عکس و بیوگرافی گونش امیر (سولماز) سریال گوزل


گونش امیر ,سولماز سریال گوزل

عکس و بیوگرافی گونش امیر (سولماز) سریال گوزل

گونش امیر ( Güneş Emir ) بازیگر نقش سولماز در سریال گوزل در ۱۰ می ۱۹۸۵ چشم به جهان گشود . او در شهر استانبول ترکیه به دنیا آمده است و زندگی می کند .گونش امیر از سال ۲۰۰۲ وارد عرصه بازیگری شد . معنی نام اصلی او ملکه خورشید می باشد.

گونش یک برادر و یک خواهر دارد و در خانواده کم جمعیتی بزرگ شده است .بازیگر نقش سولماز در سریال گوزل تحصیلات خود را در زمینه تئاتر و کارگردانی در شهر استانبول گذراند . او در سال ۲۰۰۹ با ایفای نقش در سریال ستاره دریایی ( Deniz Yıldızı ) به شهرت رسید . همچنین دیگر سریال های موفق وی ، سریال O Şimdi Asker محصول ۲۰۰۲ ترکیه می باشد . گونش موفقیت بسیاری در سال ۲۰۱۳ با ایفای نقش در سریال عشق A.S.K به دست آورد .

فیلم شناسی
*  ۲۰۱۴: Paramparça (Solmaz)
* ۲۰۱۴-Devam: Babam Dokuz Doğurdu– (Ali Poyrazoğlu Tiyatrosu)
*  ۲۰۱۳: Erkekler (Sinema Filmi)
*  ۲۰۱۳: A.Ş.K. (Melis) Kanal D
*  ۲۰۱۱- ۲۰۱۳: Beni Yeniden Sev– (Ali Poyrazoğlu Tiyatrosu)
*  ۲۰۰۹: Denizyıldızı (dizi) (Deniz- 470 Bölüm) Fox TV
* ۲۰۰۲: O Şimdi Asker (Sinema Filmi)

تصاویر  سولماز  بازیگر سریال گوزل 

سریال گوزل

 تصاویر سولماز در سریال گوزل

 سریال گوزل

عکس های سولماز بازیگر سریال گوزل

 سریال گوزل

جدیدترین تصاویر سولماز در سریال گوزل

 سریال گوزل

بیوگرافی سولماز در سریال گوزل

  بازیگر نقش سولماز بازیگر سریال ترکی گوزل

گونش امیر بازیگر نقش سولماز در سریال گوزل

 بازیگر نقش سولماز بازیگر سریال ترکی گوزل

بیتوته

The post عکس و بیوگرافی گونش امیر (سولماز) سریال گوزل appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی


تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی

در این مطلب به گزارش پارس ناز بیوگرافی و عکس های زیبای نورگل یسیلکی ( Nurgül Yeşilçay ) بازیگر ترک نقش گوزل سریال گوزل که یک سریال ترکی است به همراه عکس گوزل قرار داده شده است.

تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی

بیوگرافی گوزل

 

نورگل یسیلکی (Nurgül Yeşilçay ) متولد ۲۶ مارس ۱۹۷۶ در شهر افیون قره‌ حصار ترکیه می باشد. بازیگر مشهور نقش یاسمین درسریال عشق و جزاء می باشد و اکنون در حال ایفای نقش گوزل در سریال گوزل است.

تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی

نورگل دارای یک فرزند پسر می باشد و وی در سال ۲۰۰۴ با Cem Özer’ ازدواج کرد و در سال ۲۰۱۰ از همسرش جدا شده است.

تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی

عکس نورگل بازیگر نقش گوزل و همسر سابقش

نورگل یسیلکی یکی از هنرپیشه های محبوب و مشهور در کشور ترکیه می باشد. نورگل تحصیلات خود را در رشته تئاتر در دانشگاه آنادولو ازمیردر سال ۲۰۰۱ به پایان رساند.

تصاویر و بیوگرافی بازیگر نقش گوزل در سریال ترکی

 

 

مطالب مرتبط:

 

عکس های یاسمین بازیگر سریال عشق و جزا

 

عکس های بازیگران مطرح ترکی در کنار همسرانشان

 

عکس های داغ تولد بازیگر مشهور ترکیه

 

 

 


مشاهده کلیپ

عکس و بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) در سریال گوزل


عکس و بیوگرافی لیلا تانلار , یریال گوزل

عکس و بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) در سریال گوزل

زندگینامه آیسو در سریال گوزل
لیلا تانلار (Leyla Tanlar)  زاده ۱۳ دسامبر ۱۹۹۷ در استانبول ترکیه می باشد. وی دوران متوسطه خود را در دبیرستان ایتالیایی به پایان رساند و فارق التحصیل رشته تئاتر در دانشکده هنر استانبول است.

لیلا اولین تجربه هنری خود در سریال گوزل (از هم گسیخته – Paramparça) در نقش آیسو (جانسو) آغاز کرد و هنرنمایی اش توانست او را در این زمینه به جامعه هنری نشان دهد.

در سریال گوزل آیسو دختر جهان و دل آرا که در واقع این دختر در زمان به دنیا آمدنش با دختر دیگری به نام غزل که مادرش گوزل است در بیمارستان جابجا شده است و آیسو بعد از متوجه شدن واقعیت به دنبال مادر واقعی اش گوزل می گردد و او را پیدا می کند و …..

 

عکس های آیسو در سریال گوزل

 آیسو در سریال گوزل

 آیسو بازیگر سریال گوزل

  آیسو در سریال گوزل

 لیلا تانلار بازیگر نقش  آیسو در سریال گوزل

  آیسو در سریال گوزل

 جدیدترین عکس های  آیسو بازیگر سریال گوزل

    آیسو در سریال گوزل

بیوگرافی  آیسو بازیگر سریال گوزل

     آیسو در سریال گوزل

 تصاویر جدید  لیلا تانلار بازیگر نقش  آیسو در سریال گوزل

     آیسو در سریال گوزل

بیتوته

The post عکس و بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) در سریال گوزل appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی و عکسهای جدید کارينا کاپور


بیوگرافی و عکسهای جدید کارينا کاپور

بیوگرافی و عکسهای جدید کارينا کاپور

 بیوگرافی کارينا کاپور، کارینا کاپور در ۲۱ سپتامبر سال ۱۹۸۰ در بمبئی هند متولد شد.  قد او ۱۶۳ سانمتیمتر است. به آشپزی و اسب سواری علاقه دارد.

پدر کرينا کاپور راندهیر کاپور و مادرش بوبیتا کاپور و خواهر کارينا، کریشما کاپور هستند، همچنین پدربزرگ کارينا کاپور بزرگ مرد سینمای هند راج کاپور است. دومين فرزند، بابيتا و راند کاپور و خواهر جوانتر هنرپيشه مطرح باليوود کاريشما کاپور و با وجود آنکه نوه راج کاپور بزرگ است اما هيچگاه زير سايه نام اين مرد قرار نگرفت. دختر چشم عسلي باليوود (کارینا کاپور) باهوش است و مي تواند شما را با نگاه جذاب خود خيره کند همانطور که چشم هزاران بيننده را در هند خيره کرد.

کارينا کاپور علاوه بر اين به خاطر کلمات صريح و برنده اش نيز شهرت دارد کرینا کاپور گفته بود که هرگز نمي خواهد با سانجي ليلا بنسالي کار کند زيرا وقتي که نقش در نظر گرفته شده براي او را در ديوداس به آيشورايا راي داد، احساس کرد، اين مرد بزرگترين خيانت را در حقش کرد است و بيشتر از اين ناراحت بود که چرا در اين باره او صحبتي نشده است.

اولین تجربه کارینا کاپور در بازیگری:

اولین فیلم کارینا کاپور پناهنده می‌باشد که در آن در کنار آبیشک باچان که او هم اولین تجربه خود را کسب می‌کرد بازی کرده‌ است. بعد از آیشوریا رای باچان بیشترین دستمزد را در بین بازیگران زن هندی دریافت می‌کند.

ازدواج کارینا کاپور:

همسر کارینا کاپور

همسر کارینا کاپور مسلمان است

کارینا کاپور مدتی با شاهید کاپور رابطه داشت و پس از جدایی از او در سال ۲۰۱۲ با سیف علی خان رسما ازدواج کرد و اکنون نام او بصورت کارینا کاپور خان صدا زده می شود. جالب است بدانید همسر کارینا کاپور مسلمان است.

