد که لوئیس دختر بیولوژیکی گیبل بوده و به حفظ این راز از عموم مردم ادامه داد و فقط این راز را در زندگی نامه مجازش با عنوان «تا ابد یانگ» فاش کرد که پس از مرگش در سال ۲۰۰۰ چاپ شد. گیبل و لوئیس در طول عمرشان هرگز رابطه پدر و دخترش نداشتند و لوئیس در سال ۲۰۱۱ در سن ۷۶ سالگی از دنیا رفت.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوودیکی از نکات جالبی که در مورد کلارک گیبل وجود دارد این است که حالت ایستاده بی خیال و بی اعتنای شخصیت کارتونی باگز بانی در حال جویدن هویج از کلارک در صحنه ای از فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» الهام گرفته شده که در این صحنه کاراکتر کلارک گیبل به حصاری تکیه داده و تند تند هویج می جود

 

و با دهان پر با کاراکتر کلودت کولبرت صحبت می کند. این صحنه زمانی که فیلم محبوبیت داشت نیز به شدت مشهور شده بود و بینندگان آن زمان رفتار گستاخانه و بی اعتنای باگز بانی را به کنایه از او شناخته بودند.
کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوود

کلارک گیبل سلطان طلایی هالیوود

 

 


مشاهده کلیپ