کرینا کاپور ستاره سینمای هند متولد ۱۹۸۰ است. کارینا کاپور دختر کوچک راندهیر کاپور بازیگر معروف است. کارینا در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۲ با سیف علی خان بازیگر سرشناس بالیوود بعد از ۵ سال دوستی ازدواج کرد. کارینا کاپور از همسرش ۱۰ سال کوچکتر است سیف علی خان پسر منصور علی خان بازیکن کریکت هند است. او در سال ۱۹۷۰ در دهلی بدنیا آمد و بواسطه مادرش که بازیگر بود وارد بالیوود شد.

سیف علی خان در سال ۱۹۹۱ با آمریتا سینگل amrita single بازیگر معروف هند ازدواج کرد و در سال ۲۰۰۴ بعد از ۱۳ سال زندگی مشترک از او جدا شد. ازدواج کارینا کاپور سیف علی خان از همسر قبلیش دو بچه دارد! نام پسرش علی و نام دخترش سارا است. بچه های او با مادرشان زندگی می کنند. او در کنار ستاره جوان بالیوود هریتک روشن زوج هنری بسیار موفقی را تشکیل داده‌ است.

فیلم های کارینا کاپور:

کرینا کاپور,عکسهای جدید کارینا کاپور,فیلم های کارینا کاپور

یکی از از پرفروش ترین فیلم های کارینا کاپور کمدی سه احمق می باشد

اولین فیلم کارینا کاپور (خاطرات) Yaadein نام دارد که در واقع زمینه‌ای برای کارهای بعدی آنها شد. آنها در سه فیلم دیگر با نامهای (گاهی خوشی گاهی غم) Kabhi Khushi Kabhi Ghum، (من دیوانه عشق هستم) Main Prem Ki Deewani Hoon و (با من دوست میشی) Mujhse Dosti Karoge در کنار هم قرار گرفته‌اند.

از دیگر فیلم های کارینا کاپور می‌توان به (غریبه) Ajnabee در کنار بابی دئول و آکشی کومار، (زندگی فقط برای من است) Jeena Sirf Mere Liye در کنار توشار کاپور، (آشوکا) Asoka در کنار شاهرخ خان، (تلاش) ۲۰۱۲ Talaash در کنار عامر خان، (یه چیزی میخواهم بگویم) Mujhe Kuch Kehna Hai در کنار توشار کاپور و (خوشی) Khushi در کنار فردین خان اشاره کرد.

از پرفروش ترین فیلم هایی که کارینا کاپور در آن حضور داشته می توان به وقتی همدیگر را دیدیم محصول سال ۲۰۰۷ درکنار شاهد کاپور، فیلم کمدی سه احمق (۲۰۰۹) در کنار عامر خان، آر ای وان Ra.One همراه شاهرخ خان و فیلم محافظ شخصی Bodyguard همراه سلمان خان یاد کرد.

 

 عکس های کارینا کاپور ( ستاره سینمای هند)

فیلم های کارینا کاپور,ازدواج کارینا کاپور,بيوگرافي کارينا کاپور

عکس کارينا کاپور

عکسهای جدید کارینا کاپور,فیلم های کارینا کاپور,ازدواج کارینا کاپور

عکسهای جدید کارینا کاپور

 

عکسهای جدید کارینا کاپور,فیلم های کارینا کاپور,ازدواج کارینا کاپور

بيوگرافي کارينا کاپور

ازدواج کارینا کاپور,بيوگرافي کارينا کاپور,کارینا کاپور و همسرش

ازدواج کارینا کاپور

کرینا کاپور,عکسهای جدید کارینا کاپور,ازدواج کارینا کاپور

فیلم های کارینا کاپور

بيوگرافي کارينا کاپور,کارینا کاپور و همسرش,عکس کارينا کاپور

جدیدترین عکس کارینا کاپور

 

کرینا کاپور,عکسهای جدید کارینا کاپور,فیلم های کارینا کاپور

عکس های کارينا کاپور

The post بیوگرافی و عکسهای جدید کارينا کاپور appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

رونمایی محمد رضا گلزار از هلیکوپتر شخصی اش + عکس


رونمایی محمد رضا گلزار از هلیکوپتر شخصی اش + عکس

محمدرضا گلزار (زاده ۱ فروردین ۱۳۵۶) بازیگر سینما، نوازنده گیتار، خواننده و مدل آگهی‌های تبلیغاتی ایرانی است. وی را بیشتر به عنوان یک مدل سینمایی میشناسند. گلزار در اواخر دهه ۷۰ شمسی در ایران به شهرت رسید.گلزار فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. در این عکس ، تصویری از هلیکوپتر شخصی محمد رضا گلزار را میبینیم

رونمایی محمد رضا گلزار از هلیکوپتر شخصی اش + عکس

گلزار در سال ۱۳۷۹ برای نخستین بار در فیلم سام و نرگس ساخته ایرج قادری بازیگری سینما را تجربه کرد. با اینکه چند باری تا آستانهٔ بازی در فیلم‌های کارگردانانی چون بهرام بیضایی برای فیلم لبه پرتگاه، داریوش مهرجویی برای فیلم مهمان مامان، مسعود کیمیایی برای فیلم سربازان جمعه و ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم دعوت پیش رفت اما هیچ کدام به نتیجه نرسید. فیلمنامه شیش و بش توسط گلزار در سال ۱۳۸۶ در بانک فیلمنامه ثبت شده بود.

 

او فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با گروه آریان آغاز کرد. او در نواختن گیتار، ارگ و پرکاشن مهارت دارد. وی همچنین قصد داشت که با گروه دارکوب کار کند که به دلایلی این همکاری پیش از آن که آغاز شود، پایان یافت. او هم اکنون یک گروه موسیقی مستقل با نام REZZAR دارد. REZZAR مخفف نام محمدرضا گلزار است و او این برند را به نام خودش ثبت کرده‌است.

 

به ورزش‌های اسکی، والیبال، بیلیارد و شنا علاقه دارد. کارت مربیگری اسکی دارد. به گفته خود محمدرضا گلزار، از ۶ سالگی والیبال را دنبال می‌کرده‌است. وی از سال ۱۳۸۳ کاپیتان تیم والیبال هنرمندان بود که مسابقات آن برای کارهای خیرخواهانه بر‌گزار می‌شد اما از سال ۱۳۸۶ به خاطر مشغله کاری از تیم کناره گرفت. وی مربی بدن ساز باشگاه ارتعاشات صنعتی در سوپر لیگ والیبال سال ۱۳۸۷ به درخواست آقای شهیدیان بوده‌است.

 

او با توجه به علاقه زیاد به دنیای مد و مدلینگ توانست در سال ۱۳۸۰ به عنوان اولین مرد فتومدل بعد از انقلاب ظاهر شود. جزو اولین مدل‌های تبلیغاتی ایران بود که عکسش برای تبلیغات ایکات بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی رفت پس از اکران فیلم شام آخر در سال ۱۳۸۰ شرکت ایکات از رضا دعوت کرد و او سال ۱۳۸۱ با این شرکت قرار داد بست وی همچنین به عنوان مدل آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌هایی همچون چرم و شیرآوران نیز فعالیت داشته‌است

 

 

مطالب مرتبط:

 

جدیدترین عکس محمدرضا گلزار + مشکی پوش شد

 

عکسهای محمدرضا گلزار درحال امضا دادن به دختران در تورنتو

 

حضور دیدنی هنرمندان سینما در کنسرت محمدرضا گلزار

 

 

 


مشاهده کلیپ

سرگذشت جالب علی مشهدی کمدین استند آپ خندوانه + عکس


سرگذشت جالب علی مشهدی کمدین استند آپ خندوانه

 

علی مسعودی متخلص به «علی مشهدی» که اجراهای جالبش در خندوانه خیلیها را پای شبکه نسیم  نشانده بود مصاحبه ای جذاب انجام داده است . به گزارش پارس ناز علی مسعودی در رقابت با امیر ژوله از دور خارج شد . او  آدم خوشحالی است؛ هر چند كه زندگی سختی داشته. با همه این خوشحالی و انرژی فراوانی كه دارد وقتی سرش را روی زمین می‌گذارد به ثانیه نكشیده خوابش می‌برد؛ مثل وقتی که برای عكس گرفتن به آتلیه آمده بود، میان آن همه سر و صدا چرت كوتاهی زد.

 

علی مسعودی از رفقای نزدیك عطاران هم هست و در كارهای او حضور جدی داشته؛ از نویسندگی تا بازیگری. این روزها علی مسعودی، پدرش و مادرش (به قول خودش ننه‌اش) جزو ستارگان برنامه خندوانه‌اند. زندگی این آدم خوشحال ناگفته‌هایی دارد كه آنها را با ایده‌آل در میان گذاشت.

قبول دارید الان واقعا سوپر استار شده‌اید؟

 

نه (خنده)؛ سوپر استار در ایران فقط رضا عطارانه

سرگذشت جالب علی مشهدی کمدین استند آپ خندوانه + عکس

الان فكر می‌كنی مردم دوست دارند تو را در خیابان ببیند یا رضا گلزار را؟

 

این یه تب زود گذر است و خیلی زود تمام می‌‌شود و چند روز دیگر مردم اصلا دوست ندارند من را ببینند چه برسد به اینكه به محبوبیت رضا گلزار برسم. من چون سال‌هاست در كنار این بچه‌ها بوده‌ام و اوج و فرود‌های آنها را دیده‌ام، می‌‌دانم كه این دوره‌ها را نباید زیاد جدی گرفت. فقط باید حواست باشد كه دل كسی را نشكنی.

 

به هر حال بعد از این همه سال فعالیت و به قول خودت بودن در كنار ستاره‌ها همین كه به یك باره بعد از چند برنامه تلویزیونی به خیابان بروی و همه دورت جمع شوند، باید خیلی جذاب باشد؟

 

راستش وقتی می‌بینم مردم با دیدن من در خیابان می‌‌خندند و خوشحال می‌‌شوند، خیلی لذت می‌برم؛ مثلا چند هفته پیش با هومن حاج عبداللهی به یك مراسم در استان سیستان و بلوچستان رفته بودیم و در حال بازگشت به هتل بودیم كه یك موتوری با یك راننده خانم تصادف شدیدی كرد و موتوری روی شیشه ماشین افتاد و شیشه خرد شد و موتوری به حالت بدی روی زمین افتاد و از درد كف خیابان به خودش می‌‌پیچید. من و هومن بدو بدو بالای سرش رفتیم و وقتی من را دید، یكهو از جایش بلند شد و گفت ای وای آقای مشهدی شمایید و اصلا دردش را فراموش كرد و من به اوگفتم دراز بكش تو الان داغی نمی‌دونی چه اتفاقی افتاده و اون لحظه واقعا حس خوبی داشتم.

 

زندگی‌ات در این چند وقت تغییر خاصی كرده‌ است؟

 

نه؛ واقعا زندگی من هیچ تغییری نكرده‌است. سال‌هاست با تمام بازیگران و سوپر استار‌های ایران رفاقت كرده و هیچ وقت از این فضا دور نبوده‌ام. مدت‌هاست بچه‌های سینما به خانه من می‌‌آیند و دورهمی‌هایی داریم كه خیلی‌ها در آن هستند و چون دستپختم حرف ندارد و آبگوشت‌های معروفی درست می‌كنم كه همه بچه‌ها عاشق آن هستند، هر سه چهار هفته یك بار دور هم جمع می‌‌شویم. در واقع خانه من با هتل هیچ فرقی ندارد. یك‌بار سعید نعمت‌الله به من زنگ زد و گفت علی تو مود نوشتنم؛ می‌‌خواهم به خانه‌ات بیایم و بنویسم. گفتم بیا اتفاقا خوشحال می‌‌شوم.

 

سعید خیلی بچه توداری است و اصلا مثل من نیست. خیلی كم‌صحبت و كم‌حاشیه است. وقتی وارد شد شوكه شد. یك نفر از دستشویی آمد، دونفر تو آشپزخانه و سه نفر جلوی تلویزیون بودند. سعید به من گفت علی اصلا جا داری من بنشینم، بنویسم. گفتم آره برو تو اتاق خواب راحت باش و سعید هم رفت و تا عصر كلی كار كرد و ما هم همگی كار خودمان را كردیم. خلاصه من سال‌هاست در چنین فضایی زندگی كرده‌ام.

 

این جمع كه در خانه شما می‌‌آیند و می‌روند دقیقا چه كسانی هستند؟

 

خیلی از بچه‌های سینما هستند اما بیشتر رضا عطاران، مجید صالحی، امیر جعفری، جواد عزتی، سعید آقاخانی و… می‌‌آیند. پارسال كه سعید آقاخانی سیمرغ جشنواره فیلم فجر را گرفت، یك قورمه سبزی حسابی درست كردم و به او گفتم سیمرغت را بیار به رضا هم گفتم سیمرغ‌هایش را بیاورد می‌‌خواهیم سیمرغ‌ها را باهم جنگ بیندازیم (خنده).

 

این فیلمنامه‌ها و نوشتن هم انگار حاصل همین دورهمی‌هاست؟

 

بله دقیقا؛ ببین من اگر با تو رفاقت كنم تو خودت را بیرون بریزی، من یك چیزی دستم را می‌‌گیرد كه می‌‌توانم با آن بنویسم وگرنه من كه اهل كتاب خواندن نیستم چرا الكی دروغ بگویم. من فقط دو تا كتاب در زندگی‌ام خوانده‌ام.

 

    بین بازیگرها با كدام‌شان خیلی رفیق هستید؟

 

من رفقای زیادی دارم. رضا عطاران واقعا مثل برادر بزرگم است. مجید صالحی از من چهار سال كوچك‌تر است اما انسان خیلی بزرگی است و برای من همیشه بزرگی كرده است. او خیلی جاها به خاطر من دعوا كرده، گریه كرده و پای من ایستاده. همینطور جواد رضویان. درست است كه آفت در خانه ما افتاد و برادرهایم فوت شدند اما خدا به من رفقایی داد كه هركدام‌شان برایم حكم برادر را دارند. مثلا امیر جعفری یا سعید آقاخانی و خیلی‌های دیگر. بیژن پیشدادی یكی از نازنین‌ترین دوستانی است كه دارم چرا كه شرایط خاصی را در زندگی تجربه كرده كه برای من بسیار ارزشمند است.

 

با رامبد جوان خیلی نزدیك  نبودید؟

 

رفاقت من با همه آدم‌ها دلی است و ربطی به میزان كارمان ندارد. رامبد را از ۱۰ سال پیش می‌‌شناسم. من و مجید صالحی هر روز با هم تلفنی صحبت می‌‌كنیم و در این سال‌ها نشده كه این اتفاق نیفتد. با بیژن هر روز در ارتباط هستم. همین‌طور جواد یا با رضا عطاران رفت و آمد دارم. رامبد هم رفیق ۱۰ ساله من است.

 

قبل از خندوانه اصلا این پیش نیامد كه فیلمنامه‌های خود را به او نشان بدهید یا از شما برای نوشتن كاری دعوت كند؟

 

نه؛ شرایطش پیش نیامده بود اما كلی با هم آبگوشت خورده بودیم.

سرگذشت جالب علی مشهدی کمدین استند آپ خندوانه + عکس

انگار این آبگوشت خیلی نقش مهمی دارد؟

 

چند روز قبل پیش سامان گلریز بودم. به او گفتم كه با تو درباره آشپزی كل می‌‌اندازم. من ته‌چین مرغ درست می‌‌كنم در حد وحشتناك. به نظرم آشپزی را باید با عشق انجام بدهید. مثلا وقتی قرار است قورمه‌سبزی درست كنم، از شب قبل آن خوشحالم كه قرار است با بچه‌ها دور هم جمع شویم. اگر قرار باشد با هم آبگوشت بخوریم، از شب قبل هیجان دارم. عاشق این دور هم خندیدن هستم. این را می‌‌توانید از همسایه‌مان در مجتمع بپرسید كه به صدای خنده‌های ما عادت كرده‌اند.

 

خودتان آشپزی یاد گرفتید؟

 

بله؛ خودم یاد گرفتم اما نه اجباری بلكه با عشق. ماكارونی‌های من حرف ندارد. امیر جعفری می‌‌گوید آدم وقتی خانه تو غذا می‌‌خورد، احساس می‌‌كند در خانه مادرش غذا می‌‌خورد. جالب است كه رفقایم اصلا سن و سال ندارند مثلا برادرزاده امیر جعفری، علیرضا هم با من رفیق است.

 

وسوسه كارگردانی هم دارید؟

 

خیلی زیاد و حتما این كار را خواهم كرد.

 

 

شما ۲۰ سال است كه می‌‌نویسید، ‌در عین حال همیشه دوست داشتید بازی كنید و فیلم هم بسازید پس چرا فقط كار نوشتن را دنبال كردید؟

 

معتقدم وقتی خودت را به خدا می‌‌سپاری باید همه چیز سر موقع آن اتفاق بیفتد.

 

هیچ‌وقت شده بگویید ‌ای وای چرا موقعیت كارگردانی پیش نمی‌آید؟

 

نه؛ اتفاقا آدمی هستم كه هیچ‌وقت وای نمی‌گویم. تا دو سال پیش مادرم اصرار داشت كه زن بگیرم. آنقدر هم زیاده‌روی كرده بود كه دیگر عصبی شده بودم. تكیه‌كلامش هم این بود «من در سفره‌ام همین یك تكه نان را كه بیشتر ندارم» چون من تك پسرش هستم. آرزو دارد كه عروسی مرا ببیند اما به نظرم ازدواج اتفاقی است كه باید به آن برسید. شاید یك نفر در ۱۸سالگی این را در خودش ببیند و یكی دیرتر. من این را در خودم هنوز ندیده‌ام.

 

به خاطر امین (دادا)، پسر خواهرتان است كه چند سال است بعد فوت خواهرتان با شما زندگی می‌‌كند؟

 

الان كه رفته كیش و دلم برایش خیلی تنگ شده. حس من نسبت به دادا حس عجیبی است. خیلی بچه شیرینی است. نگه داشتن یك پسربچه شیطان كار سختی است. مادرها می‌‌فهمند من چه می‌‌گویم. انگار دارید یك شیر نر را نگه می‌‌دارید. چند وقت پیش دوباره مادرم به‌شدت اصرار داشت كه چرا زن نمی‌گیرم. من هم متوسل به امام رضا (ع) شدم. به او گفتم مادرم این را می‌‌خواهد اما هیچ حسی در من در مورد این كار نیست. باور كنید از حرم كه آمدم بیرون انگار یك آب سرد روی مادرم ریخته باشند، از آن موقع تا الان دیگر حتی حرفش را هم نزده.

 

اصلا پیش آمده كه از كسی خوش‌تان آمده باشد و شرایطش جور نشده باشد؟

 

نه؛ برای من در حال‌حاضر آینده بهار و دادا، خواهر‌زاده‌هایم در اولویت قرار دارد. بهار پیش پدرش است. این را بگویم من نمی‌توانم كسی را مجبور كنم شرایط من را بپذیرد.

 

دادا چقدر شبیه شماست؟

 

خیلی زیاد. درست مثل من درس نخوان است (باخنده).

 

به او سخت نمی‌گیرید كه درس بخواند؟

 

بگذارید چیزی برای‌تان بگویم. چند وقت پیش با مجید صالحی رفته بودیم سر مزار خواهرم. از مجید خواستم چند لحظه مرا تنها بگذارد تا حرف‌هایم را بزنم. واقعا بچه بزرگ كردن كار سختی است و الكی نمی‌گویند كه بهشت زیر پای مادران است. مادرها برای بزرگ كردن ما پیر می‌‌شوند. با خواهرم درددل می‌‌كردم كه خیلی نگران درس خواندن دادا هستم. خودت دلم را آرام كن. بعد از آن آرام شده‌ام و دیگر به او نمی‌گویم درس بخوان یا نخوان.

 

معتقدم بزرگ‌ترین نعمت یك انسان مادرش است. وقتی مادر نداشته باشی، در زندگی‌ات عقب هستی. گاهی می‌‌گویم این دو بچه آینده درخشانی دارند. آنها در كودكی مادرشان را از دست دادند. بهار پنج ساله و دادا سه ساله بود كه خواهرم فوت شد. برای همین مطمئن هستم خدا برای آنها روزهای خوبی را در آینده طراحی كرده است. مثلا بهار همسر خوبی پیدا كند یا دادا زن خوبی بگیرد یا موقعیت اجتماعی خوبی پیدا كنند. مطمئن هستم به خاطر نداشتن مادر خدا خیلی به آنها لطف می کند. حتی دوست دارم خودم دادا را داماد كنم. دوست دارم ۲۰ سالگی زن بگیرد.

 

پس چرا خودتان تا این سن ازدواج نكرده‌اید؟

 

خب پیش نیامده. الان با دادا زندگی می‌‌كنم. كلی تفریح می‌‌كنیم. تابستان به كلاس شنا فرستادمش تا شنا یاد بگیرد و الان كلاس ووشو می‌‌رود.

 

با هم استخر می‌‌روید؟

 

بله؛ اتفاقا استخر عمومی هم می‌‌رویم.

 

نمی‌گویید كه ممكن است شما را بشناسند و عكس بگیرند و…؟

 

نه؛ چه ناراحتی دارد.

 

بعضی افراد از حدی كه شهرت‌شان فراتر می‌‌رود، دست و پای خودشان را می‌‌بندند؛ شما هم این طوری هستید؟

 

الگوی من رضا عطاران است كه اصلا اهل این اداها نیست. باید بپذیری كه وقتی معروف شدی و مردم تو را دوست دارند باید برای‌شان وقت بگذاری. معتقدم وقتی از خانه می‌زنم بیرون هر چقدر آدم خواست با من عكس بگیرد باید بایستم چون او هم وقت گذاشته و تو را دیده است. او از احساسش مایه گذاشته تا شما را دوست داشته باشد و نباید دل كسی را شكست. وقتی دل كسی را شاد كنی خدا هم به تو حال می‌‌دهد.

 

همه اینها زودگذر هستند. شعری از مولاناست كه عاشق آن هستم و سال‌هاست كه آن را ملكه ذهنم كرده‌ام «دل بر این دنیا مبند دنیای فانی بگذرد، نوبت پیری سرآید نوجوانی بگذرد،‌ای كه داری باغ و بستان مال و ملك و مملكت، باغ تو ویرانه شود باغبانی بگذرد،‌ای كه داری زور بازو در جهان نامدار، دور تو هم برسر‌اید پهلوانی بگذرد، این اجل همچون پل‌است و جان‌ها چون كاروان، ناگهان بینی كه زان پل كاروانی بگذرد». من امروز جلوی شما اینجا نشسته‌ام، چند وقت دیگر شخص دیگری اینجا می‌‌نشیند. مهم این است شما خاطره خوبی از من داشته باشید. مگر من چه فرقی با شما و دیگران دارم؛ حالا خدا ما را دوست داشت و ما را یك ماچی كرد، اما در آخر همه ما می‌‌رویم در یك وجب خاك.

 

 

یك هفته بعد هم فراموش می‌‌شویم. اما خوب كه باشی هرگز فراموش نمی‌شوی. چرا  مرحوم تختی این همه سال در یادها زنده مانده است؟ خیلی كشتی‌گیرها بعد از او فوت شدند كه حتی اسمی از آنها نیست. خیلی بازیگرها در این سال‌ها آمده‌اند اما چرا رضا عطاران اینقدر دوست داشتنی است؟ من با او زندگی كرده‌ام و سال‌ها هم مستاجر او بوده‌ام و از نزدیك دیده‌ام كه چقدر مردمدار است.

 

ماجرای مستاجر رضا عطاران بودن واقعی است ؟

 

بله؛ واقعا ۱۰ سال است من در خانه رضا عطاران كه در سعادت آباد است زندگی می‌كنم و در این ۱۰ سال نه قرار دادی با هم نوشته‌ایم نه من به او اجاره‌ای داده‌ام. این قدر در این ساختمان بوده‌ام كه همه همسایه‌ها فكر می‌‌كنند من مالك خانه هستم و رضا مهمان است كه هر چند وقت یك بار به من سر می‌زند.

 

از درآمد نویسندگی راضی هستید؟

 

خدا را شكر بله.

 

مثلا برای هر قسمت یك سریال چقدر دستمزد می‌‌گیرید؟

 

بستگی دارد. بالا و پایین دارد. مثلا بیشترین درآمدم برای نویسندگی سر كار «آقا و خانم سنگی» بوده است. ۲۶ قسمت بود كه برای هركدام ۵، ۶ میلیون گرفتم. در سینما دو فیلمنامه نوشتم كه یكی «روز سوم» بود كه كلا رفاقتی رفتم و پولی نگرفتم. برای فیلم «ورود زنده‌ها ممنوع» هم ۱۸ میلیون تومان قرارداد بستم.

 

خدا را شكر تا به حال هم كسی پول مرا نخورده است. سال ۹۰ كه «سه‌دونگ، سه‌دونگ» را نوشتم آقای دارابی لطف كرد در مراسمی كه داشتند گفتند سال بعد را هم بدهید علی مسعودی بنویسد. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد كه آقای فرجی مرا دوست نداشت. مهم نیست این دنیا به هیچ كس وفا نكرده است.

 

یعنی فقط در شبكه سه كار می‌‌كنید؟

 

نه؛ برای شبكه ۵ و ۲ هم نوشته‌ام. برای شبكه یك «ارث بابام» را نوشتم. باید خیلی حواست باشد كه حق‌بری نكنی. مثلا حواست باشد اگر علی مشهدی با رفیقت دعوا كرد تو نان او را نبری. می‌‌گویند بترس از آه مظلومان كه او هم خدا دارد. معتقدم كه با یك آه تو از عرش به فرش می‌‌افتی. من كارهای خوبی نوشتم. بازیكن فوتبالی را در نظر بگیرید كه آقای گل لیگ بشود، بعد تیم‌ملی دعوتش نكنند. بازیكن كه نمی‌تواند برود التماس كند.

 

فیلمنامه‌ها را آماده دارید و پیشنهاد می‌‌دهید یا سفارش كار می‌‌گیرید؟

 

طرح می‌‌نویسم كه در حد چند صفحه است و آن را به شبكه می‌‌دهم. شخصا طرحی را برای آقای فرجی بردم. حس می‌‌كردم او حق مرا می‌‌گیرد. گفتم كه او كمك می‌‌كند تا بتوانم كار كنم اما بعد فهمیدم اصلا خود او مانع كارم است اما مهم نیست. همیشه این را گفته‌ام كه شاید علی مشهدی پیش خدا روزی نداشته باشد اما دو بچه یتیمی كه دارم و حواسم به آنها هست، روزی‌شان را پیدا می‌‌كنند. چند وقت پیش یكی از اقوام دامادمان زنگ زد و گفت بهار را برده‌ایم تا برایش چیزی بخریم اما قبول نمی‌كند و می‌‌گوید اگر چیزی بخواهم دایی‌ام برایم بهترینش را می‌‌خرد. این عادت من است.

 

آنها همیشه از دهان من كلمه بهترین را شنیده بودند. اینكه تو به جایگاهی برسی كه روزی كسی را قطع كنی و به دیگری جایگاه زیادی بدهی، درست نیست. مگر چند نویسنده طنز خوب داریم؟ چطور در نظرسنجی، مجموعه «سه‌درچهار» را كه نوشته بودم، به عنوان بهترین كار در ۱۰ سال اخیر انتخاب شد، چطور «قرارگاه مسكونی» كه بازهم من آن را نوشته‌ام، رتبه دوم را می‌‌گیرد. من كه نباید بروم التماس كنم. باید دعوتم كنند. مگر علی كریمی می‌‌رود التماس می‌‌كند؟ او بازی‌اش را كرده و امتحانش را پس داده است.

 

آیا در این سال‌ها پیش آمده كه مدت طولانی خانه‌نشین شوید؟

 

بله؛ دو سال و نیم بیكار بودم. البته به ندرت كاری داشتم. در حالی كه قرار بود برای ماه رمضان بنویسم. چند ماه مرا سر كار گذاشتند و آخر هم كار را به كس دیگری دادند.

 

چرا سمت سینما نرفتید؟

 

نمی‌دانم. اتفاقا پولش هم خوب است. من در زمان خودش خوب پول گرفته‌ام. راستش شاید چون آدم قانعی هستم و حوصله حرص زدن را ندارم. خیلی از بچه‌ها خانه دارند اما من هنوز مستاجر هستم. به نظرم خدا وقتی جنبه‌اش را داشته باشی، می‌‌رساند.

سرگذشت جالب علی مشهدی کمدین استند آپ خندوانه + عکس

 اگر فیلمنامه‌ها را سكانس به سكانس می‌‌نویسید، چرا در كارهایی كه از شما به یاد داریم، كلا بر اساس بداهه ساخته شده است؟

 

اینطور نیست. مثلا در سریال «قرارگاه مسكونی» همه چیز عینا مانند فیلمنامه بود. در سریال «سه‌درچهار» آنقدر رابطه‌ام با مجید خوب بود، ضمن آنكه من دوست داشتم حتما سر صحنه بروم. مجید هر چیزی را با من چك می‌‌كرد. برعكس این كار اخیر «آقا و خانم سنگی» كه شاهد احمدلو كار را هرطور كه می‌‌خواست، تغییر داد. وقتی سر صحنه ۹۰ درصد كار را بدون اجازه عوض می‌‌كنند، آن كار دیگر متعلق به تو نیست. مطمئن باشید اگر «آقا و خانم سنگی» را دوست داشتم، پستی از آن در اینستاگرام می‌‌گذاشتم. در حالی كه سر «سه‌دونگ، سه‌دونگ» تجربه خوبی با شاهد احمدلو داشتم.

 

چرا رامبد به این نتیجه رسید كه علی مشهدی، فیلمنامه‌نویسی را كه سال‌هاست همه او را می‌‌شناسند و از توانایی‌هایش خبر دارند، به برنامه‌اش بیاورد؟

 

رامبد جوان ۱۰ سال پیش به خانه من آمد. نخستین شبی كه آمد ساعت ۹ شب بود. من شروع كردم به خاطره تعریف كردن و بی‌وقفه تا ۳ صبح این كار را ادامه دادم. من یكسری خاطره دارم كه مثلا بعضی‌هایش را مجید صالحی ۵۰ بار شنیده و عین ۵۰ بار طوری می‌‌خندد انگار بار اول است كه می‌‌شنود. در هر جمعی می‌‌رویم فهرست می‌‌كند كه مثلا فلان خاطره یا فلان خاطره را تعریف كن. من به او می‌‌گویم تو كه ۵۰ بار این خاطره را شنیده‌ای چرا برایت جالب است؟!

 

آن شب كه برای رامبد خاطره تعریف می‌‌كردم، دو بار از خنده به سرفه شدید افتاد. فردایش وقتی به خانه رفت، ساعت یك بعدازظهر زنگ زد گفت من از دیشب نخوابیده‌ام. دراز می‌‌كشم تا چشمانم را می‌‌بندم یاد فلان قسمت از فلان خاطره‌ات می‌‌افتم. به من گفت یك روز برنامه‌ای می‌‌سازم و تو باید در آن خاطره تعریف كنی و استندآپ كنی. من واقعا نمی‌توانستم خاطراتم را بدون سانسور بگویم. اما اصرار كرد و گفت اگر خوب نبود پخش نمی‌كنیم تا اینكه در سری جدید مورد استقبال واقع شد.

 

اتفاق خوبی بود؟

 

چهار چیز هست كه همه دوست دارند؛ ثروت، شهرت، موقعیت و قدرت. نمی‌‌توان گفت نه، من دوست ندارم. اینها در ذات بشر است. راستش در كل دوست داشتم بازیگر شوم اما نمی‌توانم بروم بگویم مرا بازی بدهید. حسین لطیفی كه «روز سوم» را برایش نوشتم گفت یكی از نقش‌ها را بازی كن اما چون قرار بود «قرارگاه مسكونی» را بازی كنم، قبول نكردم. درنهایت در «قرارگاه مسكونی» هم اتفاقاتی پیش آمد كه نتوانستم در آن هم بازی كنم و تنها نویسنده كار بودم.

 

نخستین كاری كه نوشتید، چه بود؟

 

چند آیتم برای «ساعت‌خوش» بود.

  پیشنهاد ندادند تا بازی كنید؟

 

من زمانی وارد «ساعت‌خوش» شدم كه بچه‌ها همه سوپراستار بودند. اصلا مرا ریز می‌‌دیدند.

 

چطور وارد ساعت خوش شدید؟

 

یادتان هست كلاه‌قرمزی و آقای مجری می‌‌گفتند از شما دعوت می‌‌كنیم. . . من هم مصاحبه‌ای از امیرفضلی و رادش خوانده بودم كه از آنها پرسیده بودند اگر كسی استعدادش را داشته باشد و بتواند بنویسد، شما از آنها دعوت به كار می‌‌كنید؟ آنها هم گفته بودند بله. مصاحبه در هفته‌نامه سینما بود اما نگو تعارف كرده بودند. فردای آن روز با پنج هزار تومان پول از مشهد راهی تهران شدم. آن موقع آدرس تهران، میدان آرژانتین، انتهای خیابان الوند را شنیده بودم و فكر می‌‌كردم تمام برنامه‌ها آنجا ضبط می‌‌شود. رفتم جلوی در، روزنامه همراهم بود و چند آیتم هم نوشته بودم. گفتم می‌‌خواهم بروم پیش بچه‌های «ساعت‌خوش».

 

نگهبان حراست گفت چطور؟ گفتم دعوتم كرده‌اند. به من گفت لوكیشن آنها اینجا نیست. نخستین بار آنجا كلمه لوكیشن را شنیدم و اصلا نمی‌دانستم چیست. آدرس را خواستم كه گفتند نمی‌شود. گفتم متن نوشته‌ام، گفتند بدهید به ما، ما خودمان به آنها می‌‌رسانیم. قبول كردم. آن موقع ۲۳ سال داشتم. وقتی قرار باشد، اتفاقی بیفتد كه در سرنوشت‌‌تان باشد، می‌‌افتد. زمانی برای كاری نزد مهدی فرجی در شبكه رفته بودم و ضمن صحبت مقطعی از زندگی‌ام را برایش تعریف كردم.

 

به من گفت اینها خودش یك سریال طنز است. طرحی داشتم كه فورا آقای فرجی گفت این را برای عید می‌‌خواهیم و قرار شد حتی آن را به عنوان سریال طنز بسازند. من اتفاقاتی را تعریف كردم كه در مقطعی هشت ساله از سال ۷۴ تا ۸۱ برایم رخ داده بود. آن را نوشتند و من خواندم و دیدم كلا فضای مسخره‌ای دارد. قبول نكردم اما خودم می‌‌خواهم سال دیگر آن را بنویسم.

 

در آن بازی هم می‌‌كنید؟

 

نه؛ نیاز به بازیگری جوان دارد. من پیر شده‌ام. اما به هر حال دوست دارم زندگی خودم را خودم بازی كنم. در سریال «قرارگاه مسكونی» كاراكتری را نوشته بودم به اسم علیرضا مسعودی كه قرار بود خودم بازی كنم اما اتفاقاتی پیش آمد كه شهرام قائدی آن را بازی كرد.

 

برترینها

 

مطالب مرتبط:

 

علت محبوبیت رظا عطاران در دل مردم

 

طنز خواندنی گریه وانه

 

رکورد شکنی فالوئر بهنوش بختیاری در اینستا

 

 

 


مشاهده کلیپ

بیوگرافی کامل شهلا ریاحی + تصاویر شهلا ریاحی


بیوگرافی کامل شهلا ریاحی, تصاویر شهلا ریاحی

بیوگرافی کامل شهلا ریاحی + تصاویر شهلا ریاحی

شهلا ریاحی
نام اصلی :  قدرت زمان وفادوست
زمینه فعالیت :  سینما و تلویزیون و تئاتر
تولد :  ۱۸ شهریور ۱۳۰۵ در تهران
محل زندگی : تهران
ملیت :  ایرانی
پیشه  :  بازیگر و کارگردان
سال‌های فعالیت : ۱۳۳۰-۱۳۷۹
همسر : اسماعیل ریاحی

زندگینامه شهلا ریاحی
شهلا ریاحی متولد ۱۸ شهریور ۱۳۰۵ برابر با ۸ سپتامبر ۱۹۲۶ در شهر تهران است. وی تحصیلات خود را تا سیکل ادامه داد و در سن ۱۷ سالگی بنا به خواست و راهنمایی همسرش اسماعیل ریاحی که خود از شیفتگان تئاتر بود به صحنه (تئاتر تهران) راه یافت و برای اولین بار شادروان معزالدیوان فکری در نمایشنامه ای به نام «سیاست هارون‌الرشید» نقش اول دختر نمایش را به او داد. او با کار سوم و چهارم در دنیای محدود تئاتر آن زمان به عنوان بازیگری محبوب و سرشناس مورد توجه قرار گرفت.

او سینمای حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با فیلم «خواب های طلایی» به کارگردانی معزالدیوان فکری تجربه کرد. ریاحی سال ۱۳۳۵ فیلم «مرجان» را کارگردانی کرد و به این ترتیب نام اولین زن کارگردان سینمای ایران را به خود اختصاص داد.

او همسر مرحوم اسماعیل ریاحی (کارگردان قدیمی سینما) است و دارای دو فرزند (یک دختر و یک پسر) است.

 گفت‌وگو با شهلا رياحي، بازیگر قدیمی سینمای ایران

چطور شد به عرصه هنر پا گذاشتيد و مشوق اصلي‌تان براي پاگذاشتن به اين عرصه چه كسي بود؟
۱۷سال بيشتر نداشتم كه به درخواست و راهنمايي همسرم مرحوم «اسماعيل» رياحي كه خود از شيفتگان تئاتر بود، به صحنه تئاتر راه يافتم. حدود سال ۱۳۲۳ بود. براي نخستين بار شادروان معز ديوان فكري در نمايشنامه‌اي به نام «سياست هارون‌الرشيد» نقش اول را به من محول كرد. اين كار با استقبال بسياري روبه‌رو شد و همين باعث شد كه بعدها يعني در كار بعدي‌ام به‌عنوان بازيگر سرشناس مورد توجه قرار بگيرم.

در سال ۱۳۳۰ با فيلم خواب‌هاي طلايي وارد سينما شدم. پس از آن وارد راديو شدم و براي ۱۴سال در نمايشنامه‌هاي راديويي در نقش بازيگر و كارگردان مشغول بودم. سال ۱۳۳۵ هم اولين فيلمم به نام «مرجان» را كارگرداني كردم كه به عنوان اولين كارگردان زن ايراني شناخته مي‌شوم.

وقتي فيلم خودتان را مي‌ساختيد چه احساسي داشتيد؟
اين احساس كه بايد همه توان هنري و تجربه‌هايم را كنار هم قرار دهم تا حق مطلب ادا شود حتي براي انتخاب موسيقي فيلم، به قدري موسيقي گوش كردم و با وسواس به اين قضيه نگاه مي‌كردم تا كار خوب از آب در بيايد.

خانواده‌تان با ورود شما به دنياي هنر مخالف نبودند؟
درباره حضورم خاطره جالبي دارم! پدرم قبل از فوت خواب مي‌بيند كه نوزادش را در دستانش گرفته و ناگهان نوزاد به آسمان مي‌رود. فرداي آن روز پدرم خواب را اينطور تعبير مي‌كند: «نوزادي كه به دنيا آمده، يا مي‌ميرد يا مشهور مي‌شود.

زماني كه وارد عرصه سينما شدم، همه خانواده‌ام سياه پوشيدند و گفتند قدرت‌زمان مرده و ديگر براي ما وجود ندارد! اصلا براي آنها ورود زن به عرصه هنر‏، غيرقابل قبول بود و تا اين حد از كاري كه كردم بدشان مي‌آمد.

شاخص‌ترين نمايش‌هاي تئاتر شما كدام‌ها بودند؟
من در بيش از شصت نمايشنامه كه در تمام آنها نقش اول را داشتم ايفاي نقش كردم كه خانم كامليا، رومئو و ژوليت، تاجر ونيزي، خسيس، آخرين لحظه، پيچ خطرناك و مكافات نمونه‌اي از آنهاست.

به نظر خودتان بهترين كارتان در زمينه بازيگري، كدام فيلم است؟
جاده مرگ، درشكه چي، خانه خراب و مرگ پلنگ را از ميان كارهايم خيلي دوست داشتم.

خانم رياحي چرا هميشه نقش مادرهاي مهربان را بازي مي‌كرديد و هيچ‌وقت نقش منفي نداشتيد؟
مرحوم رياحي هميشه به من مي‌گفت نقش‌هايت را با دقت انتخاب كن چرا كه اين نقش‌ها در ذهن مردم نقش مي‌بندد و باعث محبوبيت يا تنفر مردم از تو مي‌شوند. اگر نقش منفي براي بازي به من پيشنهاد مي‌شد اصلا قبول نمي‌كردم.

چقدر از خودتان و فعاليت‌هاي هنري‌تان راضي هستيد؟
خوشحالم كه توانسته‌ام با بيش از ۶۰سال فعاليت هنري در عرصه تئاتر، ‌سينما،‌ راديو و تلويزيون دين خود را به جامعه هنري ايران ادا كنم. من دختر كوچكي بودم كه وارد سينما شدم و اين مردم بودند كه نام من را بزرگ كردند. امروز هستم شايد فردا نباشم اما هر چه دارم از مردم است و مردم بودند كه شهلا رياحي را ساختند.

در شرايط برابر، اولويت را به كدام مي‌داديد؛ كار يا خانواده؟
عشق به خانواده و عشق به هنر دو دغدغه اصلي من در زندگي بوده‌اند كه البته عشق به خانواده را با هيچ چيزي عوض نكرده‌ام. مرحوم رياحي همه زندگي من بود و اگر از من چيزي مي‌خواست با رضايت خاطر قبول مي‌كردم حتي اگر از من مي‌خواست از هنر دست بردارم كه البته اينگونه نبوده و او هميشه يكي از حاميان من در زندگي بود.

 تصاویر شهلا ریاحی, عکس های جوانی شهلا ریاحی

 شهلا ریاحی اولین کارگردان زن در تاریخ سینمای ایران میباشد

فكر مي‌كنيد جايگاه و سطح واقعي هنر ايراني به‌ويژه سينما و تئاتر در مقايسه با ديگر كشورها چگونه است؟
با توجه به آن چيزهايي كه مي‌بينم فكر مي‌كنم در سال‌هاي اخير با دستيابي به تحصيلات و مطالعات بسياري كه در اين زمينه صورت گرفته، سينما و تئاتر شاهد شكوفايي و رشد بسياري بوده و به جرات مي‌توان گفت اين دو هنر از تحول چشمگيري تا حد جهاني شدن برخوردار شده‌اند.

آيا تا به حال هنرمندان ديگر نظرشان را درباره شما و فعاليت هنريتان بيان كرده‌اند؟
همه هنرمندان همواره به من لطف داشتند و جز محبت و تمجيد از آنها چيزي نشنيده‌ام.

وقتي به جواني و گذشته خود بر مي‌گرديد چه احساسي داريد؟ احساس رضايت مي‌كنيد از كارهايي كه تا به حال انجام داده‌ايد؟
من با اين عكس‌ها كه به در و ديوار زده‌ام زندگي مي‌كنم. بارها با آنها حرف زده‌ام. به هر كدام كه نگاه مي‌كنم خاطره‌اي از سال‌هاي جواني در ذهنم نقش مي‌بندد اما افسوس كه خيلي زود گذشت. البته اين تنها براي من نيست قاعده زندگي همين است. پير كه مي‌شوي، حسرت روزهاي جواني را مي‌خوري.

دلتان براي دنياي تلويزيون و سينما تنگ نشده است؟
سال‌هاي زيادي از عمرم را در سينما، تئاتر و تلويزيون گذرانده‌ام. معلوم است كه دلم تنگ مي‌شود. من ۶۰ سال با سينما زندگي كرده‌ام. اما ديگر پير شده‌ام و حالا نوبت جوان‌هاست كه خود را نشان بدهند.

شهلا رياحي كه مدت‌ها در بيرون از خانه درخشيد، الان در خانه چه مي‌كند؟
با فوت همسرم خيلي چيزها را از دست دادم اما اين تقدير همه ماست. بيشتر وقتم را در خانه مي‌گذرانم و جدول حل مي‌كنم و تلويزيون مي‌بينم.

 تصاویر شهلا ریاحی, عکس های جوانی شهلا ریاحی

شهلا ریاحی سینمای حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با فیلم «خواب های طلایی» تجربه کرد

از زندگي مشترك‌تان با مرحوم اسماعيل رياحي برايمان بگوييد.
اسماعيل همه دنياي من بود. وقتي با هم ازدواج كرديم من ۱۴سالم بود. با هم بزرگ شديم. او هم سني نداشت. فقط ۲۰ سالش بود. من هر چه در زندگي دارم از اوست، فعاليت هنري‌ام همه و همه را از او دارم. همسرم هميشه به من مي‌گفت نقش‌هاي مثبت را بازي كن چون خودش هميشه مثبت و خوب بود.

كار من اين روزها نشستن و انتظار براي پيوستن به اوست. قرار بود هفتادمين سالگرد ازدواج‌مان را در كتاب گينس به عنوان هنرمنداني كه ركورد بيشترين عمر زندگي مشتركشان را با هم بودند ثبت كنيم.

 تصاویر شهلا ریاحی, عکس های جوانی شهلا ریاحی

  شهلا ریاحی همسر مرحوم اسماعیل ریاحی (کارگردان قدیمی سینما) است

در سال‌هاي فعاليت هنري‌تان با راديو هم همكاري داشتيد؟
بين سال‌هاي ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۹ علاوه بر تئاتر و سينما، چند نمايشنامه راديويي را كارگرداني كردم. اما بعد از آن درگير تلويزيون و سينما شدم و ديگر وقت همكاري نداشتم.

خانم رياحي چه چيز شما را خيلي آزار مي‌دهد؟
دروغ، حسد و نامهرباني. هميشه به فرزندانم مي‌گويم هيچ چيز جاي مهر و محبت را نمي‌گيرد. دروغ نگوييم تا دروغ نشنويم و حسد نورزيم تا به ما حسد نورزند.

نصيحت شما به بازيگران جواني كه تازه پا به اين عرصه گذاشته‌اند چيست؟
هنر بسيار شيرين است اما نبايد در آن غرق شد. جوانان نبايد به خودشان غره شوند و خود و زندگي شان را وقف هنر كنند. بايد بياموزند و براي مفيد بودن تلاش كنند اما همه زندگي اين نيست بلكه در زندگي چيزهاي زيباتري نيز وجود دارد.

 تصاویر شهلا ریاحی, عکس های جوانی شهلا ریاحی

شهلا  ریاحی سال ۱۳۳۵ فیلم «مرجان» را کارگردانی کرد و  اولین زن کارگردان سینمای ایران شد

  فیلم‌شناسی

سینمایی

فیلم سینمایی فیلم سینمایی فیلم سینمایی
دعوت به شام (۱۳۷۹) بچه‌های طلاق (۱۳۶۸) فردای باشکوه (۱۳۴۶)
بادام‌های تلخ (۱۳۷۸) [حضور افتخاری] رانده شده (۱۳۶۸) میلیونرهای گرسنه (۱۳۴۶)
چشم عقاب (۱۳۷۷) زمان از دست رفته (۱۳۶۸) بیست سال انتظار (۱۳۴۵)
فرار از جهنم (۱۳۷۵) مرگ پلنگ (۱۳۶۸) گدایان تهران ( ۱۳۴۵ )
سلام به انتظار (۱۳۷۴) در مسیر تندباد (۱۳۶۷) جهان پهلوان (۱۳۴۵)
انتهای قدرت (۱۳۷۳) گلنار (۱۳۶۷) شارلاتان (۱۳۴۵)
تحفه هند (۱۳۷۳) پرستار شب (۱۳۶۶) شیطان در می‌زند (۱۳۴۳)
حالا چه شود! (۱۳۷۳) پرنده کوچک خوشبختی (۱۳۶۶) جاده مرگ (۱۳۴۲)
رویای نیمه شب تابستان (۱۳۷۳) گل مریم (۱۳۶۶) عروس دهکده (۱۳۴۱)
عروسی خون (۱۳۷۳) خانه خراب (۱۳۵۴) عشق بزرگ (۱۳۴۰)
مرضیه (۱۳۷۳) پسرخوانده (۱۳۵۲) مرغابی سرخ‌کرده (۱۳۴۰)
می‌خواهم زنده بمانم (۱۳۷۳) سراب (۱۳۵۲) عروسک پشت پرده (۱۳۳۹)
بدل (۱۳۷۲) صخره سیاه (۱۳۵۲) آفت زندگی یا مرفین (۱۳۳۹)
بی‌تو هرگز (۱۳۷۲) حکیم باشی (۱۳۵۱) بوسه مادر (۱۳۳۵)
چشمهایم برای تو (۱۳۷۱) خاطرخواه (۱۳۵۱) مرجان (۱۳۳۵) [کارگردان و بازیگر]
دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱) آسمون بی ستاره (۱۳۵۰) برای تو (۱۳۳۴)
رابطه پنهانی (۱۳۷۱) درشکه‌چی (۱۳۵۰) چهره آشنا (۱۳۳۲)
دلشدگان (۱۳۷۰) دل‌های بی‌آرام (۱۳۵۰) دختر چوپان (۱۳۳۲)
دیدار در استانبول (۱۳۷۰) شاطر عباس (۱۳۵۰) دختر سر راهی (۱۳۳۲)
راه و بیراه (۱۳۷۰) شب عروسی (۱۳۵۰) گناهکار (۱۳۳۲)
تیغ آفتاب (۱۳۶۹) بهشت دور نیست ( ۱۳۴۸ ) نیمه راه زندگی (۱۳۳۲)
دو فیلم با یک بلیت (۱۳۶۹) بهرام شیردل (۱۳۴۷) دزد عشق (۱۳۳۱)
خواب‌های طلایی (۱۳۳۰) یک نگاه (۱۳۳۱)

 شهلا ریاحی بازیگر قدیمی ایران

 شهلا ریاحی در سن ۱۷ سالگی بنا به خواست همسرش اسماعیل ریاحی به صحنه تئاتر راه یافت

      تلویزیونی

سال نام سمت کارگردان توضیحات
۱۳۸۲ مهمانپذیر طوبی بازیگر مهمان منوچهر پوراحمد در نوروز ۱۳۸۳ از شبکه ۱ پخش شد.
۱۳۸۰-۱۳۸۱ لحظه قاصدک بازیگر ایرج حبشی از برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ پخش شد.
۱۳۷۹ یک میهمان بازیگر حسن هدایت تهیه شده برای شبکه جهانی سحر
؟ این خانه قشنگ است بازیگر حسین کامران اواسط دهه هفتاد از «سیمای خانواده» پخش می‌شد.
؟ قوهای سپید بازیگر داریوش جهانگیری در نیمه دوم دهۀ ۷۰ از برنامه «سیمای خانواده» پخش می شد.
۱۳۷۶ قصه‌های چهار فصل بازیگر ؟ شبکه ۱
۱۳۷۵ فروشگاه بازیگر احمد بهبهانی شبکه ۳
۱۳۷۵ جدال بی‌حاصل بازیگر مسعود رشیدی از برنامه «سینمای خانواده» پخش می‌شد.
۱۳۷۴ جای خالی دریا بازیگر هوشنگ توکلی
۱۳۷۴ بر سر دوراهی بازیگر مجید بهشتی
۱۳۷۴ آتیه بازیگر رضا صفایی شبکه ۱
۱۳۷۴ درد پنهان بازیگر ؟ هر روز ظهر، از برنامه سیمای خانواده پخش می شد.
۱۳۷۴ مجموعه «قصه شب سیما» بازیگر مسعود فروتن بازی در اپیزود «خانه عشق» – شبکه ۱
۱۳۷۳ خانه در آتش بازیگر علی نقی‌لو شبکه ۱
۱۳۷۳ همسران بازیگر مهمان بیژن بیرنگ
مسعود رسام
شبکه ۲
۱۳۷۲ همسایه‌ها بازیگر حسن فتحی شبکه ۲
۱۳۷۲ سنگ و شیشه بازیگر جمشید حیدری شبکه ۲
۱۳۷۱ بیا تا گل برافشانیم بازیگر خسرو ملکان
۱۳۷۰ این خانه دور است بازیگر بیژن بیرنگ
مسعود رسام
شبکه ۲
۱۳۶۸ ازدواج پرماجرا بازیگر منوچهر پوراحمد در نوروز ۱۳۶۹ از شبکه ۱ پخش شد.
۱۳۶۸ چراغ خانه بازیگر منوچهر پوراحمد شبکه ۱
۱۳۶۷ بخش چهار جراحی بازیگر مسعود فروتن
۱۳۶۵ در خانه بازیگر بیژن بیرنگ
مسعود رسام
شبکه ۲
در نقش «عزیز خانم»
۱۳۵۶ ایتالیا ایتالیا بازیگر نوذر آزادی در نقش «انور زمان»

 منابع:

ویکی پدیا
روزنامه تهران 

The post بیوگرافی کامل شهلا ریاحی + تصاویر شهلا ریاحی appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ

بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید


بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید

 

در این مطلب تصاویر و بیوگرافی جذاب این بانوی زیبای ایرانی را مشاهده خواهید کرد.به گزارش پارس ناز لیلا میلانی (Leyla Milani) (متولد ۲ آوریل ۱۹۸۲) مانکن، طراح مد و بازیگر کانادایی ایرانی الاصل است .

بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید

وی تاکنون در چند برنامه تلویزیونی در شبکه‌های اِن‌بی‌سی و فاکس نیوز مشارکت داشته‌ است. قد : ۱۶۷ عکس جدید لیلا میلانی عکس عروسی لیلا میلانی مدل زیبای ایرانی و منوچهر خوش بین مطالب مرتبط […] لیلا میلانی (Leyla Milani) (متولد ۲ آوریل ۱۹۸۲) مانکن، طراح مد و بازیگر کانادایی ایرانی الاصل ، وی تاکنون در چند برنامه تلویزیونی در شبکه‌های اِن‌بی‌سی و فاکس نیوز مشارکت داشته‌ است.

بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید

بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید

بیوگرافی لیلا میلانی مدل و مانکن زیبای ایرانی + عکس جدید

 

 

مطالب مرتبط:

 

ده زن زیبای جهان انتخاب شدند + عکس

 

عکس هایی دیدنی از ۱۰ زن با زیباترین چشمان جهان

 

جنجال خیانت ‌های مرد شماره یك جهان به همسرش + عکس

 

عکس های دیدنی از شارمیتا مدل ایرانی مطرح جهان

 

 

 


مشاهده کلیپ

عکسی دیده نشده از مزار مرحوم علی طباطبایی


عکسی دیده نشده از مزار مرحوم علی طباطبایی

 

سید علی طباطبایی (۲ آبان ۱۳۶۳– ۸ شهریور ۱۳۹۴) بازیگر سینما و تلویزیون ایران بود که در تاریخ هشتم شهریورماه ۱۳۹۴ به علت ایست قلبی درگذشت. پدر وی سید کمال طباطبایی، یکی از تهیه کنندگان ایرانی است.

 

اولین کار او بازی در سالاد فصل محصول سال ۱۳۸۳ به تهیه کنندگی سید کمال طباطبایی، نویسندگی و کارگردانی فریدون جیرانی بود. او در سریال‌های «باجناغ‌ها» و ترانه ی مادری و آشپزباشی و قلب یخی و بچه‌های نسبتاً بد نیز بازی کرده بود.

عکسی دیده نشده از مزار مرحوم علی طباطبایی

عکسی دیده نشده از مزار مرحوم علی طباطبایی

 

او در فیلم سینمایی “گور به گور شده” نیز به ایفای نقش پرداخت. از کارهای اخیر او، می‌توان به اسب سفید پادشاه اشاره کرد. سید علی طباطبایی بهار سال ۱۳۹۴ در فیلم سینمایی «اسب سفید پادشاه» ساخته محمدحسین لطیفی نقش کاراکتری را ایفا می‌کرد که به علت تصادف کشته می‌شود.

 

وی در یکشنبه شب «۸ شهریور ماه ۱۳۹۴» به یکباره دچار حمله قلبی شد و چیزی نگذشت که به علت ایست قلبی در منزل پدرش در تهران درگذشت.

 

 

مطالب مرتبط:

 

شوخی غیراخلاقی با خبر مرگ علی طباطبایی!

 

عکسی که پوریا پورسرخ در حاشیه های مرگ علی طباطبایی و بیت الله عباسپور منتشر کرد

 

درگذشت علی طباطبايی و واکنش هنرمندان به وداع این بازيگر جوان سینما

 

 

 


مشاهده کلیپ

عکس و بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان


عکس و بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان
Fahriye Evcen  متولد ۴ ژوئن ۱۹۸۶ در شهر زولینگن ٬ آلمان می باشد،پدرش اهل آلمان و مادرش اهل کشور ترکیه می باشد.

نام اصلی : Fahriye Evcen
متولد : ۴ ژوئن ۱۹۸۶
محل تولد : زولینگن
ملیت : آلمان ٬ ترکیه
شغل : بازیگری
سال فعالیت : ‌۲۰۰۵ تا کنون
پدر : آلمانی
مادر : ترکی

زندگی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان 
Fahriye Evcen  متولد ۴ ژوئن ۱۹۸۶ در شهر زولینگن ٬ آلمان می باشد.

پدرش اهل آلمان و مادرش اهل کشور ترکیه می باشد .

وی تا سن ۱۹ سالگی در آلمان زندگی می کرد و بعد به استانبول ٬ ترکیه نقل مکان کرد .

و به زبان های ترکی ٬ آلمانی ٬ اسپانیایی و انگلیسی تسلط کامل دارد .

عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان 

 عکس جدید نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

  Fahriye Evcen بازیگر نقش نجلا در سریال برگ ریزان

 تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 عکس های نجلا در سریال برگ ریزان

 تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

  بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 جدیدترین عکس های Fahriye Evcen  بازیگر نقش نجلا در سریال برگ ریزان

 تصاویر نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

    زیباترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 جدیدترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 تصاویر جدید نجلا

   جدیدترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

   عکس های جدید Fahriye Evcen بازیگر نقش نجلا در سریال برگ ریزان

 جدیدترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

    تصاویر  Fahriye Evcen

 جدیدترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان,بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

 جدیدترین عکس های نجلا بازیگر سریال برگ ریزان

  

بیتوته

The post عکس و بیوگرافی نجلا بازیگر سریال برگ ریزان appeared first on جذاب.


مشاهده کلیپ